پرش به محتوا

آنگاه همگی را به مرگ محکوم کردم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
آنگاه همگی را به مرگ محکوم کردم
کارگردانسرجیو نیکلائسکو
نویسندهتیتوس پوپوویچی
بازیگرانآمزا پلئا
یون بسویو
یوانا بولکا
یوریه داریه
گئورگه دینیکا
سرجیو نیکلائسکو
کریستیان شوفرون
کلارا سبوک
اشتفان میهایلسکو-بریلا
ارنست مافتی
اُکتاویان کوتسکو
موسیقیتیبریو اولا
فیلم‌بردارآلکساندرو داوید
تاریخ‌های انتشار
  • ۱۹۷۲ (۱۹۷۲)
مدت زمان
۱۰۳ دقیقه
کشوررومانی
زبانرومانیایی

آنگاه همگی را به مرگ محکوم کردم (رومانیایی: Atunci i-am condamnat pe toţi la moarte) یک فیلم درام تاریخی رومانیایی به کارگردانی سرجیو نیکلائسکو است که در سال ۱۹۷۲ به نمایش درآمد.[۱]

چکیده داستان

[ویرایش]

داستان درباره‌ی پسربچه‌ای است که پس از کشته شدن برادر بزرگ‌ترش ــ یک چریک در زمان جنگ جهانی دوم که به دست سازمان امنیت «سیگورانسا» کشته می‌شود ــ توسط خواهر بزرگ‌ترش، مارگارِتا، و شوهر او، پدر یوهان، به فرزندی پذیرفته می‌شود. یوهان کشیش روستاست و با آن‌که مردی مهربان و باهوش است، از ناتوانی پسر در ابراز محبت به او، دلخور و مأیوس است. این پسر که نسبت به دختران هم‌سن‌وسالش نیز بی‌تفاوت است، ترجیح می‌دهد وقتش را با تودور، ملقب به «ایپو» که به «احمق دهکده» معروف است، بگذراند. آن دو با هم ماهی‌گیری می‌کنند و در ویرانه‌های روستایی مجاور که به خاطر تخلفی جزئی از فرمان اشغال‌گران آلمانی نابود شده، انقلاب فرانسه را بازسازی می‌کنند.

روزی پسر شاهد تمرین سواری یک افسر سواره‌نظام آلمانی میان کپه‌های یونجه است. مدتی بعد اسب بدون سوار از آن‌جا می‌گذرد و پسر جسد افسر را کنار جاده پیدا می‌کند. او ماجرا را گزارش می‌دهد، اما پیش از آن، پنهانی تپانچه‌ی مرد را می‌دزدد. در مراسم خاکسپاری، فرمانده آلمانی با بی‌اعتنایی به روستا اعلام می‌کند که اگر تا صبح روز بعد قاتل خود را معرفی نکند، رهبران جامعه ــ از جمله یوهان و همسرش، شهردار، پزشک شهر و دفتردار ــ اعدام خواهند شد.

آن شب، یوهان ضیافتی مجلل ترتیب می‌دهد. تودور، که همیشه هدف تمسخر و تحقیر بوده، نه‌تنها برای اولین‌بار دعوت می‌شود، بلکه میهمان افتخاری مجلس هم هست. پزشک، معاینه‌ای کوتاه و مشکوک روی او انجام می‌دهد و به او می‌گوید سبک زندگی ناسالمش کار دستش داده است. خیلی زود معلوم می‌شود ماجرا از چه قرار است: رهبران جامعه می‌خواهند تودور دروغ بگوید و قتل را گردن بگیرد تا جان آن‌ها نجات پیدا کند.

پس از کشمکش‌های درونی، تودور سرانجام در برابر التماس‌های احساسی آنان تسلیم می‌شود، اما کم‌کم درمی‌یابد که برای مدت کوتاهی صاحب قدرت و اهمیتی بی‌سابقه شده است. از یوهان می‌خواهد مراسم خاکسپاری نمادینی برایش برگزار کند تا ببیند «شهادتش» چه شکلی خواهد بود و در آخرین لحظات، تقاضای پول و زمین برای اعضای بیمار، ناتوان و سالخورده‌ی خانواده‌اش می‌کند.

اما سحرگاه، نیروهای آلمانی به‌طور غیرمنتظره‌ای از روستا عقب‌نشینی می‌کنند و همه نجات می‌یابند. تودور زانو می‌زند و اشک می‌ریزد ــ با این ابهام که آیا از زنده ماندن خوشحال است یا برای از دست رفتن فرصت قهرمان شدن، سوگواری می‌کند. یوهان و دیگر روشنفکران محلی بی‌درنگ به همان نگاه تحقیرآمیز سابقشان بازمی‌گردند. پسر، در حالی‌که ریاکاری آنان را تماشا می‌کند، در ذهن خود حکم مرگ همه‌شان را صادر می‌کند. تپانچه‌ی افسر را بیرون می‌کشد و صدای شلیک تنها یک گلوله شنیده می‌شود، اما فیلم به‌طور مبهم نشان می‌دهد که آیا کسی کشته شده یا نه.

بازیگران

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. "Atunci i-am condamnat pe toți la moarte". port.ro. Retrieved 2012-04-01.

پیوند به بیرون

[ویرایش]