بارتلمه د لاس کاساس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بارتلمه د لاس کاساس
بارتلمه د لاس کاساس
زادروز نوامبر ۱۴۸۴
درگذشت ۱۸ ژوئیه ۱۵۶۶
ملیت اسپانیایی
پیشه کشیش، نویسنده و اسقف چیاپاس
شناخته‌شده برای افشاء کننده و مخالف آزار و نسل‌کشی بومیان آمریکا
مذهب کاتولیک رومی
فرقه دومینیکن

امضا


بارتلمه د لاس کاساس(به اسپانیایی: Bartolomé de las Casas) (زادهٔ نوامبر ۱۴۸۴- مرگ ۱۸ ژوئیه ۱۵۶۶) کشیش، نویسنده و اسقف چیاپاس اسپانیایی پیرو فرقه دومینیکن بود. او که از کوچندگان به ینگه دنیا بود با آزار و نسل‌کشی بومیان آمریکا به مخالفت پرداخت و به افشای آن پرداخت.

کارنامه[ویرایش]

او زادهٔ سویل اسپانیا بود و در مادرید درگذشت. لاس کاساس در کودکی کریستوف کلمب را در بازگشت از نخستین سفرش در کنار سرخ‌پوستان همراهش دیده‌بود. در سفر دوم کلمب هم پدر و چند تن از خویشانش با او همسفر گشته‌بودند. در بازگشت از این سفر بود که پدرش پدرو برای او یک بردهٔ سرخ‌پوست پیشکش آورد. در ۱۵۰۲ بارتلمه به همراه پدرش رهسپار جزیرهٔ هیسپانیولا شد. در آنجا او شاهد بود که چه دژرفتاری‌هایی با بومیان در آنجا می‌شد. در سامانهٔ استعماری آنجا اسپانیاییان سروران مستعمره‌نشین بودند و بومیان بردگانشان. بارتلمه در کتاب تاریخ خود نگاشته‌است که منبع درآمد اصلی کریتوف کلمب به بند کشیدن بومیان و فرستادنشان در جایگاه بردگی به اسپانیا بود.

در ۱۵۱۳ او در مقام قاضی دینی به همراه سربازان به گشودن کوبا رفت. او در آنجا شاهد کشتار سراسری بومیان به دست اسپانیاییان بود. او آورده‌است که بومیان زنده‌مانده را به کار در معدن وادار می‌ساختند.

از ۱۵۱۶ لاس کاساس کوشید تا آرمانشهری را که در ذهنش پرورده‌بود عملی سازد؛ در این آرمان‌شهر بومیان در کنار اسپانیاییان به صلح و دوستی می‌زیستند. او در خواست برپایی مستعمره‌ای در شمال ونزوئلا را داد که در این مستعمره می‌باید بهسازی‌هایی به کار بسته‌شود. از آن جمله اینکه به بومیان حقوق دادورانه پرداخت شود و هر دهکدهٔ سرخ‌پوستی دارای کلیسا و بیمارستانی شود و اسپانیاییان به باشندگان روستاها شیوه‌های کشاورزی را بیاموزانند. آرمانشهر لاس کاساس به جایی نرسید چرا که به زودی اسپانیاییان بر خلاف خواستهٔ او برای گرفتن برده به بومیان تاختند و به کین‌خواهی این تازش کاریب‌ها نیز به مستعمرهٔ لاس کاساس تاختند و آتش و ویرانی بر جای نهادند و چهار تن از مردان او زا نیز کشتند. از همه بدتر آنکه بدگویان از این رویداد بهره بردند و نزد پادشاه آنرا نمونه‌ای استوار برای بایستگی بهره‌برداری از زور در برابر سرخ‌پوستان برای نگه‌داشت آرامش نمایاندند.

از ۱۵۲۳ او به از سرگیری آموزه‌های دینی و نوشتن تاریخش پرداخت. از ۱۵۳۷ او دیگربار به گرواندن بومیان به مسیحیت از راه آرامش و ساخت کلیساها برای آنها پرداخت. همچنین به اسپانیا بازگشت و کوشید تا قانونی را بر ضد به بردگی کشاندن بومیان پایه‌نهد. سرانجام کوشش‌هایش در ۱۵۴۲ به بار نشست و توانست چنین قانونی را از تصویب بگذراند. ولی این سبب ناخورسندی باشندگان مستعمره‌ها شد و جان او در آمریکا با خطر روبه رو گشت. بدین سان او ناچار شد تا پایان زندگی در اسپانیا بماند.

منابع[ویرایش]