نظریه قوی سیاه
نظریه قوی سیاه، اشاره به اتفاقات بسیار نادر و مهمی دارد که بطور معمول کسی انتظار وقوع آنها را ندارد.[۱]
ریشه [ویرایش]
ریشه این نظریه از آنجاست که در فرهنگهای اروپایی، قو همواره جانوری سفیدرنگ و مظهر سفیدی و پاکی تصور میشد و ترکیب «قوی سیاه» در فرهنگ عامیانه نشان از چیزی به کل دور از انتظار و عجیب میداشت. در داستانهای محلی اروپاییان، قوی سیاهرنگ نماد شر و همکاری با جادوگران بود. قوی سیاه در باله دریاچه قو نیز زنی اغواگر است که از سوی جادوگر داستان برای فریب دادن شاهزاده زیگفرید فرستاده شده است.
با این حال، پس از کشف قاره استرالیا توسط اروپاییان و مهاجرت آنان به آن قاره، آنها برای نخستین بار قوهای سیاه را در جنوب این قاره یافتند. آنها این قوها را به اروپا بردند و وجود چنین پرندگانی در باغوحشهای سراسر این قاره امکان وجود داشتن پدیدههایی که با باور همگانی در تضاد هستند اثبات شد.