آنکه گفت آری و آنکه گفت نه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

آنکه گفت آری و آنکه گفت نه نام یکی از نمایشنامه‌های آموزشی نمایشنامه نویس آلمانی برتولت برشت است . این نمایشنامه اثریست که به انتقاد از سنتهای غلط پیشینیان ( از دریچه دید نویسنده ) می‌پردازد . این نمایشنامه آموزشی توسط مصطفی رحیمی مترجم فقید ایرانی به فارسی ترجمه شد . [۱] [۲]

خلاصه داستان[ویرایش]

یک روستایی دچار یک بیماری واگیر شده‌است . معلم روستا به همراه عده ای برای پیدا کردن درمان راهی سفر می‌شوند . در این میان یکی از شاگردان اصرار دارد که در این سفر این تیم را همراهی کند . در نهایت آموزگار و همراهانش قبول می‌کنند که او را همراه خود ببرند . شاگرد در میانه‌های راه خسته می‌شود و به همسفران اعلام می‌کند که دیگر قادر به ادامه این راه نیست . قوانین کهن در آن سرزمین حکم می‌کند که فرد نا توان و بریده از سفر را به حال خود رها کرده و به راه خود ادامه دهند . این قانون اجازه نمی‌دهد که یک جمع مصلحت خود را فدای یک فرد کنند . [۳] [۴]

آنکه گفت آری[ویرایش]

در بخش اول نمایشنامه شاگرد با رجوع به قوانین کهن، با رضایت کامل قبول می‌کند که آموزگار و همراهانش او را رها کنند و به سفر خود ادامه دهند . همسفران نیز پیرو سنتهای پیشین او را رها کرده و برای یافتن دارو به راه خود ادامه می‌دهند .

آنکه گفت نه[ویرایش]

در بخش دوم نمایشنامه اما داستان متفاوت است . شاگرد در میانه‌های راه به همراهان اعلام می‌کند که قادر به ادامه راه نیست . همراهان به او اعلام می‌کنند که باید به سنتها رجوع کرد و طبق قوانین کهن باید تیم به راهش ادامه دهد و او را رها کند . شاگرد به همراهان اعتراض می‌کند و به قوانین کهن نه می‌گوید و از این رو به مقابله با سنتهای پیشین و قوانین کهن بر می‌آید .

منابع[ویرایش]