دره مارون
مختصات: ۵۸″ ۱۵′ ۵۲°شرقی ۴″ ۴۵′ ۲۹°شمالی / ۵۲٫۲۶۶۱۱غرب ۲۹٫۷۵۱۱۱جنوب
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
دره مارون، نام روستای خوش آبوهوایی است در ۳۵ کیلومتری شیراز که محل اسکان جمعی از عشایر قشقایی از طایفه کشکولی بزرگ و تیره بولوردی میباشد. در میان خود بولوردیها مردمان دره مارون به گردانیها معروفند.
محتویات |
تاریخچه [ویرایش]
دره مارونی نام شعبهای از دین مسیح و نام روستایی است در بخش ارژن در منطقهای بنام پسکوهک که تاریخ چند صد ساله دارد. به نقل از کتاب وقایع اتفاقیه اثر سعیدی سیرجانی که وقایع سالهای ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۱ را ثبت کرده: «نواب جلال الدوله و صاحب دیوان قصد دارند به پسکوهک در پنج فرسخی شیراز بروند و ماه رمضان را هم آنجا بمانند.»
دره مارون قبلا هم روستایی کوچک بوده که ویران شده و در سال ۱۳۴۳ دو نفر از طایفه ابیوردی (جزیی از طایفه کشکولی بزرگ) از تیره گردانی بنامهای رستم و لهراسب آنرا با زحمات زیاد بازسازی کردند.
طایفه گردانی که نوهها و نتیجههای حسین اژدهاکش معروف به قَرَه تبر (تبر سیاه) بودهاند، سال ۱۳۲۰ با اجاره شدن پسکوهک توسط جهانگیر قاسمی کشکولی از ضیا الدین روستاییان به پسکوهک که نا امنترین مکان بود آمدند، تفنگچیهای گردانی ماموریت یافتند نظم را در این منطقه برقرار نمایند تا برفیهای قصردشتی و دیگر دهات شیراز بتوانند از کوه برفی (دراگ) بدون دغدغه برف را به شیراز بیاورند. آنها در باغ جنت جایگزین شدند که اسامی آنها به این قرار بود:ملارضا خان، رستم، ملا شهباز، اسدالله، حاجی قنبر، خان احمد،، و...
در طول جنگ ایران و عراق، اسامی شهدای روستای دره مارون بدین شرح است:
- سرهنگ محمد رادفر(اژدهاکش) فرزند رستم – خلبان ارتش جمهوری اسلامی
محمد گردانی فرزند قنبر – افسر نیروی زمینی ارتش
- داراب جرکانی – فرزند درویش – سرباز
- علیرضا اژدهاکش – فرزند عبدالله – درجه دار ژاندارمری
- مرتضی افتخاری مقدم (اژدهاکش) – فرزند لهراسب – پاسدار
- احمد (امیر) اژدری – فرزند فرهاد – بسیجی
زبان و دین [ویرایش]
گردانیها به زبان ترکی قشقایی صحبت میکنند و دارای لهجه مخصوص به خود هستند. و دین آنان اسلام و درای مذهب شیعه ۱۲ امامی میباشند.
گردانیها و خوانین [ویرایش]
بلوردیها بویژه گردانیها از قدیم مردمانی آزاده بوده و هرگز زیربار زور خوانین نرفته و خود را دور از خوانین نگه میداشتهاند. برای خوانین فرمانبری نکرده و از افرادی که اطراف خوانین به نوکری و چاکری پرداختهاند نفرت داشتهاند. با آنان ازدواج نکرده و دختران خود را هم به این افراد (دور خونه) نمیدادهاند.
گردانیها و علمآموزی [ویرایش]
گردانیها سابقا بیشتر به گله داری و دامپروری مشغول بودهاند ولی با ایجاد مدارس عشایری و افزایش سواد تغییر زیادی در گزینش مشاغل انجام پذیرفته و هم اکنون جوانان گردانی با تحصیلات عالیه در مشاغل دولتی و خصوصی مشغول شدهاند. همین امر موجب فراموشی بسیاری از شیوه زندگی سنتی این مردم شدهاست. اولین معلمان این تیره مرحوم سیدملک و ملا ایاز سروکی سپس محمد رهبر و در سال ۱۳۴۱ بهزاد اژدهاکش بودهاست. از پیشوایان مذهبی آنها شیخ حسین علی مقدس، شیخ لهراسب، شیخ یدالله و بودند.
طبیعت دره مارون [ویرایش]
منطقه ییلاقی درمارون چشم انداز طبیعی زیبایی دارد و چشمه سارهای زیادی از آن جاری است. این منطقه از انبوهی از درختان سرسبز پوشیده بود که در چند سال اخیر به دلیل کم شده چرای دام در منطقه دوباره چهره زیبای خود را احیاء کردهاست. درسالهای قبل به دلیل جریان آب چشمههای پر آب در جویهای سنتی یک نوع اکو سیستم زیبا و متنوع در این دره درجریان بود ولی به دلیل گسترش باغات سیب و استفاده از سموم دفع افات نباتی و همچنین لوله کشی باغات از چشمه اصلی این اکوسیستم به هم خورده وتا حدودی نابود شدهاست. با این حال این منطقه یک منطقه ییلاقی در نزدیکی شیراز است که ایرانگردان زیادی را برای دیدن این روستا به اینجا میکشاند.
وجه تسمیه شهرت اژدهاکش و اژدری [ویرایش]
ریشه اژدها و (ضحاک) یکی است و صورتهایی دیگر چون «اژدر»، «اژدرها» و «اژدهات» دارد، به معنی «ماری است افسانهای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.» در داستانهای پهلوانی و اساطیری ایران از گرشاسپ و رستم به عنوان پهلوانان اژدهاکش نام برده شدهاست.
شهرت مردم این روستا مثل بیشتر بلوردیها اژدهاکش و اژدری است. وجه تسمیه این فامیل به پدر جد این طایفه باز میگردد. در زمانهای کهن مردم که از قشلاق به ییلاق و برعکس کوچ میکردند. به دلیل وجود منطقه جنگلی در مسیر راه کوچ هرسال در نقطهای از مسیر اژدهایی بزرگ (مار بوآ) به کمین مینشست و تعدادی از دامها و یا حتی آدمیزاد را شکار میکرد و میکشت و میخورد. حسین پدر جد مردم طایفه بلوردی که مرد شجاع و دلیری بوده از این وضع ناراحت شده و تصمیم میگیرد که هر طور شده این اژدها را از بین ببرد. حسین، علیرغم هشدار اقوام در وقت کوچ ایل یک عدد تبر و یک تخته نمد با خود برمیدارد و به محل احتمالی دیدار اژدها میرود. نمد را بدور خود پیچانده و خود را به خواب میزند. اژدها که بوی آدمیزاد به مشامش میخورد پیدایش میشود و با ولع تمام از یک طرف نمد شروع به بلعیدن میکند. مقداری که طول میکشد نمد در دهان اژدها گیر میکند و حسین از سوی دیگر بیرون میرود و با تبر خود اژدها را تکهتکه میکند و مردم را از کشتن اژدها آگاه میکند. مردم هم که کشتهشدن اژدها را میبینند بر او آفرین گفته و به او لقب «حسین قره تبر اژدهاکش» میدهند. قصه حسین قره تبر اژدهاکش زبان به زبان از گذشته بازگو شدهاست. در زمان صدور شناسنامه برای این مردم شهرت اژدهاکش و اژدری برگزیده شدهاست. پژوهشنامه ایل قشقایی مینویسد: «متاسفانه عدهای از بلوردیها به دلیل عدم آگاهی از وجه تسمیه این شهرت زیبا و با معنی نسبت به تغییر شهرت خود اقدام کردهاند که جای تاسف دارد. این شهرت نشانه دلاوری و جرات وقهرمانی وایثار برای نجات ایل است.بلوردیها با داشتن چنین روحیهای دروطن دوستی ودینداری شهرهاند و همین روستای دره مارون شهدایی را تقدیم وطن نمودهاست.»
منابع [ویرایش]
پژوهش نامه ایل قشقایی - روح الله اژدری[این کتاب در کتابخانهٔ ملی ایران یافت نشد]
| این یک نوشتار خُرد پیرامون یک مکان جغرافیایی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |