ابوالفضل محمد بن حسن سرخسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شیخ ابوالفضل محمد بن حسن سرخسی، معروف به ابوالفضل و نامش در اصل محمد بن حسین می‌باشد از مشایخ، مفسران، محدثان و صوفیان قرن چهارم هجری قمری است. وی از مریدان و پیروان شیخ ابونصر سراج و استاد ابوسعید ابوالخیر می‌باشد.

در کتاب پیران خراسان نام وی پیر ابوالفضل حسن خراسانی ذکر شده است.

مقبره شیخ ابوالفضل در شهرستان سرخس روستای سنگر واقع شده است. ابوسعید ابوالخیر در وصف او گفته است:

معدن شادی است این و منبع جود و کرمقبله ما روی یار و قبله هرکس حرم

سخنانی از وی:

  • در اسرار التوحید آمده: گفت: گذشته گذشت و آینده معلوم نیست و آنچه در زمان حاضر (وقت) است اعتبار دارد و این صفت عبودیت است. پس گفت: حقیقت عبودیت دو چیز است: حسن افتخار به خدای تعالی و این اصل عبودیت است و حسن اقتدا کردن به رسول خدا و آن چیزی است که برای نفس در آن بهره و آسایش نیست. (پیران خراسان، جلد ششم، ص ۱۳۹)
  • در تذکرة الاولیا و اسرار التوحید آمده: او را گفتند دعایی کن از برای این سلطان یعنی محمود تا مگر به شود که ستم ها می رود. ساعتی اندیشه کرد، آنگاه گفت: بس خُردم می آید این گفتار، یعنی او را در میان می بینید و از ماضی یاد می کنید و مستقبل را یاد می کنید؟ وقت را باشید.(پیران خراسان، جلد ششم، ص ۱۳۶)

رباعی زیر را به وی نسبت می دهند (جامی آنرا به رشید وطواط نسبت داده است):(پیران خراسان، جلد ششم، ص ۱۴۰)

چشمی دارم همه پر از صورت دوستبا چشم مرا خوشست تا دوست دروست
از دیده و دوست فرق کردن نه نکوستیا دوست به جای دیده یا دیده هم اوست

پیر ابوالفضل در اواخر قرن چهارم و به قولی به سال ۴۱۳ هجری قمری وفات یافت. مؤلف ریحانة الادب وفات او را ۴۰۰ هجری نگاشته است. حمد الله مستوفی سن او را هشتاد و نه سال و چهار ماه نوشته است. (پیران خراسان، جلد ششم، ص ۱۴۱)

منابع[ویرایش]

  • حقیقت، عبدالرفیع، تاریخ نهضت‌های فکری ایرانیان: از آغاز قرن چهارم تا پایان قرن ششم هجری (از ظهور رودکی تا شهادت سهروردی)، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، بخش دوم، چاپ اول، آذر ۱۳۵۷ خورشیدی.
  • جغرافیای شهرستان سرخس – سیروس محمدنیا قرائی – ناشر انتشارات سخن گستر مشهد – چاپ ۱۳۸۵
  • خراسان بزرگ-دکتراحمد رنجبر-موسسه انتشارات امیرکبیر-چاپ۱۳۶۳
  • پیران خراسان، دوره ۶ جلدی، - دکتر جواد نوربخش - انتشارات یلدا قلم، تهران ۱۳۸۲