سردار جنگل (مجموعه تلویزیونی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سردار جنگل
Mirzakochak-film.jpg
گونه تاریخی
کارگردان بهروز افخمی
ستارگان علیرضا مجلل (کوچک جنگلی)
مهدی هاشمی (دکتر حشمت)
عباس امیری (حاج احمد کسمایی)
جهانگیر الماسی ( میرزا حسین کسمایی)
داود رشیدی (مستوفی الممالک)
حسین محجوب (صمصام السلطنه)
هوشنگ توکلی (وثوق الدوله)
محمد مطیع (احسان اله خان)
پایان فیلم خواننده ناصر مسعودی
کشور سازنده ایران پرچم ایران
زبان‌ها فارسی
پخش کننده
شبکه اصلی شبکهٔ ۱

سریال میرزا کوچک‌خان جنگلی یکی از موفقترین و پر طرفدارترین سریالهای تاریخ تلویزیون ایران است. این فیلم به کارگردانی بهروز افخمی در ژانر اجتماعی، تاریخی، حادثه‌ای ساخته شد. از این سریال یک فیلم سینمایی ۱۲۱ دقیقه‌ای نیز تهیه شده‌است.

صداپیشگان و بازیگران[ویرایش]

بازیگران و صداپیشگان سریال سردار جنگل [۱]

بازیگر نقش دوبلُر
علیرضا مجلل میرزا کوچک بهرام زند
مهدی هاشمی دکتر حشمت مهدی هاشمی
اکبر معزی منوچهر والی‌زاده
جهانگیر الماسی سعید مظفری
جمشید گرگین ژُزف ژرژ پترسی
منوچهر حامدی والی گیلان حسین عرفانی
عباس امیری عطاءالله کاملی
صدرالدین حجازی میرزا عزت‌الله مقبلی
اکبر سنگی امیرهوشنگ قطعه‌ای
فتحعلی اویسی خسرو شمشیرگران

درباره مجموعه[ویرایش]

پروژهٔ ساخت کوچک جنگلی از سال ۶۳ آغاز شد و در سال ۶۶ پایان یافت. بهروز افخمی که در آن زمان از مدیران گروه فیلم و سریال تلویزیون بود، به نوعی متولّی شکل گیری این مجموعه‌است، ولی در ابتدا به هیچ عنوان قرار نبود وی کارگردان کوچک جنگلی باشد. ناصر تقوایی فیلم نامهٔ کوچک جنگلی را با نگاهی به داستان مردی از جنگل نوشتهٔ احمد احرار، نوشت. وسواس تقوایی در فراهم کردن وسایل اولیه و ابتدایی، پیش تولید کار را بسیار طولانی کرد. به گفتهٔ برخی، در زمان مسئولیت تقوایی به عنوان کارگردان هیچ صحنه‌ای فیلم برداری نشده بود و این شایعه هم وجود دارد که چیزی قریب ۴۰ تا ۵۰ دقیقه از کار فیلم برداری شده بود. وسواس تقوایی و این که پروسهٔ ساخت فیلم زمانبرتر از پیش بینی‌ها شده بود، مدیران تلویزیون را به تغییر گروه سازنده مجاب کرد. البته در این بین تنها جای افخمی و تقوایی تغییر کرد. حفظ نعمت حقیقی به عنوان فیلم بردار که در زمان پیش تولید، ناصر تقوایی را همراهی کرده بود و تجربه و استعداد خوب در ساخت فیلم‌های Big production داشت راه موفقیت افخمی و کوچک جنگلی را هموارتر می‌کرد. این آشنایی و همکاری بین مرحوم نعمت حقیقی و بهروز افخمی در فیلم‌های بعدی (عروس، شوکران و...) افخمی هم ادامه پیدا کرد.[۲] لازم به ذکر است که این سریال تنها دوره اول قیام میرزا کوچک خان را به تصویر میکشد که از شروع قیام و شکل گیری هیئت اتحاد اسلام شروع می شود و تا ورود نیروهای تیمور تاش به رشت و راهپیمایی طولانی جنگلیها به سمت شرق گیلان که منجر به تسلیم شدن حاج احمد کسمایی و اعدام دکتر حشمت شد ادامه پیدا میکند . و سریال در همین نقطه تمام میشود . متأسفانه به تصویر کشیدن دوره دوم قیام جنگل که دوستی میرزا با قوای بلشویکی و اعلام حکومت جمهوری و حوادث بعد از آن تا کشته شدن میرزا را شامل میشود ، میسر نشد . علاقه‌مندان میتوانند این بخش از دوران قیام جنگل را با مشاهده فیلم "سردار جنگل " اثر مرحوم " امیر قویدل " دنبال کنند .

خلاصه فیلم[ویرایش]

میرزا کوچک که تازه از تبعید بازگشته به همراه دوستش میرزا حسین کسمایی در رشت گردش میکند که در شهر متوجه دستگیری رضا آژان توسط روسها میشود . رضا آژان ملتمسانه از میرزا تقاضای کمک میکند .غیرت میرزا به جوش می آید و به او کمک میکند .در این ماجرا پای میرزا تیر میخورد . میرزا و رضا آژان فرار میکنند و به خانه دکتر حشمت میروند تا پای میرزا معالجه شود . این ماجرا میرزا و دوستانش را به فکر می اندازد که برای مبارزه با اشغالگران روس دست به قیام بزنند . میرزا به کمک برادرزاده اش دوستان قدیمش را که در ماجرای مشروطه همپای او بوده اند پیدا میکند . که شیخ علی شیشه بر ، پهلوان شیر یداله ، حسن خان آلیانی از جمله آنها هستند. در کنار اینها میرزا توانست حمایت چند تن از تجار و کسبه سر شناس از جمله حاج احمد کسمایی را جلب کند . میرزا و یارانش به جنگل میروند . قیام شروع می شود و روز به روز توسعه پیدا میکند . جنگلیها ابتدا دسته عبدالرزاق را که برای سرکوب آنها آمدند شکست میدهند و بعداز آن قشون مفاخرالملک را نیز شکست میدهند . کار قیام بالا میگیرد و آنها به رشت میروند . بعد از انقلاب بلشویکی روسیه اکثر قوای روس با آرامش به روسیه باز میگردند و جنگلیها در این کار با آنها همکاری میکنند . اما آخرین دسته از قوای روس به فرماندهی ژنرال بیچراخوف که هنوز تزاری است با قشون انگلیسیها به فرماندهی ژنرال دنسترویل متحد میشوند و آنها از جنگلیها میخواهند که ضمن اجازه عبور از گیلان تعدادی از پاسگاهها را نیز در اختیار آنها قرار بدهند تا به جنگ بلشویکهای قفقاز بروند . جنگلیها قبول نمی‌کنند و به ناچار جنگ در میگیرد . قشون روس با استفاده ار توپهای دور برد جنگلیها را که آرایش نظامی اشتباهی گرفته بودند شکست میدهند و به انزلی میروند . رشت نیز به دست انگلیسیها می افتد . جنگلیها رشت را پس میگیرند اما انگلیسها دوباره آنرا تصرف میکنند . و بعد از یک سری درگیری به پیشنهاد کنسول فرانسه بین آنها صلح برقرار میشود . در تهران وثوق الدوله به حکومت میرسد . و به میرزا پیشنهاد میکند که نیروهایش اسلحه را زمین بگذارند و خودش هم ضمن تامین جانی به عتبات برود . میرزا قبول نمی‌کند . اما حاج احمد کسمایی تسلیم میشود .وثوق الدوله ، تیمور تاش را به همراهی بیست هزار قزاق به گیلان میفرستد . قشون قزاق آماده جنگ با جنگلیها می شود . اما میرزا تن به جنگ با هموطنانش نمی‌دهد . و به ناچار عقب نشینی میکند . جنگلیها به دسته های کوچک تقسیم میشوند و از فومنات به طرف شرق گیلان راهپیمایی میکنند. در طول این راه طولانی و طاقت فرسا عده ای از پا در می آیند ، عده ای دیگر ، میرزا را ترک میکنند ، بعضیها تسلیم ،و بعضی دیگر دستگیر می شوند . میرزا و دسته او از سپیدرود میگذرد و به دسته دکتر حشمت ملحق می شود. میرزا با کمک افراد ساعد الدوله خبردار میشود که در شرق گیلان برای او تله گذاشته اند و باید به فومنات برگردد . اما دکتر حشمت مریض و خسته است و می خواهد تسلیم شود . میرزا ظاهراً رای دکتر را بر می گرداند اما دکتر بعد از رفتن دسته میرزا تسلیم میرپنج ایوب میشود . میرپنج ایوب پشت قرآن برای دکتر امان نامه میدهد اما بعد از تسلیم شدن دکتر و یارانش به آن عمل نمی‌شود و دکتر حشمت در رشت اعدام میشود . میرزا هم بعد از شنیدن خبر تسلیم شدن دکتر حشمت یارانش را مرخص میکند و خودش به همراه هفت تن از جنگلیهای وفادار به سمت فومن حرکت میکند و البته مصمم است که همچنان به مبارزه اش ادامه دهد .

آهنگ انتهای فیلم[ویرایش]

خواننده: ناصر مسعودی (متولد ۱۳۱۴ در رشت)
آهنگسازی و تنظیم: سید محمد میرزمانی
شاعر: نامشخص (از لالایی‌های گیلان)
سال انتشار: ۱۳۶۶

متن اصلی (گیلکی)[ویرایش]

چقد جنگلَ خوسی، ملت و َسی، خسته نُبُستی، می‌جان جانانا، تَرا گَمَه میرزا کوچک خانا خدا دانه که من، نتانم خفتن، از ترس دشمن، می دل آویزانا، ترا گمه میرزا کوچک خانا چِر ِه زوتر نایی، تندتر نایی، تنها بنایی، گیلان ویرانا، ترا گمه میرزا کوچک خانا اَمه رشتی جَغَلان، ایسیم تی فرمان، کُنیم اَمه جان، تی پا جیر قربانا، ترا گمه میرزا کوچک خانا

ترجمه فارسی[ویرایش]

چقدر در جنگل می‌خوابی به خاطر مردم؟ خسته نشوی ای جان جانانم، با توام، میرزا کوچک خان! خدا می‌داند که از ترس دشمن خواب نمی‌توانم، دل آویزان و نگرانم، با توام، میرزا کوچک خان! چرا زودتر نمی‌آیی؟ تندتر نمی‌آیی؟ گیلان ویران را تنها گذاشته‌ای، با توام میرزا کوچک خان! ما بچه‌های رشت، به فرمان تو ایم، جانمان را به پایت قربان می‌کنیم، با توام میرزا کوچک خان!

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]