باغ وحش شیشه‌ای

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

باغ وحش شیشه‌ای عنوان نمایشنامه‌ای از تنسی ویلیامز است.در یک خانواده‌ی سطح پایین‌‌آمریکایی، مادری (آماندا) با پسر و دخترش 'تام' و 'لورا' زندگی می‌کند. پدر این خانواده، که ظاهرا تمایل به فرار از قیود زندگی خانوادگی داشته، مدتی است زن و دو فرزند خود را رها کرده و به نقطه نامعلومی رفته است. مادر و دو فرزندش هر یک در خیالات واهی و احساسات خود زندگی می‌کنند. مادر کاری ندارد، جز این که، شب و روز از گذشته‌های پرموفقیت خود تعریف کند و پسر، جز این که به فکر شعر و شاعری ودیدن فیلم درسینما باشد و به کار اصلی خود (کفاشی) بی‌توجهی کند فکر دیگری ندارد و دختر که دارای نقص جسمی در پای راستش است، شدیدا از این نقص رنج می‌برد و در نتیجه ارتباط خود را با کلیه‌ی مردم قطع کرده، تعدادی مجسمه‌های کوچک شیشه‌ای از حیوانات کوچک جمع‌آوری کرده و در گوشه‌ی خانه برای خود 'باغ وحش شیشه‌ای' درست کرده و با آن‌ها صحبت می کند. مادر نگران از تنها ماندن دختر خود، از پسرش تقاضا می‌کند، بین همکاران خود در کارخانه‌ی کفاشی، جوانی را برای شام به خانه دعوت کند،تا شوهری برای دختر ناقص العضوش دست و پا کند! تام با اکراه این تقاضا را انجام می‌دهد و جوانی را به نام 'جیم' برای شام به خانه دعوت می‌کند. جوان که پر از شور و امید به زندگی است مدتی با لورا تنها می‌ماند و به او اعتماد به نفس و گریز از تنهایی را پیشنهاد می‌کند. لورا، ظاهرا به زندگی امیدوار می‌شود و..... آدمهاي «باغ وحش شيشه‌اي» همگي در تخيل خود زندگي ميكنند. مادر هم‌چنان پس از گذشت چيزي شايد حدود پنجاه سال از عمرش، در خاطرات هفده سالگي و عشاق جوانش زندگي ميكند، پسر (تام) در خيال اين است كه خانه و محل كارش (انبار كفش) را ترك كند و نويسنده برجسته‌اي شود و لورا (دختر خانه) شايد تنها كسي است كه خيال‌بافي‌اي برايش باقي نمانده است. او دختري معلول است كه يك پايش، كوتاه‌تر از ديگري است و اين نقص عضو، آن‌چنان روح او را تسخير كرده كه تمامي شهامت و جسارت او را گرفته و به‌جايش عقده حقارت، باقي گذاشته است.

این نمایشنامه را حمید سمندریان ومرجان بخت مینو به فارسی ترجمه کرده اند. فیلم اینجا بدون من اقتباسی از این نمایشنامه است.

منابع[ویرایش]