جنگ داخلی فلسطین
جنگ داخلی فلسطین (به عربی: الحرب الأهلية الفلسطينية) یا نزاع فتح و حماس (به عربی: النزاع بين فتح و حماس) یا نبرد برادران (به عربی: صراع الأخوة) به منازعه دو سازمان سیاسی نظامی فلسطینی فتح و حماس گفته میشود. این درگیری از هنگام پیروزی حماس در انتخابات مجلس فلسطین ۲۰۰۶ آغاز شد. در نیمروز ۵ مه ۲۰۰۷ به شکل یک جنگ مسلحانه درآمد و اوج آن از ۷ تا ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۷ در غزه بود که طی نبرد غزه ۲۰۰۷ با موفقیت حماس و اشغال سازمانهای امنیتی حکومت خودگردان فلسطین توسط گردانهای عزالدین قسام به پایان رسید. از آن پس فلسطین در عمل به دو دولت مجزا در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن تجزیه شدهاست.
در طول این نبردها که هماکنون نیز ادامه دارد، آسیبهای شدیدی به فلسطینیان بویژه در نوار غزه وارد آمده و گزارشهای متعددی از نقض فاحش حقوق انساندوستانه وجود دارد. برخی از مقامات از جمله وزیر خارجه مصر احمد ابوالغیط ایران را متهم به تشویق و تجهیز حماس برای آغاز این نبرد میکنند[۱]
تعدادی از سران فتح مانند سلیم المدحون در این درگیریها کشته شدند.
زمینه[ویرایش]
حماس پس از مرگ یاسر عرفات در سال ۲۰۰۴ حضور خود را در نهادهای وابسته به حکومت خودگردان فلسطینی پررنگتر کرد. آنها در انتخابات شوراهای شهر و شهرداریهای سال ۲۰۰۵ فلسطین شرکت کرده و به موفقیت نسبی نیز دست یافتند. حماس با وجود اینکه انتخابات ریاست جمهوری فلسطین (که با پیروزی محمود عباس رهبر جنبش فتح پایان یافت) را تحریم کرده بود، در انتخابات سال ۲۰۰۶ مجلس قانونگذاری فلسطین شرکت کرد. این مجلس نهاد قانونگذاری حکومت خودگردان فلسطین به شمار میرود و بر اساس قراردادهای سازمان آزادیبخش فلسطین و دولت اسرائیل موسوم به پیمانهای اسلو تشکیل شدهاست. حماس با وجود اینکه این پیمانها را به رسمیت نمیشناسد وارد نهادهای وابسته به این حکومت شده و معتقد است که حضور در این دولت لزوماً به معنای پذیرش پیمانهای موجب ایجاد آن نیست.
پیروزی غیرمنتظره حماس در این انتخابات که آنان را صاحب ۷۴ نماینده از مجموع ۱۳۲ نماینده این مجلس کرد و انتخاب اسماعیل هنیه عضو شاخص حماس و نفر اول فهرست انتخاباتی این جریان به نخست وزیری وضعیت تازهای را در حیات سیاسی این سازمان رقم زد. اسرائیل، ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و بسیاری از کشورهای دیگر که عمده بودجه این دولت را تأمین میکنند، ادامه کمکهای خود را به تغییر بندهایی از منشور حماس که در آن خواهان نابودی کشور اسرائیل شده و شناسایی این کشور از سوی این سازمان موکول کردند. حماس این درخواستها را نپذیرفت و منابع مالی مورد نیاز برای اداره دولت را با کمک متحدان سنتی خود تأمین میکرد.
ایالات متحده آمریکا در مقابل با ارسال مهمات، اسلحه و آموزشهای فنی به جنگجویان فتح و تشویق کشورهای عربی به کمک به این جریان امیدوار به شکست حماس و موفقیت فتح در بازگرداندن قدرت بود. در این راستا اردن و مصر دو اردوگاه نظامی برای جنگجویان فتح در خاک خود برپا کردند.
منابع[ویرایش]
پیوند به بیرون[ویرایش]
- بررسی اوضاع نوار غزه یکسال پس از کودتای حماس علیرضا نوری زاده، صدای آمریکا، ۱۸ ژوئن ۲۰۰۸
- Gary Leupp: A Hamas Coup d'Etat in ۲۰۰۷? ۶ Jan ۲۰۰۹