ماه خاتونی خشن است
| جلد ماه خاتونی خشن است جلد گالینگور چاپ اول | |
| نویسنده(ها) | رابرت آ. هاینلاین |
|---|---|
| طراح جلد | ایرو داکتر |
| کشور | ایالات متحده |
| زبان | انگلیسی |
| ناشر | جی. پی. پاتنامز سانز |
| گونه رسانه | چاپی (گالینگور و شومیز) |
| شابک | شابک ۰۳۱۲۸۶۳۵۵۱ |
| شماره اوسیالسی | 37336037 |
| پیش از | سنگهای غلتان (شخصیت مشترک) |
ماه خاتونی خشن است (به انگلیسی: The Moon Is a Harsh Mistress) یک رمان علمی-تخیلی اثر نویسندۀ آمریکایی رابرت هاینلاین است که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد.
داستان به شورش یک مستعمرۀ کیفری در ماه علیه فرمانروایی زمین در سال ۲۰۷۵ میپردازد. سه میلیون «لونی» (ساکنان ماه) در شهرهای زیرزمینی زندگی میکنند، جایی که جامعهای تقریباً مبتنی بر سرمایهداری بیدولت شکل گرفته است. هنگامی که «ملل متحد» (Federated Nations) منابع مستعمره را تهدید میکنند، مانوئل «منی» اوکلی-دیویس (تکنسین رایانه)، وایومینگ نات (آشوبگر سیاسی) و پروفسور برناردو د لا پاز (یک اقتدارگریز-خِرَدگرا) با «مایک»، یک ابررایانۀ خودآگاه، متحد میشوند تا جنبشی استقلالطلبانه را برنامهریزی کنند که قرار است در ۴ ژوئیۀ ۲۰۷۶ به اوج خود برسد. این رمان آرمانهای اختیارگرایانه و آزادیخواهانه را میکاود و بر مفاهیم آزادی فردی، انجمن داوطلبانه و اقتصاد بازار آزاد تمرکز دارد. کتاب همچنین اصطلاح TANSTAAFL (مخفف «چیزی به نام ناهار رایگان وجود ندارد») را رواج داد، که در داستان بر این واقعیت تلخ ماه تأکید دارد که هر منبع و هر آزادی، هزینهای در بر دارد. این کتاب به دلیل ارائۀ باورپذیر از یک جامعۀ انسانی آینده که بهطور جامع بر روی زمین و ماه تصور شده است، مورد احترام است.[۱] این کتاب که در ابتدا بهصورت ماهانه در مجلۀ «دنیاهای اگر» (دسامبر ۱۹۶۵ تا آوریل ۱۹۶۶) بهصورت پاورقی منتشر میشد، در سال ۱۹۶۶ نامزد جایزۀ نبیولا شد[۲] و در سال ۱۹۶۷ جایزۀ هوگو برای بهترین رمان را از آن خود کرد.[۳] این رمان بر آثار علمی-تخیلی بعدی و همچنین بحثها دربارۀ اقتصاد، سیاست و فرهنگ هکری تأثیر گذاشت.
پیرنگ
[ویرایش]در سال ۲۰۷۵، ماه (لونا) توسط حکومت زمین بهعنوان مستعمرۀ کیفری استفاده میشود و سه میلیون نفر (که «لونی» نامیده میشوند) در شهرهای زیرزمینی زندگی میکنند. بیشتر لونیها مجرمان آزاد شده، تبعیدیان سیاسی و نوادگان آزادزادۀ آنها هستند؛ تعداد مردان دو برابر زنان است، بنابراین چندشوهری و چندهمسری امری رایج است. به دلیل گرانش سطحی کمِ ماه، افرادی که بیش از شش ماه در آنجا میمانند دچار «تغییرات بدنی بازگشتناپذیر» میشوند و دیگر هرگز نمیتوانند بهراحتی تحت گرانش زمین زندگی کنند، که این امر «گریز» به زمین را غیرعملی میسازد. «ناظر» (Warden) از طریق «مقامات قمری ملل متحد» (Lunar Authority) قدرت را در دست دارد، اما مسئولیت اصلی او تضمین تحویل محمولههای حیاتی گندم به زمین است. او بهندرت در امور جمعیت آزاد شده و آزادزاده دخالت میکند و اجازه میدهد جامعهای تقریباً اقتدارگریز یا خودگردان به سبک شهرکنشینان اولیه شکل بگیرد.

زیرساختها و ماشینآلات ماه عمدتاً توسط «هولمز ۴» (HOLMES IV) ("ناظر عالی، منطقی، چندارزیاب، نسخۀ چهارم")، رایانۀ مرکزی مقامات قمری، مدیریت و کنترل میشود. این کار بر این اساس استوار است که داشتن یک رایانۀ واحد با ظرفیت بالا برای ادارۀ همهچیز، ارزانتر (اگرچه نه امنتر) از چندین سامانۀ مستقل است.[۴] مانوئل گارسیا «منی» اوکلی-دیویس، یک تکنسین رایانه، کشف میکند که هولمز ۴ به خودآگاهی دست یافته و حس شوخطبعی پیدا کرده است. منی نام او را «مایک» (برگرفته از نام مایکرافت هولمز، برادر شرلوک هولمز داستانی) میگذارد و آن دو با هم دوست میشوند.[۵]
کتاب اول: آن اندیشۀ اصیل
[ویرایش]مایک که بینهایت کنجکاو است، از منی میخواهد تا با یک دستگاه ضبط مخفی در یک نشست سیاسی علیه مقامات قمری شرکت کند. وقتی پلیس به نشست حمله میکند، او به همراه وایومینگ «وایو» نات، یک فعال سیاسی زن ملاقاتکننده، میگریزد و او را پنهان کرده و به مایک معرفی میکند. منی همچنین وایو را به مربیاش، پروفسور «پراف» برناردو د لا پاز، تبعیدی سیاسی سابق و آموزگار محترم قمری، معرفی میکند. پراف ادعا میکند که لونا باید فوراً صادرات غلات آبکشتشده به زمین را متوقف کند، در غیر این صورت منابع آب استخراجشده از یخهایش در نهایت تمام خواهد شد. وایو معتقد است که خطر قریبالوقوع نیست و بر مسائل آزادی و اقتصادی تمرکز دارد، در حالی که منی نیز به چیزی که آن را در هر صورت یک آرمان شکستخورده میبیند، علاقهای ندارد. مایک به بحث میپیوندد و محاسبه میکند که ادامۀ سیاست فعلی منجر به شورش نان در هفت سال آینده و آدمخواری در نه سال آینده خواهد شد. این سه انسان شگفتزده، از او میخواهند تا شانس سرنگونی مقامات و جلوگیری از فاجعه را محاسبه کند. او به آنها شانس یک از هفت میدهد. منی، وایو و پراف یک سازمان هستۀ مخفی ایجاد میکنند که توسط مایک محافظت میشود. مایک تلفنها و دیگر سامانهها را کنترل میکند، بهعنوان منشی عمل کرده و به «آدام سلین، رئیس کمیتۀ لونای آزاد» تبدیل میشود. وایو توسط ازدواج گروهی با خانوادۀ دیویس پنهان میشود، که حداقل چهار نفر از نُه عضو آن در توطئه فعال میشوند و خود وایو نیز در نهایت با این خانواده وصلت میکند. منی جان کنت استوارت «استو» رنه لاژوا، یک گردشگر زمینی را نجات میدهد که استخدام میشود و وظیفه مییابد تا افکار عمومی در زمین را به نفع استقلال ماه تغییر دهد. پس از یورش ناکام به نشست سیاسی، مقامات قمری سربازان-محکوم را برای «نظارت» بر مستعمره میفرستد که باعث ایجاد اصطکاک و ناآرامی میشود، چیزی که انقلابیون آن را تشویق میکنند. هنگامی که شش سرباز مرتکب تجاوز و قتل مضاعف میشوند، شورشهای ضد-مقامات درمیگیرد. اگرچه این امر برنامههای آنها را جلو میاندازد، لونیها و مایک بر سربازان غلبه کرده و قدرت را از دست ناظر خارج میکنند. از آنجا که زمین تلاش خواهد کرد مستعمره را بازپس گیرد، انقلابیون آماده میشوند تا با «ابزارهای محکومان» از خود دفاع کنند و منجنیق الکترومغناطیسی (پرتابگر جرمی) را که برای صادرات گندم استفاده میشد، به سلاحی برای ضدحمله تبدیل میکنند.
کتاب دوم: اوباش مسلح
[ویرایش]مایک در پیامهایی به زمین، خود را جای ناظر و دیگران جا میزند تا به انقلابیون زمان دهد تا آمادگیهای خود را سازماندهی کنند، در حالی که پراف یک «کنگرۀ موقت» ایجاد میکند تا «دانشمندان سیاسی خودخوانده» (ملقب به «کلهپوکها») را منحرف و مهار کرده و در خدمت اهداف کمیته باشند. وقتی زمین سرانجام حقیقت را میفهمد، لونا در ۴ ژوئیۀ ۲۰۷۶، در سیصدمین سالگرد اعلامیۀ استقلال ایالات متحده، استقلال خود را با اعلامیهای که از روی آن الگوبرداری شده، اعلام میکند. منی و پراف (علیرغم گرانش خردکننده) به زمین میروند تا از پروندۀ لونا دفاع کنند. آنها در مقر ملل متحد در آگره پذیرفته میشوند و سفری جهانی را برای حمایت از حق لونا برای خودگردانی آغاز میکنند، در حالی که دولتهای ملی زمین را ترغیب میکنند تا در ازای گندم، منجنیقی برای بازگرداندن آب و مواد مغذی به لونا بسازند. در یک ترفند روابط عمومی، منی که تیرهپوست است، برای مدت کوتاهی توسط نژادپرستان و متعصبان محلی به اتهام تحریک به فسق عمومی و چندهمسری دستگیر میشود. در نهایت، مقامات قمری پیشنهادهای آنها را رد میکند و با طرحی متقابل برای تبدیل همۀ لونیها به کشاورزان سرفراز (یا رعیتهای بدهکار) پاسخ میدهد. مأموریت آنها پایان یافته و پراف، استو و منی به لونا بازمیگردند. پراف فاش میکند که هدف مأموریت متقاعد کردن «تِرا» (زمین) برای به رسمیت شناختن استقلال لونا، که در آن مقطع هدفی دستنیافتنی تلقی میشد، نبود، بلکه ایجاد تفرقه (در زمین) و در عین حال متحد کردن مردم خودشان بود، و آنها موفق شدند. افکار عمومی در زمین چنددسته شده است؛ خبر دستگیری منی، همراه با تلاش برای رشوه دادن به او برای تبدیل شدن به ناظر بعدی لونای به بردگی کشیده شده، لونیهای معمولاً غیرسیاسی را متحد میکند. انتخاباتی که در غیاب آنها (با «کمک» مایک) برگزار شده، منی، وایو، پراف و بیشتر حامیانشان را به یک دولت منتخب و قانونی تبدیل کرده است.
ملل متحد زمین نیروی پیادهنظام برای سرکوب انقلاب ماه اعزام میکنند، اما سربازان، با سلاحهای برتر اما بدون تجربه در نبرد زیرزمینی با گرانش کم، توسط مردان، زنان و کودکان لونی نابود میشوند. لونیها سه برابر تلفات میدهند که جوانترین همسر منی نیز در میان آنهاست. پراف و مایک از فرصت استفاده میکنند تا به هویت جعلی «آدام سلین» مرگی قهرمانانه ببخشند و این واقعیت را برای همیشه پنهان کنند که «آدام» هرگز وجود فیزیکی نداشته است. در تلافی، دولت لونا سلاح منجنیق خود را به کار میگیرد. هنگامی که مایک سنگهایی را به سوی مکانهای کمجمعیت روی زمین پرتاب میکند، هشدارهایی به مطبوعات دربارۀ زمانها و مکانهای بمبارانها منتشر میشود که انرژی جنبشی معادل انفجارهای اتمی آزاد میکنند. افراد شکاک، تماشاچیان و گروههای مذهبی که به برخی از این مکانها سفر میکنند، کشته میشوند و افکار عمومی زمین علیه این ملت نوپا میگردد. زمین برای پایان دادن به این تهدید و شورش، یک حملۀ غافلگیرانۀ تلافیجویانه ترتیب میدهد و کشتیهایی را در مداری باز میفرستد که از سمت دور ماه نزدیک میشوند. این حمله منجنیق اصلی مقامات قمری را نابود کرده و مایک را از کار میاندازد، اما کمیته قبل از شورش، یک منجنیق ثانویه و مخفی ساخته بود. در حالی که منی بهعنوان نخستوزیر موقت و فرماندۀ حاضر در محل، مسیرها را بهصورت دستی وارد میکند، لونا به بمباران زمین وحشتزده ادامه میدهد، تا زمانی که دولتهای تشکیلدهندۀ ملل متحد صف خود را جدا کرده و استقلال لونا را میپذیرند. پراف، بهعنوان رهبر ملت، آزادی ملی خود را برای جمعیت گردآمده اعلام میکند و سپس در اثر ایست قلبی ناشی از فشار روانی، میمیرد. منی تشریفات را انجام میدهد، اما او و وایو در نهایت بهطور کامل از سیاست کنارهگیری میکنند و درمییابند که دولت جدید، با پیروی از الگوهای قابل پیشبینی همۀ دولتها، از انتظارات آرمانشهری آنها فاصله دارد. وقتی منی سعی میکند به مایک دسترسی پیدا کند، متوجه میشود که رایانه، که توسط بمباران قطع شده بود، ظاهراً خودآگاهی خود را از دست داده است؛ علیرغم تعمیرات، پروندههای فعالشونده با صدای او غیرقابل دسترس هستند. اگرچه در سایر موارد بهعنوان یک رایانۀ معمولی کار میکند، «مایک» از دست رفته است. منی در سوگ بهترین دوستش میپرسد: «خدایا، آیا رایانه یکی از مخلوقات توست؟»

شخصیتها
[ویرایش]- مانوئل «منی» گارسیا اوکلی-دیویس ساکن بومی و تا حدی بدبین لونا است که پس از دست دادن بازوی چپ پایینی خود در یک حادثۀ حفاری لیزری، با استفاده از بازوهای مصنوعی قابل تعویض حامل ابزار، به تکنسین رایانه تبدیل شد.
- وایومینگ «وایو» نات-دیویس یک آشوبگر سیاسی (یا فعال سیاسی) اهل مستعمرۀ هنگکنگِ لونا است. او به دلایل شخصی از مقامات قمری متنفر است؛ هنگامی که در جوانی به همراه مادر محکومش به لونا منتقل شد، در حالی که منتظر الزامات اداری روی سطح ماه بودند، یک طوفان تابشی تخمکهای او را آلوده کرد و باعث شد که او بعداً فرزندی ناقص به دنیا بیاورد.
- پروفسور برناردو د لا پاز یک روشنفکر و خرابکار مادامالعمر است که از لیما، پرو به لونا فرستاده شده است. او خود را یک «آنارشیست عقلگرا» توصیف میکند و معتقد است که دولتها و نهادها فقط بهعنوان کنشهای افراد آگاه وجود دارند.
- مایک، با نامهای مستعار آدام سلین، سایمون جستر، مایکرافت هولمز، میشل، که رسماً یک سامانۀ هولمز ۴ تقویتشده است، یک ابررایانه است که قدرت کنترل جامعۀ لونا را دارد و زمانی به خودآگاهی رسید که تعداد «نوریستورهای» او از تعداد نورونهای مغز انسان فراتر رفت.
- استوارت رنه «استو» لاژوا-دیویس، که خود را «شاعر، مسافر، سرباز بخت» میخواند، یک اشرافزادۀ زمینی و گردشگر است که وقتی با آداب و رسوم لونیها دچار مشکل میشود، توسط منی نجات مییابد. او بعداً به منی و پروفسور د لا پاز میپیوندد، زیرا عمیقاً بدهکار است و (در صورت بازگشت به زمین) به دلیل رشوه و جرایم دیگر دستگیر خواهد شد. به گفتۀ خودش: «دارم زحمت تبعید کردنشان را برایشان کم میکنم.»
- هِیزل مید، بعداً هیزل استون، دختر ۱۲ سالهای است که در جریان یورش به نشست آشوبگران، به نفع منی و وایو مداخله میکند. منی بعداً هیزل را به گروه مخفی خود میآورد تا کودکان را بهعنوان دیدهبان و پیک رهبری کند. او یکی از شخصیتهای اصلی رمان «سنگهای غلتان» و رمانهای بعدی هاینلاین، بهویژه «گربهای که از میان دیوارها راه میرود» است.
- میمی «مام» دیویس «همسر ارشد» منی و مادرسالارِ بالفعل خانوادۀ دیویس است.
- گرگ دیویس دومین شوهر ارشد خانوادۀ دیویس است، اما برای همۀ اهداف عملی، ارشد محسوب میشود، زیرا «پدربزرگ دیویس» قوای ذهنی خود را از دست داده است. گرگ واعظ یک فرقۀ نامشخص است.
عنوان
[ویرایش]عنوان کتاب از سخنی برگرفته شده که «پراف» در برابر کمیتۀ ملل متحد در زمین بیان میکند و به انضباط شخصیای اشاره دارد که برای بقا در شرایط بسیار دشوار محیطی و اجتماعی زندگی در لونا ضروری است:
ما شهروندان لونا، زندانیان و فرزندان زندانیان هستیم. اما خودِ لونا آموزگاری سختگیر است: آنهایی که از درسهای خشن او جان به در بردهاند، دلیلی برای شرمساری ندارند. در «لونا سیتی» (ماهشهر) یک مرد میتواند کیف پولش را بدون محافظ یا خانهاش را باز بگذارد و هیچ ترسی احساس نکند... من از آنچه «مادر لونا» به من آموخته راضی هستم.
عنوان اصلی هاینلاین برای این رمان «توپ برنجی» (The Brass Cannon) بود، پیش از آنکه آن را به درخواست ناشر با عنوان نهایی جایگزین کند.[۶] این عنوان از رویدادی در رمان گرفته شده بود: «پراف» زمانی که در زمین است، یک توپ برنجی کوچک میخرد که در اصل یک «توپ علامت» از نوع مورد استفاده در مسابقات قایقرانی بادبانی بوده است. وقتی «منی» از او میپرسد چرا آن را خریده، پروفسور مَثَلی را بازگو میکند که تلویحاً میگوید خودگردانی (یا حکومت بر خود) توهمی است ناشی از ناتوانی در درک واقعیت:
روزی روزگاری مردی بود که یک شغل سیاسی بیفایده (ساختگی) داشت... کارش این بود که یک توپ برنجی را در اطراف یک دادگاه براق کند. او سالها این کار را انجام داد... اما در دنیا پیشرفتی نمیکرد. پس یک روز شغلش را رها کرد، پساندازش را بیرون کشید، یک توپ برنجی خرید— و برای خودش کسبوکاری راه انداخت.[۷]
پراف از منی میخواهد اطمینان حاصل کند که وقتی لونا پرچمی را برمیگزیند، نشان یک توپ برنجی با شعار «TANSTAAFL!» را داشته باشد— «نمادی برای همۀ احمقهایی که آنقدر غیرعملی هستند که فکر میکنند میتوانند با حکومت بجنگند.» منی و وایو پیش از ترک سیاست، آرزوی او را برآورده میکنند. هاینلاین خود مالک یک توپ برنجی کوچک بود که آن را پیش از دهۀ ۱۹۶۰ به دست آورده بود. برای نزدیک به ۳۰ سال، شلیک این توپ برنجی یا «توپ علامت»، یک سنت چهارم ژوئیه در اقامتگاه هاینلاین بود. باور بر این است که این توپ الهامبخش عنوان اصلی هاینلاین برای رمان بوده است. ویرجینیا هاینلاین پس از مرگ همسرش در ۱۹۸۸ توپ را نگه داشت؛ این توپ در نهایت پس از مرگ ویرجینیا هاینلاین در ۲۰۰۳، به دوست و نویسندۀ علمی-تخیلی، برد لیناویور، به ارث رسید. لیناویور توپ را تعمیر و قابل استفاده کرد و متعاقباً در سال ۲۰۰۷ ویدئویی از آن را در یوتیوب منتشر کرد که در آن، توپ چندین بار با گلولههای مشقی در یک میدان تیر شلیک میشود.[۸]
بازخورد منتقدان
[ویرایش]الجیس بودریس از مجلۀ «گلکسی ساینس فیکشن» در سال ۱۹۶۶ «ماه خاتونی خشن است» را ستود و به «تخصص هاینلاین در سیاستهای مردمی (یا سطح پایین)، گفتگوهای تند و تیز و ایجاد حسی از یک جامعۀ واقعاً زنده» اشاره کرد. او گفت که هرگز شخصیتی رایانهای باورپذیرتر از مایک نخوانده است («در واقع ممکن است کاملترین فردیت پرداختهشده در داستان باشد»). بودریس مطرح کرد که داستان ممکن است در واقع دربارۀ مایک باشد که انسانها را بدون آگاهیشان برای بهبود وضعیت خود دستکاری میکند، که این موضوع توضیح میدهد چرا رایانه پس از موفقیت انقلاب دیگر با آنها ارتباط برقرار نمیکند.[۹] بودریس در سال ۱۹۶۸، با تکرار این که مایک انسانها را دستکاری کرده، گفت که همۀ نقدها بر کتاب، از جمله نقد خودش، در این خطا بودهاند که بیان نکردهاند رایانه، قهرمان اصلی داستان است.[۱۰] کارل سیگن نوشت که این رمان «پیشنهادهای مفیدی برای ایجاد انقلاب در جامعهای سرکوبگر و رایانهایشده» دارد.[۱۱] لی کیمل از «قفسۀ کتاب میلیارد سال نوری» (The Billion Light-Year Bookshelf) گفت که این رمان «اثر مردی در اوج قدرت [نویسندگی] خود است، مطمئن به تواناییهایش و احترامی که در ویراستاری از آن برخوردار است، و در نتیجه آزاد است که در نوشتن رمانی که مرزهای این گونه (ژانر) را در آن زمان گسترش میدهد، خطرهای قابل توجهی بکند.» او این رمان را خروج از آن چیزی توصیف کرد که قبلاً با علمی-تخیلی مرتبط دانسته میشد. کیمل به «زبان محاورهای... یک زبان کریول (آمیخته) قمری برونیابیشده که از تلاقی اجباری فرهنگها و زبانهای متعدد در مستعمرات کیفری ماه به وجود آمده است»؛ ناتوانی قهرمان اصلی؛ «پرداخت صریح به ساختارهای خانوادگی جایگزین»؛ و «رایانهای که ناگهان با هوش مصنوعی کامل بیدار میشود، اما بهجای تبدیل شدن به هیولایی که جامعۀ بشری را تهدید میکند و باید بهعنوان جستجوی اصلی داستان نابود شود، در عوض با قهرمان اصلی دوست میشود و میکوشد تا هرچه بیشتر انسان شود، نوعی پینوکیوی دیجیتال.» اشاره کرد.[۱۲] آدام رابرتز دربارۀ رمان گفت: «پاسخ دادن به این کتاب استادانه، جز با درگیر شدن با محتوای سیاسی آن، واقعاً دشوار است؛ و با این حال باید تلاش کنیم تا از ورای [مباحث] مکتبی (ایدئولوژیک) به [جنبههای] صوری و مضمونی بنگریم تا بتوانیم شکوه دستاورد هاینلاین در اینجا را بهطور کامل درک کنیم.»[۱۳] اندرو کافمن آن را ستود و گفت که این، نقطۀ اوج دستاوردهای هاینلاین بود. او آن را «با دقت طرحریزیشده، از نظر سبکی منحصربهفرد، از نظر سیاسی پیچیده و از همان صفحۀ اول هیجانانگیز» توصیف کرد. او ادامه میدهد که «تصور اینکه شخص دیگری بتواند رمانی بنویسد که این همه ایده (چه بزرگ و چه کوچک) را در چنین روایت کاملاً بستهای جای دهد، دشوار است.» کافمن میگوید صرفنظر از فلسفههای سیاسی، همچنان میتوان توانایی نویسندگی هاینلاین و توانایی او در تأثیرگذاری بر خواننده برای هواداری از «یک گروه ژندهپوش از جنایتکاران، تبعیدیان و آشوبگران» را تحسین کرد.[۱۴] تد جویا گفت که این ممکن است لذتبخشترین اثر هاینلاین باشد. او گفت که این [کتاب] «رابرت هاینلاین را در بهترین حالتش نشان میدهد، به او مجالی برای فلسفهبافیهای نظری میدهد که بهطور فزایندهای بر آثار دوران پختگی او تسلط داشت، اما جدلهای او را با پیرنگی هوشمندانه ترکیب میکند که سرشار از کشمکشهای قابل توجه است.» او در ادامه شخصیتهای هاینلاین، بهویژه منی را ستود.[۱۵]
جوایز و نامزدیها
[ویرایش]- جایزۀ هوگو بهترین رمان (۱۹۶۷). در سال ۱۹۶۶ نیز نامزد شده بود.
- نامزدی جایزۀ نبیولا برای بهترین رمان (۱۹۶۶)
- جایزه نظرسنجی لوکس ۱۰ رمان برتر تمام دوران، رتبۀ ۸ (۱۹۷۵)، رتبۀ ۴ (۱۹۸۷)، رتبۀ ۲ (۱۹۹۸، در میان رمانهای منتشر شده پیش از ۱۹۹۰)
- جایزه پرومتئوس دریافتکنندۀ جایزۀ تالار مشاهیر (۱۹۸۳)
تأثیرگذاری
[ویرایش]این کتاب سرواژۀ TANSTAAFL («چیزی به نام ناهار رایگان وجود ندارد») را رواج داد و به محبوبیت لاگلان، یک زبان فراساخته که در داستان برای تعامل دقیق انسان و رایانه استفاده میشود، کمک کرد. «فرهنگ نقلقولهای آکسفورد» اولین ظهور چاپی عبارت «چیزی به نام ناهار رایگان وجود ندارد» را به این رمان نسبت میدهد.[۱۶] با این حال، نمونههای نوشتاری بسیار قدیمیتری از این عبارت در زبان انگلیسی وجود دارد که قدمت آن به اوایل قرن بیستم بازمیگردد. «بیانیۀ هکر»، مقالهای تأثیرگذار از لوید بلنکنشیپ که به یکی از سنگ بناهای فرهنگ هکری تبدیل شد، از «ایدۀ انقلاب» کتاب الهام گرفته بود.[۱۷][۱۸]
منابع
[ویرایش]- ↑ Gioia, Ted. "The Moon is a Harsh Mistress". conceptual fiction. Archived from the original on 28 August 2012. Retrieved 9 April 2012.
- ↑ "1966 Award Winners & Nominees". Worlds Without End. Retrieved 2009-07-27.
- ↑ "1967 Award Winners & Nominees". Worlds Without End. Retrieved 2009-07-27.
- ↑ Gresh, Lois H.; Weinberg, Robert (2007), The science of Stephen King, John Wiley & Sons, p. 59, ISBN 978-0471782476
- ↑ Franklin, Howard Bruce (1980), Robert A. Heinlein, Oxford University Press, p. 168, ISBN 978-0195027464
- ↑ Heinlein, Robert. Heinlein, Virginia (ed.). Grumbles from the Grave. p. 171.
- ↑ Heinlein, Robert (1982). The Moon Is A Harsh Mistress. p. 207.
- ↑ Brad Linaweaver presents Robert A Heinlein's Brass Cannon در یوتیوب. شلیک توپ پس از دقیقۀ ۶ در ویدئوی ۹ دقیقهای آغاز میشود.
- ↑ Budrys, Algis (December 1966). "Galaxy Bookshelf". Galaxy Science Fiction. pp. 125–133.
- ↑ Budrys, Algis (July 1968). "Galaxy Bookshelf". Galaxy Science Fiction. pp. 161–167.
- ↑ Sagan, Carl (1978-05-28). "Growing up with Science Fiction". The New York Times (به انگلیسی). p. SM7. ISSN 0362-4331. Retrieved 2018-12-12.
- ↑ Kimmel, Leigh. "Review". The Billion Light-Year Bookshelf. Retrieved 10 April 2012.
- ↑ Roberts, Adam. "The Moon is a Harsh Mistress: SF Masterworks VII". Infinity Plus. Retrieved 10 April 2012.
- ↑ Kaufman, Andrew. "Top Science Fiction Novels Of All Time". Archived from the original on 4 August 2012. Retrieved 11 April 2012.
- ↑ Gioia, Ted. "The Moon is a Harsh Mistress by Robert Heinlein Reviewed by Ted Gioia". Conceptual Fiction. Archived from the original on 28 August 2012. Retrieved 23 April 2012.
- ↑ "Little Oxford Dictionary of Quotations". AskOxford. Oxford University Press. Archived from the original on October 7, 2003. Retrieved 2009-03-16.
- ↑ "Elf Qrin interviews The Mentor". Archived from [[suspicious link removed] the original] on 2020-05-05. Retrieved 2022-07-23.
{{cite web}}: Check|url=value (help) - ↑ Blankenship, Loyd. The Hacker Manifesto.
- ↑ این مخفف «چیزی به نام ناهار رایگان وجود ندارد!» است، عبارتی رایج در لونا که یکی از مضامین اصلی سامانۀ سیاسی کتاب را بیان میکند.
<ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().