هیتمن ۲: قاتل خاموش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هیتمن ۲: قاتل خاموش
The cover artwork for Hitman 2
جلد بازی
توسعه‌دهنده IO Interactive
ناشر(ها) Eidos Interactive
توزیع‌کننده(ها) Eidos Interactive
آهنگ‌ساز(ها) Jesper kyd
سری هیتمن
موتور Glacier
تاریخ انتشار ۲۰۰۲

بازی هیتمن: قاتل خاموش (به انگلیسی: Hitman: Silent Assassin) توسط شرکت آیدوس در سال ۲۰۰۲ منتشر شد

داستان[ویرایش]

بازی با کات سنسی شروع می‌شود که دو مرد با نام‌های Mystery man و Sergei Zavarotko در حال صحبت کردن در مورد برادر Sergei _که توسط ۴۷ در نسخه اول کشته شد._ هستند. Mystery man به سِرجِی در مورد اینکه برادر او کلون (شبیه‌سازی) شده است صحبت می‌کند و سِرجِی باور نمی‌کند و می‌گوید که چه کسی حاضر است یک احمق مثل برادر من را شبیه‌سازی کند؟! می‌ستری من سرجِی را به جایی می‌برد که این شبیه‌سازی رخ داده است. یعنی Asylum در Romania. زمانی که به آنجا می‌رسند فیلم کشته شدن ساکنان و دکترهای تیمارستان را توسط ۴۷ را که توسط دوربین‌ها گرفته شده بود می‌بینند. سِرجی فرد داخل فیلم را نمی‌شناسد و درباره او از می‌ستری من می‌پرسد. او متوجه می‌شود که مرد داخل فیلم ۴۷ است. سِرجی به فکر استخدام او می‌افتد. همان طور که می دانیم ۴۷ پس از وقایع تیمارستان ناپدید می‌شود و به فکر زندگی تازه‌ای، به دور از جنایت و قتل می‌افتد. او در کلیسایی در سیسیلی پیش پدر ویتوریو زندگی می‌کند. او در باره گناهانش با ویتوریو حرف می‌زند و به عنوان یک باغبان زندگی می‌کند. روزی پدر توسط مافیای محلی دزدیده می‌شود و مافیا از ۴۷ درخواست مبلغ ۵۰۰۰۰۰۰ دلار می‌کند. برای تقاضای کمک ۴۷ دوباره با ICA تماس می‌گیرد و از آنان در خواست کمک می‌کند و ICA با وجود قبول کردن در خواست کمک وی در مقابل از ۴۷ کاری می‌خواهد. به هر حال ۴۷ به قصد کشتن رئیس مافیا و نجات دادن پدر عازم خانهٔ او می‌شود و پس از کشتن رئیس مافیا پدر را در آنجا نمی‌یابد! ۴۷ به دایانا در این باره صحبت می‌کند و می‌فهمد که قبل از رسیدن ۴۷، پدر توسط تعدادی فرد روسی برده شده. همان طور که گفتیم ۴۷ باید در قبال اطلاعات فردی را ترور کند. او به سن پترزبورگ می‌رود و او را ترور می‌کند. پس از کشتن جنرال و برگشتن به سیسیلی،ICA می‌خواهد باز هم ۴۷ برایشان کار کند. به علاوه مشتری از کار ۴۷ بسیار خوشش آمده و باز هم می‌خواهد برای او کار کند! ۴۷ با گرفتن مبلغ ۱۰۰۰۰۰ دلار پیش و مبلغ اصلی ۳۰۰۰۰۰ حاضر می‌شود که باز هم برای مشتری کار کند. او دوباره به روسیه اعزام می‌شود و ۳ جنرال دیگر را می‌کشد. هدف مشتری خلاص شدن از شرّ نوعی مدرک است. در پی کشتن آخرین جنرال،۴۷ کیف دستی را که دزدیده است را باز می‌کند و می‌فهمد که فردی دوستانی در ژاپن با سلاح‌های جدی دارد که آن دوست Masahiro Hayamoto نام دارد. این فرد هدف بعدی ۴۷ است که او و پسرش را در ژاپن می‌کشد. از این فرد هم سیستم هدایت موشکش را برای مشتری می‌دزدد. در مالزی فردی به نام Charlie Sid Jan ظاهراً مقداری نرم افراز نظامی را از دزدیده که باید به سفارش همان مشتری کشته شود.۴۷ هم او و هم برادر را کشت. مشتری متوجه می‌شود که فردی چیزهایی را از او دزدیده است. ۴۷ به پنجاب فرستاده می‌شود تا چند افسر نیروهای شبه نظامی تروریستی محلی و افراد دیگری را بکشد. سپس او یک Helipad (محلی که هلیکوپتر می‌نشیند) را تخلیه می‌کند تا دستگاه هسته‌ای که از مشتری دزدیده شده برگردانده شود. دوباره مشتری متوجه می‌شود که به او خیانت شده است. این بار توسط یک فرقه نزدیک هند. ۴۷ برای کشتن رئیس فرقه به هند می‌رود. پس از کشتن وی ۴۷ مردی را پیدا می‌کند که از نظر ظاهری کاملاً شبیه اوست! که به ۴۷ با یک کلت شلیک می‌کند تا بتواند فرار کند. مشتری در کل این سری همان سِرجِی است! او به طرزی در معرض رسانه‌ها قرار گرفت و توطئه اش فاش شد. او بسیار عصبانی است. نمی داند چگونه توطئه اش فاش شده، در حالی که همه شاهدانش توسط ۴۷ کشته شده بودند. می‌ستری من که هنوز با سِرجِی کار می‌کند پیشنهاد می‌کند که احتمالاً ۴۷ ماجرا را می دانسته و آن را فاش کرده. پس او را بکشیم. دوباره به ۴۷ توسط کسانی که برایشان کار می‌کرد خیانت شد. ICA تصمیم می‌گیرد که چون سرجی تحت تعقیب است، پولی به ۴۷ دهند تا سِرجِی را بکشد. ۴۷ دوباره به سن پترز بورگ می‌رود ولی سرجی را پیدا نمی‌کند. در عوض ۱۷ را می‌بیند که برای کشتن او آمده. او پس از کشتن ۱۷، با هدستی که در گوش ۱۷ بود با سِرجِی حرف می‌زند و می‌فهمد کسی که کشته ۱۷ بوده است. سرجی می‌گوید که من پدر ویتوریو را گروگان گرفته‌ام.۴۷ فرار می‌کند و به کلیسا بر می‌گردد. او سر جی و محافظانش را می‌کشد و از کلیسا می‌رود و می‌گوید: "Always knew I didn't belong in this world. I wasn't made for this. But I'll never forget those who betrayed me, and those who never failed my trust. I'll be carrying nothing from Gontranno but this lesson: never trust anyone and rely on your instincts. Forget the past. I'll never find peace here. So, I'll seek justice for myself. I'll choose the truth I like."[۱][۲]

پانویس[ویرایش]

  1. فروم هیتمن (Hitman Forum)
  2. پرونده داستانی هیتمن از پردیس گیم