ملت (عثمانی)

ملت (به ترکی استانبولی: millet؛ به ترکی عثمانی: ملت؛ به عربی: مِلَّة) در امپراتوری عثمانی به دادگاه مستقل حقوقی گفته میشد که بر پایه «قوانین شخصی» عمل میکرد و به موجب آن هر جامعه دینی (مسلمانان پیرو شریعت اسلامی، مسیحیان پیرو قانون کلیسایی یا یهودیان پیرو هلاخا) اجازه داشت بر اساس قوانین خود اداره شود. واژه ملت از واژه عربی «ملّه» گرفته شده و به معنای «ملت» یا «جامعه دینی» است.
نظام ملت پیش از سده نوزدهم میلادی سازمانیافته و یکدست نبود و غیرمسلمانان صرفاً از درجه قابلتوجهی خودمختاری در درون جامعه خود برخوردار بودند. مفهوم ملتهای متمایز متناظر با جوامع دینی گوناگون در سده هجدهم شکل گرفت و پس از آن با اسطورههای بنیادینی به دوران سلطان محمد فاتح (حک. ۱۴۵۱–۱۴۸۱) بازگردانده شد. رهبران ملتها یا «ملتباشی» (اتنارخ) معمولاً قدرت مطلق دنیوی و کلیسایی بر جامعه خود داشتند و تنها در برابر سلطان پاسخگو بودند.
در سده نوزدهم و با خیزش ملیگرایی در امپراتوری عثمانی و در پی اصلاحات تنظیمات (۱۸۳۹–۱۸۷۶)، این اصطلاح برای گروههای قومی-زبانی اقلیت به کار رفت. در این دوره، جایگاه این گروهها و رابطهشان با حکومت مرکزی در قانونهای اساسی تدوین شد و قدرت غیرروحانیان بر روحانیان افزایش یافت. عبدالعزیز ساچادینا نظام ملت را نمونهای از کثرتگرایی دینی پیشامدرن میداند که در آن دولت چندین گروه دینی مختلف را به رسمیت میشناخت.
واژهشناسی
[ویرایش]واژه «ملت» که ریشه در واژه عربی «ملّه» دارد، در ترکی عثمانی سه معنای اصلی داشت: دین، جامعه دینی و ملت.[۱] معنای نخست از کاربرد قرآنی سرچشمه میگیرد و در اسناد اداری عثمانی تا سده نوزدهم دیده میشود.[۱] بنجامین بروده استدلال کرده که پیش از اصلاحات تنظیمات، واژه «ملت» به معنای جامعه دینی تنها به جامعه دینی مسلمانان یا مسیحیان بیرون از امپراتوری عثمانی اشاره داشت.[۱] دونالد کواتارت نیز از این دیدگاه پشتیبانی میکند.[۲] در مقابل، میشائیل اورزینوس مینویسد که این واژه حتی پیش از آن دوره برای اشاره به رعایای غیرمسلمان امپراتوری عثمانی به کار میرفت.[۱] کاربرد این واژه پیش از سده نوزدهم یکدست نبود.[۱]
کاربرد نظاممند واژه «ملت» برای جوامع غیرمسلمان عثمانی از دوران سلطنت محمود دوم (حک. ۱۸۰۸–۱۸۳۹) آغاز شد؛ زمانی که اسناد رسمی بر سازمانیابی رعایای غیرمسلمان در سه ملت رسمی تأکید داشت: ملت ارتدکس یونانی، ملت ارمنی و ملت یهودی.[۳] دیوانیان این دوره ادعا میکردند که نظام ملت سنتی برآمده از دوران سلطنت محمد یکم (حک. ۱۴۱۳–۱۴۲۱) است.[۳] بسیاری از تاریخنگاران این ادعا را پذیرفتند، اما پژوهشهای نوین نشان دادهاند که این نظام نوآوری سیاسی متأخری بود که در پوشش سنت کهن ارائه شد.[۳] دولت عثمانی برای شناسایی هر ملت از دین بهره میگرفت نه قومیت.[۴]
نسخه ترکی عثمانی قانون اساسی عثمانی ۱۸۷۶ واژه «ملت» را به کار برده است و نسخههای عربی و فارسی نیز همین واژه را دارند؛ هرچند در آن زمان کاربرد واژه عربی «ملّه» رو به کاهش گذاشته و واژه «امت» جایگزین آن میشد.[۵]
ارمنیها، یونانیها و یهودیان خود واژه «ملت» را به کار نمیبردند و در عوض خود را «ملت» (به فرانسوی: nation) مینامیدند: به ارمنی ազգ (آزگ)، به یونانی Έθνος (اتنوس) و به لادینو nasyon.[۶] این عدم کاربرد واژه «ملت» در نسخههای قانون اساسی عثمانی به زبانهای این اقلیتها نیز بازتاب یافت: نسخه فرانسوی واژه communauté را به جای «ملت» به کار برد و دیگر نسخهها نیز واژههایی بر همین الگو برگزیدند.[۵]
مفهوم
[ویرایش]نظام ملت پیوند نزدیکی با قواعد اسلامی درباره رفتار با اقلیتهای غیرمسلمان ساکن در سرزمینهای اسلامی (ذمیها) دارد.[۷][۸] اصطلاح عثمانی ملت بهطور مشخص به دادگاههای حقوقی جداگانهای اشاره دارد که در چارچوب آنها اقلیتهای دینی اجازه داشتند در پروندههایی که مسلمانی درگیر نبود، با دخالت اندک حکومت عثمانی خود را اداره کنند.[۷]
مردم نه بر پایه خاستگاه قومی بلکه بر پایه وابستگی دینی به ملتهای خود تعلق داشتند.[۹] ملتها از قدرت گستردهای برخوردار بودند: قوانین خود را وضع میکردند و مالیاتهای خود را گردآوری و توزیع میکردند. تنها چیزی که از آنان خواسته میشد وفاداری به امپراتوری بود. هنگامی که عضوی از یک ملت علیه عضوی از ملت دیگر مرتکب جرمی میشد، قانون طرف آسیبدیده اعمال میشد؛ اما در هر دعوایی که مسلمانی درگیر بود، قانون شریعت حاکم بود.[۷]
نظام ملت از حقوق اسلامی سرچشمه گرفته و با مفاهیم «دارالاسلام»، «دارالعهد» (سرزمین صلح یا ذمیان) و «دارالحرب» (سرزمین جنگ) پیوند دارد. ملتهای غیرمسلمان در چارچوب دارالعهد بهعنوان اهل ذمه جای میگرفتند.[۱۰]
به گفته تانر آکچام، دولت عثمانی «بر اصل ناهمگونی و تفاوت استوار بود نه بر همگونی و یکسانی و عملکردی وارونه نسبت به دولت-ملتهای مدرن داشت».[۱۱] برخی پژوهشگران نظام ملت را گونهای از خودمختاری غیرسرزمینی تفسیر میکنند و آن را راهحلی بالقوه جهانشمول برای مسائل مدرن تنوع قومی و دینی میدانند.[۱۲]
غیرمسلمانان در عین برخورداری از خودمختاری، مشمول تبعیضهایی نیز بودند: از حکومتگری عثمانی کنار گذاشته شده بودند، مالیات مضاعفی به نام جزیه میپرداختند و مشمول دوشیرمه (سربازگیری اجباری کودکان) میشدند.[۱۳] همچنین محلهای عبادت آنان نمیتوانست از مساجد بزرگتر باشد و استفاده از ناقوس ممنوع بود.[۱۴] گواهی غیرمسلمان در دادگاه همارز گواهی مسلمان نبود.[۱۴]
با این حال، در عمل نظام ملت اعضای جوامع مسیحی و یهودی را به پرورش مهارتهای بازرگانی سوق داد و بسیاری از آنان سطح زندگی مرفهی داشتند که گاه حتی از درصد متناظر در جمعیت مسلمان بالاتر بود.[۱۵]
ملتها
[ویرایش]هرچند اداره رعایای غیرمسلمان در امپراتوری عثمانی تا سده نوزدهم یکدست نبود و بسته به منطقه و گروه تفاوت داشت، میتوان الگوهای مشترکی را شناسایی کرد. جوامع مسیحی و یهودی از درجه بالایی از خودمختاری برخوردار بودند و گردآوری مالیات، آموزش و امور حقوقی و دینی آنان به دست رهبران خودشان اداره میشد. این امر عثمانیان را قادر ساخت بر مردمان گوناگون با «کمترین مقاومت» حکومت کنند. جامعه یهودی بهویژه در دوره عثمانی شکوفا شد و با ورود یهودیانی که از اسپانیا رانده شده بودند تقویت گردید.[۱۳]
بهطور معمول سه یا چهار ملت رسمی شناخته میشد: ملت مسلمان، ملت ارتدکس، ملت ارمنی و احتمالاً ملت یهودی.[۱۶] در سده نوزدهم و آغاز سده بیستم، ملتهای بیشتری ایجاد شدند؛ بهگونهای که تا ۱۹۱۴ نزدیک به پانزده ملت در امپراتوری عثمانی وجود داشت.[۱۰]
مسلمانان
[ویرایش]همه پیروان اسلام سنّی، فارغ از خاستگاه قومی (ترک، عرب، کرد، آلبانیایی، بوسنیایی و دیگران)، زیر نظر سلطان عثمانی که خلیفه و امیرالمؤمنین بود، یک ملت واحد را تشکیل میدادند.[۴] فرقههای اقلیت اسلامی مانند شیعیان، علویان، اسماعیلیان و یزیدیها از جایگاه حقوقی ویژهای برخوردار نبودند؛ تنها دروزیها در کوه لبنان و جبل دروز از نوعی خودمختاری فئودالی بهرهمند بودند.[۱۰]
شمار بزرگی از چرکسها در امپراتوری عثمانی عمدتاً بر اثر جنگ کریمه حضور یافتند؛ در جریان جنگ و سالهای پس از آن بسیاری از چرکسها از تسخیر سرزمینشان توسط امپراتوری روسیه گریختند.[۱۷] چرکسها با وجود مسلمان بودن، عمدتاً هویت جداگانه خود را حفظ کردند و حتی دادگاههای خاص خود را داشتند.[۱۸]
مسیحیان ارتدکس
[ویرایش]مسیحیان ارتدکس شرقی در «ملت روم» (مِلّت روم) یا «ملت رومی» گرد آمده بودند و از خودمختاری قابلتوجهی برخوردار بودند.[۱۹] این ملت به نام رعایای «رومی» (بیزانسی) امپراتوری نامگذاری شده بود، اما یونانیها، بلغارها، آلبانیاییها، گرجیها، آرومانیها، رومانیها و صربها همه بخشی از همین ملت شمرده میشدند؛ هرچند سلسلهمراتب کلیسایی را یونانیها در دست داشتند.[۱۹] با این حال نامهای قومی هرگز از بین نرفت و نوعی هویت قومی حفظ شد، چنانکه فرمانی سلطانی از سال ۱۶۸۰ گروههای قومی بالکان را اینگونه فهرست میکند: یونانیها (روم)، آلبانیاییها (آرناووت)، صربها (صرف)، ولاخها (افلاق) و بلغارها (بلغار).[۲۰]
پاتریارک جهانی قسطنطنیه بهعنوان بالاترین رهبر دینی و سیاسی (ملتباشی یا اتنارخ) همه رعایای ارتدکس شرقی سلطان شناخته شده بود.[۱۹] سلطان محمد دوم در سال ۱۴۵۳ گناديوس اسکولاریوس را بهعنوان پاتریارک تعیین و او را رهبر دینی همه مسیحیان ارتدکس در امپراتوری شناخت.[۲۱] پاتریارک و دیگر رهبران روحانی مسیحی با جان خود ضامن وفاداری رعایای ارتدکس بودند.[۲۱]
کلیسای صربی پچ و اسقفنشین اوخرید که کلیساهای ارتدکس خودمختار زیر نظر پاتریارک جهانی بودند، در سده هجدهم (به ترتیب در ۱۷۶۶ و ۱۷۶۷) توسط فاناریوتهای یونانی تصاحب شدند.[۱۹] در سده هجدهم، جنبش روشنگری بر نخبگان فکری ملت روم تأثیر نهاد و زمینه پیدایش ایدئولوژیهای ملیگرایانه رقیب را فراهم ساخت.[۲۲]
تا سده نوزدهم، ملت مسیحی ارتدکس زیر سیطره یونانیها بود که از استقلالطلبی کلیسایی بلغارها و رومانیاییها نگران بودند. در سال ۱۸۷۰، کلیسای ارتدکس بلغار بهعنوان ملت مستقل شناخته شد و پاتریارک جهانی قسطنطنیه این شناسایی را در ۱۸۷۸ پذیرفت.[۲۲] کلیسای ارتدکس رومانی نیز در ۱۸۶۴ خودسر (اتوسفال) شد و برای رومانیهای دوبروجه جایگاه ملت جداگانه به دست آورد.[۱۰]
ارمنیان
[ویرایش]تا سده نوزدهم، یک ملت ارمنی واحد (ملت ارمنیان) وجود داشت که همه ارمنیان قومی را فارغ از تعلق به کلیسای حواری ارمنی، کلیسای کاتولیک ارمنی یا کلیسای پروتستان ارمنی دربرمیگرفت.[۲۳] این ملت افزون بر نقش دینی، نقش سیاسی و فرهنگی نیز ایفا میکرد و همه ارمنیان و برخی گروههای دیگر را گرد هم میآورد که نشاندهنده گذار از هویت دینی به هویت ملی بود.[۲۳]
غیرارمنیانی از کلیساهایی که از نظر الهیاتی با کلیسای ارمنی پیوند داشتند (به دلیل غیرکالسدونی بودن) زیر نظر نشین ارمنی قرار داشتند؛ از جمله ارتدکسهای سریانی (کلیسای ارتدکس سریانی) و قبطیها.[۲۳]
ارمنیان کاتولیک و ارمنیان پروتستان در ۱۸۵۰ (با پشتیبانی بریتانیا) از ملت ارمنی گریگوری جدا شدند و ملتهای جداگانهای تشکیل دادند.[۲۴] ملت پروتستان ارمنی نخستین ملتی بود که قانون اساسی مورد تأیید حکومت را بر پایه اصل نمایندگی و نظارت غیرروحانیان دریافت کرد.[۲۴] ملت ارمنی گریگوری نیز در ۲۹ مارس ۱۸۶۳ قانون اساسی ملی ارمنی را پس از چندین سال تنش درون جامعه ارمنی و با باب عالی دریافت کرد.[۲۵]
آشوریان
[ویرایش]آشوریان بر پایه فرقه مسیحی تفکیک شده و از نظر حکومت عثمانی گروههای قومی جداگانهای شمرده میشدند. کلیسای مشرق عمدتاً خود را آشوری میشناسد، اما زبان آیینی آن سریانی نامیده میشود؛ از اینرو چندین ملت برای آشوریان سریانیزبان پدید آمد.[۲۶]
جامعه کاتولیک سریانی در ۱۸۲۹ بهعنوان ملت مستقل شناخته شد[۲۶] و جامعه کاتولیک کلدانی در ۱۸۴۴.[۲۷] جامعه ارتدکس سریانی مدتها ملت مستقلی نداشت و بخشی از ملت ارمنی بود؛ یعنی تحت هژمونی زبانی، فرهنگی، سیاسی و دینی ارمنیان قرار داشت. در جریان اصلاحات تنظیمات (۱۸۳۹–۱۸۷۸)، ارتدکسهای سریانی در ۱۸۷۳ جایگاه مستقل و ملت جداگانه دریافت کردند.[۲۶]
یهودیان
[ویرایش]در چارچوب نظام ملت، یهودیان بر پایه دین بهصورت یک جامعه سازمانیافته بودند و پراکندهترین گروه جغرافیایی در امپراتوری به شمار میرفتند.[۱۲] یهودیان عثمانی از امتیازاتی همانند مسیحیان برخوردار بودند.[۲۸] خاخامباشی (Hahambaşı) نماینده آنان بود و اختیارات گستردهای برای وضع قانون، قضاوت و اجرای احکام در میان یهودیان داشت و غالباً در دیوان سلطان حضور مییافت.[۲۹] ملت یهودی در ۱۸۶۵ قانون اساسی دریافت کرد.[۳۰]
یهودیان همچون دیگر ملتها «اهل کتاب» شمرده میشدند و تحت حمایت شریعت اسلام قرار داشتند.[۳۱] هرچند از نظر حقوقی برابر با مسلمانان نبودند، با توجه به آزار گسترده یهودیان در اروپای قرون میانه، بسیاری از آنان نظام ملت را مطلوب میدانستند.[۳۲]
فروپاشی و میراث
[ویرایش]در آغاز سده بیستم، نظام ملت بیش از پیش ابزار دست قدرتهای اروپایی شد: روسها خود را حامی مسیحیان ارتدکس، فرانسویها حامی کاتولیکها و بریتانیاییها حامی یهودیان و دروزیان میخواندند. این امر افزون بر گسترش کاپیتولاسیونها، به ناسیونالیستهای ترک احساس نارضایتی داد و آنان پایان نظام ملت را در دستور کار خود گذاشتند.[۱۵]
ترکیه با اصلاحات مصطفی کمال آتاتورک نظام جایگزینی بر پایه لائیسیته برگزید که به موجب آن شهروندان نه بهعنوان جامعه دینی بلکه بهعنوان افراد برابر در برابر قانون مدنی سکولار شناخته میشوند.[۳۳] با این حال، نظام ملت در برخی کشورهای پساعثمانی مانند لبنان، سوریه، اردن، مصر، اسرائیل و قبرس به شکلهایی تداوم یافته است.[۱۰]
پانویس
[ویرایش]- 1 2 3 4 5 Ursinus، M.O.H. (۲۰۱۲). «Millet». Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Brill.
- ↑ Quataert، Donald (۲۰۰۵). The Ottoman Empire, 1700–1922. Cambridge University Press. ص. ۱۷۵–۱۷۶.
- 1 2 3 Masters، Bruce (۲۰۰۹). «Millet». Encyclopedia of the Ottoman Empire. InfoBase Publishing. ص. ۳۸۳.
- 1 2 «The Ottoman Millet System». Dergipark. دریافتشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- 1 2 Strauss، Johann (۲۰۱۰). «A Constitution for a Multilingual Empire». The First Ottoman Experiment in Democracy. وورتسبورگ: Orient-Institut Istanbul. ص. ۴۴–۴۵.
- ↑ Strauss، Johann (۲۰۱۰). «A Constitution for a Multilingual Empire». The First Ottoman Experiment in Democracy. وورتسبورگ: Orient-Institut Istanbul. ص. ۳۷.
- 1 2 3 Sugar، Peter F. (۱۹۷۷). Southeastern Europe under Ottoman rule, 1354–1804. University of Washington Press. ص. ۵–۷.
- ↑ «Millet - religious community». Encyclopedia Britannica. دریافتشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- ↑ Ortaylı، İlber (۲۰۰۶). Son İmparatorluk Osmanlı. استانبول: Timaş Yayınları. ص. ۸۷–۸۹. شابک ۹۷۸-۹۷۵-۲۶۳-۴۹۰-۹.
- 1 2 3 4 5 «Les dhimmî dans l'Empire ottoman». Les clés du Moyen-Orient. ۲۰۱۳-۰۳-۲۵. دریافتشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- ↑ Akçam، Taner (۲۰۰۶). A Shameful Act. New York: Holt Paperbacks. ص. ۲۰. شابک ۹۷۸-۰-۸۰۵۰-۸۶۶۵-۲.
- 1 2 Karen Barkey and George Gavrilis (۲۰۱۶). «The Ottoman Millet System: Non-Territorial Autonomy and its Contemporary Legacy». Ethnopolitics. ۱۵ (۱): ۲۴–۴۲.
- 1 2 Cleveland، William (۲۰۱۳). A History of the Modern Middle East. Boulder, Colorado: Westview Press. ص. ۴۵–۴۶. شابک ۰۸۱۳۳۴۰۴۸۹.
- 1 2 Kramer، Heinz (۲۰۰۸). Die Türkei und Europa. Stuttgart. ص. ۶۰–۶۱.
- 1 2 «Pouvoir et minorités, le système des millet». Fondazione Internazionale Oasis. ۲۰۰۷-۰۳-۰۱. دریافتشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- ↑ Merten، Kai (۲۰۱۴). Untereinander, nicht nebeneinander. Das Zusammenleben religiöser und kultureller Gruppen im Osmanischen Reich des 19. Jahrhunderts. Berlin. ص. ۱۱.
- ↑ Musa Şaşmaz (۱۹۹۸). «Immigration and Settlement of Circassians in the Ottoman Empire on British Documents 1857-1864». OTAM Ankara: ۳۳۱–۳۶۶.
- ↑ Richmond، Walter. Circassian Genocide. ص. ۱۱۸.
- 1 2 3 4 Masters، Bruce (۲۰۰۶). «Christians in a changing world». The Cambridge History of Turkey, Volume 3. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج. ص. ۲۷۲–۲۸۰. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۱-۶۲۰۹۵-۶.
- ↑ История на българите. Късно средновековие и Възраждане. TRUD Publishers. ۲۰۰۴. ص. ۲۵. شابک ۹۵۴۵۲۸۴۶۷۶.
- 1 2 Hlepas، Nikolaos-Komnenos (۲۰۰۶). «Ein romantisches Abenteuer?». Ungleichzeitigkeiten der Europäischen Romantik. Würzburg. ص. ۱۶۹.
- 1 2 Brown، Keith (۲۰۰۲). «The Macedonian Question». Central and South-Eastern Europe 2003. London. ص. ۵۱.
- 1 2 3 Masters، Bruce (۲۰۰۶). «Christians in a changing world». The Cambridge History of Turkey. Cambridge University Press. ص. ۲۷۲–۲۸۰.
- 1 2 Davison، Roderic H. (۱۹۶۳). Reform in the Ottoman Empire, 1856–1876. ص. ۱۲۲–۱۲۳.
- ↑ Davison، Roderic H. (۱۹۶۳). Reform in the Ottoman Empire, 1856–1876. ص. ۱۲۳–۱۲۴.
- 1 2 3 Taylor، William (۲۰۱۴). Narratives of Identity: The Syrian Orthodox Church and the Church of England 1895-1914. Cambridge Scholars Publishing. شابک ۹۷۸-۱-۴۴۳۸-۶۹۴۶-۱.
- ↑ Jakob، Joachim (۲۰۱۴). Ostsyrische Christen und Kurden im Osmanischen Reich des 19. und frühen 20. Jahrhunderts. LIT-Verl. شابک ۹۷۸-۳-۶۴۳-۵۰۶۱۶-۰.
- ↑ Hacker، Joseph R. (۲۰۱۷). «Jews in the Ottoman Empire (۱۵۸۰–۱۸۳۹)». The Cambridge History of Judaism. Cambridge University Press. ص. ۸۳۱–۸۶۳.
- ↑ Hacker، Joseph (۲۰۱۷). The Cambridge History of Judaism. Cambridge University Press. ص. ۸۳۳.
- ↑ Davison، Roderic H. (۱۹۶۳). Reform in the Ottoman Empire, 1856–1876. ص. ۱۱۴.
- ↑ Masters، Bruce Alan (۲۰۰۱). Christians and Jews in the Ottoman Arab world: the roots of sectarianism. Cambridge University Press. شابک ۰-۵۲۱-۸۰۳۳۳-۰.
- ↑ Stillman، Norman A. Myth, Countermyth, and Distortion.
- ↑ «Définition de laïcité». CNRTL. دریافتشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Millet (Ottoman Empire)». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Millet (Empire ottoman)». در دانشنامهٔ ویکیپدیای فرانسوی، بازبینیشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Millet-System». در دانشنامهٔ ویکیپدیای آلمانی ، بازبینیشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «الملة (الدولة العثمانية)». در دانشنامهٔ ویکیپدیای عربی ، بازبینیشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- ملت (گروه دینی) در دانشنامه بریتانیکا