موزیدورا: حمامکننده 'مضطرب از باد مشکوک'
| هنرمند | ویلیام اتی |
|---|---|
| سال | ۱۸۴۶ |
| مواد | رنگ روغن روی کرباس |
| موضوع | غیرداستانی |
| ابعاد | ۵۰٫۲ سانتیمتر × ۶۵٫۱ سانتیمتر (۱۹٫۸ اینچ × ۲۵٫۶ اینچ) |
| مکان | تیت، لندن |
| مالک | وصیت شده توسط جیکوب بل ۱۸۵۹ |
| شمارهٔ دادهنامه | N00614 |
| وبگاه | |
'موزیدورا: حمام کننده 'مضطرب در برابر باد مشکوک' (به انگلیسی: Musidora: The Bather 'At the Doubtful Breeze Alarmed)، همچنین به عنوان حمام کننده (به انگلیسی: The Bather) شناخته میشود،[۱] نامی است که به چهار نقاشی رنگ روغن تقریباً یکسان روی بوم توسط هنرمند انگلیسی ویلیام اتی داده شده است. این نقاشیها صحنهای از شعر تابستان سال ۱۷۲۷ جیمز تامسون را به تصویر میکشند که در آن مرد جوانی بهطور تصادفی زن جوانی را میبیند که برهنه استحمام میکند و بینِ میل به نگاه کردن و دانستهاش مبنی بر اینکه باید روی خود را از او برگرداند، سرگردان است. این صحنه در میان هنرمندان انگلیسی محبوبیت داشت زیرا یکی از معدود بهانههای مشروع برای نقاشی برهنه در زمانی بود که نمایش و توزیع تصاویر برهنه سرکوب شده بود.
با تفاوتهای جزئی در چشمانداز پسزمینه، هر چهار نقاشی از نظر ترکیببندی یکسان هستند. اولین نسخه در سال ۱۸۴۳ به نمایش درآمد. دو نسخه در مجموعههای عمومی قرار دارند، یکی در تیت بریتانیا و دیگری در گالری هنر منچستر؛ یکی از این دو در سال ۱۸۴۴ نقاشی و اولین بار در ۱۸۴۶ به نمایش گذاشته شد و دیگری در همان حدود زمانی نقاشی شده است؛ مشخص نیست کدامیک نسخهای است که در سال ۱۸۴۶ به نمایش درآمد. نسخه چهارم کیفیت پایینتری دارد و ممکن است کپی متأخری توسط یک دانشجو باشد.
موزیدورا در اولین نمایش خود بسیار مورد استقبال قرار گرفت و یکی از بهترین آثار یک هنرمند انگلیسی در نظر گرفته شد. اتی در سال ۱۸۴۹ درگذشت و آثار او به سرعت از مد افتادند. در همان زمان، خود موضوع موزیدورا به یک کلیشه تبدیل شد و از دهه ۱۸۷۰ نوشتههای تامسون به فراموشی سپرده شد. احتمالاً موزیدورای اتی بر تابلو شوالیه سرگردان اثر جان اورت میلی تأثیر گذاشته است، اما به جز آن، تأثیر چندانی بر آثار بعدی نداشته است. نسخه تیت از این نقاشی در نمایشگاههای بزرگ سالهای ۲۰۰۱–۲۰۰۲ در لندن و ۲۰۱۱–۲۰۱۲ در یورک به نمایش گذاشته شد.
پیشزمینه
[ویرایش]
ویلیام اتی (۱۷۸۷–۱۸۴۹)، هفتمین فرزند یک نانوا و آسیابان اهل یورک،[۲] فعالیت حرفهای خود را به عنوان شاگرد چاپخانهچی در هال در سن ۱۱ سالگی آغاز کرد.[۳] پس از اتمام دوره هفتساله شاگردی، او «با چند قطعه گچ رنگی» به لندن نقل مکان کرد[۴] با این نیت که به یک نقاش تاریخی در سنت استادان قدیم تبدیل شود،[۵] و زیر نظر هنرمند مشهور توماس لارنس تحصیل کرد.[۶] اتی که به شدت تحت تأثیر آثار تیسین و روبنس بود، نقاشیهای متعددی را به آکادمی سلطنتی هنر و مؤسسه بریتانیا ارائه کرد که همگی یا رد شدند یا در زمان نمایش توجه کمی به آنها شد.[۷]
در سال ۱۸۲۱ آکادمی سلطنتی یکی از آثار اتی با نام ورود کلئوپاترا به کیلیکیه (که با نام پیروزی کلئوپاترا نیز شناخته میشود) را پذیرفت و به نمایش گذاشت،[۷] که تعداد زیادی از پیکرههای برهنه را به تصویر میکشید.[۸] اثر کلئوپاترا بسیار مورد استقبال قرار گرفت و بسیاری از هنرمندان همکار اتی او را بسیار تحسین کردند. او در سال ۱۸۲۸، پیش از جان کانسابل، به عنوان عضو کامل آکادمی سلطنتی هنر انتخاب شد.[۹] او به دلیل تواناییاش در بازنمایی دقیق رنگهای گوشت در نقاشی و شیفتگیاش به تضاد در رنگهای پوست مورد احترام قرار گرفت.[۱۰] پس از نمایش کلئوپاترا، اتی در دهه بعد تلاش کرد تا با نقاشی برهنهها در محیطهای کتاب مقدس، ادبی و اساطیری، موفقیت آن را تکرار کند.[۱۱] بین سالهای ۱۸۲۰ و ۱۸۲۹ اتی ۱۵ نقاشی به نمایش گذاشت که ۱۴ مورد از آنها شامل پیکرههای برهنه بود.[۱۲]
در حالی که برخی از آثار برهنه توسط هنرمندان خارجی در مجموعههای خصوصی انگلیسی نگهداری میشد، این کشور سنتی در نقاشی برهنه نداشت و نمایش و توزیع چنین آثاری برای عموم از زمان فرمان ۱۷۸۷ برای دلسرد کردن از رذایل سرکوب شده بود.[۱۳] اتی اولین هنرمند بریتانیایی بود که در نقاشی برهنهها تخصص داشت[۱۴] و بسیاری از منتقدان تصویرگریهای مکرر او از برهنگی زنان را به عنوان امری ناشایست محکوم کردند، اگرچه پرترههای او از برهنههای مرد عموماً مورد استقبال قرار گرفت.[۱۵][A] از سال ۱۸۳۲ به بعد، اتی که از حملات مکرر مطبوعات به تنگ آمده بود، همچنان به عنوان یک نقاش برجسته برهنهنگار باقی ماند، اما تلاشهای آگاهانهای انجام داد تا درسهای اخلاقی را در آثار خود منعکس کند.[۱۷]
موضوع
[ویرایش]چگونه جرئت کردی به تماشای آن منظرهی روحخراش خطر کنی
آنگونه که از اندام برهنه و سفید درخشانش،
که با ظریفترین دست طبیعت هماهنگ گشته بود،
جامهی کتان کمرنگ به صورت چینهای رها فرو افتاد،
و او زیبا و عیان ایستاد، از خویشتن در خود خزیده،
با خیالی سرخگونه، هراسان از وزش نسیمی مشکوک،
و همچون آهویی بیمناک، از جا جسته؟
سپس به سوی سیلاب شتافت.
این سطور از شعر تابستان در نمایش اصلی با نقاشی همراه بود.[۱۸]
موزیدورا بر اساس «تابستان»،[۱۹] شعری از شاعر و نمایشنامهنویس اسکاتلندی جیمز تامسون (که امروزه بیشتر به عنوان نویسنده حکومت کن بریتانیا! شناخته میشود) ساخته شده است.[۲۰] «تابستان» در ابتدا در سال ۱۷۲۷ منتشر شد و در سال ۱۷۳۰ به همراه اشعار «زمستان» (۱۷۲۶)، «بهار» (۱۷۲۸) و «پاییز» (۱۷۳۰) تامسون در قالب مجموعهای به نام چهار فصل با شکلی تغییر یافته بازنشر شد.[۲۰] اگرچه اشعار فردی در زمان انتشار توجه کمی را به خود جلب کردند، اما چهار فصل پس از تکمیل از نظر انتقادی و تجاری موفقیتآمیز بود و تامسون شروع به معاشرت با چهرههای سیاسی و فرهنگی مهم و با نفوذ لندن کرد.[۲۰] در ژوئن ۱۷۴۴ تامسون نسخهای به شدت بازنگری شده از چهار فصل را منتشر کرد که در قرن بعد بسیار تأثیرگذار شد. یوزف هایدن یک اوراتوریوی بزرگ بر اساس این شعر نوشت، هنرمندان برجستهای از جمله توماس گینزبرا، جی. ام. دبلیو. ترنر و ریچارد وستال صحنههایی از آن را نقاشی کردند و بیش از ۴۰۰ ویرایش از چهار فصل به زبانهای مختلف بین سالهای ۱۷۴۴ و ۱۸۷۰ منتشر شد.[۲۰]
این نقاشی صحنهای از «تابستان» را به تصویر میکشد که در آن دامون جوان در یک روز گرم تابستانی در کنار جویباری نشسته و در فکر فرو رفته است.[۱۹] موزیدورای زیبا برای خنک شدن با استحمام در جویبار برهنه میشود، غافل از اینکه دامون میتواند او را ببیند. دامون میان میل خود به تماشای او و «پالایش ظریف» دانستن اینکه باید نگاهش را برگرداند، مردد است. دامون تصمیم میگیرد به حیا و عفت او احترام بگذارد و یادداشتی در ساحل رودخانه میگذارد که روی آن نوشته شده: «ای زیباروی من، به استحمام ادامه ده،/ و بدان که جز با دیدگان مقدس/ عشق باوفا دیده نمیشوی: من میروم تا از خلوتت پاسداری کنم؛/ تا هر پای ولگرد و هر چشم هوسبازی را/ از حریم تو دور نگاه دارم». موزیدورا کاغذ را میبیند و وحشت میکند، اما با خواندن آن و درک اینکه توسط دامون نوشته شده است، نسبت به رفتار او احساس تحسین میکند و همچنین موجی از غرور در او ایجاد میشود که زیباییاش میتواند چنین واکنشی را برانگیزد. او نیز به نوبه خود یادداشتی برای او میگذارد که روی آن نوشته شده: «ای جوان عزیز! تنها داور معنای این ابیات،/ که بخت بیش از حد یارت بوده، اما افسوس/ عشق نیز کمتر یارت نبوده، همچنان چون اکنون/ رازدار بمان: شاید زمانی فرار رسد که نیازی به گریختن نباشد.»[۲۱]

به عنوان یک صحنه برهنه از یک اثر بزرگ و مورد احترام در ادبیات انگلیسی، موضوع موزیدورا یکی از معدود بهانههایی بود که تحت آن نقاشان جریان اصلی انگلیس احساس میکردند قادر به نقاشی برهنهها هستند و موزیدورا به عنوان «ونوس جایگزین ملت» توصیف شده است.[۱۸] در مجموع چهار نسخه از موزیدورا منسوب به اتی وجود دارد که اولین آنها در نمایشگاه تابستانی آکادمی سلطنتی در سال ۱۸۴۳ به نمایش درآمد. مشهورترین نسخه، نسخهای است که اکنون در تیت بریتانیا قرار دارد، در سال ۱۸۴۴ نقاشی شده و احتمالاً اولین بار در مؤسسه بریتانیا در سال ۱۸۴۶ به نمایش گذاشته شده است.[۲۲][۲۳] هر چهار نقاشی از نظر ترکیببندی یکسان هستند، اگرچه پسزمینه منظره کمی متفاوت است.[۲۴] یکی از نقاشیها کیفیت پایینتری دارد و ممکن است کپی متأخری توسط یک دانشجو باشد.[۲۵]
ترکیببندی
[ویرایش]نقاشی لحظهای از «تابستان» را نشان میدهد که در آن موزیدورا، پس از درآوردن آخرین لباسهایش، قدم به «خنکای شفاف سیلاب» میگذارد تا «اندام پرحرارت خود را در جویبار باطراوت بشوید».[۱۹] دامون نشان داده نمیشود؛ در عوض، اتی صحنه را از دیدگاه دامون تصویر میکند.[۲۲] اتی با قرار دادن مخاطب در جایگاه دامون، قصد داشت همان واکنشهایی را در بیننده ایجاد کند که در توصیف تامسون از دوراهی دامون آمده است؛ اینکه آیا با وجود آگاهی از نامناسب بودن، از تماشا لذت ببرد یا از اخلاقیات پذیرفته شده زمانه پیروی کند و چشم بپوشد، در آنچه سارا برنیج، مورخ هنر، آن را «یک آزمون اخلاقی تحریککننده برای تماشاگران برای لذت بردن و همزمان غلبه بر آن» توصیف کرده است.[۲۲]
ژست موزیدورا بر اساس آفرودیته کنیدوسی و ونوس مدیچی است.[۱۸] این احتمال وجود دارد که اتی با موزیدورای توماس گینزبرا نیز آشنا بوده باشد که دارای عناصر مشابهی است.[۲۶] موزیدورای گینزبرا، تنها اثر برهنه بزرگ او، هرگز در زمان حیاتش به نمایش درآمد و تا سال ۱۸۴۷ در دست مجموعهداران خصوصی باقی ماند،[۲۷] اما اتی با مالک وقت آن رابرت ورنون آشنا بود و ممکن بود آن را در مجموعه او دیده باشد.[۲۸]

مکان نقاشی استخری در محوطه «د پلنتیشن» (The Plantation)، خانهای در روستای آکامب در نزدیکی یورک است.[۱۸] پلنتیشن خانه دوست صمیمی و حامی او، کشیش آیزاک اسپنسر، نایب اسقف آکامب بود و محوطه آن صحنهای بود که اتی قبلاً نقاشی کرده بود.[۲۲] در سال ۱۸۴۶ اتی خانهای در یورک برای دوران بازنشستگی خود خرید؛[۲۹] برنیج حدس میزند که اتی آکامب را به این دلیل انتخاب کرده که منظرهای از یورک را یک منظره اصیل انگلیسی میدانست.[۲۲]
اگرچه اتی به طور سنتی در سبک نقاشی ونیزی با رنگهای غنی و جزئیات کار میکرد، برای موزیدورا او پالت رنگی بسیار نرمتر و خاکیتری را در پیش گرفت،[۲۲] اگرچه استفاده او از نور بازتابیده بر روی گوشت از سبکهای ونیزی نشأت گرفته است.[۱۸] او از روبنس که تا آن زمان بزرگترین تأثیر را بر او داشت، فاصله گرفت و به سبک تیسین نزدیکتر شد.[۲۲] این احتمالاً به دلیل ماهیت موضوع اثر است. تا آن زمان نقاشیهای تاریخی او عمدتاً در مورد موضوعاتی از اساطیر کلاسیک بود و در محیطهای مدیترانهای با نور روشن اتفاق میافتاد. در مقابل، چهار فصل به عنوان یک اثر صریحاً انگلیسی دیده میشد که برای مقابله با شرایط نوری معمول یورکشایر به پالت رنگی ملایمتری نیاز داشت.[۲۲]
بازخورد
[ویرایش]هر دو نسخه نمایش داده شده با تحسین زیادی روبرو شدند،[۲۲] و موزیدورا موفقترین نقاشی اتی از یک پیکره برهنه منفرد بود.[۲۸] مجله کورت مگزین اند مانثلی کریتیک نسخه ۱۸۴۳ را «یکی از ظریفترین و زیباترین پیکرههای زن در کل گالری» نامید و گفت که «هیچ رنگی نمیتواند طبیعیتر باشد - اگر بتوانیم چنین بگوییم، تیسینوارتر باشد.»[۱] نشریه لیترری گزت نسخهای را که در سال ۱۸۴۶ به نمایش درآمد «تا به امروز بهترین اثر هنری او» نامید و آن را با آثار رامبراند مقایسه کرد و به ویژه توانایی اتی در ثبت سایهها و بازتابها در آب را ستود، جایی که «در مدیریت این جلوهها [بازتابها و سایهها] اتی در هیچ مکتبی، از اولین سپیدهدم هنر، برتری ندارد و بسیار کمنظیر است».[۲۲] نشریه د کریتیک آن را به عنوان «یک اثر برجسته» و «پیروزی مکتب بریتانیا» توصیف کرد.[۲۲]
لئونارد رابینسون استدلال میکند که محبوبیت موزیدورا نشاندهنده تغییری در خریداران آثار هنری است. با تسلط انقلاب صنعتی، بازار اصلی هنر دیگر اشرافیت زمیندار تحصیلکرده خصوصی نبودند که آثار کلاسیک را آموزش دیده و با اساطیر باستان آشنا بودند، بلکه طبقه متوسط نوظهور بودند.[۳۰] این خریداران جدید فاقد تحصیلات کلاسیک برای درک ارجاعات در نقاشیهای تاریخی بودند اما میتوانستند از موزیدورا به عنوان یک اجرای ماهرانه و به عنوان اثری زیبا به خودی خود قدردانی کنند.[۳۱]
میراث
[ویرایش]- لیدی گودایوا، مارشال کلاکسون، ۱۸۵۰
در زمان نمایش موزیدورا، این موضوع در حال تبدیل شدن به یک کلیشه بود، به طوری که در سال ۱۸۵۰ توسط لیترری گزت به عنوان «موضوعی مورد علاقه برای یک بار فرو بردن قلممو در رنگ» توصیف شد.[۱۸] با کاهش علاقه به مطالعات موزیدورا، نقش آن به عنوان بهانهای برای نقاشیهای برهنه توسط هنرمندان انگلیسی با لیدی گودایوا جایگزین شد که به دلیل شعر «گودایوا» اثر آلفرد تنیسون به موضوعی با علاقه فزاینده تبدیل شده بود.[۱۸] پس از مرگ ویلیام وردزورث در سال ۱۸۵۰، جیمز تامسون دیگر تأثیر عمدهای بر نویسندگان نداشت. از دهه ۱۸۷۰ محبوبیت او نزد خوانندگان کاهش یافت و تا پایان قرن بیستم آثار او به جز حکومت کن بریتانیا! کمتر شناخته شده بودند.[۲۰]
هنگامی که اتی در سال ۱۸۴۹ درگذشت،[۳۲] با وجود اینکه تا زمان مرگش کار کرده و آثارش را به نمایش گذاشته بود،[۳۳] هنوز توسط بسیاری به عنوان یک پورنوگراف شناخته میشد. چارلز رابرت لزلی اندکی پس از مرگ اتی مشاهده کرد که «[اتی] خودش که هیچ بدی در ذهن نداشت، از شیوهای که آثارش توسط ذهنهای ناپاک نگریسته میشد، آگاه نبود».[۳۴] علاقه به او با ظهور جنبشهای جدید که مشخصه نقاشی در بریتانیا شد، کاهش یافت و تا پایان قرن نوزدهم ارزش نقاشیهای او سقوط کرد.[۳۲]

احتمالاً ترکیببندی و سبک اثر بحثبرانگیز جان اورت میلی یعنی شوالیه سرگردان تحت تأثیر موزیدورا بوده است،[۳۵] اما به جز میلی و ستایشگر و مقلد اتی یعنی ویلیام ادوارد فراست، هنرمندان معدود دیگری مستقیماً تحت تأثیر کار اتی قرار گرفتند.[۳۶] در سال ۱۸۸۲ مجله ونیتی فر درباره موزیدورا اظهار داشت که «من به خوبی میدانم که یک مرد عامی و همراهش در مقابل تصاویری مانند آبتنیکننده اتی چگونه رفتار میکنند. من گروههای کارگرانی را دیدهام که در اطراف قدم میزنند و میدانم که علاقه هنری آنها به مطالعات برهنه صریحاً شرمآور است.»[۳۷] در اوایل قرن بیستم سبکهای هنری و ادبی ویکتوریایی به طرز چشمگیری در بریتانیا از مد افتادند و تا سال ۱۹۱۵ کلمه «ویکتوریایی» به یک اصطلاح تحقیرآمیز تبدیل شده بود.[۳۸] اثر فردریک منتون با نام «پیکره انسانی در هنر» (۱۹۴۴) یکی از معدود آثار آکادمیک قرن بیستم بود که نگاهی مثبت به موزیدورا داشت.[۳۹]
نسخهها
[ویرایش]نسخه ۱۸۴۳ موزیدورا مستقیماً از اتی توسط جرج نات، بازرگان سیتی لندن، به قیمت ۷۰ گینه (حدود ۷٬۳۰۰ پوند به ارزش امروز[۴۰]) خریداری شد که او آن را دو سال بعد به قیمت ۲۲۵ گینه (حدود ۲۴٬۰۰۰ پوند امروز[۴۰]) فروخت.[۴۱] این اثر از آن زمان در دست تعدادی از مجموعهداران خصوصی چرخیده و حداقل تا سال ۱۹۴۸ در مجموعههای خصوصی باقی مانده است.[۴۲][B] علاوه بر نمایش آن در سال ۱۸۴۳ در آکادمی سلطنتی، این اثر در نمایشگاه مروری بر آثار اتی در سال ۱۸۴۹ در انجمن هنر و در نمایشگاه «استادان قدیم» آکادمی سلطنتی در سال ۱۸۸۹ به نمایش درآمد.[۴۲]
مشخص نیست که کدام موزیدورا در سال ۱۸۴۶ در مؤسسه بریتانیا به نمایش گذاشته شد. نسخه تیت بریتانیا به مبلغی نامشخص توسط جیکوب بل از اتی خریداری شد. این اثر در نمایشگاه مروری بر آثار اتی در سال ۱۸۴۹ در انجمن هنر به نمایش درآمد اما به عنوان «اثری که قبلاً نمایش داده نشده» توصیف شد.[۴۲] این اثر در سال ۱۸۵۹ توسط جیکوب بل به گالری ملی واگذار شد[۳۵] و در سال ۱۹۰۰ به گالری تیت (اکنون تیت بریتانیا) منتقل شد.[۴۲] در سالهای ۲۰۰۱–۰۲ این نقاشی به عنوان بخشی از نمایشگاه «در معرض دید: برهنه ویکتوریایی» تیت بریتانیا نشان داده شد[۱۸] و در ۲۰۱۱–۱۲ به عنوان بخشی از یک نمایشگاه بزرگ مروری بر آثار اتی در گالری هنر یورک به نمایش درآمد.[۱۹]
یک نسخه تقریباً یکسان که احتمالاً همان نسخهای است که در اصل در سال ۱۸۴۶ به نمایش درآمد، در سال ۱۹۱۷ به گالری هنر منچستر واگذار شد[۲۵] که تا سال ۲۰۲۵ همچنان در آنجا باقی مانده است.[۴۳] نسخه دیگری که باز هم تقریباً با نقاشیهای تیت و منچستر یکسان است، در یک مجموعه خصوصی قرار دارد؛ این نسخه کیفیت پایینتری دارد و احتمالاً کپی توسط یک دانشجو در قرن نوزدهم است.[۲۵]
منابع
[ویرایش]- 1 2 "Exhibition of the Royal Academy". The Court Magazine and Monthly Critic. London: William Syme. 9 (14): 151. June 1843.
- ↑ Farr 1958, p. 2.
- ↑ Farr 1958, p. 5.
- ↑ Burnage 2011a, p. 157.
- ↑ Smith 1996, p. 86.
- ↑ Farr 1958, p. 14.
- 1 2 Burnage 2011d, p. 31.
- ↑ Farr 1958, p. 30.
- ↑ Burnage 2011b, p. 118.
- ↑ Burnage 2011c, p. 198.
- ↑ "About the artist". Manchester Art Gallery. Archived from the original on 11 February 2015. Retrieved 10 February 2015.
- ↑ Burnage 2011d, p. 32.
- ↑ Smith 2001b, p. 53.
- ↑ Smith 2001b, p. 55.
- ↑ Smith 2001a, p. 54.
- ↑ Burnage 2011d, pp. 32–33.
- ↑ Burnage 2011d, p. 42.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Smith 2001a, p. 58.
- 1 2 3 4 Burnage 2011b, p. 148.
- 1 2 3 4 5 "James Thomson". Oxford Dictionary of National Biography (online ed.). Oxford University Press. doi:10.1093/ref:odnb/27306. (Subscription or UK public library membership required.)
- ↑ Thomson 1794, pp. 86–89.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Burnage 2011b, p. 149.
- ↑ Farr 1958, p. 100.
- ↑ Farr 1958, pp. 100–01.
- 1 2 3 Farr 1958, p. 150.
- ↑ Farr 1958, p. 101.
- ↑ "Musidora". London: Tate. May 2007. Retrieved 14 June 2015.
- 1 2 Robinson 2007, p. 254.
- ↑ Burnage & Bertram 2011, p. 27.
- ↑ Robinson 2007, p. 189.
- ↑ Robinson 2007, p. 255.
- 1 2 Robinson 2007, p. 440.
- ↑ Burnage 2011e, p. 243.
- ↑ Leslie, Charles Robert (30 March 1850). "Lecture on the Works of the late W. Etty, Esq, R.A., by Professor Leslie". The Athenæum. London (1170): 352.
- 1 2 Smith 2001a, p. 70.
- ↑ Robinson 2007, p. 433.
- ↑ "Vanities". Vanity Fair. London: Thomas Gibson Bowles. 4 February 1882. p. 65.
- ↑ Warner 1996, p. 11.
- ↑ Smith 2001a, p. 28.
- 1 2 UK Retail Price Index inflation figures are based on data from Clark, Gregory (2017). "The Annual RPI and Average Earnings for Britain, 1209 to Present (New Series)". MeasuringWorth. Retrieved 27 January 2019.
- ↑ Robinson 2007, p. 283.
- 1 2 3 4 5 Farr 1958, p. 149.
- ↑ "The Bather 'At the Doubtful Breeze Alarmed'". Manchester Art Gallery. Retrieved 25 November 2025.
- ↑ پرترههای مردان برهنه اتی عمدتاً از قهرمانان اساطیری و نبردهای کلاسیک بودند، ژانرهایی که در آنها نمایش برهنگی مردان در انگلستان قابل قبول تلقی میشد.[۱۶]
- ↑ نسخه ۱۸۴۳ توسط توماس اگنیو اند سانز در نوامبر ۱۹۴۷ به قیمت ۶۰ گینه از یک فروشنده ناشناس خریداری شد و سال بعد به مبلغی نامشخص به خانمی به نام دان فروخته شد.[۴۲] هیچ موجودی کاملی از آثار اتی از سال ۱۹۵۸ انجام نشده است و مکان فعلی این نسخه ثبت نشده است.
<ref> برای گروهی به نام «upper-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="upper-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().