نبرد نخست کیف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از نبرد کیف)
نبرد کیف
بخشی از جنگ جهانی دوم
Soviet POWs.jpg
زمان اوایل ژوئیه تا اواخر سپتامبر ۱۹۴۱
مکان منطقه کیف، اوکراین
نتیجه پیروزی قاطع ورماخت
جنگندگان
 آلمان  اتحاد جماهیر شوروی
فرماندهان
گرت فن روندشتت سمیون بودیونی
نیروها
۵۰۰٬۰۰۰ ۸۵۰٬۰۰۰ شامل ۵۵ لشکر
تلفات
۱۰۰٬۰۰۰ کشته یا زخمی ۱۶۳٬۶۰۰ کشته یا زخمی، ۶۶۵٬۰۰۰ اسیر

نبرد کیف به نبردی اطلاق می‌شود که در اثر اقدام نیروهای ورماخت در جریان عملیات بارباروسا برای به محاصره در آوردن نیروهای ارتش سرخ در حوالی شهر کیف به وقوع پیوست. طی این نبرد تعداد زیادی از یگان‌های ارتش سرخ در اطراف این شهر به محاصره درآمده و در نهایت منهدم گشتند. نبرد کیف بزرگترین محاصره نیروهای نظامی در طول تاریخ بوده‌است که طی آن ۶۶۵ هزار نیروی نظامی شوروی به اسارت نیروهای آلمانی درآمدند.

طرح عملیاتی[ویرایش]

آلمان[ویرایش]

طبق طرح عملیاتی بارباروسا، گروه ارتش جنوب به فرماندهی فیلدمارشال گرت فن روندشتت با ۴۱ لشکر و پشتیبانی هوایی ناوگان چهارم هوایی لوفت‌وافه می‌بایستی بر منطقه راهبردی اوکراین با منابع حیاتی فراوان، مسلط می‌شد. در طرح اولیه، قوای این نیرو می‌بایستی در یک حرکت گازانبری با پیشروی از شمال و جنوب با شکستن دفاع مرزی شوروی و نفوذ پر شتاب ۶۵۰ کیلومتری در عمق اراضی آن، خود را به رود دنیپر می‌رساندند و عمده نیروهای ارتش سرخ در اوکراین را در غرب این رود به محاصره درمی‌آوردند. در جناح قدرتمندتر شمالی ارتش‌های ششم و هفدهم با جلوداری گروه زرهی ۱ قرار داشتند. ارتش ششم به فرماندهی فیلدمارشال والتر فن رایشناو می‌بایست با شکستن خط دفاعی مرزی، راه را برای گروه زرهی ۱ به فرماندهی ارتشبد اوالت فن کلایست باز می‌کرد و پس از دستیابی به هدف اولیه لوتسک، به سمت کیف، پایتخت اوکراین شوروی پیش می‌رفت. ارتش یازدهم به عنوان جناح جنوبی گروه ارتش جنوب، در رومانی قرار داشت. این نیرو طبق برنامه اولیه موظف شده بود به منطقه نظامی اودسا شوروی حمله ببرد اما در نهایت به تصمیم لحظات پایانی هیتلر با حفظ همان موضع تنها مسئولیت دفاع در مقابل ضد حمله احتمالی شوروی به جانب رومانی و مخصوصاً میدان‌های نفتی این کشور را یافت. [۱] عدم مشارکت ارتش یازدهم در تهاجم، جناح شمالی گروه ارتش جنوب را وادار به یک حمله رو در رو صرفاً از یک طرف ساخته بود. بدین ترتیب، این بخش از نیروها می‌بایست خود را در عرض سه تا چهار هفته به رود دنیپر می‌رساندند و سپس با چرخش به سمت جنوب، نیروهای ارتش سرخ را بین خود و دریای سیاه به محاصره درمی‌آوردند.[۲] در این شرایط منطقه مردابی پریپیات که بخش جنوبی حوزه عملیاتی نیروهای آلمانی در جبهه شرقی را از بخش جنوبی آن جدا کرده بود، امکان دریافت کمک توسط گروه ارتش جنوب از سایر یگان‌های آلمانی تا پس از ناحیه کیف را از بین برده بود.[۳]

شوروی[ویرایش]

فرماندهی عالی شوروی می‌دانست که تمرکز اصلی نیروهای آلمانی در عملیات بارباروسا بر شمال مرداب‌های پریپیات خواهد بود اما استالین اصرار داشت که تأکید شوروی بر جنوب باشد. بدین جهت گئورگی ژوکوف، رئیس ستاد ارتش سرخ و برنامه‌ریز طرح دفاعی شوروی، ارتش نوزدهم را از قفقاز شمالی به جنوب اوکراین و ارتش شانزدهم را از منطقه فرابایکال به غرب اوکراین منتقل نمود. با وجود تغییرات ژوکوف هیچ آرایشی از ارتش سرخ از جمله جبهه‌های جنوب غربی و جنوبی آن آماده جنگ نبود. به هر صورت نیروهای لایه نخست دفاعی بسیار نزدیک مرز و در فاصله ۵۰ کیلومتری از آن مستقر شدند که این مسئله با وجود مشکلات ترابری و سرعت کند پیاده‌نظام نسبت به تانک‌های آلمانی، آن‌ها را به سمت فاجعه می‌برد. لشکرهای بسیاری از سپاه‌های مکانیزه در اوکراین اغلب با فاصله ۱۶۰ کیلومتری از یکدیگر مستقر شدند. میخائیل کیرپونوس، فرمانده منطقه ویژه کیف بر اساس طرح دفاعی ژوکوف، دو گروه شوک هر یک با سه سپاه مکانیزه با مجموعاً ۳۷۰۰ تانک برای ضد حمله به عمق اراضی آلمان ترتیب دیده بود.[۴]

آغاز عملیات در اوکراین[ویرایش]

با آغاز عملیات بارباروسا در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۱، گروه ارتش جنوب که در فضای تنگ بین مرداب‌های پریپیات و کوه‌های کارپاتی متمرکز شده بود[۵]، با در اختیار داشتن ۶۰۰ تانک و پشتیبانی هوایی ۷۷۰ هواگرد ناوگان چهارم هوایی لوفت‌وافه[۶]، اوکراین را مورد هجوم قرار داد. این گروه ارتش قوای جبهه جنوب غربی شوروی به فرماندهی سپهبد میخائیل کیرپونوس را در مقابل خود داشت. ارتش سرخ بزرگترین تمرکز قوای خود را در این منطقه قرار داده بود به گونه‌ای که بر طبق آمار شوروی، تانک‌های قوای جبهه جنوب غربی شش برابر و هواگردهای آن دو برابر گروه ارتش جنوب بود. علاوه بر قوای تحت امر کیرپونوس، نیروهای جبهه جنوبی ارتش سرخ به فرماندهی ایوان تیولنف نیز مقابل گروه ارتش جنوب ورماخت بودند تا در قسمت جنوبی جبهه مجموعاً قریب به ۸۰۰ هزار سرباز آلمانی با نزدیک به ۱٫۲ میلیون سرباز شوروی به پیکار بپردازند.[۷]

گروه ارتش جنوب با قوایی از دشمن برخورد کرده بود که به تسلیحات بهتری همچون تانک‌های تی-۳۴ و هواگردهای میگ-۳ مجهز بودند.[۸] نیروهای ارتش سرخ در این ناحیه دست به دفاعی شدید زدند و با وجود کمبودهای جدی در زمینه سوخت و مهمات، از جانب فرماندهان عالی موظف به اجرای بلافاصله ضد حملات گردیدند.[۹] به دستور سیمیون تیموشنکو، کمیسار خلق دفاع، ارتش‌های تحت امر کیرپونوس مأمور به ضد حمله، به محاصره درآوردن و انهدام نیروهای دشمن و سپس تهاجم در عرض دو روز به لوبین در عمق خاک اراضی تحت سلطه آلمان در لهستان شدند.[۱۰] نخستین ضد حمله ارتش سرخ در محور ولادیمیر-ولینسکی، دوبنو و روفنو با پنج سپاه ۸، ۹، ۱۵، ۱۹ و ۲۲ مکانیزه به وقوع پیوست.[۱۱] چنین ضد حملاتی که با وجود مخالفت کیرپونوس به اجرا درمی‌آمدند، در رسیدن به اهداف تعیین شده ناموفق بودند و باعث از بین رفتن بسیاری از نیروهای ذخیره شوروی در منطقه شدند.[۱۰] موفقیت اولیه گروه ارتش جنوب را می‌توان در متوقف ساختن و دفع این ضد حملات نیروهای دارای برتری عددی شوروی دید. این نبردهای شدید هر دو طرف را متحمل خسارات و تلفات زیادی کرد. بدین ترتیب، با توجه به این درگیری‌های مرزی در ماه ژوئن، گروه ارتش جنوب از سایر نیروهای آلمانی در پیشروی عقب ماند.[۹] طبق گزارش نیروهای آلمانی هیچ تمایلی به تسلیم در نیروهای شوروی مشاهده نمی‌شد و پایداری آن‌ها موجب ایجاد درگیری‌های تن به تن و سنگر به سنگر شده بود. این نیروها با وجود تحمل تلفات سنگین همچنان متهورانه به ضد حملات خود ادامه می‌دادند و با وارد کردن تلفات به دشمن، حتی در مواردی نیروهای آلمانی را به محاصره می‌انداختند.

حرکت به سوی کیف[ویرایش]

در نهایت روز ۳۰ ژوئن لویو به تصرف نیروهای گروه ارتش جنوب درآمد[۱۲] و پس از اثبات بی‌ثمری ضد حملات خسارت بار، همان روز استاوکا، فرماندهی عالی شوروی، به کیرپونوس اجازه داد نیروهای خود را تا خط دفاعی استالین عقب بکشد. با این حال با فشار نیروهای زرهی آلمانی برای گشودن راهی در بین مواضع دشمن، درگیری شدید همچنان ادامه پیدا کرد.[۱۳] در پی پیشروی نیروهای آلمانی، با در معرض تهدید قرار گرفتن کیف و با خطر دو نیم شدن جبهه جنوب غربی در فاصله بین ارتش پنجم شوروی در کیف و ارتش ششم آن در جنوب بردیچیف، استاوکا ۷ ژوئیه ضمن انتقال سپاه ۱۶ مکانیزه به بردیچیف، دستور به اجرای مجموعه‌ای از ضد حملات داد تا با انهدام بلافاصله نیروهای جلودار دشمن، جلوی پیشروی آلمانی‌ها به سمت این شهر گرفته شود و ارتباط بین دو ارتش مذکور برقرار بماند. دو روز بعد استاوکا جبهه جنوب غربی را موظف کرد با پوشش منطقه استحکامات نووگورود-وولینسکی، با ارتش پنجم از ناحیه سِربی و گوتا به جانب برونیکی و چِرنیتسا و با ارتش ششم از ناحیه لیوبار به سمت شمال یورش ببرد.[۱۴]

با این وجود پیش از آن که این ضد حملات بین روزهای ۱۱ تا ۱۴ ژوئیه آغاز شوند[۱۵]، با تزلزل خط دفاعی قوای ارتش سرخ، نیروهای سپاه ۳ موتوریزه ورماخت ۱۰ ژوئیه موفق شدند با شکستن خط دفاعی دشمن، راه کیف را در پیش بگیرند.[۱۳] درگیری‌های سنگین در اثر اجرای ضد حملات ارتش سرخ، مجدداً خسارت زیادی به نیروهای متحرک جهبه جنوب غربی وارد آورد؛ به شکلی که از مجموع توان سپاه ۹ مکانیزه تنها ۷ تانک بی‌تی و ۲۵ تانک تی-۲۶، از توان سپاه ۱۹ مکانیزه تنها ۴ تانک کی‌وی-۱، ۷ تانک تی-۳۴ و ۲۲ تانک تی-۲۶ و از توان سپاه ۲۲ مکانیزه تنها ۲ تانک بی‌تی و ۲۸ تانک تی-۲۶ باقی ماند.[۱۵]

روز ۹ ژوئیه فرماندهی گروه ارتش جنوب و فرماندهی عالی نیروی زمینی مجدداً بر محاصره و انهدام نیروهای دشمن در غرب رود دنیپر به عنوان هدف اصلی تأکید کردند. به هرصورت با مشاهده فروپاشی قریب‌الوقوع جبهه کیرپونوس، سلطه بر کیف نیز در ظاهر به عنوان هدف ثانویه مطرح گردید. هیتلر تمایلی به تهاجم به کیف نداشت و دستیابی به گذرگاهی بر رود دنیپر را نیز تابع انهدام آرایش‌های بزرگی از نیروهای دشمن در غرب این رود می‌دید. با این حال، فرماندهان نیروی زمینی همچنان علاقه‌مند به تصرف کیف بودند. حملات مکرر نیروهای ارتش پنجم شوروی از منقطه پریپیات، اجازه به‌کارگیری ارتش ششم در صورت دادن به این تهاجم را نداد. فن روندشتت اطمینان داشت کیف هنگام پیشروی سریع، توسط سپاه ۳ زرهی به تصرف درخواهد آمد اما هیتلر پس از مشورت با فن براوخیچ تصور می‌کرد چنین کاری نیروهای زرهی را «به شکل غیرلازمی فدا خواهد کرد». در نهایت هالدر ساعت یک بامداد ۱۰ ژوئیه با تماس با قرارگاه گروه ارتش جنوب استفاده از نیروهای زرهی در جهت کیف را جز جهت امور شناسایی و امنیتی منع کرد. هیتلر نیز با تأیید این فرمان، سپاه ۳ موتوریزه را تنها مسئول حفاظت در مقابل حملات از جانب کیف دانست و دستور به اجتناب از تهاجم به این شهر توسط این سپاه را داد. او در ادامه خاطر نشان کرد اگر محاصره نیروهای دشمن تا رود بوگ جنوبی محقق نشود، کلیت گروه زرهی ۱ به سمت کیف و رود دنیپر در جنوب شرقی پیشروی خواهد کرد. در همین حال، فن روندشتت عقیده داشت با عقب‌نشینی بسیاری از یگان‌های ارتش سرخ به سمت شرق، دیگر محاصره آن‌ها تا رود بوگ جنوبی عملی نیست و با همراهی هالدر خواهان به محاصره درآوردن آن‌ها در حوالی بیلا تسرکفا در غرب رود دنیپر شد که با رضایت هیتلر به شرط مراقبت از جناح شمالی گروه زرهی ۱ مواجه شد. با ابهام در شرط هیتلر، فن براوخیچ نتیجه گرفت که تصرف کیف جناح شمالی را تأمین خواهد کرد. به هر حال همانند رویکرد گذشته، او تصمیم‌گیری نهایی را بر عهده فرماندهی گروه ارتش جنوب گذاشت. در همین حال فن روندشتت و فن رایشناو که پیش از این هوادار تهاجم به کیف بودند، اینک در آن تشکیک کردند. در نهایت به فن کلایست توصیه شد در صورتی که تهاجم او در هماهنگی با ارتش ششم، امکان مناسبی برای تصرف این شهر بدون خطر عقب رانده شدن مهیا کرد، فرمانده محلی مختار است دست به چنین کاری بزند. بدین ترتیب پس از نگرانی‌ها فراوان در سطوح بالا، تصمیم نهایی بر عهده یک فرمانده پایین رده نهاده شد. در نهایت نیروهای شناسایی ۱۳ ژوئیه مشخص کردند که استحکامات و تمرکز قوای دشمن در کیف، هیچ شانسی برای یک حمله غافلگیرانه باقی نگذاشته‌است.[۱۶]

نبرد[ویرایش]

سپاه‌های زرهی آلمان به سرعت پیشروی کردند تا نیروهای شوروی را به محاصره دربیاوردند. این امر بودیونی فرمانده نیروهای شوروی را کاملاً غافلگیر کرد. از اینرو استالین، بودیونی را در تاریخ ۱۳ سپتامبر از فرماندهی برکنار کرد و هیچ‌کسی را هم به عنوان جایگزین وی انتخاب نکرد. در نتیجه نیروهای شوروی تحت اختیار فرماندهان موضعی قرارگرفتند و بدون فرماندهی یکپارچه نبرد را ادامه دادند. حلقه محاصره در تاریخ ۱۶ سپتامبر تکمیل شد. در این زمان سپاه یک زرهی تحت فرماندهی ژنرال اوالت فن کلایست و سپاه بیست و چهارم تحت فرماندهی ژنرال گودریان در منطقه‌ای به نام لوخویستا در ۱۹۰ کیلومتری کیف به یکدیگر رسیدند. در این هنگام، با توجه به اینکه شوروی‌ها نیروی مکانیزه و زرهی قابل توجهی نداشتند و همچنین فاقد فرماندهی عالی بودند، امکان شکستن محاصره برایشان بسیار پایین بود و شکست نیروهای شوروی بسیار محتمل می‌نمود. سپاه‌های هفدهم و ششم سپاه جنوب و سپاه دوم سپاه مرکزی آلمان با کمک دو سپاه زرهی، حلقه محاصره را تنگ‌تر می‌کردند. شوروی‌ها نیز به سادگی تسلیم نمی‌شدند و جنگ سختی درگرفت که آلمان‌ها با استفاده از گلوله‌باران سنگین نیروهای دشمن به وسیلهٔ توپخانه، بمباران هوایی و شلیک تانک‌ها توانستند پیشروی کنند. در تاریخ ۱۹ سپتامبر شهر کیف توسط نیروهای آلمانی فتح شد ولی مقاومت شوروی‌ها در اطراف شهر ادامه داشت. ظرف چند روز بعدی نیروهای شوروی به‌طور کامل شکست خوردند و آخرین گروه‌های آن‌ها نیز در شرق کیف در تاریخ ۲۶ سپتامبر تسلیم شدند.

در پایان حدود ۶۶۵۰۰۰ سرباز شوروی به اسارت نیروهای آلمانی درآمدند و ۸۸۴ تانک، ۴۱۸ توپ ضد تانک و ۳۰۱۸ قطعه ادوات توپخانه به غنیمت نیروهای رایش سوم درآمد.[۱۷]

پانویس[ویرایش]

  1. Kamenir 2009, p. ۳–۴.
  2. Kirchubel 2013, p. ۵۲ & ۵۰.
  3. Anderson, Clark & Walsh 2001, p. ۱۶.
  4. Kirchubel 2013, p. ۵۸–۵۹.
  5. Kirchubel 2013, p. ۵۱.
  6. Kamenir 2009, p. ۴.
  7. Stahel 2012, p. ۶۷–۶۹.
  8. Fugate 1984, p. ۱۰۳.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ Stahel 2012, p. ۶۹.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Mitcham 2008, p. ۴۶۱.
  11. Glantz 1998, p. ۴۴.
  12. Citino 2007, p. ۳۸.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Stahel 2012, p. ۷۷.
  14. Glantz 1999, p. ۴۴ & ۴۷.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ Glantz 1999, p. ۴۷.
  16. Stahel 2012, p. ۷۷–۸۰.
  17. کتاب رایش آلمان و جنگ جهانی دوم، چاپ مؤسسه دولتی تحقیقات تاریخ نظامی وابسته به ارتش آلمان، جلد چهارم، چاپ ۱۹۸۳ اشتوتگارت. شابک ‎۳−۴۲۱−۰۶۰۹۸−۳

منابع[ویرایش]

  • Kamenir, Victor J. (2009). The Bloody Triangle: The Defeat of Soviet Armor in the Ukraine, June 1941. Zenith Press. ISBN 978-0-7603-3434-8.