نسیم عیار
نسیم عیّار نام عیاری مشهور در قصههای عامیانه مردم ایران است. نخستین بار از اون در کتاب اسکندرنامه نظامی گنجوی نام برده شده است[۱]:
| دزدی که نسیم را بدزدد دزد است | در کعبه گلیم را بدزدد دزد است |
اما بعدها در کتابهای دیگر نیز از او یاد شده. نسیم عیّاری زیرک، چابک، شیرینسخن و همواره پیروز بر حریف است. بر طبق برخی از داستانها چهار خنجر بر کمر میبسته، به ۷۲ زبان مسلط بوده و از حضرت آدم جامی منقوش به اسم اعظم گرفته، که چون با آن آب بر سر خود میریخته، به هر شکلی که میخواسته در میآمده است.
شخصیت
[ویرایش]برخلاف سایر عیّاران که فقط به آرمان یا عدالت فکر میکنند، نسیم انگیزۀ شخصی نیز دارد، اگرچه «برای پول هرکاری نمیکند». برای مثال، مقایسه او با سمک عیّار، این نکته را روشنتر میسازد. سمک، به هر علت (غیر از نفع مادّی) خورشیدشاه را که البته فرد خوبی است، یاری مینماید، اما نسیم انگیزۀ شخصی دارد و نفعطلب است. در عین حال، برای پول هرکاری نمیکند. اگرچه حتى اسکندر را دست میاندازد، اما در آرمانهایش با او همسو است. نسیم مزدش را پیشاپیش دریافت میکند. او در ویرانگری بتخانهها با اسکندر همراه میشود اما به شرط آنکه گوهرها به او برسد! البته آخرِ کار همۀ پساندازش را خرج سد یأجوج و مأجوج مینماید تا در خاطر خواننده و شنوندۀ داستان، چهرۀ کریهی از او برجا نمانده باشد.
آثار و کتاب
[ویرایش]بر اساس شخصیت افسانه ای نسیم عیار کتاب امیرحمزه صاحبقران و مهتر نسیم عیار با نویسندگی محمدعلی سپانلو و تصویرگری نورالدین زرین کلک در سال ۱۳۵۲ توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.[۲] همچنین فیلم نسیم عیار نیز به کارگردانی اسماعیل کوشان در سال ۱۳۴۶ ساخته شد. در این آثار دوره های زمانی مختلف روایت شده اند.
همچنین در نامه قائم مقام فراهانی به آقاعلی رشتی نیز چنین آمده است
یرحمکم الله تعالی، فقراتی چند که بحکایات مهتر نسیم عیار و حسین کرد شبستری ماننده بود از شما پرسید. جا داشت بقصص رموز حمزه الحاق کنم یا بحافظه شیخ رضا بسپارم؛ یا بدرویش میرزا ارمغان بفرستم.