هزلیات مولوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اشعار مولوی حکایاتی است که بی‌پرده از ویژگی‌های جنسی و شهوانی در انسان سخن گفته و از به کارگیری واژه‌های رکیک در این زمینه ابایی نداشته‌است. وی با هنر داستان‌سرایی و صراحت لهجه در این مقولات که بشریت از دیرباز با آن سروکار داشته سخن رانده‌است.[۱]

دیدگاه مولانا در زمینهٔ انسان و شهوت[ویرایش]

مولانا شهوت و شهوت‌رانی را همزاد و همراه بشریب می‌داند و معتقد است که آدمیان در هر عصری مبتلای آنند. به همین دلیل با گفتمان خاص خود به ارائهٔ داستان‌ها و تجاربی تلخ در این زمینه می‌پردازد.[۱]

وی انسان را ترکیبی از حیوان و فرشته می‌داند که خصلت‌های نیک وبد (تقوا و فجور) در وی وجود دارد، اما به عقیدهٔ مولانا انسان می‌تواند با تربیت صحیح از سفلی به اعلی راه یابد.[۱]

پنهان شدن حقیقت در اثر شهوت[ویرایش]

مولوی معتقد است که شهوت جنسی، آدمی را کور و کر می‌کند. انسان شهوت‌زده، خری را چون انسان زیبا می‌بیند آنچنان که در داستان کنیزک و خر خاتون به این موضوع اشاره داشته‌است:[۱]

درس‌های اخلاقی در قالب ادبیات شهوانی[ویرایش]

شیوهٔ طرح مسائل توسط مولانا بگونه‌ای است که با خواندن این اشعار، خواننده احساس بدی پیدا نمی‌کند و حتی ممکن است فکر کند که یک درس اخلاقی گرفته است.[نیازمند منبع]

برخی معتقدند که ساختار شناختی و معرفتی برخی از مردم به گونه‌ای است که اگر مطالبی در قالب داستان‌های شهوت‌انگیز مطرح شوند تأثیرگذاری بیشتری خواهند داشت.[۲]

رواج در زمانه[ویرایش]

وعاظ و عرفای آن زمان از بیان الفاظ زننده یا هزل‌آمیز هیچ ابایی نداشتند. مثلاً مولوی، شمس تبریزی، و سنایی هر سه از ناسزای «غَرخواهر» در آثارشان استفاده کرده‌اند که در زمانهٔ خود امری مقبول و رایج بود. مولوی در غزل زیر از دیوان شمس، برای خوار کردن دشمنان از الفاظ و عبارات «قبیح» استفاده کرده‌است.[۳]

آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش اوصد کیر خر در کون او، صد تیز سگ در ریش او
خر صید آهو کی کند، خر بوی نافه کی کشدیا بول خر را بو کند، یا گُه بود تفتیش او
هر جوی آب اندر رود آن ماده‌خر بولی کندجو را زیان نبود ولی، واجب بود تعطیش او
خر ننگ دارد زان دغل، از حق شنو «بل هُم أضلّ»ای چون مخنث غنج او، چون قحبگان تخمیش او
خامش کنم تا حق کند او را سیه‌رویِ ابدمن دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • لوئیس، فرانکلین (۱۳۸۳). مولوی: دیروز و امروز، شرق و غرب. ترجمهٔ فرهاد فرهمندفر. تهران: نشر ثالث. شابک ۹۶۴-۳۸۰-۰۶۶-۰.

مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]

  • Tourage, Mahdi (2007). Rūmī and the Hermeneutics of Eroticism. Leiden: Brill. ISBN 9789004163539.