عشق ممنوع (رمان)
| نویسنده(ها) | خالد ضیا |
|---|---|
| عنوان اصلی | Aşk-ı Memnu |
| کشور | ترکیه |
| زبان | ترکی استانبولی |
تاریخ نشر | ۱۹۰۱ |
| شمار صفحات | ۵۱۴ |
عشقِ ممنوع (به ترکی استانبولی: Aşk-ı Memnu)، رمانی رئالیستی-ناتورالیستی از خالد ضیا است. این رمان ابتدا در سالهای ۱۸۹۹–۱۹۰۰ بهصورت پاورقی در مجله سروتالفنون منتشر شد و سپس در سال ۱۹۰۱ بهصورت کتاب چاپ گردید.
موضوع
[ویرایش | اشتراکگذاری]فردوس خانم از خانوادهای موسوم به «دسته ملیح بیگ» است. از ازدواجش دو دختر به نامهای پیکر و بیهتر دارد. شوهرش ملیح بیگ پس از خواندن نامههای عاشقانهای که برای فردوس خانم نوشته شده بود، دچار سکته شده و میمیرد. دخترانش چندان به فردوس خانم علاقهای ندارند و او نیز از دخترانش متنفر است، زیرا معتقد است آنها جوانیاش را دزدیدهاند. دختران فردوس خانم به مرور بزرگ میشوند و پیکر ازدواج میکند. فردوس خانم و دخترانش بسیار به ظاهر خود اهمیت میدهند و با ظرافت لباس میپوشند. فردوس خانم میخواهد با عدنان بیگ، یکی از ثروتمندان آن دوره، ازدواج کند، اما عدنان بیگ بیهتر را میخواهد. فردوس خانم ابتدا با این ازدواج مخالفت میکند، اما سرانجام ناچار به پذیرفتن آن میشود. عدنان بیگ دو فرزند به نامهای نیهال و بولنت دارد. نیهال ۱۵ ساله و بولنت حدوداً ۹ ساله است. همسر عدنان بیگ بلافاصله پس از تولد بولنت درگذشته است. نیهال در ابتدا نسبت به ازدواج مجدد پدرش بیتفاوت است، اما پس از آشنایی با بیهتر به او گرم میشود. با این حال، اکنون با پدرش فاصله گرفته است. وقتی شاکیره خانم، آشپز خانه، که با بیهتر کنار نمیآمد، همراه با شوهرش سلیمان افندی و دخترشان جمیله خانه را ترک میکنند، نیهال از بیهتر هم سرد میشود. او همچنین فرستادن برادرش بولنت به مدرسه شبانهروزی را نیز به پای بیهتر میگذارد.
بیهتر در عرض دو سال از زندگی زناشوییاش خسته میشود، چرا که اختلاف سنی زیادی با عدنان بیگ دارد و احساس میکند عاشق او نیست. به مرور میان او و بهلول رابطهای ممنوع شکل میگیرد. بهلول برادرزاده عدنان بیگ است و در همان خانه زندگی میکند. بیهتر شبها پس از اینکه همه به خواب میروند، به اتاق بهلول میرود. نیهال کمکم از بیهتر متنفر میشود؛ جدا کردن اتاقهای نیهال و بولنت توسط بیهتر، از نظر نیهال عملی نابخشودنی است.
فردوس خانم با بهانه قرار دادن دردهای روماتیسمی زانوانش ادعا میکند که خانهاش بیش از حد نمناک است و تصمیم میگیرد به یالی عدنان بیگ نقل مکان کند. در همین دوره، دایه نیهال، مادموازل دو کورتون که نقش مادر را برای او ایفا میکرد، نیز خانه را ترک کرده و به فرانسه برمیگردد؛ نیهال معتقد است که بیهتر او را رانده است. نیهال دیگر کسی ندارد. با وجود اینکه پیشتر پدرش را بسیار دوست داشت، اکنون در درونش نوعی نفرت نسبت به او شکل گرفته است. روزی در حین نواختن پیانو، زیر بار سنگینی رویدادها از حال میرود؛ تنها شاهد این ماجرا بشیر، خدمتکار جوان حبشی یالی، است.
در همین دوره نیهال احساسی به بهلول پیدا کرده است؛ بهلول نیز به تدریج از عشقش به بیهتر دور میشود و در جستجوی تازهای برمیآید. پس از اقامت فردوس خانم در یالی عدنان بیگ، او نقشه ازدواج بهلول و نیهال را میکشد. در این میان متوجه رابطه میان بیهتر و بهلول میشود. نیهال و بهلول ابتدا این موضوع را شوخی تلقی میکنند، اما به تدریج جدی میشود و دو جوان عاشق هم میشوند. بیهتر به عشق بهلول به نیهال حسادت میکند. نیهال در حالی که آماده ازدواج با بهلول است، به رابطه میان بهلول و بیهتر پی میبرد. سرانجام بشیر همه چیز را فاش میکند. نیهال و عدنان بیگ شوکه میشوند. بیهتر در روز عروسی در اتاقش خودکشی میکند. بهلول نیز از خانه میگریزد. مدتی بعد عدنان بیگ و نیهال به روزهای خوش گذشته بازمیگردند؛ شاکیره خانم و سلیمان افندی به خانه برمیگردند و مادموازل دو کورتون نیز از فرانسه فراخوانده میشود. اما بشیر، که مدتی با بیماری دست و پنجه نرم میکرد، درگذشته است.
شخصیتها
[ویرایش | اشتراکگذاری]- عدنان بیگ: مردی ثروتمند و اهل استانبول، حدوداً ۵۰ ساله.
- بهلول: برادرزاده عدنان بیگ؛ چون پدرش به عنوان مقام ارشد اداری به ولایتی دور منصوب شده، در استانبول تحت سرپرستی عمویش زندگی میکند و در گالاتاسرای به صورت شبانهروزی تحصیل میکند. نسبت به دختران ضعف دارد.
- نیهال: دختر عدنان بیگ. عاشق بهلول است.
- بولنت: پسر عدنان بیگ. پس از ازدواج پدرش با بیهتر، او را به عنوان مادر میپذیرد. کمی بعد به مدرسه شبانهروزی فرستاده میشود.
- مادموازل دو کورتون: دختری از خانوادهای اشرافی فرانسوی که به فقر افتاده است. دایه نیهال و بولنت.
- فردوس خانم: از خانوادهای موسوم به «دسته ملیح بیگ» که زنانش به رفتارهای سبکسرانه و پرزرقوبرق شناخته میشدند. در آغاز رمان چهل و پنج ساله است.
- بیهتر: دختر کوچک فردوس خانم. در سن بیست و دو سالگی با عدنان بیگ ازدواج میکند، اما عاشق بهلول میشود.
- پیکر: دختر بزرگ فردوس خانم. سه سال از بیهتر بزرگتر است. طبعی گوشهگیر دارد.
- نیهات بیگ: شوهر پیکر. برای راه یافتن به زندگی طبقه بالای استانبول با پیکر ازدواج کرده است. از این ازدواج پسری به نام فریدون دارند و دو سال بعد فرزند دوم نیز به دنیا میآید.
- شاکیره خانم: آشپز یالی عدنان بیگ. با نوکر سلیمان افندی ازدواج کرده است. از این ازدواج دختری به نام جمیله دارند.
- شایسته: سرخدمتکار یالی عدنان بیگ.
- نسرین: خدمتکار یالی عدنان بیگ.
- حاجی نجیب: آشپز یالی عدنان بیگ.
- بشیر: خدمتکار خواجه حبشیتبار یالی عدنان بیگ، ارابهران.
- کاتینا: خدمتکار فردوس خانم.
مضامین
[ویرایش | اشتراکگذاری]نورالله چتین، متخصص تاریخ ادبیات ترک، اشاره میکند که مضمون «عشق ممنوع» در رمان در بسیاری از رمانهای منتشر شده در دوره عبدالحمید دوم (اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم) نیز حضور دارد. رمانهای محادرات (۱۸۹۲) از فاطمه عالیه، بیر معادله سودا (۱۸۹۹) از حسین رحمی، ایلول (۱۹۰۱) از محمد رئوف و زوالی نجدت (۱۹۰۲) از صافت نظیهی، از جمله رمانهایی هستند که در همان دوره تفریق عشق ممنوع منتشر شده و به همین شکل مضمون «عشق ممنوع» را پردازش کردهاند. به گفته نورالله چتین، برجسته شدن مضمون «عشق ممنوع» در رمانهای آن دوره به دلایل گوناگونی بستگی دارد؛ از جمله این دلایل میتوان به تأثیر رماننویسان رئالیست فرانسوی و کنجکاوی خوانندگان نسبت به امور پنهان اشاره کرد. حالید ضیا اوشاکلیگیل نیز مانند دیگر نویسندگان آن دوره، در پرداختن به موضوع عشق ممنوع، موضعی اخلاقگرایانه اتخاذ نمیکند، بلکه مشکلات ساختار نهاد ازدواج را مطرح میسازد و دلایلی را که انسانهای متأهل را به سمت روابط خارج از ازدواج سوق میدهد آشکار میکند. در عشق ممنوع نیز اختلاف سنی میان همسران و سستی پیوندشان، موجب شده بیهتر وارد یک عشق ممنوع شود.
شخصیت دایه مادموازل دو کورتون در عشق ممنوع با شخصیتهای مشابه در رمانهای دیگر آن دوره قابل مقایسه است. دایههایی که معمولاً از کشورهایی مانند فرانسه برای تعلیم فرزندان خانوادههای طبقه متوسط و مرفه عثمانی آورده میشدند، از دوره تنظیمات در عمارتهای عثمانی دیده میشدند. شخصیتهای ژوزفینو در رمان فلاطون بیگ و راقم افندی احمد مدحت افندی، ژوزفین در محادرات فاطمه عالیه، آنژل در دایه حسین رحمی گورپینار و لوئیز شرمن در رمان آیا مردگان زندهاند؟ از همان نویسنده، شخصیتهایی هستند با ریشه اروپایی که مانند دو کورتون در عشق ممنوع، در عمارتهای عثمانی آموزش غربی ارائه میدادند.
سبک
[ویرایش | اشتراکگذاری]حالید ضیا اوشاکلیگیل در عشق ممنوع، همانند دیگر رمانهایش، از زبانی سنگین بهره میگیرد. استفاده از زبان و سبک سنگین از ویژگیهای عمومی ادبیات ترک دوره سروتالفنون، که جریان اصلی ادبی اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم بود، محسوب میشود. حالید ضیا اوشاکلیگیل، مانند دیگر نویسندگان این دوره، در عشق ممنوع به کلمات عربی و فارسی که در زندگی روزمره استفاده نمیشدند یا به ندرت کاربرد داشتند فراوان متوسل میشود و از این رو واژگان رمان را به واژگان شعر نزدیک میکند. همچنین، هرچند چندان آشکار نیست، برخی ویژگیهای نحو فرانسوی نیز در رمان به کار رفته است. در چاپهای پس از ۱۹۲۰ (بهویژه از چاپ ۱۹۳۹ به بعد) نویسنده زبان مورد استفاده را سادهتر کرده است.
اهمیت
[ویرایش | اشتراکگذاری]عشق ممنوع در دوره تفریق خود با استقبال گستردهای روبرو شد. این رمان شناختهشدهترین رمان حالید ضیا اوشاکلیگیل شد. رمان به عنوان پختهترین اثر نویسنده پذیرفته شده و یکی از شاهکارهای ادبیات ترک دوره سروتالفنون به شمار میرود. در محافل علمی پذیرفته شده است که این رمان نخستین نمونه رمان به معنای غربی کلمه است. برخلاف رمانهایی که حالید ضیا اوشاکلیگیل در ازمیر نوشته و عموماً به داستانهای عاشقانه میپرداختند و موضوعات اجتماعی را دنبال نمیکردند، عشق ممنوع همانند دیگر رمانهای نوشته شده توسط نویسنده در استانبول، زندگی عمومی این شهر و اقشار مختلف جامعه ساکن در آن را بازتاب میدهد. از این رو عشق ممنوع ویژگیهایی مشابه «رمانهای استانبولی» نویسنده چون مای و سیاه، کریک حیاتلار و نسل اخیر دارد.
چاپهای اصلی رمان
[ویرایش | اشتراکگذاری]عشق ممنوع از شماره ۴۱۳ مجله سروتالفنون مورخ ۹ فوریه ۱۸۹۹ تا شماره ۴۷۹ مورخ ۱۶ مه ۱۹۰۰ به صورت پاورقی منتشر شد. در سال ۱۹۲۵ توسط انتشارات «اقبال کتابخانهسی» مجدداً به صورت کتاب چاپ شد.
در سال ۱۹۳۹ چاپ جدیدی با حروف لاتین منتشر شد. نویسنده برای این چاپ که توسط انتشارات هیلمی کتابهوی آماده شد، زبان رمان را سادهتر کرد؛ با این حال تنها به تغییر بخشی از کلمات بسنده کرد و هیچ تغییری در سبک ایجاد نکرد. این تغییرات را در مقدمه کوتاهی که برای چاپ ۱۹۳۹ نوشت توضیح داد.
در سال ۱۹۶۳ انتشارات انقلاب کتابهوی چاپ جدیدی از کتاب آماده کرد.
در سال ۲۰۰۴ انتشارات اوزگور یاینلاری چاپ جدیدی از رمان منتشر کرد؛ در این چاپ نسخه ۱۹۳۹ به عنوان مبنا در نظر گرفته شد و معادلهای ترکی امروزی کلمات عثمانی در داخل کروشه ارائه شد. این چاپ، تا حدی تحت تأثیر آغاز پخش سریال اقتباسی از رمان در سال ۲۰۰۸، استقبال گستردهای را به خود جلب کرد و تا مارس ۲۰۰۹ بیست بار تجدید چاپ شد.
کتاب با ترجمه ولفگانگ ریمان به آلمانی، با عنوان Verbotene Lieben در سال ۲۰۰۷ توسط انتشارات اونیونسفرلاگ مستقر در زوریخ در قالب مجموعه کتابخانه ترک (Türkische Bibliothek) منتشر شد.
اقتباسها
[ویرایش | اشتراکگذاری]- اقتباس سریالی از عشق ممنوع به کارگردانی حالیت رفیع در سال ۱۹۷۵ در TRT در ۶ قسمت پخش شد. در این اقتباس اساساً به رمان وفادار مانده شده است. برخی دیالوگهای سریال که به رویدادهای سیاسی اواخر دوره امپراتوری عثمانی اشاره دارند، در رمان وجود ندارند.
- رمان توسط تاریق گونرسل به تئاتر اقتباس شد و به صورت نمایشنامهای سهپردهای به روی صحنه رفت.
- لیبرتو نوشته تاریق گونرسل توسط سلمان آدا به اپرا تبدیل شد؛ نخستین اجرای اپرای عشق ممنوع در تاریخ ۲۳ ژانویه ۲۰۰۳ در مرسین برگزار شد. اپرا بعداً در سالن کنسرت جمال رشید رئی استانبول نیز به روی صحنه رفت.
- اقتباس سریالی جدیدی از رمان توسط کانال دی و آی یاپیم در سال ۲۰۰۸ در تلویزیون پخش شد. در این سریال داستان به ترکیه دهه ۲۰۰۰ بازنویسی شده، تغییراتی در طرح داستان و ویژگیهای شخصیتها ایجاد شده و برخی شخصیتهای جدید که در رمان حضور ندارند اضافه شدهاند.
- فیلم بیهتر ساخته سال ۲۰۲۳ از رمان عشق ممنوع اقتباس شده است.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Official Turkish Website of Ask-i Memnu بایگانیشده در ۵ اوت ۲۰۱۵ توسط Wayback Machine
- Gıyasettin AYTAŞ, "Batılılaşma Maceramızda Türk Romanına Yansıyan Tipler –I–", Gazi Eğitim Fakültesi Dergisi, cilt: 22, sayı: 1, 2002, s. ۴۳.
- "Aşk-ı Memnu" veda gecesinde muhteşem final... (tur.). CNN Türk, 2010-07-02. dostęp 2010-07-22.