احمد عالی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
احمد عالی
Portraitofaali.jpg
احمد عالی
زاده ۱۳۱۴
تبریز
شغل هنرمند، عکاس و نقاش
همسر(ها) مینا نوری

احمد عالی (زاده فروردین ۱۳۱۴ در تبریز) هنرمند، عکاس و نقاش اهل ایران و فارغ‌التحصیل هنرستان نقاشی کمال الملک در ۱۳۳۶ است.

آثار او در مجموعه‌ها و کلکسیون‌های خصوصی و عمومی متعددی همچون موزه بریتانیا و موزهٔ لاکما[۱] نگهداری می‌شود.

نمایش‌های انفرادی[ویرایش]

  • نمایش خصوصی آثار در تبریز - شهریور ۱۳۳۵ (نمایشگاهِ نقاشی)
  • تالار فرهنگ، تهران، ایران - اردیبهشت (۱۹۶۳) ۱۳۴۲(نمایشگاهِ عکاسی)
  • تالار قندریز، تهران، ایران - اردیبهشت (۱۹۶۵) ۱۳۴۴(نمایشگاهِ عکاسی)
  • گالری بورگِز، تهران، ایران - اردیبهشت (۱۹۶۸) ۱۳۴۶(نمایشگاهِ عکاسی)
  • گالری سیحون، تهران، ایران - آبان - آذر ۱۳۴۷(نمایشگاهِ عکاسی)
  • کلوپ فرانسه، تهران، ایران - آبان (۱۹۷۰) ۱۳۴۹(نمایشگاهِ عکاسی)
  • نگارخانه برگ، تهران، ایران - خرداد (۱۹۹۷) ۱۳۷۶ " ۴۲ سال نگاه " مروری بر آثار عکاسی، نقاشی و گرافیک از ۱۳۳۳ تا ۱۳۷۵
  • نگارخانه آریا، تهران، ایران - مهر - آبان (۱۹۹۷) ۱۳۸۷ " مناظر شهری به روایت احمد عالی " (نمایشگاهِ عکاسی)
  • نگارخانه ماه مهر، تهران، ایران - مهر (۲۰۱۰) ۱۳۸۹ (نمایشگاهِ عکاسی همراه با رونمایی کتاب " عالی")
  • نگارخانه آران، تهران، ایران - بهمن ۱۳۹۱ " بازیافت " (نمایشگاهِ نقاشی)
  • نگارخانه امکان، تهران، ایران - آذر ۱۳۹۵ " خودنگاره‌های احمد عالی با G11 " (نمایشگاهِ عکاسی)

منتخب نمایشگاه‌های گروهی در خارج از ایران[ویرایش]

  • “ ART 77 “ Washington, USA مه ۱۹۷۷ - photograph
  • La photographie Iranienne, Paris, France oct.2011 “Un regard sur la cre’ation contemporaine en Iran “ (photograph)
  • “ Iran Modern “ Asia Society Museum, Yale University, New York, sep.6.2013 - jan.5.2014 (photograph - painting)

سوابق تدریس[ویرایش]

احمد عالی در سالهای پیش از انقلاب در مدرسه عالی صدا و سیما و همچنین دانشکده صدا و سیما به تدریس هنر عکاسی پرداخته‌است.

  • مدرسه عالی تلویزیون و سینما، تهران، ایران از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۲
  • دانشکده صدا و سیما، تهران، ایران از ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹
  • برگزاری چند برنامه تلویزیونی در ارتباط با نقد و بررسی عکس و عکاسی تا سال ۱۳۵۶

تالیفات[ویرایش]

دو کتاب از مجموعهٔ آثار هنرمند در ایران به چاپ رسیده‌است.

  • کتاب " عالی " گزیده آثار نقاشی و عکاسی از ۱۳۴۰ تا ۱۳۸۸، نشر نظر، چاپ اول: ۱۳۸۹
  • کتاب " جنابِ عالی " گزیده‌ای از نقاشی‌ها و عکس‌های احمد عالی از ۱۳۳۲ تا ۱۳۹۳، نشر نظر، چاپ اول: ۱۳۹۵

منتشر شده درباره هنرمند[ویرایش]

در کتاب‌ها و نشریات غیر فارسی زبان[ویرایش]

  • IRAN MODERN, Fereshteh Daftari, Asia Society Museum, in association with Yale University Press, New Haven and London, 2014 New York, USA
  • A new “ vision “: Early works of Ahmad Aali and the Emergence of Fin Art photography in Iran (1960s - 1970s )Elahe Helbig, Published with the support of the Swiss Academy of Humanities and Social Sciences 2016 . Volume 70 - Socie’te’ Suisse - Asie

مطالب چاپ شده در مطبوعات قبل از انقلاب[ویرایش]

  • مجله خوشه / ٤ ارديبهشت ١٣٤٥
  • روزنامه كيهان اينترنشنال / اول مه ١٩٦٧ نوشته: كريم امامى
  • ژورنال دو تهران / چهارم مه ١٩٦٧ نوشته: Nicole Van de Ven
  • تهران ژورنال / شماره ٤٢١٨ — ١٣٤٧/٨/٢٢
  • ژورنال دو تهران / شماره ٩٩٤٥ — ١٣٤٧/٨/٢٨ نوشته: Nicole Van de Ven
  • روزنامه اطلاعات / شنبه ٢ آذر ١٣٤٧
  • مجله بامشاد / آبان - آذر ١٣٤٧
  • ژورنال دو تهران / ١٣٤٨/١٠/١٣ نوشته: صفا حائرى
  • مجله تماشا / شماره مخصوص نوروز ١٣٥١
  • مجله تصوير / ١٦ بهمن ١٣٥١
  • مجله دنياى جديد / شماره ٣٧٣
  • مجله اميد ايران / شماره ٧٩٩
  • •مجله تصوير / شماره ٩ — نوروز ١٣٥٢
  • مجله تصوير / ١٩ فروردين ١٣٥٣
  • روزنامه آيندگان / ١٣ بهمن ١٣٥٥
  • روزنامه آيندگان / ٢٥ بهمن ١٣٥٥
  • روزنامه آيندگان / ١٧ ارديبهشت ١٣٥٦

مطالب چاپ شده در مطبوعات پس از انقلاب[ویرایش]

  • مجله عكس / شماره ١١ - اسفند ١٣٦٩ (مصاحبه)
  • مجله كِلك / شماره ٨٣-٨٠ آبان - بهمن ١٣٧٥ (مصاحبه)
  • روزنامه همشهرى / شماره ١٢٨١ — ٢٧ خرداد ١٣٧٦
  • مجله مهر / ٢٧ خرداد ١٣٧٦
  • روزنامه سلام / شماره ١٧٤٨ — ٢٩ خرداد ١٣٧٦
  • روزنامه اخبار اقتصادى / شماره ٥٧٧ — تير ١٣٧٦
  • روزنامه اخبار / شماره ٥٩٨ — ١٤ مرداد ١٣٧٦
  • هفته نامه روز هفتم / شماره ١٣٠ — ٢٤ مرداد ١٣٧٦
  • روزنامه ايران / شماره ٣٠٨٠
  • ماهنامه زمان / شماره ١٧ — شهريور ١٣٧٦
  • مجله معيار / شماره ٢١ — دى ١٣٧٦
  • نشريه هنرهاى تجسمى / شماره ٧ — مهر ١٣٧٧
  • نشريه حرفه: هنرمند / شماره ٣ — ١٣٨١
  • دو هفته نامه تنديس / شماره ٨٣ — مهر ١٣٨٥ (مصاحبه)
  • روزنامه اعتماد / ٩ آبان ١٣٨٧
  • نشريه حرفه: هنرمند / شماره ٢٧ — ١٣٨٧
  • دو هفته نامه تنديس / شماره ١٨٤ — مهر ١٣٨٩

پایان نامه های مرتبط با هنرمند

  • فرهاد رنجبران-(كارشناسى عكاسى): "بررسى زندگى و آثار استاد احمد عالى"، دانشگاه آزاد، دانشكده هنر و معمارى ١٣٧٧-١٣٧٦
  • م. فريبرز-(كارشناسى عكاسى): " تاريخ تحول استفاده از شيوه هاى فتومونتاژ و فتوكلاژ  " ، دانشگاه آزاد، واحد تهران مركزى، ١٣٨٠-١٣٧٩

نظریه پرداز عکاسی[ویرایش]

احمد عالی از اولین عکاسانِ ایرانی است که عکاسی را به عنوان هنر به جامعه هنرهای تجسمی ایران معرفی کرد. تا پیش از او عکاسی ماهیت غیر هنری در ایران داشت و محدود به مستند نگاری، عکاسی آتلیه ای و عکاسی تبلیغاتی بود. او در طی سالهای فعالیت خود نظریات خود در باب عکاسی را بارها در مصاحبه ها و کتابهایش عنوان کرده است که خلاصه ای از این نگاه و نظریه ها چنین است:

"[...]الان كه آرشيو كارهاى كرده ام را نگاه مى كنم، گزينه هايى را اولويت مى دهم كه در كارهاى "كرده و ناكرده ى " امروزم ناخودآگاه شكل مى گيرند و تاريخ و زمانِ گذران، وصل مى شود به زمان حال. دغدغه من در ساختن يك تصوير يا يك عكس، نشان دادن زمان ايستا، در دراز مدت است. معنا و مفهومى كه پايدار و ماندگار مى شود _ فكر مى كنم به يقين رساندن اين مفهوم در مراجعه به بايگانى كارهاى انجام داده ام ميسر باشد، چرا كه نه ؟ اين عمل با وضعيت جسمى كنونى ام هم بيشتر سازگار است. شايد هم در جهت "راكد " نماندن، نوعى بازى با تصوير باشد يا " زنگ تفريح " كه در خروجى آن  به تعاريف و مفاهيم تازه ترى رسيده باشم. به خودم مى گويم اگر هشيار باشى مى توانى گذشته و حال را چنان كنار هم قرار دهى كه ديروز ها، حضور پُر رنگتر از امروز داشته باشد !"

"[...] ديدن و پيداكردن جزئيات يكى از دلمشغولى هاى من بوده و هست_ از اين طريق خيلى آسان به كليات رسيده ام.  در بازنمائى آنچه را كه ديده و انتخاب كرده ام در جائى لازم بوده دقت در نشان دادن جزئيات حتى بيشتر از واقعيتِ عينى را در نظر بگيرم اينرا " خودخواسته و خودآگاه " در ساختن تصوير؛ نقاشى يا عكاسى به كار گرفته ام و اين به آن معنا نبوده، هر چه را كه ديده ام عيناً بازسازى كنم _ دخالت هائى را جائز ديده ام. تأكيد و محوريت و نقطه عطف را درنظر گرفته ام اين عمل در نقاشى هايم آسان صورت گرفته در عكاسى ام كمى مشكلتر بوده. داخل پرانتز بگويم؛ (اصولاً حل مشكل همواره دلخواه من بوده ) در نقاشى مى شود صورت مسئله را به راحتى تغيير داد امّا در عكاسى اين امكان به آسانى ميسر نيست، دقت در انتخاب صحنه در كادرى معين با تركيب و فرم هماهنگ با معنا و محتواى تصوير، دقت و حوصله ى زيادى لازم دارد _ كه بايد آنرا هزينه كرد _ اساس كارهاى تصويرى من بدين منوال ساخته شده"

"من، معتاد به مكاشفه در وسعت عمل عكاسى " به عنوان يك رسانه و يك مديوم  كه گستردگى و عمل كرد آنرا در بيان واقعيت هاى دگرگون شده نشان مى دهد، هستم "  بدين عبارت توان عكاسى را در نگرش به موضوع هاى ناگفته و ناديده را حتى المقدور  در نظر گرفته ام.  در اين كشف و شهود هرگز فرم و تركيب را جدا از محتوا ندانسته و از ارزش هاى مبانى هنرهاى تصويرى، در خروجى كارهايم بهره فراوان برده و مقدم بر همه ى ارزش هاى تصويرى، زيبائى شناختى را در اولويت قرار داده ام."

"[...] ببينيد هر عكسى كه گرفته مى شود تعلق به گذشته پيدا مى كند. اين عكس گذشته را در زمان و مكانى معين ثابت و ماندگار مى سازد و اين خاصيت، در طبيعت چيزى ست به نام عكاسى كه نبايد از آن غافل شد _ نگاه كنيد به عكس هاى خبرى، گزارشى، تمام عكس هاى مستند اجتماعى، تحقيقاتى، آزمايشگاهى، يادگارى و ... كه زمانِ گذشته در آنها معيارى است براى اطلاع رسانى، نتيجه گيرى، يادآورى و تجديد خاطره و ...ثبت همه ى اين مستندات با درنظرگرفتن زمانِ حال و گذشته صورت مى گيرد، الگو و شاخصى مى شود براى مقايسه ى نهائى و به اصطلاح امروزى " خروجى مسئله " كه بار كاربردى آن در اين مقوله تعيين كننده و بسيار كارآمد است. شكى در آن نيست كه بدنه اصلى عكاسى و كار عكاسان در ژانر هاى گوناگون را اين نوع كار استحكام بخشيده.  

من در كارهاى غير كاربردى ام همواره سعى كرده ام زمان را ساكن و ايستا نبينم، به همين دليل از مستندكارى دورى جسته ام. براى اينكه توجه مخاطبِ كارهايم را جلب كنم با چيزهاى آشنا و روزمره ى آنها سرو كله زده ام و در رسيدن به يك انتزاع آرام آرام وارد معركه شان كرده ام و اين يك وقتى در كوتاه مدت، وقتى هم در دراز مدت تفهيم شده."

"[...] اوايل كار عكاسى ام در ديدگاه باز و كلى، جزئياتى را مى ديدم كه به كليت موضوع مربوط بود يا آنرا تكميل و كمال مى بخشيد " توجه كردن به حاشيه اتفاقات يا موضوع را مى گويم " در اين رابطه به فضاهاى جديدى مى رسيدم با جذابيت بيشتر از اصل موضوع، حالا اسمش عكاسى واقع گرايانه، مستندنگارى يا كُپى بردارى دقيق از واقعيت است يا نه، نمى دانم ( خودم اسمى براى اين كارها ندارم ).

براى نشان دادن آنچه را كه انتخاب كرده ام لازم ديده ام دخالت هايى در عينيت آنها كرده باشم كه از مستندنگارى دور باشد. گو اينكه نتيجه كار فيزيكى، مكانيكى و شيميايى رسانه اى به نام عكاسى بى برو بَرگَرد مستندنگارى است. شما از هر چيزى كه رويت مى شود بخواهيد عكس بگيريد، لحظه اى از زمانِ در حال گذران را در كادرى معين، متوقف كرده ايد و تصوير بدست آمده، عكسى است مستند و عنوان ديگرى هم نمى شود به آن تحميل كرد حتى اگر اين خروجى بدست آمده؛

سفيد يا سياه محض باشد در همان كادرِ معين.زمانِ در حال گذران و حركت نامرئى آن برايم مسئله اى بود كه در شروع كارم پيگير آن شدم و در كنارهم گذاشتن چند تصوير در تداوم آنها به ارتباط ذهنى اى رسيدم با معنا و مفهومى ديگر در زمان و مكانى متغير _ با تداوم، حركت ذهنى و تصورِ مجازى _ در اينجا بود دريافتم كه ذهن و تصور هم مى تواند حركت را تداعى كند و مى توان با تمهيدات در انتخاب هايمان، خروجى و بازيافت را بر اساس مستندنگارى ى رازگونه و مستحيل نشان داد"

"[...] در ويژگى هاى ذاتى عكاسى در دو مرحله عمل چيدن صورت مى گيرد. دفعه اول انتخاب كردن و جدا كردن تكه هائى از آنچه رويت مى شود. نوبت بعدى پردازش و عينيت بخشيدن به عناصر به دست آمده از نوبت اول است كه به صورت تصوير درآمده _ وقتى كه ما بخواهيم چند تا از اين تصاوير را

كنار هم قرار دهيم، عمل چيدمان را انجام داده ايم كه نمونه هائى در تاريخ عكاسى با نام گذارى فتومونتاژ، فتوكلاژ و ... مطرح شده است. در اين كارها معنابخشيدن به محتوا و همآهنگى فرم و تركيب، باعث خلق كارهاى ماندگارى در رسانه عكاسى شده كه قابل تأمل است. 

هرگز نتوانستم از اين امكان چشم بپوشم و از اين طريق با زبان عكاسى به عنوان هنر آشنا شدم. زبانى جهان شمول كه الفباى آن احساس، حدس و گمان براى فرد فرد مردم جهان از طريق ديدن و تعمق كردن است."

پانویس[ویرایش]

  1. «LACMA | Los Angeles County Museum of Art». www.lacma.org. بازبینی‌شده در 2018-01-30.