هرآنچه دوست داری، از دست خواهی داد
| ' | |
|---|---|
| نویسنده | استیون کینگ |
| ناشر | د نیویورکز |
| چاپ | ، نخستین چاپ: ۲۰۰۲ |
| موضوع | خیالپردازی ، داستان کوتاه |
| زبان | انگلیسی |
| کتابشناسی استیون کینگ | |
هرآنچه دوست داری، از دست خواهی داد و یا هرآنچه دوست داری، از کف خواهی داد (به انگلیسی: Everything's Eventual ) عنوان یک داستان کوتاه از استیون کینگ می باشد که اولین بار در مجله د نیویورکز در سال ۲۰۰۲ به چاپ رسید .
محتویات |
خلاصه داستان [ویرایش]
مردی به نام آلفرد زیمر ، یک فروشنده سیار است . او خانواده اش را ازدست داده و هیچ هدفی در زندگی ندارد و به همین دلیل تصمیم دارد تا در یک متل خودکشی کند . اما وی دفترچه ای دارد که تمام نوشته هایی که به نظرش جالب می رسد - و اکثر آنها را در دستشویی های بین راهی که بر روی در و دیوار نوشته شده است جمع آوری کرده - در آن می نویسد . یکی از این جمله ها "هرآنچه دوست داری، از دست خواهی داد" است . جمله ای که بی شباهت به زندگی آلفرد نیست ...
داستان به روایت کینگ [ویرایش]
استیون کینگ درباره انگیزه نوشتن هرآنچه دوست داری، از دست خواهی داد ، پایان داستان و چند نکته دیگر در انتهای داستان این جملات را نوشته است :
من از رانندگی خوشم می آید، به خصوص کشته مرده بزرگراه های پایان ناپذیر ایالتی ام . بزرگراه هایی که در آن ها چیزی مشاهده نمی کنید مگر مرغزارهای دوطرفه اش و هر شصت هفتاد کیلومتر یکبار هم توالت های عمومی بلوکه سیمانی . توالت های عمومی معمولا پر از انواع و اقسام نوشته ها و یادداشت ها هستند . بعضی از آنها خیلی عجیب و غریب اند . من شروع کردم به جمع آوری این پیام ها از هرجایی که دم دستم بود و آنها را در دفترچه یادداشتی جیبی نوشتم ، مابقی جملات را هم از طریق اینترنت پیدا کردم (دو سه تا وب سایت به این طور جمله ها اختصاص دارند) و بالاخره داستان متعلق به این جمله ها را نوشتم . همین داستانی که خواندید از آب درآمد . نمی دانم داستان خوبی شده یا نه ، اما خیلی نگران مرد تنهای داستان بودم و واقعا امیدوارم بودم اوضاع به خوبی و خوشی برایش پیش برود همه چیز زندگی اش روبه راه شود . در پیش طرح اولیه داستان ، همین اتفاق افتاده بود . اما بیل بیوفورد نیو یورکر پایانی پر ایهام و ابهام برای داستان در نظر بگیرم . احتمالا حق با او بوده ، اما همه ما اگر که بخواهیم ، می توانیم برای کل الفی زمیرهای دنیا دعا کنیم .
برداشت سینمایی [ویرایش]
از این داستان تاکنون چهار اقتباس سینمایی صورت گرفته است .
ترجمه در ایران [ویرایش]
این داستان توسط ماندانا قهرمانلو ترجمه و توسط انتشارات افراز در یک مجموعه داستان از نوشته های کینگ به چاپ رسیده است .