جنایت خیابان گاندی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بزه خیابان گاندی یا ماجرای شاهرخ و سمیه بزهی عشقی بود که در بعد از ظهر چهارشنبه ۱۲ دی سال ۱۳۷۵ توسط دو نوجوان ۱۶ ساله به نام‌های «شاهرخ وثوق» و «سمیه شهبازی‌نیا» در خانهٔ ویلایی خیابان گاندی، کوچه ۲۳ رخ داد. اما به دلایلی از جمله تعطیلی روز جمعه، تا روز ۱۵ دی ماه (روز دفن اجساد مقتولان) گزارشی از آن در هیچ یک از نشریات به چاپ نرسید.[۱]

این بزه به علت سن پایین قاتلان، موضوع و خانوادگی بودن آن و بُهت افکار عمومی از چگونگی و چرایی آن شهرت یافت. در این بزه، برادر ۸ ساله و خواهر ۱۳ سالهٔ[۲] سمیه به نام‌های «محمدرضا» و «سپیده» در طبقهٔ دوم منزل پدری سمیه در خیابان گاندی، توسط وی و شاهرخ، به وسیلهٔ «خفه کردن با دست»، «آمپول هوا» (بنا بر ادعای شاهرخ و سمیه که گویا از سوی پزشکی قانونی تأیید نشد) و در نهایت «خفه کردن در وان حمام» کشته شدند.[۳] مادر سمیه نیز هدف این بزه قرار داشت که به علت ناکام ماندن اقدام قاتلان، بزه افشا شد.[۴][۵]

شاهرخ و سمیه اعتراف کردند که تحت تأثیر یک فیلم خارجی (احتمالاً فیلم قاتلین بالفطره) قرار گرفته‌اند.[۶] همچنین بنا بر برخی اظهار نظرها شاهرخ و سمیه گفتند که تحت تأثیر موسیقی هوی متال و یک زندگی رپ‌گونه تن به چنین بزهی دادند. این مطلب در مصاحبهٔ کارشناسان مرکز آموزش و پژوهش زندان‌ها با سمیه و شاهرخ توسط سمیه تکذیب شد.[۷]

دادگاه در ۱۷ بهمن سال ۱۳۷۵ (۵ فوریه سال ۱۹۹۷) هر دو را به قصاص محکوم نمود[۸] که با اعلام گذشت پدر سمیه، شاهرخ به ۱۰ سال و سمیه به ۱۲ سال زندان محکوم شد.[۹]

علل بزه[ویرایش]

در رابطه با علل بزه، مواردی همچون «افسردگی و روان پریشی سمیه»، «بی توجهی‌های پدر به وی»، «مخالفت پدر با ازدواج وی و شاهرخ»، «تصمیم سمیه برای انتقام از خانواده»، «فقر اخلاقیات و معنویات» و در نهایت طراحی نقشهٔ قتل و اقدام به بزه ذکر شد.[۷][۱۰]

چگونگی رخداد بزه[ویرایش]

شاهرخ شب پیش از بزه تا صبح در اتاق سمیه حضور داشته و صبح روز بزه، سمیه نقشهٔ قتل را طراحی می‌کند. شاهرخ که تصمیم سمیه را جدی نمی‌داند به طور لفظی با آن موافقت می‌کند. آن روز صبح، سمیه و شاهرخ به تعلیم رانندگی می‌روند و سمیه پیش از بازگشت به خانه، دو جفت دستکش از داروخانه می‌خرد و پس از آن برای خوردن ناهار به خانه بر می‌گردند.

بعد از ظهر مادر سمیه به همراه فرزند کوچک خانواده (سِوین) از خانه خارج می‌شوند تا به آرایشگاه بروند. پس از خروج مادر، سمیه که به همراه شاهرخ در طبقهٔ دوم ساختمان حضور داشته خواهرش سپیده (مقتول اول) را به طبقهٔ دوم فرا می‌خواند. وقتی سپیده به طبقهٔ دوم می‌آید، شاهرخ دستش را به دور گردن سپیده می‌اندازد و در نتیجهٔ فشار گردن، سپیده بی‌حال می‌شود. (بر پایه ادعای شاهرخ پس از اینکه وی دستش را به دور گردن سپیده می‌اندازد سمیه به سپیده آمپول هوا می‌زند که به خاطر آمپول هوا بوده که سپیده بی حال روی زمین می‌افتد). پس از آن با کمک هم، پیکر نیمه‌جان سپیده را به حمام می‌برند و بعد سمیه گردن وی را درون وان حمام قرار می‌دهد و پس از اطمینان از مرگ وی، جسد سپیده را محکم به کف حمام می‌کوبد. سپس به کمک شاهرخ جسد وی را به داخل اتاق می‌برند. (گویا در مدتی که شاهرخ و سمیه مشغول کشتن سپیده بودند، محمدرضا (مقتول دوم) برای بازی با سپیده به طبقهٔ دوم می‌آید اما سمیه به بهانه‌ای، وی را به طبقه پایین می‌فرستد).

پس از چند دقیقه محمدرضا دولاره به طبقهٔ دوم می‌آید تا با سپیده بازی کند. شاهرخ وی را بغل کرده و گردن وی را فشار می‌دهد و بعد بر پایه ادعای شاهرخ، سمیه به وی آمپول هوا می‌زند که در نتیجه محمدرضا نیز از حال می‌رود. پس از آن پیکر نیمه‌جان وی را نیز به حمام برده و با کمک شاهرخ داخل وان حمام قرار می‌دهند تا جان می‌دهد.

پس از کشتن بچه‌ها شاهرخ و سمیه لامپ طبقهٔ دوم را خاموش می‌کنند تا موقعی که مادر سمیه به خانه باز می‌گردد او را نیز به طبقهٔ دوم کشانده و به قتل برسانند. دقایقی بعد مادر سمیه به همراه سوین به خانه باز می‌گردند. سمیه از وی می‌خواهد که به طبقهٔ دوم آمده ولی سوین را با خود نیاورد.

هنگامی‌که مادر سمیه به طبقهٔ دوم می‌رود سمیه در تاریکی وی را صدا می‌زند و نزد خود فرا می‌خواند. مادر جلو رفته و در این هنگام سمیه با حالتی عجیب به وی می‌گوید که از "تو متنفرم" و شروع به اهانت کردن به مادر می‌کند. مادر، وحشت زده لامپ را روشن می‌کند و شاهرخ که تا آن زمان پشت ستون سالن پنهان شده بود گردن مادر سمیه را گرفته و با چنگال دسته قهوه‌ای دو ضربه به وی وارد می‌کند. بعد هر دو شروع به کتک زدن مادر می‌کنند. مادر با التماس از آنها می‌خواهد که وی را نَکُشَند و قسم یاد می‌کند که در این صورت حقیقت را پنهان نموده و به کسی چیزی نمی‌گوید. در این هنگام سوین در طبقهٔ پایین شروع به جیغ زدن می‌کند و سمیه برای بالا آوردن وی به طبقهٔ پایین می‌رود. پس از پایین رفتن سمیه، شاهرخ پریشان و مضطرب چاقو را به دست مادر سمیه داده و به گریه می‌افتد و به وی می‌گوید که بچه‌ها را کشته‌اند. مادر سمیه بلافاصله به داخل کوچه فرار کرده و شروع به داد و فریاد نموده و از همسایه‌ها کمک می‌خواهد و در ابتدا به خاطر قسمی که خورده است (بنا بر ادعای پدر سمیه) و یا به خاطر اینکه همسایه‌ها و فامیل‌هایشان شاهرخ و سمیه را تکه تکه نکنند (بنا بر ادعای خودش) به دیگران اظهار می‌کند که دزد به خانهٔ آنها دستبرد زده و فرزندانش را کشته است. در نهایت با حضور پلیس، واقعیت بزه افشا شده و سمیه و شاهرخ بازداشت می‌شوند.[۱۱][۱۲]

پانویس[ویرایش]

  1. تژا میرفخرایی. «اسطوره‌سازی رسانه‌ای». مرکز آموزش و پژوهش همشهری. مرکز آموزش و پژوهش های مؤسسهٔ همشهری، ۶ تیر ۱۳۸۸. 
  2. ««شاهرخ» و «سمیه» را یادتان هست؟». خبرگزاری دانشجویان ایران. ایسنا، ۱۳ شهریور ۱۳۹۵. 
  3. «عشق و نفرت». همشهری آنلاین. ۵ اسفند ۱۳۷۵. 
  4. «۲۲ سال زندان برای شاهرخ و سمیه»(فارسی)‎. روزنامه همشهری، ۱۱ آبان ۱۳۷۶. بازبینی‌شده در ۲۶ بهمن ۱۳۸۷. 
  5. «قتل در خیابان گاندی تهران». همشهری آنلاین. روزنامه همشهری، ۱۶ دی ۱۳۷۵. 
  6. «میهمانی بی پایان فرهنگ». همشهری آنلاین. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ تژا میرفخرایی. «مجرم، قربانی است یا جانی؟». مرکز آموزش و پژوهش همشهری. ۱۷ شهریور ۱۳۸۸. 
  8. روزنامهٔ ایران٬سال سوم-شمارهٔ ٬۵۹۲پنجشنبه ۱۸ بهمن ماه ۱۳۷۵- ۲۷ رمضان ۱۴۱۷- ۶ فوریهٔ ۱۹۹۷-صفحهٔ ۱۴
  9. «حکم محکومیت شاهرخ، عامل جنایت خیابان گاندی تایید شد»(فارسی)‎. مرکز آموزش و پژوهش همشهری. روزنامه همشهری، ۲ مرداد ۱۳۷۶. بازبینی‌شده در ۲۶ بهمن ۱۳۸۷. 
  10. «تحلیل روان شناختی و جامعه شناختی یک فاجعه (بررسی واقعه خیابان گاندی)»(فارسی)‎. مجلهٔ تربیت. 
  11. روزنامهٔ ایران٬سال سوم-شمارهٔ ٬۵۹۰سه شنبه ۱۶ بهمن ماه ۱۳۷۵- ۲۵ رمضان ۱۴۱۷- ۴ فوریهٔ ۱۹۹۷-صفحهٔ ۱۴
  12. روزنامهٔ ایران٬سال سوم-شمارهٔ ٬۵۹۱چهارشنبه ۱۷ بهمن ماه ۱۳۷۵- ۲۶ رمضان ۱۴۱۷- ۵ فوریهٔ ۱۹۹۷-صفحهٔ ۱۴

منابع[ویرایش]