کتابخوان
این مقاله در مورد کتاب است. برای فیلمی به همین نام، کتابخوان (فیلم) را ببینید.
| کتابخوان Der Vorleser |
|
|---|---|
تصویر روی جلد کتابخوان |
|
| نویسنده | برنهارد شلینک |
| تاریخ نشر | ۱۹۹۵ |
| سبک | رمان |
| زبان | آلمانی |
| کتابشناسی برنهارد شلینک | |
کتابخوان (به آلمانی: Der Vorleser) رمانی اثر برنهارد شلینک نویسنده و قاضی آلمانی است. این رمان در سال ۱۹۹۵ در آلمان و پس از ترجمه به انگلیسی در سال ۱۹۹۷ در آمریکا منتشر شد. کتابخوان با محتوای جنایی به موضوع عشق و هولوکاست میپردازد. این رمان در آلمان و آمریکا فروش بسیار بالایی داشته و برنده جایزههای متعددی نیز شدهاست.
از این رمان در برنامهٔ درسی دانشگاهها و مدارس و در کلاسهای ادبیات آلمانی و ادبیات هولوکاست استفاده میشود. کتابخوان خستین و تنها کتاب آلمانی است که موفق به کسب جایگاه نخست جدول پرفروشترین کتابها در فهرست روزنامه نیویورک تایمز شدهاست. در سال ۲۰۰۸ فیلمی با همین نام با اقتباس از این رمان توسط استفن دالدری ساخته شد که بسیار مورد توجه قرار گرفت.[۱]
این رمان به زبان فارسی با نام برایم کتاب بخوان توسط بهمندخت اویسی ترجمه و انتشارات فرزان روز آن را منتشر کرده است.[۲]
این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید و همچنین لیست روزنامه گاردین ( ۱۰۰۰ رمان که هر شخص باید بخواند) قرار دارد.
داستان [ویرایش]
داستان رمان در سه بخش که هر یک مربوط به یک دوره زمانی است، روایت میشود. بخش نخست که در سال ۱۹۵۸ روی میدهد، روایتگر رابطه عاشقانه میشائیل پسری ۱۵ ساله با زنی به نام هانا است که بیست سال از او بزرگتر است و در تراموا کار میکند. در رابطه این دو به تدریج رسمی ثابت شکل میگیرد، هر بار هنگام دیدار و پیش از ارتباط جنسی، میشائیل به خواست هانا که بیسواد است، برای او با صدای بلند کتاب میخواند.
در بخش دوم، پس از هشت سال، پسر که در رشته حقوق درس میخواند هانا را در دادگاه جنایتکاران جنگی نازی در جایگاه متهمان میبیند.[۳][۱] هانا که در این دادگاه به عنوان یکی از متهمان اصلی قتل ۳۰۰ زن یهودی در اردوگاه آشویتس در حال محاکمه است، سرانجام محکوم به حبس ابد میشود.
در بخش سوم، با گذشت سالها و در حالی که میشائیل با داشتن یک دختر از همسرش جدا شدهاست، تصمیم به برقراری رابطهای دیگرگون با هانا میگیرد. او نوارهایی را که در آنها کتابخوانیهایش را ضبط کرده برای هانا در زندان میفرستد. از آن سو، هانا با روشی ابتدایی، با انطباق کتابهایی که از کتبخانه زندان قرض گرفته با صدای میشائیل، سواد میآموزد و به تدریج موفق به نگاشتن پاسخ نامهها میشود. سرانجام در سال ۱۹۸۴ میشائیل با آگاهی از زمان آزادی هانا، برای او کار و محل سکونت مییابد، اما مسئولان زندان او را در روز آزادیاش به طور حلقآویز در اتاقش مییابند. در پایان داستان میشائیل با در دست داشتن یک قوطی چای حاوی پول و یاگارهای هانا و به منظور اجرای وصیتنامه او، به ملاقات زنی که از بازماندگان واقعه آشویتس است به نیویورک میرود...
منابع [ویرایش]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ «کتابخوان، درامی عاشقانه» (فارسی). دویچه وله فارسی، ۶ ژوئیه ۲۰۰۹. بازبینیشده در ۱۰ آذر ۱۳۸۸.
- ↑ «اعلام برنامه کامل جشنواره سینمایی برلین» (فارسی). بیبیسی فارسی، ۲۹ ژانويه ۲۰۰۹. بازبینیشده در ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹.
- ↑ «اسکار برایم اهمیت چندانی ندارد» (فارسی). همشهری آنلاین. بازبینیشده در ۱۱ آذر ۱۳۸۸.