Jump to content

منوی ناوبری

تفاوت میان نسخه‌های «بنت‌الهدی صدر»

جز
۳ ویرایش از 5.210.252.134 (بحث) به آخرین نسخه توسط دلارام عطا برگردانی شد (توینکل)
(←‏فعالیت‌ها: اشتباهات اصلاح شد, دستور زبان اصلاح شد, پیوندهای اضافه شده)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با نرم‌افزار تلفن همراه ویرایش توسط نرم‌افزار اندروید حذف حجم زیادی از مطالب منبع‌دار
جز (۳ ویرایش از 5.210.252.134 (بحث) به آخرین نسخه توسط دلارام عطا برگردانی شد (توینکل))
برچسب: خنثی‌سازی
== تحصیلات ==
وی در یازده سالگی به همراه دو برادر خود، سید اسماعیل و [[سید محمدباقر صدر|سید محمدباقر]] صدر جهت کسب علم به نجف هجرت کرد و تحصیلات خود را در زمینهٔ فقه، [[علم حدیث]]، اخلاق، تفسیر و سیره نزد برادرش محمدباقر دنبال کرد؛ و به [[درجه اجتهاد]] رسید.<ref name="zb">بنت‌الهدی در آیینه خاطرات منتشر نشده خانواده شهید صدر، ترجمه: عبدالکریم زنجانی، ماهنامه شاهد یاران، ش ۱۸، اردیبهشت ۱۳۸۶</ref>
 
== فعالیت‌ها ==
بنت‌الهدی کار خود را در دو محور به پیش می‌برد:
 
=== فرهنگی ===
پرورش دختران از طریق برپایی کلاس‌های درسی و همایش‌ها و پیگیری انجام عبادات از سوی دختران تازه به سن تکلیف رسیده و منتشر کردن حجاب در میان آنان. همچنین وی بر مدارس الزهرا در شهر کاظمین و نجف نظارت داشت.
 
=== فکری ===
این سیدهٔ دستاوردهای فراوانی در عرصهٔ زنان ارائه کرده بود و از جمله این دستاوردها می‌توان چند داستان را نام برد:
# ای کاش می‌دانستم
# دو زن و یک مرد
# دیداری در بیمارستان
# به دنبال حقیقت
# خاطراتی در تپه‌های مکه
 
وی فعالیت سیاسی را از [[۱۳۳۶]] آغاز کرد، اما جهاد علمی، تربیتی و تبلیغی وی به صورت‌های گوناگونی بوده‌است:
 
در [[۱۳۴۴]] قمری با [[نام مستعار]] «ا. ح» به نوشتن مطالب دینی پرداخت. بنت‌الهدی با سلاح علم و قلم برای راهبری زنان عراق و آشنایی آنان با اسلام تلاش جدیدی آغاز نمود و پرچمدار آموزش اسلامی بانوان در عراق گردید. مقاله‌های او در نشریه [[الاضواء]] که گروهی از علمای نجف آن را منتشر می‌کردند، گوشه‌ای دیگری از کارهای علمی او را نشان می‌دهد.
وی از پایه‌گذاران [[مدارس دخترانه الزهرا]]<ref name=hz31-32 /> در [[بغداد]]، [[نجف]]، [[کاظمین]]، [[بصره]]، [[دیوانیه]] و [[حله]] بود. وی خود سرپرستی مدرسه‌های نجف و کاظمین را بر دوش داشت که روزهای هفته میان این دو شهر درآمد و شد بود. هدف او از پی‌ریزی این مدرسه‌ها، تربیت دختران مسلمان در دو مرحله دبستان و بالاتر به شیوه اسلامی بود که در مدرسه‌های دولتی عراق چنین چیزی دیده نمی‌شد. در این مدرسه‌ها افزون بر درس‌های رسمی، دروس اعتقادی هم تدریس می‌شد تا دختران را با تربیت اسلامی آشنا سازند. از دبیران علمی که از دید اعتقادی هم برخودار بودند، استفاده می‌گردید و آن‌ها آموزش‌های مورد نیاز برای پیشرفت سطح علمی و اعتقادی را می‌گذراندند. سطح علمی مدرسه‌ها به اندازه‌ای بالا بود که مردم دلباخته ورود دختران شان به این مدرسه‌ها بودند، ولی حکومت بعثی عراق در [[۱۳۵۰]] قمری همه مدرسه‌ها را دولتی کرد و بر پایه بخشنامه‌ای این آموزشگاه‌ها از بنت‌الهدی گرفته شد. بنت‌الهدی پس از این تاریخ، بیشتر به نوشتن کتاب و داستان پرداخت.
درس‌دادن نمونه‌ای از کوشش‌های او بود. بنت‌الهدی سه روز در مدرسه‌های بغداد و کاظمین و سه روز هم در مدرسه‌های نجف درس می‌داد.
در مسیر علمی، دشواری‌های فراوانی بر سر راه وی قرار داشت، همچون؛
* بیشتر کتاب‌های حوزوی برای تدریس نگاشته نشده بودند و باید ساده‌سازی می‌شدند.
* چاپ کتاب‌ها نازیبا و ناخوانا بود.
* کتاب‌ها واژه‌های سختی را در بر می‌گرفت و برای توده نامفهوم بود. وی با کمک دو برادرش این کارهای سخت را انجام می‌داد و جلسه‌های درس برای بانوان برگزار می‌کرد.
 
در فضای سرکوب حاکم بر عراق در زمان بعثی‌ها و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، با پیروی از روش [[امام سجاد]]، در راستای گسترش دین اسلام از روش غیر مستقیم استفاده می‌کرد و کتاب‌های فراوانی به سبک جدید می‌نوشت. نخستین زن شیعه مسلمان بود که وارد فضای داستان‌نویسی برای دختران جوان و نوجوان شد. داستان‌های وی ریشه در واقعیت‌های جامعه داشت و از قرآن و سنت به شیوه‌ای روان و شیوا یاری می‌گرفت تا شمار بسیاری بتوانند از آن‌ها استفاده کنند. کتاب‌هایش در دوران حکومت بعثی‌ها و صدام حسین، حاکم خونریز عراق، در شمار کتاب‌های ممنوعه بودند، اما مردم با شیفتگی آن‌ها را می‌خواندند و هنگامی که نیروهای امنیتی [[صدام]] به خانه‌ها یورش می‌بردند، آن‌ها را در باغچه، زیرخاک یا جای دیگر پنهان می‌کردند.
* در روزهای حج به‌عنوان سرپرست کاروان از بغداد یا کاظمین نزدیک به ۲۰۰ بانوی عراقی را برای این سفر روحانی همراهی می‌کرد تا فرهنگ بیداری اسلامی را در میان زنان بگستراند و چون آشنایی خوبی با فتوای مراجع دینی داشت، نیاز فقهی هرکس را براساس مرجع خویش پاسخ می‌گفت.<ref name="zb" />
 
== نظرات ==
 
«دیدار در بیمارستان» آخرین اثر داستانی بنت‌الهدی صدر است که مدتی پیش از کشته‌شدنش نوشته‌است و در آن به رابطه پزشکی با ایمان مذهبی پرداخته و از جدال‌های فکری میان مؤمنان و تجربه‌گرایان و شکاکان سخن به میان آورده‌است.<ref>[http://sahebnews.ir/6027/زن-محجبه-ای-که-یک-جنبش-شد.htm «آمنه صدر»، زن محجبه‌ای که یک جنبش شد]</ref>
 
== تألیفات ==
از بنت‌الهدی نوشته‌های فراوانی به یادگار مانده‌است که برخی از آن‌ها به فارسی هم برگردان شده‌است. مهم‌ترین آن‌ها به شرح زیر است:
* در جستجوی حقیقت
* خانه گمشده
* دیدار در بیمارستان
* دو زن و یک مرد
* شخصیت زن مسلمان
* فضیلت پیروز است
* سختی و فراخوانی
* بر بلندی‌های مکه: خاطرات و مقالات
* زن در کنار پیامبر
* ای کاش می‌دانستم
 
== درگذشت ==
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری [[خمینی]] فرصتی برای سید باقر صدر و خواهرش بنت‌الهدی پیش آمد تا موج‌های انقلاب اسلامی را در عراق نیز گسترش دهند. در ۱۷ خرداد ۱۳۵۸ شمسی سید [[محمدباقر صدر]] به فرمان [[صدام حسین]]، حاکم وقت عراق، دستگیر شد. بنت‌الهدی هنگام دستگیری برادرش، تا خیابان اصلی خانه‌شان جلو آمد و تصمیم گرفت تا برادر را همراهی کند، اما گماشتگان بعثی اجازه این کار را ندادند و وی در همان مکان فریاد برآورد و سخنرانی شگفت‌انگیزی ایراد نمود. سپس، رو به برادر کرد و گفت:{{نقل قول| «من برنمی‌گردم و می‌خواهم مانند حضرت زینب (س) که برادرش حسین (ع) را همراهی کرد، همراه تو باشم.»}} پس از انتقال برادر با تکبیرهای بلند، فریاد می‌زد:{{نقل قول| «شما از چه می‌ترسید، از یک مشت کتاب و مقاله، شما از بیداری مردم مسلمان می‌ترسید، ولی بدانید مردم بیدار شده‌اند.»}} به دنبال آن، به [[حرم علی بن ابی طالب]] رفت و شبانه در آنجا سخنرانی کرد و مردم را به گریه واداشت. فردا و فرداهای دیگر هر روز به آنجا می‌رفت و سخنرانی می‌داشت. سرانجام، حرکت‌های روشنگرانه بنت‌الهدی، برادر را از زندان آزاد کرد، اما دیگر بار در ۱۷ فروردین ۱۳۵۹، حکومت بعثی عراق، بنت‌الهدی را، یک روز پس از بازداشت برادرش آیت‌الله صدر، دستگیر نمود و آنان را به سختی شکنجه داد. همواره در جمع زنان می‌گفت:{{نقل قول| «اسلام غریب است و دلسوز کم دارد.»}} و با همه وجود در راه خود تا پای جان پیش رفت. برزان ابراهیم، برادر ناتنی صدام حسین، از [[آیت‌الله صدر]] خواسته بود تنها چند کلمه بر ضد [[خمینی]] و انقلاب اسلامی بنویسد که آیت‌الله صدر نپذیرفت و صدام او و بنت‌الهدی صدر، را در [[۱۹ فروردین]] [[۱۳۵۹]] ([[۲۲ جمادی‌الاول]] [[۱۴۰۰ (قمری)|۱۴۰۰]])، سه روز پس از آخرین دستگیری، به گونه دردناکی به قتل رساند. پیکر وی در قبرستان وادی‌السلام شهر نجف در مقبره خانوادگی [[خاندان صدر]] به خاک سپرده شد.<ref>حاجی پور، زهرا، پایگاه حوزه، ش ۲۸، بهار۱۳۸۷</ref> پس از آنکه [[صدام]]، بنت الهدی را به قتل رساند، بعضی به او گفته بودند: چرا خواهر صدر را به قتل رساندی؟ او در پاسخ گفته بود:{{نقل قول| «من قضیه حسین را تکرار نمی‌کنم. زینب بعد از برادرش، زنده ماند و یزید و آل‌امیه را رسوا کرد».}}
 
== جستارهای وابسته ==