پرش به محتوا

دودمان القاسمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از القاسمی)
دودمان القواسم
القواسم
خانواده سلطنتی
پرچم دودمان القاسمی
خانواده مادرالنقوی از سادات موسوی از شریف بنی‌حسین از بنی‌هاشم
کشورامارات متحده عربی
تاریخ بنیان‌گذاری۱۷۲۲؛ ۳۰۴ سال پیش (۱۷۲۲-خطا: زمان نامعتبر}})
بنیانگذارشیخ رحمه بن مطر القاسمی
رهبر کنونی
عنوان‌هاامیر
شیخ
منصب(ها)والاحضرت

دودمان القاسمی یا القواسم یا آل قاسمی (به عربی: القاسمی، جمع: القواسم القواسم؛ در منابع بریتانیایی کهن: Joasmee) یک دودمان و قبیلهٔ عرب است که بر امارت شارجه و امارت رأس‌الخیمه فرمان می‌راند. این دو امارت از هفت امارت تشکیل‌دهندهٔ امارات متحده عربی هستند. القاسمی یکی از دیرپاترین خاندان‌های سلطنتی شبه‌جزیره عربستان به‌شمار می‌روند.

دودمان القاسمی به مدت یک سده امکان ورود و خروج نامحدود به بندر لنگه را داشتند تا اینکه ایران در سال ۱۸۸۷ میلادی آنها را از سواحل جنوبی خود اخراج کرد. اواخر قرن هجدهم در حوالی سال ۱۷۷۹ میلادی حاکمان زند یک سردار قاسمی را رسماً به‌عنوان فرماندار بندر لنگه گماشتند. این منطقه زیر نفوذ قاسمی‌ها به یک مرکز پررونق تجاری و مروارید‌فروشی تبدیل شد. با این حال در سال ۱۸۸۷ میلادی دولت مرکزی تهران در راستای سیاست بازپس‌گیری سواحل خلیج فارس، قاسمی‌ها را از منطقه اخراج کرد و حاکمیت رسمی خود را بر بندر لنگه مجدداً برقرار ساخت. قاسمی‌ها به سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی شارجه و رأس‌الخیمه عقب‌نشینی کردند.[۱][۲][۳]

قواسم کنفدراسیونی از قبایل سنی‌مذهب در منطقهٔ جنوب شرقی خلیج فارس در پیرامون شهرهای رأس‌الخیمه و شارجه بودند و رقابت شدیدی با امپراتوری عمان بر سر چیرگی دریایی در خلیج فارس داشتند. به سبب وفاداری آنان به دولت نخست سعودی، امپراتوری بریتانیا برچسب «دزدان دریایی» بر آنان زد و دو لشکرکشی بزرگ نظامی در سال‌های ۱۸۰۹ و ۱۸۱۹ میلادی علیه ایشان ترتیب داد.

خاستگاه

[ویرایش]
پرچم قواسم پیش از ۱۸۲۰. پس از ۱۸۲۰ تنها در زمان جنگ برافراشته می‌شد. شعار آن «نصر من الله و فتح قریب» است.

قبیلهٔ قواسم که دودمان القاسمی از آن سرچشمه می‌گیرد، از هوله‌ها بودند و نیاکانشان میان شبه‌جزیره عربستان و سرزمین فارس مهاجرت می‌کردند و پیوندهای خود را میان دو ساحل حفظ می‌نمودند؛ به‌ویژه فرمانروایی خود بر شهر بندر لنگه در ساحل استان هرمزگان را نگه داشتند.[۴] نسب قبیلهٔ قواسم به هاشمیان بازمی‌گردد و از نوادگان حسین بن علی از راه جد نامی‌شان القاسم بن ادریس بن جعفر زکی شمرده می‌شوند.[۵]

در سدهٔ هجدهم میلادی، شبه‌جزیره عربستان دگرگونی بنیادین اجتماعی‌ـسیاسی و دینی را در پی جنبش اصلاح‌طلبانهٔ موحدون به رهبری محمد بن عبدالوهاب شاهد بود. قواسم با پذیرش آموزه‌های این جنبش، به پشتیبانان سرسخت آن در منطقهٔ خلیج فارس تبدیل شدند و هم‌پیمان نزدیک دولت نخست سعودی گشتند.[۶][۷]

تا آغاز سدهٔ نوزدهم میلادی، قواسم به یک نیروی دریایی نیرومند تبدیل شدند که هم در رأس‌الخیمه در ساحل جنوبی خلیج فارس و هم در جزیره قشم، بندرعباس و بندر لنگه در ساحل شمالی پایگاه داشتند.[۷]

نیروی دریایی

[ویرایش]
حملهٔ ناوگان بریتانیا به رأس‌الخیمه در ۱۳ نوامبر ۱۸۰۹

قواسم نیروی دریایی توانمندی بودند که درپی پایان دادن به نفوذ استعماری اروپایی بر مسیرهای بازرگانی خود بودند.[۸]

امپراتوری عمان که هم‌پیمان بریتانیا بود، دشمن دیرینهٔ قواسم بر سر اختلاف‌های مرزی، تفاوت‌های مذهبی و چیرگی دریایی در خلیج فارس بود. چیرگی قواسم بر بازرگانی خلیج فارس به جنگ‌هایی با عمان و سرانجام با هم‌پیمان عمان یعنی بریتانیا انجامید و بریتانیایی‌ها برچسب «دزد دریایی» بر قواسم نهادند. همین امر سبب شد ساحل جنوبی خلیج فارس به «ساحل دزدان دریایی» شناخته شود؛ هرچند پس از معاهدهٔ عمومی دریایی ۱۸۲۰ و صلح دائمی دریایی ۱۸۵۳، امارت‌های گوناگون ساحلی به ساحل آشتی معروف شدند.[۹]

قلعه ضایه بر فراز تپه. در ۱۸۱۹ آخرین سنگر القواسم بود که در لشکرکشی بریتانیا سقوط کرد و راه را برای امضای معاهدهٔ عمومی دریایی ۱۸۲۰ هموار ساخت.

از سال ۱۸۰۴ میلادی، حملات دریایی قواسم به کشتی‌های بازرگانی بومی افزایش چشمگیری یافت.[۱۰] پس از دهه‌ها درگیری، نخستین لشکرکشی بریتانیا در سال ۱۸۰۹ به‌سوی رأس‌الخیمه روانه شد. این لشکرکشی به امضای پیمان صلح میان بریتانیا و حسن بن رحمه، رهبر القاسمی، انجامید.[۱۱] این پیمان در ۱۸۱۵ از هم پاشید و در ۱۸۱۹ بریتانیا لشکرکشی دوم و سنگین‌تری را علیه قواسم در رأس‌الخیمه ترتیب داد.[۱۲]

سلطان بن محمد القاسمی، حاکم کنونی شارجه و مورخ، در کتاب خود به نام افسانهٔ دزدی دریایی عرب در خلیج استدلال می‌کند که اتهام‌های دزدی دریایی بهانه‌ای از سوی کمپانی هند شرقی بریتانیا برای محدود کردن یا برچیدن بازرگانی غیررسمی عرب‌ها با هند بود و اسناد داخلی حکومت بمبئی را ارائه می‌دهد که بسیاری از ادعاهای کلیدی مورخ بریتانیایی جان گوردن لوریمر را زیر پرسش می‌برد.[۱۳]

اف. واردن، دبیرکل حکومت بمبئی، در گزارش خود سرزنش دزدی دریایی را متوجه نفوذ وهابی بر القاسمی و دخالت کمپانی هند شرقی بریتانیا در امور بومیان دانست. واردن همچنین با پیشنهاد گماردن سلطان مسقط به‌عنوان حاکم سراسر شبه‌جزیره مخالفت کرد و استدلال‌های او احتمالاً بر شکل نهایی معاهده‌ای که با شیوخ ساحل خلیج بسته شد تأثیر گذاشت.[۱۴]

معاهدهٔ ۱۸۲۰ اعلام می‌داشت: «غارت و دزدی دریایی در خشکی و دریا از سوی اعراب طرف این قرارداد برای همیشه متوقف خواهد شد.» سپس دزدی دریایی را هر حمله‌ای تعریف می‌کرد که بخشی از یک «جنگ رسمی» نباشد. «اعراب متعاهد» پذیرفتند پرچمی شامل مستطیل سرخ در حاشیهٔ سفید با پهنای برابر، «با نوشته یا بی‌نوشته به دلخواه»، بر دریا و خشکی برافرازند. این پرچم نماد صلح با حکومت بریتانیا و با یکدیگر بود.[۱۵]

کنش‌های فراخلیجی

[ویرایش]

افزون بر پایگاه خود در خلیج فارس و خلیج عمان، قواسم هم از نظر نظامی و هم اقتصادی در خلیج عدن و تا غرب مخا در دریای سرخ کنش‌ور بودند.[۱۶] آنان پیوندهای بازرگانی گسترده‌ای با سومالیایی‌ها داشتند و کشتی‌هایشان از رأس‌الخیمه و خلیج فارس به‌طور منظم در بازارهای بزرگ بربره و زیلع شرکت می‌کردند.[۱۷] در دههٔ ۱۸۳۰ سلطان اسحاق، فرح گولد و حاجی‌علی نامه‌ای به سلطان بن صقر القاسمی حاکم رأس‌الخیمه نوشتند و از او یاری نظامی و جهاد مشترک علیه بریتانیایی‌ها را درخواست کردند.[۱۸]

پیوند با سعودیان

[ویرایش]

پیوند قواسم با دولت سعودی در دوران دولت نخست سعودی و در زمان حکمرانی صقر بن راشد القاسمی شکل گرفت. دولت سعودی از قواسم در جنگ‌هایشان علیه استعمارگران و نیز در درگیری‌هایشان با حکومت آل‌بوسعید عمان پشتیبانی می‌کرد.[۶] پس از پذیرش آموزه‌های وهابی، قواسم وفادار ماندند و نقش مهمی در گسترش وهابیسم در سراسر منطقهٔ خلیج ایفا کردند. پشتیبانی وهابی‌ها از قواسم به‌ویژه پس از آنکه عبدالله بن سعود در مه ۱۸۱۴ امیر وهابی جدید شد، تجدید گردید.[۱۹]

روابط با عمانی‌ها

[ویرایش]

فروپاشی دولت یعاربه در عمان فرصت را برای قواسم فراهم ساخت تا موجودیت مستقل خود را با مرکزیت جلفار (رأس‌الخیمه) بنا نهند. نخستین رهبر سرشناس قواسم که منابع از او یاد می‌کنند رحمه بن مطر القاسمی (حکومت ۱۷۲۲–۱۷۶۰) است که نیرومندترین رئیس قبیله در خلیج توصیف شده و توانست نفوذ خود را بر شبه‌جزیرهٔ مسندم گسترش دهد.[۲۰]

پس از مرگ رحمه در ۱۷۶۰، برادرش راشد بن مطر القاسمی (۱۷۶۰–۱۷۷۷) جانشین او شد. در زمان او نیز روابط با عمان منفی باقی ماند. در سال ۱۷۶۲ احمد بن سعید البوسعیدی، امام عمان، نیروی چهار کشتی بزرگ را برای محاصرهٔ بنادر قواسم فرستاد و توانست بنادر اصلی قواسم را ـ به‌جز رأس‌الخیمه ـ زیر فشار قرار دهد. در پاسخ، شیخ راشد در ۱۷۶۳ لشکری به فرماندهی پسرش صقر فرستاد که پایتخت عمانی رستاق را تهدید کرد. سرانجام امام عمان در ۱۷۶۵ استقلال رأس‌الخیمه و توابع آن را پذیرفت و بدین‌ترتیب نفوذ قواسم از خورفکان تا شبه‌جزیرهٔ مسندم و از شارجه تا مسندم در ساحل خلیج فارس استوار شد.[۲۰]

قواسم در بندر لنگه

[ویرایش]

قواسم افزون بر ساحل عربی، بر بندر لنگه در ساحل ایرانی خلیج فارس نیز حکومت می‌کردند.[۲۱] این شهر در اواخر قرن هجدهم میلادی زیر نفوذ قاسمی‌ها قرار گرفت، به‌گونه‌ای که حاکمان زند در سال ۱۷۷۹ میلادی یک سردار قاسمی را رسماً به‌عنوان فرمانده (فرمانروای محلی) بندر لنگه به رسمیت شناختند.[۲۲] بندر لنگه در دوران حکومت قاسمی‌ها به یکی از مهم‌ترین مراکز توزیع و تجارت مروارید در سراسر سواحل عربی تبدیل شد و با بحرین به‌عنوان مرکز اصلی تجارت مروارید در خلیج فارس رقابت می‌کرد.[۲۳] در سال ۱۸۸۷ میلادی، دولت تهران در راستای سیاست بازپس‌گیری سواحل خلیج فارس، قاسمی‌ها را از بندر لنگه اخراج کرد و حاکمیت خود را بر این بندر مجدداً برقرار ساخت.[۲۴] شایان ذکر است که بندر لنگه همواره از نظر حقوقی بخشی از قلمرو ایران به‌شمار می‌رفت و قاسمی‌ها تنها حاکمیت خودمختار محلی بر آن داشتند، نه مالکیت حاکمانه؛ از این‌رو رویداد ۱۸۸۷ را دقیق‌تر می‌توان «بازپس‌گیری» یا «اخراج» دانست تا «الحاق» به معنای واقعی کلمه.[۲۵] قاسمی‌ها پس از این رویداد به سواحل جنوبی خلیج فارس، یعنی شارجه و رأس‌الخیمه، عقب‌نشینی کردند و بسیاری از بازرگانان بستکی که در دوران قاسمی‌ها در بندر لنگه پررونق بودند، آنان را به سواحل عربی دنبال کردند.[۲۶]

فهرست حاکمان خاندان القاسمی

[ویرایش]

حاکمان پیش از تقسیم

[ویرایش]
  1. شیخ رحمه بن مطر القاسمی (۱۷۲۲–۱۷۴۷)[۲۷]
  2. شیخ راشد بن مطر القاسمی (۱۷۴۷–۱۷۷۷)[۲۷]
  3. شیخ صقر بن راشد القاسمی (۱۷۷۷–۱۸۰۳)[۲۷]
  4. شیخ سلطان بن صقر القاسمی (۱۸۰۳–۱۸۰۸)[۲۷]
  5. شیخ حسن بن رحمه القاسمی (۱۸۱۴–۱۸۲۰)[۲۷]
  6. شیخ سلطان بن صقر القاسمی (۱۸۲۰–۱۸۶۶)[۲۷]
  7. شیخ خالد بن سلطان القاسمی (۱۸۶۶–۱۸۶۷)[۲۷]

فهرست حاکمان رأس‌الخیمه

[ویرایش]
  1. شیخ ابراهیم بن سلطان القاسمی (۱۸۶۶–مه ۱۸۶۷)[۲۷]
  2. شیخ خالد بن سلطان القاسمی (مه ۱۸۶۷–۱۴ آوریل ۱۸۶۸)[۲۷]
  3. شیخ سلیم بن سلطان القاسمی (۱۴ آوریل ۱۸۶۸–۱۸۶۹)[۲۷]
  4. شیخ حمید بن عبدالله القاسمی (۱۸۶۹–اوت ۱۹۰۰)[۲۷]
  5. شیخ خالد بن احمد القاسمی (۱۹۱۴–۱۹۲۱)[۲۷]
  6. شیخ سلطان بن سلیم القاسمی (۱۹ ژوئیه ۱۹۲۱–فوریه ۱۹۴۸)[۲۷]
  7. شیخ صقر بن محمد القاسمی (فوریه ۱۹۴۸–۲۷ اکتبر ۲۰۱۰)[۲۸]
  8. شیخ سعود بن صقر القاسمی (۲۷ اکتبر ۲۰۱۰–کنون)[۲۸]

فهرست حاکمان شارجه

[ویرایش]

  1. شیخ سلطان بن صقر القاسمی (۱۸۰۳–۱۸۶۶)[۲۷]
  2. شیخ خالد بن سلطان القاسمی (۱۸۶۶–۱۴ آوریل ۱۸۶۸)[۲۷]
  3. شیخ سلیم بن سلطان القاسمی (۱۴ آوریل ۱۸۶۸–مارس ۱۸۸۳)[۲۷]
  4. شیخ ابراهیم بن سلطان القاسمی (۱۸۶۹–۱۸۷۱)[۲۷]
  5. شیخ صقر بن خالد القاسمی (مارس ۱۸۸۳–۱۹۱۴)[۲۷]
  6. شیخ خالد بن احمد القاسمی (۱۳ آوریل ۱۹۱۴–۲۱ نوامبر ۱۹۲۴)[۲۷]
  7. شیخ سلطان بن صقر القاسمی دوم (۲۱ نوامبر ۱۹۲۴–۱۹۵۱)[۲۷]
  8. شیخ صقر بن سلطان القاسمی (مه ۱۹۵۱–۲۴ ژوئن ۱۹۶۵) — نوبت نخست[۲۷]
  9. شیخ خالد بن محمد القاسمی (۲۴ ژوئن ۱۹۶۵–۲۴ ژانویه ۱۹۷۲)[۲۷]
  10. شیخ صقر بن سلطان القاسمی (۲۵ ژانویه ۱۹۷۲–۱۹۷۲) — نوبت دوم[۲۷]
  11. شیخ سلطان بن محمد القاسمی (۱۹۷۲–۱۷ ژوئن ۱۹۸۷) — نوبت نخست[۲۷]
  12. شیخ عبدالعزیز بن محمد القاسمی (۱۷–۲۳ ژوئن ۱۹۸۷) — کودتا[۲۷]
  13. شیخ سلطان بن محمد القاسمی (۲۳ ژوئن ۱۹۸۷–کنون) — نوبت دوم پس از بازگشت به قدرت[۲۷]

درخت خاندانی

[ویرایش]
رحمه بن مطر القاسمیراشد بن مطر القاسمی
حسن بن رحمه القاسمیصقر بن راشد القاسمی
سلطان بن صقر القاسمی
احمد بن سلطان القاسمیابراهیم بن سلطان القاسمیعبدالله بن سلطان القاسمیخالد بن سلطان القاسمیسلیم بن سلطان القاسمی
خالد بن احمد القاسمیحمید بن عبدالله القاسمیصقر بن خالد القاسمیمحمد بن سلیم القاسمیسلطان بن سلیم القاسمی
سلطان بن صقر القاسمی دوممحمد بن صقر القاسمیصقر بن محمد القاسمیفیصل بن سلطان القاسمیفهم بن سلطان القاسمی
صقر بن سلطان القاسمیخالد بن محمد القاسمیعبدالعزیز بن محمد القاسمیسلطان بن محمد القاسمیسعود بن صقر القاسمیمحمد بن فیصل القاسمی

حاکمان کنونی القاسمی

[ویرایش]

پرچم‌های تاریخی

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. Potter, L. (2009-01-05). The Persian Gulf in History (به انگلیسی). Springer. p. 132. ISBN 978-0-230-61845-9.
  2. Potter, Lawrence G. (2017). "Society in the Persian Gulf: Before and After Oil". Georgetown University Repository. Retrieved 2026-03-31.
  3. Limbert, John W. (2016). "Iranian and Arab in the Gulf: Endangered Language, Windtowers, and Fish Sauce". University of Durham, Institute for Middle Eastern and Islamic Studies. Retrieved 2026-03-31.
  4. Buderi، Charles L. O. (۲۰۱۸). The Iran-UAE Gulf Islands Dispute. Brill Nijhoff. ص. ۱۹–۶۹. شابک ۹۷۸-۹۰-۰۴-۲۳۶۱۹-۶.
  5. Lorimer، John (۱۹۱۵). Gazetteer of the Persian Gulf Vol II. British Government, Bombay. ص. ۱۵۴۷.
  6. 1 2 Kamrava، Mehran (۲۰۲۰). Routledge Handbook of Persian Gulf Politics. Routledge. ص. ۲۱. شابک ۹۷۸-۰-۳۶۷-۱۹۳۷۳-۷.
  7. 1 2 Peterson، J. E. (۲۰۱۶). The Emergence of the Gulf States: Studies in Modern History. Bloomsbury Academic. ص. ۵۶, ۱۶۹. شابک ۹۷۸-۱-۴۴۱۱-۳۱۶۰-۷.
  8. Peterson، J. E. (۲۰۱۶). The Emergence of the Gulf States: Studies in Modern History. Bloomsbury Academic. ص. ۲۴۸. شابک ۹۷۸-۱-۴۴۱۱-۳۱۶۰-۷.
  9. Peterson، J. E. (۲۰۱۶). The Emergence of the Gulf States: Studies in Modern History. Bloomsbury Academic. ص. ۳۳, ۱۰۳, ۱۶۹. شابک ۹۷۸-۱-۴۴۱۱-۳۱۶۰-۷.
  10. Peterson، J. E. (۲۰۱۶). The Emergence of the Gulf States: Studies in Modern History. Bloomsbury Academic. ص. ۳۴. شابک ۹۷۸-۱-۴۴۱۱-۳۱۶۰-۷.
  11. «Gazetteer of the Persian Gulf. Vol I. Historical. Part IA & IB. J G Lorimer. 1915». qdl.qa. دریافت‌شده در ۲۰۱۴-۰۱-۱۳.
  12. «Al-Qawāsim - Arabian dynasty». Britannica.com. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۱۲-۰۵.
  13. 1 2 al-Qāsimī، Sulṭān ibn Muḥammad (۱۹۸۶). The myth of Arab piracy in the Gulf. Croom Helm. شابک ۰۷۰۹۹۲۱۰۶۳.
  14. Lorimer، John (۱۹۱۵). Gazetteer of the Persian Gulf. Government of Bombay. ص. ۶۵۹–۶۶۰.
  15. Lorimer، John (۱۹۱۵). Gazetteer of the Persian Gulf. British Government, Bombay. ص. ۶۷۳–۶۷۴.
  16. Davies، Charles E. (۱۹۹۷). The Blood-red Arab Flag: An Investigation Into Qasimi Piracy, 1797–1820. University of Exeter Press. ص. ۱۶۷. شابک ۹۷۸۰۸۵۹۸۹۵۰۹۵.
  17. Richard Pankhurst (۱۹۶۵). «The Trade of the Gulf of Aden Ports of Africa in the Early Nineteenth and Early Twentieth Centuries». Journal of Ethiopian Studies. ۳ (۱): ۳۶–۸۱.
  18. Al Qasimi، Sultan bin Muhammad (۱۹۹۶). رسالة زعماء الصومال إلی الشیخ سلطان بن صقر القاسمی. ص. ۱۷.
  19. Kelly، John Barrett (۱۹۶۸). Britain and the Persian Gulf. 1795-1880. Oxford, The Clarendon Press. ص. ۱۲۳–۱۲۴. شابک ۰۱۹۸۲۱۳۶۰۳.
  20. 1 2 السعدون، خالد (۲۰۱۲). مختصر التاریخ السیاسی للخلیج العربی منذ أقدم حضاراته حتی سنة ۱۹۷۱. جداول للنشر والتوزیع، بیروت.
  21. Potter, Lawrence G. (2009). The Persian Gulf in History. New York: Palgrave Macmillan. ISBN 978-1-4039-7245-3.
  22. Limbert, John W. (2016). "Iranian and Arab in the Gulf: Endangered Language, Windtowers, and Fish Sauce". University of Durham, Institute for Middle Eastern and Islamic Studies. Retrieved 2026-03-31.
  23. Floor, Willem (2010). The Persian Gulf: The Rise and Fall of Bandar-e Lengeh, The Distribution Center for the Arabian Coast, 1750–1930. Washington D.C.: Mage Publishers. ISBN 978-1-933823-39-3.
  24. Potter, Lawrence G. (2017). "Society in the Persian Gulf: Before and After Oil". Georgetown University Repository. Retrieved 2026-03-31.
  25. Limbert, John W. (2016). "Iranian and Arab in the Gulf: Endangered Language, Windtowers, and Fish Sauce". University of Durham, Institute for Middle Eastern and Islamic Studies. Retrieved 2026-03-31.
  26. Limbert, John W. (2016). "Iranian and Arab in the Gulf: Endangered Language, Windtowers, and Fish Sauce". University of Durham, Institute for Middle Eastern and Islamic Studies. Retrieved 2026-03-31.
  27. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 Williamson، David (۱۹۸۰). Burke's Royal Families of the World: Volume II Africa & the Middle East. Burke's Peerage Ltd. ص. ۱۱۵–۱۱۶. شابک ۹۷۸-۰-۸۵۰۱۱-۰۲۹-۶.
  28. 1 2 3 «Ruler of Ras Al Khaimah dies». Arabian Business. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۳-۳۱.