فشم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فشم
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان تهران
شهرستان شمیرانات
بخش رودبارقصران
نام(های) دیگر ، پشم، پشن، قصران(کوهسران)
سال شهرشدن ۱۳۳۴[۱]
مردم
جغرافیای طبیعی
مساحت ۶۰ کیلومتر مربع[۴]
ارتفاع از سطح دریا ۱۹۱۷ متر
اطلاعات شهری
وبگاه شهرداری اوشان،فشم،میگون

فَشَم یا شهر اوشان-فشم-میگون یا همان شهر قصران(معرب کوهسران) از شهرهای استان تهران در ایران است. این شهر در بخش رودبارقصران شهرستان شمیرانات قرار دارد و در گفتار عامیانه بیشتر با نام اوشون-فشم مشهور است. شهرستان شمیران که مشتمل از چهار شهر تجریش، لواسان ، شمشک و فشم است منطقه یک تهران را تشکیل می‌دهد.

اوشان-فشم-میگون (قصران) باغ شهری در ۲۵ کیلومتری شمال شرقی شهر تهران با مرکزیت فشم و در مسیر جاده لشگرک قرار گرفته. اوشان، فشم، میگون دارای باغ‌های میوه بسیار هستند و هوای آن در بهار و تابستان معتدل است. عموما شهر کوهپایه ای و سردسیری است. لذا در اطراف آن سه پیست اسکی قرار دارد. روستاهای ایگل، آهار و شکراب در مسیر اوشان و همچنین روستاهای امامه در مسیر فشم و پس از آن در مسیر راست از دوراهی فشم روستاهای روته، زایگان (زاگون)، لالان (لالونآبنیک (اونک)، گرمابدر، جانستون و در مسیر چپ از دوراهی فشم روستاهای میگون،دربندسر (نگین زیبای قصران)، شمشک از مناطق تفریحی‌اند.[۵]

روستاهای ایگل، باغگل آهار و شکرآب در مسیر بعد از اوشان و همچنین روستاهای امامه در مسیر دو راهی امامه(نرسیده به فشم) ودر مسیر سمت راست میدان فشم روستای روته و بعد به روستای زایگان (زاگون)می رسیم جانستون، لازم به ذکر است در دوراهی زایگان سمت چپ به سمت روستا لالان (لالون)و مستقیم روستا آبنیک (اونک)، گرمابدر و دشت لار و در مسیر چپ از دوراهی فشم شهر میگون و روستاهای جیررود، دورود، دربندسر ، شمشک از مناطق تفریحی‌اند فشم دارای آب هوای خوبی است.

عکس هایی از میگون

زبان گفتاری[ویرایش]

زبان گفتاری مردم فشم و اوشان شاخه ای از زبان فارسی پهلوی است که برخی به آن دیلمی می گویند و شبا هت هایی به زبان تاتی دارد و زبان گفتاری مردم میگون تبری(مازندرانی) است.مردمان میگون و مناطق اطراف آن مانند شمشک، لالان، گرمابدر و غیره و همچنین روستای امامه زبان تبری را به لهجه نوری تکلم می کنند. و روستاهایی مثل آهار، ایگل، حاجی آباد، رودک، امین آباد و غیره نیز به مانند فشم و اوشان به زبان دیلمی سخن می گویند. با این حال زبان فارسی با لهجه پایتخت نیز در بین مردمان قصران مخصوصا نسل جدید رایج است.

برخی واژگان مرسوم در اوشان فشم و آهار[ویرایش]

  • آب : او یا اوی
  • مادر : مار
  • پدر: پیر piyar
  • خواهر: خوآر
  • برادر: برار
  • بلند شو : پا با
  • بشین : بنیش banish به فتح ب
  • بخواب : دخوس
  • خوابیدن: ختن
  • فردا: صبا
  • کفش: ارسی، پا بزار، چمشک
  • گربه: بامشی
  • کلاغ زاغی: کشگرک
  • بیرون: دروا
  • بخور: بخور ba-khor

رسم ها[ویرایش]

  • مراسم عروسی:

معمولا در تالار ها و با سرو شیرینی و شام صورت می پذیرد. یک یا دوشب پیش از مراسم عروسی مراسم حنا بندان برگزار می گردد که معمولا با ساز و آواز همراه بوده و شرکت در آن برای عموم آزاد است و همراه با رقص و پایکو بی است. در این مراسم از میهمانان با سبزی پلو یا لوبیا پلو پذیرایی می گردد. یکی از رسوم حسنه در رود بار قصران این است که میهمانانی که از طرف خانواده ی داماد دعوت می شوند قبل از خوردن شام مبلغی پول تحت عنوان هدیه به پدر داماد تقدیم نمایند که به آن در اصطلاح سوالی می گویند. این مبالغ اهدایی از طرف پدر داماد در دفتری ثبت می شود تا در مراسم عروسی دیگران معادل به روز آن تقدیم خانواده ی داماد گردد. در برخی مناطق هم مرسوم است که مبلغ پرداختی هر خانواده با صدای بلند اعلام می گردد. فایده این کار این است که بیشتر مخارج شب عروسی و تالار توسط میهمانان پرداخت شده و به این ترتیب با کمک به یک دیگر می کوشند امر ازدواج را آسان نمایند.

در رودبار قصران و فشم عزاداری سید و سالار شهیدان بسیار پرشور برگزار می گردد. هر قریه دارای تکیه مخصوص به خود است که همه ساکنین در آن گرد هم آمده و با خواندن اشعار مذهبی شروع به عزاداری و سینه زنی می نمایند و دسته های زنجیر زنی به راه می اندازند. مراسم در شب و روز عاشورا و تاسو عا به اوج خود می رسد. همچنین مرسوم است که در تکایا برای امام حسین(ع) خرج بدهند. در برخی قرا نهار، در برخی شام و در برخی دیگر هم هردو با هم. چون بافت ساکنین طایفه ای می باشد هر طایفه در روز مخصوص به خود و برابر نوبت بندی اقدام به خرج دادن می نماید. در برخی قرا نیز مراسم تعزیه خانی برگزار می گردد. در شهر میگون تعزیه توسط اهالی اجرا می شود. در گذشته در شهر فشم نیز این چنین بود اما در سال های اخیر تعزیه خوان هایی از نقاط دیگر کشور برای اجرای آن دعوت می گردند. در شب های آخر عزاداری مرسوم است هدایا و نذورات غیر نقدی مردم که طی عزاداری به تکایا اهدا شده اند در مراسم حراجی به فروش برسد و وجوه حاصله در باز سازی و بهسازی تکایا مصرف می گردد. این نذورات معمولا شامل جواهرات و طلا جات، پارچه و روسری جات، گوسفند، مرغ و خروس و کبوتر و ... می باشند.

  • شب نشینی:

در گذشته و حال مرسوم است فامیل و آشنایان گرد هم جمع شوند و خوش و بشی داشته باشند و به گپ و گفت بپردازند و شادی کنند و خستگی از تن بزدایند. این شب نشینی ها در شب های خاص سال پر رنگ تر بوده و معمولا در این شب ها در خانه بزرگان فامیل گرد هم می آیند. در گذشته در شب های زمستان گرد کرسی ها می نشستند و از انواع شب چره ها بهره مند می شدند. از جمله گندم برشته، برگه زرد آلو و لواشک، نخودچی کشمش. گاه گاه میوه ی به را بر روی بخاری یا آتش ذغال کرسی قرار می دادند تا پخته شود و میل می کردند. مادر بزرگ ها هم که بساط سماور نفتی خود را در اتاق پذیرایی براه می نمودند با چایی از میهمانان پذیرایی می نمودند.

  • دریافت سری:

مرسوم است جهت هزینه های مربوط به اداره شهر و روستا ها نظیر هزینه های مساجد و تکایا، حمام ها و دیگر مکانهای عمومی مبالغی محاسبه و به صورت سرانه از مردم اخذ گردد. با عنایت به بافت طایفه ای ساکنین مرسوم است بزرگ هر طایفه ای شخصی را مسئول جمع آوری سری می نماید. همچنین هر خانواده موظف است به تعداد افراد ذکور خانواده مبلغ سری را بپردازد. مسئول پرداخت سری در هر خانواده سرپرست خانواده است و به محظ اینکه فرزندان ذکور خانواده ازدواج نمایند از نظر پرداخت سری مستقل خواهند بود.

منابع[ویرایش]