پرونیسم


پرونیسم (اسپانیایی: peronismo) یک ایدئولوژی و جنبش سیاسی آرژانتینی است. نام این جنبش از نامخانوادگی خوآن پرون، رئیس جمهور سابق آرژانتین، ریشه میگیرد. حزب اصلی پیرو این ایدئولوژی حزب عدالتگرای آرژانتین است. از سال ۱۹۴۶، از ۱۲ رئیسجمهور برگزیده این کشور، ۹تای آنها پرونیست بودهاند؛ اگرچه سیاستهای آنها تا حدی متفاوت بودهاست. پرونیسم ترکیب مبهمی از ملیگرایی، عوامگرایی، جنبش کارگری و سوسیالیسم راستگرا توصیف شدهاست. مرکزیت برنامههای پرونیسم، عدالت اجتماعی و دولت رفاه است.
ایدئولوژی
[ویرایش | اشتراکگذاری]پرونیسم در واقع پیوند نزدیکی با کورپوراتیسم و سندیکالیسم ملی دارد و به عقیده برخی، با فالانژیسم در اسپانیا مرتبط است. اینکه خوان پرون همدردی خاصی با فالانژیسم و کورپوراتیسم داشت تعجبآور نیست، زیرا او در دهه ۱۹۳۰ به عنوان ناظر ارتش آرژانتین در ایتالیا اقامت داشت و در آنجا با فاشیسمِ بنیتو موسولینی که با کورپوراتیسم مرتبط بود، آشنایی عمیقی پیدا کرد.
گروه افسرانی که سرهنگ پرون به آن تعلق داشت و در سال ۱۹۴۳ دست به کودتا زد، پنهان نمیکردند که تمایلات کورپوراتیستی و شبهفاشیستی دارند. با این حال، خود پرون میانهروتر بود.
در طول سال ۱۹۴۵، دستکم سه حزب سیاسی برای شکل بخشیدن به ایدههای پرون تأسیس شدند: یک حزب چپ، یک حزب میانهرو و یک حزب راست. در اواخر نوامبر همان سال، پرون آنها را وادار به ادغام کرد. حزب عدالتگرا (Partido Justicialista) که بدین ترتیب شکل گرفت، از آن زمان بر سیاست آرژانتین مسلط بوده است، حتی در سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۳ که فعالیت آن ممنوع بود. این حزب هنوز هم به شدت به دو جناح راست و چپ تقسیم شده است.
پس از جنگ جهانی دوم زمانی که پرون رئیسجمهور شد، عناصر اجتماعی دیگری را به آن افزود. این آموزه به عنوان «پرونیسم» شناخته میشود. ویژگیهای بارز پرونیسم عبارت بودند (و هستند) از: آمریکاستیزی، احساسات ضد بریتانیایی، رد سرمایهداری و کمونیسم، ملیسازی صنایع، تلاش برای ایجاد اتحادیههای کارگری قدرتمند (تحت کنترل دولت) و پوپولیسم.
تأثیر اویتا پرون بر پرونیسم قطعاً حائز اهمیت بوده است، بهویژه در مورد آزادی زنان و عدالت اجتماعی، و همچنین سرمایهداریستیزی و کمونیسمستیزی شدیدی که او با همسرش در آن اشتراک نظر داشت.
در دوره دوم ریاستجمهوری خوان پرون (اکتبر ۱۹۷۳ - ژوئیه ۱۹۷۴)، پرونیسم به دو جریان تقسیم شد: یک جریان راستگرا تحت رهبری خوزه لوپز رگا و یک جریان چپگرا به رهبری چریکهایی که عمدتاً از مناطق روستایی عملیات میکردند و با جنبشهای سوسیالیستی توافق کرده بودند. اینکه خود پرون در این زمان چه میزان نفوذی داشت، کاملاً روشن نیست. آنچه مسلم است این است که او در وضعیت جسمانی بدی به سر میبرد و اطرافیانش از نام او سوءاستفاده میکردند.
پس از مرگ او در سال ۱۹۷۴، بیوهاش ایزابل با حمایت لوپز رگا جانشین او شد. این در واقع ادامه هرجومرجی بود که در سال آخر زندگی «ژنرالیسیمو» (Generalísimo) حاکم بود. بوئنوس آیرس تحت تسلط تیراندازیها، ناپدید شدنهای قهری و تهدید جنگ داخلی قرار داشت.
نیروهای مسلح در سال ۱۹۷۶ بار دیگر پرونیستها را از قدرت برکنار کردند. پس از آن سالهای سخت دیکتاتوری تحت رهبری ویدلا و همدستانش فرا رسید. پس از احیای دموکراسی در سال ۱۹۸۳، اتحادیه مدنی رادیکال به رهبری رائول آلفونسین در انتخابات پیروز شد و پرونیستها در جایگاه اپوزیسیون قرار گرفتند. آنها اپوزیسیونی سرسخت بودند؛ با قدرتی که در اتحادیههای کارگری داشتند، بارها و بارها اقتصاد را با اعتصابات فلج کردند. در سال ۱۹۸۶ آنها در انتخابات پارلمانی پیروز شدند و پس از آن تا انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۸۹ کل دولت را فلج کردند. آن انتخابات با پیروزی قاطع پرونیست راستگرا، کارلوس منم همراه شد که ده سال بعدی بر کشور حکومت کرد.
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Peronism». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۹.