علی پادشاه
علی پادشاه | |
|---|---|
| فرماندار دياربكر | |
| دوره مسئولیت ۱۳۳۲ – ۱۳۳۶ | |
| گمارنده | ابوسعيد بهادرخان |
| پس از | سوتای |
| پیش از | Haji Taghay |
| اطلاعات شخصی | |
| درگذشته | ۲۴ ژوئیهٔ ۱۳۳۶ دره زيلان در سرزمين ايلخانيان (تركيهٔ امروزی) |
| خدمات نظامی | |
| جنگها/عملیات | |
علی پادشاه یا امیرعلی پادشاه از سرکردگان مغول در اواخر دورهٔ ایلخانان و امیر قوم اویرات و دایی ابوسعید بهادرخان بود.[۱] در ۷۲۷ق، که ناری طغای، والی خراسان، سر به شورش برداشت، ابوسعید، علی پادشاه را که مرزدار اربل بود با گروهی از امرای مغول به سرکوب ناری طغای فرستاد. اما علی پادشاه به جای اینکه رهسپار خراسان شود در سلطانیه توقف کرد و درپی آن برآمد که بهجای ناری طغای، با خود ایلخان درآویزد و به اتفاقِ سرکردگان سپاه، توطئه قتل وزیرش، غیاثالدین محمد، را کشید. ابوسعید بر شورشیان دست یافت و همه را در عید قربان ۷۲۹ق کشت. اما با پادرمیانی مادرش از گناه علی پادشاه درگذشت و به او دستور داد که به حدود بغداد برود. پس از مرگ ابوسعید (۷۳۶ق) غیاثالدین محمد به سفارش ایلخان، ارپا خان، از نوادگان اریق بوقا و برادر هولاکو، را بر تخت ایلخانی نشاند. حاجی خاتون، مادر ابوسعید و دلشاد خاتون، بیوهٔ ابوسعید و دختر دمشق خواجه، نزد علی پادشاه شتافتند و او را به مخالفت با ارپا خان برانگیختند. علی پادشاه نیز موسیخان مغول، نوادهٔ بایدو، را به ایلخانی برگزید و رهسپار آذربایجان شد. در جنگی که در ۱۷ رمضان ۷۳۶ق، میان ارپا خان و علی پاشا در جغاتو درگرفت ارپا خان شکست خورد و در ۲۱ رمضان غیاثالدین محمد و در سوم شوال ارپا خان کشته شدند. در این هنگام بود که امیرحسن جلایری، معروف به «شیخ حسن بزرگ»، در مبارزهٔ قدرت شرکت کرد. وی یکی از نبیره زادگان منگوتیمور، پسر هولاکو، را که کودکی خردسال بود به ایلخانی رساند و آمادهٔ نبرد با مدعیان دیگر شد. در جنگی که در ۱۶ ذیحجه میان دو خان رقیب، در آلاطاق نزدیک نخجوان، درگرفت با حملهٔ غافلگیرانهٔ شیخ حسن، سپاه موسیخان شکست خورد و علی پادشاه نیز کشته شد.
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ «نقش امرای اویراتی در مناسبات سیاسی ایلخانان». پرتال جامع علوم انسانی. دریافتشده در ۲۰۲۳-۰۶-۳۰.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)