الهیات رفاه
الهیات رفاه یا سعادت (گاهی با نامهای انجیل سعادت، انجیل سلامتی و ثروت، انجیل موفقیت، انجیل دانه ایمان، جنبش ایمان یا جنبش کلام ایمان نیز شناخته میشود) باوری در میان برخی از مسیحیان کاریزماتیک است که برکت مالی و سلامت جسمانی همیشه خواست خدا برای آنهاست، و اینکه ایمان، اعتراف مثبت به کلام مقدس، و کمک مالی به امور خیریه و مذهبی، ثروت مادی فرد را افزایش میدهد. موفقیت مادی و به ویژه مالی به عنوان نشانهای از لطف یا رحمت و برکت الهی تلقی میشود.
الهیات سعادت توسط رهبران فرقههای مختلف مسیحی، از جمله برخی از جنبشهای پنطیکاستی و کاریزماتیک، مورد انتقاد قرار گرفته است، چرا که آن را غیرمسئولانه، ترویجدهنده بتپرستی و متضاد با کتاب مقدس میدانند. ناظران سکولار و مسیحی نیز برخی از نسخههای الهیات سعادت را به دلیل استثمار فقرا مورد انتقاد قرار دادهاند. عملکرد برخی از واعظان جنجالبرانگیز شده و برخی از آنها به کلاهبرداری مالی متهم شدهاند.
الهیات سعادت کتاب مقدس را به عنوان یک عهد و قرارداد بین خدا و انسانها میبیند: اگر انسانها به خدا ایمان داشته باشند، خدا امنیت و سعادت را به آنها خواهد بخشید. این آموزه بر اهمیت توانمندسازی شخصی تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که خواست خدا این است که مردم برکت یابند. کفاره در مسیحیت (آشتی با خدا) به گونهای تفسیر میشود که شامل رهایی از بیماری و فقر است، که به عنوان نفرینهایی دیده میشوند که باید از طریق رحمت و ایمان شکسته شوند.
اولین بار الهیات سعادت در طول جنبشهای احیاگری شفابخشی در دهه ۱۹۵۰ در ایالات متحده برجسته شد.
برخی از مفسران، ریشههای الهیات آن را به جنبش تفکر نوین که در قرن نوزدهم آغاز شد، مرتبط میدانند. آموزش سعادت بعدها بهطور برجستهای در جنبش کلام ایمان و تلویزیونهای مذهبی دهه ۱۹۸۰ ظاهر شد. در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، توسط رهبران تأثیرگذار در جنبش پنطیکاستی و جنبش کاریزماتیک در ایالات متحده پذیرفته شد و در سراسر جهان گسترش یافت. رهبران برجسته در توسعه الهیات سعادت عبارتند از: دیوید اویهدپو، تاد وایت، مایکل پیتس، بنی هین، ای. دابلیو. کنیون، اورال رابرتس، ای.ای. آلن، رابرت تیلتون، تی.ال. ازبورن، جوئل اوستین، کرفلو دلار، کنت کوپلند، کشیش آیک، کنت هیگین، جوزف پرینس، و جسی دوپلنتیس.
---
تاریخچه
[ویرایش]پیشینه اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰
[ویرایش]به گفته مورخ کیت بولر، انجیل سعادت از تلاقی سه ایدئولوژی مختلف شکل گرفت: پنطیکاستیسم، تفکر نوین، و «انجیل آمریکایی عملگرایی، فردگرایی، و صعود اجتماعی». این «انجیل آمریکایی» به بهترین شکل در انجیل ثروت اثر اندرو کارنگی و موعظه معروف راسل کانول با عنوان هکتارهای الماس تجسم یافته بود، که در آن کانول فقر را با گناه برابر میدانست و ادعا میکرد که هر کسی میتواند از طریق سختکوشی ثروتمند شود. با این حال، این انجیل ثروت، یک بیان از مسیحیت عضلانی بود و موفقیت را نتیجه تلاش شخصی میدانست نه دخالت الهی.
جنبش تفکر نوین، که در دهه ۱۸۸۰ ظهور کرد، مسئول محبوبسازی باور به قدرت ذهن برای دستیابی به سعادت بود. در حالی که در ابتدا بر دستیابی به سلامت روانی و جسمی تمرکز داشت، آموزگاران تفکر نوین مانند چارلز فیلمور، موفقیت مادی را به یک تأکید اصلی در این جنبش تبدیل کردند. تا قرن بیستم، مفاهیم تفکر نوین فرهنگ عامه آمریکایی را اشباع کرده بود و ویژگیهای رایج هر دو ادبیات خودسازی و روانشناسی عمومی بودند.
ای. دابلیو. کنیون، یک کشیش بپتیست و پیرو جنبش حیات برتر، به دلیل وارد کردن آموزههای قدرت ذهن به پنطیکاستیسم اولیه شناخته میشود. در دهه ۱۸۹۰، کنیون در کالج امرسون شرکت کرد، جایی که با جنبش تفکر نوین آشنا شد. کنیون بعدها با رهبران برجسته پنطیکاستی ارتباط برقرار کرد و دربارهٔ وحی فراطبیعی و اظهارات مثبت نوشت. نوشتههای او بر رهبران جنبش نوپای سعادت در طول جنبشهای احیاگری شفابخشی پس از جنگ در آمریکا تأثیر گذاشت. کنیون و رهبران بعدی در جنبش سعادت انکار کردند که او تحت تأثیر جنبش تفکر نوین بوده است. سیمون کولمن، انسانشناس، استدلال میکند که «شباهتهای واضحی» بین آموزههای کنیون و تفکر نوین وجود دارد.
کنیون آموزش میداد که کفاره نیابتی مسیح برای ایمانداران حق شفای الهی را تأمین کرده است. این امر از طریق سخنان مثبت و پر از ایمان به دست میآمد؛ کلام خدا به ایمانداران اجازه میداد تا همان قدرت روحانی را که خدا برای خلق جهان به کار برده بود، به کار گیرند و به وعدههای داده شده در مرگ و رستاخیز مسیح دست یابند. دعا به عنوان یک عمل الزامآور و قانونی درک میشد. کنیون به جای اینکه ایمانداران را به درخواست تشویق کند، به آنها آموخت که شفا را مطالبه کنند، زیرا آنها از قبل حق قانونی برای دریافت آن را داشتند.
ترکیب کنیون از دین اوانجلیکال و باورهای قدرت ذهن—که او آن را «ایمان غلبهکننده» مینامید—در میان بخش کوچک اما تأثیرگذاری از جنبش پنطیکاستی مورد توجه قرار گرفت. پنطیکاستیها همیشه به شفای ایمانی متعهد بودند، و این جنبش همچنین باور قوی به قدرت کلام داشت (به ویژه تکلم به زبانها و استفاده از نامهای خدا، به خصوص نام عیسی). ایدههای کنیون در آموزههای مبشران پنطیکاستی اف.اف. بازورث و جان جی. لیک (که پیش از سال ۱۹۱۵ با نویسنده تفکر نوین، آلبرت سی. گریر، یک جماعت را اداره میکردند) منعکس شد.
---
جنبشهای احیاگری پس از ۱۹۴۵
[ویرایش]در حالی که آموزههای کنیون در مورد ایمان غلبهکننده، پایه و اساس انجیل سعادت را فراهم کرد، نسل اول پنطیکاستیهای تحت تأثیر او و دیگر شخصیتها، مانند بازورث، ایمان را ابزاری برای دستیابی به سعادت مادی نمیدیدند. در واقع، پنطیکاستیهای اولیه تمایل داشتند سعادت را تهدیدی برای رفاه روحانی یک فرد بدانند. با این حال، در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، شکل قابل تشخیصی از این آموزه در جنبش پنطیکاستی از طریق آموزههای مبشران رهاییبخش و شفابخش شکل گرفت. این مبشران با ترکیب آموزش سعادت با احیاگری و شفای ایمانی، "قوانین ایمان ('بخواهید و دریافت خواهید کرد') و قوانین تقابل الهی ('بدهید و به شما بازگردانده خواهد شد')" را آموزش دادند.
اورال رابرتس آموزش الهیات سعادت را در سال ۱۹۴۷ آغاز کرد. او قوانین ایمان را به عنوان یک «پیمان برکت» توضیح داد که در آن خدا کمکهای مالی را «هفت برابر» بازمیگرداند، و به اهداکنندگان وعده میداد که پولی که به او اهدا کردهاند، از منابع غیرمنتظره به آنها بازخواهد گشت. رابرتس پیشنهاد داد که هر کمک مالی را که منجر به یک پرداخت غیرمنتظره معادل آن نشود، بازگرداند. در دهه ۱۹۷۰، رابرتس آموزش پیمان برکت خود را به عنوان آموزه «ایمان بذری» توصیف کرد: کمکهای مالی نوعی «بذر» بودند که در ارزش رشد میکردند و به اهداکننده بازمیگشتند. رابرتس شروع به جذب «شرکا» کرد، اهداکنندگان ثروتمندی که در ازای حمایت، دعوتنامههای منحصر به فرد کنفرانس و دسترسی به وزارتخانه را دریافت میکردند.
در سال ۱۹۵۳، شفاگر ایمانی، ای. ای. آلن، کتاب راز موفقیت مالی از طریق کلام مقدس را منتشر کرد و کالاهایی مانند «تراشههای معجزهآسای چادر» و پارچههای دعایی آغشته به «روغن معجزهآسا» را ترویج کرد. در اواخر دهه ۱۹۵۰، آلن بهطور فزایندهای بر سعادت تمرکز کرد. او آموزش میداد که ایمان میتواند به طرز معجزهآسایی مشکلات مالی را حل کند و ادعا میکرد که یک تجربه معجزهآسا داشته که در آن خدا بهطور فراطبیعی اسکناسهای یک دلاری را به اسکناسهای بیست دلاری تبدیل کرده تا او بتواند بدهیهای خود را بپردازد. آلن «کلام ایمان» یا قدرت سخن گفتن چیزی را به واقعیت آموزش میداد.
در دهه ۱۹۶۰، سعادت به یک تمرکز اصلی در جنبشهای احیاگری شفابخشی تبدیل شد. تی. ال. ازبورن در دهه ۱۹۶۰ بر سعادت تأکید کرد و به دلیل نمایشهای اغلب تجملی ثروت شخصی خود شناخته شد. در طول آن دهه، رابرتس و ویلیام برانهام از دیگر وزارتخانههای سعادت انتقاد کردند و استدلال کردند که تاکتیکهای جمعآوری کمکهای مالی آنها ناعادلانه به شرکتکنندگان فشار میآورد. این تاکتیکها تا حدی به دلیل هزینههای توسعه شبکههای رادیویی سراسری و برنامههای کمپین بود. در همان زمان، رهبران فرقه پنطیکاستی مجمعهای خدا اغلب از تمرکز بر سعادت توسط مبشران مستقل شفابخشی انتقاد میکردند.
---
تلویزیونهای مذهبی
[ویرایش]در طول دهه ۱۹۶۰، آموزگاران انجیل سعادت به تبلیغ تلویزیونی روی آوردند و بر برنامههای مذهبی در ایالات متحده تسلط یافتند. اورال رابرتس یکی از اولینها بود، که یک برنامه هفتگی سندیکایی را توسعه داد که پربینندهترین برنامه مذهبی در ایالات متحده شد. تا سال ۱۹۶۸، تلویزیون در وزارتخانه او جایگزین جلسات چادری شده بود.
کشیش آیک، کشیشی از شهر نیویورک، در اواخر دهه ۱۹۶۰ موعظه در مورد سعادت را آغاز کرد. او به زودی برنامههای رادیویی و تلویزیونی گستردهای داشت و به خاطر سبک پر زرق و برق خود متمایز شد. صراحت او در مورد علاقه به اموال مادی و آموزههایش در مورد «علم ذهن» باعث شد که بسیاری از مبشران از او فاصله بگیرند.
در دهه ۱۹۸۰، توجه عمومی در ایالات متحده از طریق نفوذ مبلغین تلویزیونی برجسته مانند جیم باکر به الهیات سعادت جلب شد. با این حال، نفوذ باکر پس از اینکه در یک رسوایی پر سر و صدا درگیر شد، کاهش یافت. در پی آن، شبکه پخش ترینیتی (TBN) به عنوان نیروی غالب در تلویزیونهای مذهبی سعادت ظاهر شد و رابرت تیلتون و بنی هین را به شهرت رساند.
---
جنبش کلام ایمان
[ویرایش]اگرچه تقریباً تمام مبشران شفابخشی دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ آموزش میدادند که ایمان میتواند پاداشهای مالی به همراه داشته باشد، یک آموزش جدید سعادتمحور در دهه ۱۹۷۰ توسعه یافت که با آنچه توسط مبشران پنطیکاستی دهه ۱۹۵۰ آموزش داده میشد، متفاوت بود. این جنبش «اعتراف مثبت» یا «کلام ایمان» آموزش میداد که یک مسیحی با ایمان میتواند هر چیزی را که با خواست خدا مطابقت دارد، با کلام خود به وجود آورد.
کنت هیگین با نقشی کلیدی در گسترش الهیات سعادت شناخته میشود. او در سال ۱۹۷۴ مرکز آموزش کتاب مقدس رهما را تأسیس کرد و در طول ۲۰ سال بعد، این مدرسه بیش از ۱۰٬۰۰۰ دانشجو را در الهیات او آموزش داد. همانند سایر جنبشهای سعادت، هیچ نهاد حاکم الهیاتی برای جنبش کلام ایمان وجود ندارد، و وزارتخانههای شناختهشده در برخی مسائل الهیاتی با هم تفاوت دارند، اگرچه بسیاری از وزارتخانهها بهطور غیررسمی با هم مرتبط هستند. آموزههای کنت هیگین توسط کندی گانتر براون از دانشگاه ایندیانا به عنوان «ارتدوکسترین» شکل آموزش سعادت کلام ایمان توصیف شده است.
کرک آر. مکگرگور از دانشگاه آیووای شمالی استدلال کرده است که الهیات جنبش کلام ایمان ریشه در امت اسلام و مورمونیسم دارد. به عنوان مثال، امت اسلام معتقد است که خدا (الله) به معنای واقعی کلمه یک انسان است و انسانهای اولیه دقیقاً مانند خدا بودهاند. فردریک ک. سی. پرایس، یکی از رهبران جنبش کلام ایمان، با استناد به ایلایژا محمد از امت اسلام، همچنین تأکید کرد که خدا به معنای واقعی کلمه یک انسان است و آدم و حوا قبل از سقوط دقیقاً مانند خدا و از این رو «خدایان کوچک» بودهاند.
در مورد ریشههای مورمون (یا قدیسان آخرالزمان)، یک رهبر سابق کلیسا نظر خود را (اگرچه دکترین رسمی کلیسا نیست) بیان کرد که پدر آسمانی زمانی یک انسان فانی بوده که به وضعیت فعلی خود پیشرفت کرده است. «با پیروی از نمونه پدر، همه انسانها ممکن است به خدایی تعالی یابند…» کنت کوپلند، یکی دیگر از رهبران جنبش کلام ایمان، ادعاهای مشابهی را مطرح میکند، به ویژه اینکه خدا یک بدن انسانی با چشم، گوش و غیره دارد و دلیل اینکه خدا آدم را آفرید این بود که خودش را تکثیر کند؛ بنابراین انسانها، هنگامی که به معنای مسیحی تولد دوباره مییابند، با قدرت الهی بر زندگی خود، از جمله سلامت و سعادت شخصی، به خدایی خود بازمیگردند. هر گونه شکست در دستیابی به آنچه یک فرد نیاز دارد یا میخواهد، شکست فرد در درک واقعی خدایی خود است، همانطور که در کتب مقدس (یعنی کتاب مقدس) توضیح داده شده است. همانطور که پرایس میگوید، «اینکه شما برنده شوید یا بازنده، به خدا مربوط نیست. اینکه موفق باشید یا شکست خورده، به شما مربوط است… خدا در تعطیلات است… کاری که [او] برای منفعت ما انجام داد، از طرف [او] قبلاً انجام شده است.»
---
رشد بینالمللی
[ویرایش]در اواخر دهه ۲۰۰۰، حامیان ادعا کردند که دهها میلیون مسیحی الهیات سعادت را پذیرفتهاند. جنبش نئو-پنطیکاستی تا حدی با تأکید بر الهیات سعادت مشخص شده است، که در اواخر دهه ۱۹۹۰ پذیرش بیشتری در میان مسیحیان کاریزماتیک یافت. در دهه ۲۰۰۰، کلیساهای اوانجلیکال-پنطیکاستی که الهیات سعادت را آموزش میدادند، رشد قابل توجهی در جنوب جهانی و کشورهای جهان سوم داشتند. به گفته فیلیپ جنکینز از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، شهروندان فقیر کشورهای محروم اغلب این آموزه را به دلیل ضعف اقتصادی و تأکید آموزه بر معجزات جذاب مییابند. یکی از مناطقی که رشد چشمگیری را تجربه میکند، غرب آفریقا، به ویژه نیجریه است. در فیلیپین، جنبش ال شادای، که بخشی از احیای کاریزماتیک کاتولیک است، الهیات سعادت را در خارج از مسیحیت پروتستان گسترش داده است. یک کلیسای سعادت در کره جنوبی، کلیسای انجیل کامل یوییدو، در دهه ۱۹۹۰ با ادعای بزرگترین جماعت جهان، مورد توجه قرار گرفت.
نظرسنجی سال ۲۰۰۶ توسط مجله تایم گزارش داد که ۱۷ درصد از مسیحیان در آمریکا گفتند که با این جنبش همسو هستند. تا دهه ۲۰۰۰، پیروان الهیات سعادت در ایالات متحده بیشتر در کمربند آفتاب رایج بودند. تا سال ۲۰۰۶، سه تا از چهار بزرگترین جماعت در ایالات متحده الهیات سعادت را آموزش میدادند و جوئل اوستین به دلیل گسترش آن به خارج از جنبش پنطیکاستی و کاریزماتیک از طریق کتابهایش، که بیش از ۴ میلیون نسخه فروخته است، شناخته میشود. کتاب دعای یابص اثر بروس ویلکینسون نیز میلیونها نسخه فروخت و خوانندگان را به جستجوی سعادت دعوت کرد.
---
تاریخچه اخیر
[ویرایش]در سال ۲۰۰۵، متیو آشیمولاوو، بنیانگذار مرکز بینالمللی مسیحیان کینگزوی در جنوب انگلستان، که انجیل «سلامتی و ثروت» را موعظه میکند و عشرهای منظم جمعآوری میکند، توسط کمیسیون خیریه دستور یافت پولی را که برای استفاده شخصی خود اختصاص داده بود، بازپرداخت کند. در سال ۲۰۱۷، این سازمان تحت تحقیقات جنایی قرار گرفت پس از آنکه یک عضو برجسته آن در سال ۲۰۱۵ توسط یک دادگاه به اداره یک طرح پانزی بین سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۱ متهم شد که ۸ میلیون پوند از پول سرمایهگذاران را از دست داده یا خرج کرده بود.
در سال ۲۰۰۷، چاک گرسلی، سناتور ایالات متحده، تحقیقاتی را در مورد امور مالی شش وزارتخانه تلویزیونی مذهبی که الهیات سعادت را ترویج میکردند، آغاز کرد: وزارتخانههای کنت کوپلند، وزارتخانههای کرفلو دلار، وزارتخانههای بنی هین، وزارتخانههای ادی ال. لانگ، وزارتخانههای جویس میر، و وزارتخانههای پائولا وایت. در ژانویه ۲۰۱۱، گرسلی تحقیقات خود را با این نتیجهگیری به پایان رساند که معتقد است خودتنظیمی توسط سازمانهای مذهبی به اقدام دولتی ترجیح داده میشود. تنها وزارتخانههای تحت رهبری میر و هین با تحقیقات گرسلی همکاری کردند.
مراسم تحلیف دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رئیسجمهور ایالات متحده شامل دعاهایی از دو واعظ بود که به دلیل حمایت از الهیات سعادت شناخته شدهاند. پائولا وایت، یکی از مشاوران معنوی ترامپ، دعای افتتاحیه را خواند.
---
الهیات
[ویرایش]
الهیات سعادت آموزش میدهد که مسیحیان حق دارند از رفاه برخوردار باشند و چون واقعیتهای روحانی و فیزیکی به عنوان یک واقعیت جداییناپذیر دیده میشوند، رفاه را به عنوان سلامت جسمانی و سعادت اقتصادی تفسیر میکند. آموزگاران این آموزه بر توانمندسازی شخصی تمرکز میکنند، و دیدگاهی مثبت نسبت به روح و بدن ترویج میدهند. آنها معتقدند که به مسیحیان قدرت بر خلقت داده شده است زیرا آنها به صورت خدا آفریده شدهاند و آموزش میدهند که اعتراف مثبت به مسیحیان اجازه میدهد تا بر ارواح و اشیاء مادی اطراف خود تسلط داشته باشند. رهبران این جنبش کفاره را به عنوان فراهمکننده رهایی از بیماری، فقر و فساد روحانی میبینند؛ فقر و بیماری به عنوان نفرینهایی در نظر گرفته میشوند که میتوانند توسط ایمان و اعمال صالح شکسته شوند. با این حال، برخی از کلیساهای سعادت به دنبال یک الگوی متعادلتر یا اصلاحشده از سعادت هستند. کربیجون کالدول، کشیش یک مگا-کلیسای متودیست، از الهیات زندگی پربرکت حمایت میکند، که سعادت را برای کل وجود انسان آموزش میدهد و آن را مسیری برای مبارزه با فقر میبیند.
ثروت در الهیات سعادت به عنوان برکتی از سوی خدا تفسیر میشود که از طریق قانون روحانی اعتراف مثبت، تصویرسازی و کمکهای مالی به دست میآید. ایمانداران ممکن است این فرایند را تقریباً به صورت مکانیکی ببینند؛ کنت کوپلند، نویسنده و مبلغ تلویزیونی آمریکایی، استدلال میکند که سعادت توسط قوانینی اداره میشود، در حالی که آموزگاران دیگر این فرایند را به صورت فرمولی به تصویر میکشند. دیوید ون بیما و جف چو، روزنامهنگاران مجله تایم، آموزههای کرفلو دلار، کشیش کلام ایمان، در مورد سعادت را به عنوان یک قرارداد نقضنشدنی بین خدا و بشریت توصیف کردهاند.
آموزش اعتراف مثبت در الهیات سعادت از دیدگاه حامیان آن نسبت به کلام مقدس نشأت میگیرد. کتاب مقدس به عنوان یک قرارداد ایمانی بین خدا و ایمانداران دیده میشود؛ خدا وفادار و عادل درک میشود، بنابراین ایمانداران باید به وظیفه خود در قرارداد عمل کنند تا وعدههای خدا را دریافت کنند. این منجر به باوری به اعتراف مثبت میشود: این آموزه که ایمانداران میتوانند هر آنچه را که از خدا میخواهند، تنها با به زبان آوردن آن، طلب کنند. الهیات سعادت آموزش میدهد که کتاب مقدس وعده سعادت را برای ایمانداران داده است، بنابراین اعتراف مثبت به این معنی است که ایمانداران با ایمان آنچه را که خدا قبلاً در مورد آنها گفته است، به زبان میآورند. اعتراف مثبت برای به واقعیت درآوردن آنچه قبلاً به آن باور شده، انجام میشود؛ خود ایمان یک اعتراف است و به زبان آوردن آن، آن را به واقعیت تبدیل میکند.
این آموزش اغلب به تفسیرهای غیرسنتی از آیات کتاب مقدس بستگی دارد، که به کتاب ملاکی اغلب توجه ویژهای میشود. در حالی که مسیحیان عموماً ملاکی را به دلیل بخشهای مربوط به مسیح جشن میگیرند، آموزگاران الهیات سعادت معمولاً توجه را به توصیفات آن از ثروت مادی جلب میکنند. آیات پرتکرار شامل:
- ملاکی ۳:۱۰: عشرها را به انبار بیاورید تا در خانه من خوراک باشد، و مرا به این وسیله امتحان کنید، قول میدهد یهوه صبایوت، که آیا من پنجرههای آسمان را به روی شما نمیگشایم و برکتی برای شما نمیریزم که جایی برای آن نباشد.'" (KJV)
- متی ۲۵:۱۴–۳۰: تمثیل استعدادها
- یوحنا ۱۰:۱۰: آمدم تا ایشان حیات داشته باشند و آن را به فراوانی داشته باشند.'" (KJV)
- فیلیپیان ۴:۱۹: "و خدای من همه نیاز شما را بر طبق غنای خود در جلال و به واسطه مسیح عیسی برآورده خواهد ساخت." (KJV)
- ۳ یوحنا ۱:۲الگو:آیه کتاب مقدس بههمراه کتاب نامعتبر: "ای محبوب، آرزو دارم که از هر جهت کامیاب و سالم باشی، همانگونه که روح تو کامیاب است." (KJV)
- مرقس ۱۱:۲۴: "بنابراین به شما میگویم، هر چه هنگام دعا میطلبید، ایمان داشته باشید که دریافت میکنید، و آن را خواهید یافت." (KJV)
الهیات سعادت خود را به عنوان بازیابی دکترین واقعی و در نتیجه بخشی از مسیری برای تسلط مسیحیت بر جامعه سکولار معرفی میکند. این آموزه استدلال میکند که وعدههای خدا در مورد سعادت و پیروزی به اسرائیل در عهد عتیق، امروز به مسیحیان عهد جدید نیز تعلق دارد و ایمان و اعمال مقدس این سعادت را آزاد میکند. برخی از آمریکای لاتینیها که الهیات سعادت را پذیرفتهاند، استدلال میکنند که مسیحیت از لحاظ تاریخی تمرکز غیرضروری بر رنج داشته است. آنها اغلب این را یک دکترین کلیسای کاتولیک میبینند که باید کنار گذاشته شود و با تأکید بر سعادت جایگزین شود. حامیان الهیات سعادت همچنین استدلال میکنند که وعدههای کتاب مقدس در مورد برکتهای در انتظار فقرا بهطور غیرضروری روحانیسازی شدهاند و باید به صورت تحتاللفظی درک شوند.
---
شیوهها
[ویرایش]کلیساهای سعادت تأکید زیادی بر اهمیت کمک مالی دارند. برخی از مراسم شامل یک بخش آموزشی متمرکز بر کمک مالی و سعادت است، از جمله اشاره به آیات کتاب مقدس در مورد عشر؛ و سپس یک موعظه در مورد موضوع دیگری پس از تقدیمی دنبال میشود. رهبران کلیساهای سعادت اغلب ادعا میکنند که یک برکت خاص میتواند در ازای پولی که به وزارتخانه آنها اهدا میشود، مبادله شود؛ گزارش شده است که برخی از آنها به نمازگزاران دستور دادهاند که کمکهای مالی خود را در طول دعا بالای سر خود نگه دارند.
به اعضای کلیساهای سعادت تشویق میشود که اظهارات مثبتی در مورد جنبههایی از زندگی خود که میخواهند بهبود یابند، به زبان آورند. گفته میشود این اظهارات، که به عنوان «اعترافات مثبت» (متمایز از اعتراف به گناه) شناخته میشوند، اگر با ایمان به زبان آورده شوند، بهطور معجزهآسایی جنبههایی از زندگی مردم را تغییر میدهند. کلیساهای سعادت همچنین مردم را تشویق میکنند که «بدون محدودیت زندگی کنند» و نسبت به زندگی خود خوشبینی پرورش دهند. تی. دی. جیکس، کشیش مگا-کلیسای غیرفرقهای خانه سفالگر، به نفع سعادت استدلال کرده و آنچه را که او شیطانیسازی موفقیت میبیند، رد میکند. او فقر را مانعی برای زندگی مسیحی میبیند و پیشنهاد میدهد که وقتی فردی مرفه است، تأثیر مثبتی بر جامعه آسانتر است.
در حالی که برخی از کلیساهای سعادت به دستکاری و بیگانه کردن فقرا شهرت دارند، بسیاری از آنها در برنامههای اجتماعی شرکت دارند. زیربنای این برنامهها یک الهیات توانمندسازی و شکوفایی انسانی با هدف رهاسازی مردم از یک "ذهنیت رفاهی" یا "ذهنیت قربانی" است. بسیاری از کلیساهای سعادت سمینارهایی در مورد مسئولیت مالی برگزار میکنند. کیت بولر، آکادمیکی که الهیات سعادت را مطالعه میکند، از چنین سمینارهایی انتقاد کرده و استدلال میکند که اگرچه آنها حاوی توصیههای معقولی هستند، اما اغلب بر خرید اموال گرانقیمت تأکید میکنند. هانا روزین از مجله آتلانتیک استدلال میکند که الهیات سعادت به حباب مسکن که منجر به بحران مالی ۲۰۰۸ شد، کمک کرد. او معتقد است که کلیساهای سعادت به شدت بر مالکیت خانه بر اساس وابستگی به دخالت مالی الهی تأکید داشتند که منجر به انتخابهای غیرعاقلانه بر اساس توانایی مالی واقعی شد.
اکثر کلیساهای جنبش سعادت غیرفرقهای و مستقل هستند، اگرچه برخی گروهها شبکههایی را تشکیل دادهاند. کلیساهای سعادت معمولاً حکومت اسقفی (یا حاکمیت) و این ایده که یک کشیش باید به بزرگان پاسخگو باشد را رد میکنند؛ معمول است که کشیشان کلیساهای سعادت بالاترین مرجع سازمانی باشند. منتقدان، از جمله سارا پوزنر و جو کوناسون، معتقدند که آموزگاران سعادت سازمانهای اقتدارگرا را پرورش میدهند. آنها استدلال میکنند که رهبران با ادعای اختیارات الهی، سعی در کنترل زندگی پیروان دارند. جنکینز معتقد است که الهیات سعادت به عنوان ابزاری برای توجیه حقوق بالای کشیشان استفاده میشود.
---
بازخورد
[ویرایش]تحلیلهای اقتصادی-اجتماعی
[ویرایش]در ایالات متحده، این جنبش پیروان زیادی را از طبقه متوسط جذب کرده است و در شهرکهای حومه و مناطق شهری محبوبیت بیشتری دارد. در Exporting the American Gospel: Global Christian Fundamentalism، استیو بروور، پل گیفورد، و سوزان روز حدس میزنند که این جنبش با بیاعتنایی رایج نسبت به لیبرالیسم اجتماعی در ایالات متحده که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد، تقویت شد. روزین استدلال میکند که الهیات سعادت به دلیل روندهای گستردهتر، به ویژه خوشبینی اقتصادی آمریکایی در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۹۰، ظهور کرد. تونی لین از دانشگاه ویرجینیا نیز این آموزه را با سرنوشت آشکار، باور قرن نوزدهمی مبنی بر اینکه ایالات متحده حق غرب را دارد، مقایسه کرده است. ماروین هریس استدلال میکند که تمرکز این آموزه بر جهان مادی نشانهای از سکولاریزهشدن دین آمریکایی است. او آن را تلاشی برای تحقق رؤیای آمریکایی با استفاده از قدرت فراطبیعی میبیند.

الهیات سعادت در میان آمریکاییهای فقیر، به ویژه کسانی که به دنبال پیشرفت شخصی و اجتماعی هستند، محبوب شده است و رشد قابل توجهی در کلیساهای سیاه و اسپانیاییتبار داشته و به ویژه در میان مهاجران محبوب است.
---
منابع
[ویرایش][۱][۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳]
- 1 2 Premawardhana, Devaka (May 2012). "Transformational Tithing: Sacrifice and Reciprocity in a Neo-Pentecostal Church". Nova Religio. University of California Press. 15 (4): 85–109. doi:10.1525/nr.2012.15.4.85. JSTOR 10.1525/nr.2012.15.4.85.
- ↑ MacGregor, Kirk R. (March 2007). "The Word-Faith Movement: A Theological Conflation of the Nation of Islam and Mormonism?". Journal of the American Academy of Religion. 75 (1): 87–120. doi:10.1093/jaarel/lfl063. JSTOR 4139841. url-access=subscription.
- ↑ Smith, Daniel J. (March 2021). "The Pentecostal prosperity gospel in Nigeria: Paradoxes of corruption and inequality". Journal of Modern African Studies. Cambridge: Cambridge University Press. 59 (1): 103–122. doi:10.1017/S0022278X2000066X. PMID 37398918. PMC 10312994. ISSN 1469-7777. LCCN 2001-227388. OCLC 48535892. S2CID 232223673.
- ↑ Haynes, Naomi (March 2012). "Pentecostalism and the morality of money: Prosperity, inequality, and religious sociality on the Zambian Copperbelt". Journal of the Royal Anthropological Institute. Wiley-Blackwell on behalf of the Royal Anthropological Institute. 18 (1): 123–139. doi:10.1111/j.1467-9655.2011.01734.x. doi-access=free. ISSN 1467-9655. JSTOR 41350810. S2CID 142926682. url=https://www.pure.ed.ac.uk/ws/files/10092601/HAYNES_2012_Pentecostalism_and_the_Morality_of_Money.pdf. archive-url=https://web.archive.org/web/20180718220724/https://www.pure.ed.ac.uk/ws/files/10092601/HAYNES_2012_Pentecostalism_and_the_Morality_of_Money.pdf. archive-date=18 July 2018. access-date=25 November 2021. url-status=live.
- ↑ Freston, Paul (2008). "The Changing Face of Christian Proselytization: New Actors from the Global South". In Hackett, Rosalind I. J. (ed.). Proselytization Revisited: Rights Talk, Free Markets, and Culture Wars (1st ed.). New York and London: Routledge. pp. 109–138. ISBN 978-1-84553-228-4. LCCN 2007046731.
- ↑ Willingham, A. J. (2018-05-30). "This televangelist is asking his followers to buy him a $54 million private jet". CNN. url=https://www.cnn.com/2018/05/30/us/jesse-duplantis-plane-falcon-7x-prosperity-gospel-trnd/index.html. url-status=live. archive-url=https://web.archive.org/web/20231210123638/https://www.cnn.com/2018/05/30/us/jesse-duplantis-plane-falcon-7x-prosperity-gospel-trnd/index.html. archive-date=2023-12-10. access-date=2023-12-29. website=CNN. language=en.
- ↑ Willingham, A. J. (2018-05-30). "This televangelist is asking his followers to buy him a $54 million private jet". CNN. url=https://www.cnn.com/2018/05/30/us/jesse-duplantis-plane-falcon-7x-prosperity-gospel-trnd/index.html. url-status=live. archive-url=https://web.archive.org/web/20231210123638/https://www.cnn.com/2018/05/30/us/jesse-duplantis-plane-falcon-7x-prosperity-gospel-trnd/index.html. archive-date=2023-12-10. access-date=2023-12-29. website=CNN. language=en.
- ↑ Booth, Robert (10 May 2017). "Criminal investigation launched into UK's largest black church". The Guardian. London. Archived from the original on 10 May 2017. Retrieved 10 May 2017.
- ↑ Goodstein, Laurie (6 January 2011). "TV Preachers' Ministries Are Fading, Senator Says". The New York Times. Archived from the original on 22 October 2015.
- ↑ Zoll, Rachel (19 January 2017). "Prosperity Gospel Preachers to Pray at Trump Inauguration". Associated Press. Retrieved 24 January 2017.
- ↑ Posner, Sarah (17 January 2017). "Donald Trump is mainstreaming the 'prosperity gospel' on his way to the White House". The Washington Post. Retrieved 24 January 2017.
- ↑ Wagner, C. Peter (2008). Dominion! How Kingdom Action Can Change the World. Chosen. ISBN 978-0-8007-9471-1. Archived from the original on 19 November 2023.
- ↑ Coleman, Simon (2000). The Globalisation of Charismatic Christianity: Spreading the Gospel of Prosperity. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-77882-7. Retrieved 12 June 2016.