ابوالمفاخر رازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ابوالمفاخر رازی شاعر پارسی گوی دورهٔ سلجوقی و هم دورهٔ محمد بن ملک شاه و پسرش مسعود می‌باشد. اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست. او در نیمهٔ اول سدهٔ ششم قمری در ری می زیسته است. دولت شاه سمرقندی او را اندیشمندی کامل و ادیبی فاضل شمرده است. و از او با عنوان استاد الشعرا یاد کرده است.[۱]

قصاید[ویرایش]

او در مدح امام علی موسی الرضا چند قصیدهٔ مصنوع دارد.[۱]

ملا حسین واعظ کاشفی این اشعار را از او در کتاب روضه الشهدا نقل کرده است:[۲]

شاه و برادر منست اختر آسمان دینمهتر و بهتر زمان قبله و قدوه زمین‏
لاله روضه صفا گلبن باغ اصطفاچشم و چراغ مصطفی میر و امام راستین‏
گوهر کان اجتبا مهر سپهر اهتدیطره نشان طا و ه چهره‌گشای یا و سین
من نه برادر ویم خادم و چاکر ویمپیش دو دیده شما خارجیان تیره دین‏
در گذر مخاصمت صاعقه اجل کمانبر فلک مقاومت مشتری زحل کمین‏
تحفه جان و دل به کف آمده به درگهشدیده و رخ بر آستان تیغ و کفن در آستین‏
*

قصیدهٔ بال مرصع از قصاید معروف اوست:

بال مرصع بسوخت مرغ ملمع بدن‏اشک زلیخا بریخت یوسف گل پیرهن‏
صفحهٔ صندوق چرخ کرد نگونسار بازکرد برون مار صبح مهرهٔ مهر از دهن‏
صبح برآمد ز کوه دامن اطلس کشان‏چون نفس جبرئیل از گلوی اهرمن‏
شعلهٔ خاور گرفت از سر کبریت دوددوده فرو شست پاک تیغ شعاع از مسن‏
دوش دگر باره داشت گنبد نیلوفریدر بن طاس دو مرد بر سر نعش سه زن‏
کوههٔ دستان ثور سوخته در مجمره‏ران فریب حمل دوخته برباب زن‏
تایزک باد صبح دست بیغما نبردچاک نزد پرنیان بر تن نازک پرن‏
چون تف آتش فتاد از کف مغرب در آب‏زلف بنفشه به دست از گلوی یاسمن‏
چرخ چو پروانه بود قطب چو شمع از قیاسجرم زحل چون دخان دور قمر چون لگن‏
صولت بهرام رام مهر شهی در نگین‏دولت کیوان پیر دلو تهی بر رسن‏
ناخنک جوشنی بر تن بهرام شباز شفق برهمان از افق برهمن‏
دایرهٔ اژدها بر تن گردون کمندنایرهٔ فرقدان در چه هامون شطن‏
قاضی شب را صواب از فرجی حله بافمنشی غم را دبیر شطوی خامه زن‏
خامهٔ تیر از کمان بهر نظام زمان‏بر کمر تو امان بافته در عدن‏
دفتر اوج ارغوان آمده در ارغنون‏از لب چون ناردان تافته بر نارون
*

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ http://lib.eshia.ir/23022/6/2565
  2. روضه الشهدا، ذکر شهادت عبدالله بن حسن علیهما السلام با سه تن از غلامان