وکیل مدافع شیطان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
وکیل مدافع شیطان

پوستر فیلم
کارگردان تیلور هاکفورد
تهیه‌کننده آرنولد کوپلسون
آرنون میلچان
نویسنده فیلمنامه:
جاناتان لیمکین
تونی گلوری
رمان:
اندرو نیدرمن
بازیگران آل پاچینو
کیانو ریوز
شارلیز ترون
جفری جونس
کانی نیلسن
موسیقی جیمز نیوتون هاوارد
فیلم‌برداری Andrzej Bartkowiak
تدوین مارک وارنر
توزیع‌کننده برادران وارنر
تاریخ انتشار اکتبر ۱۹۹۷
مدت زمان ۱۴۳ دقیقه
کشور Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه ۵۷ میلیون دلار
فروش ۱۵۲٫۹ میلیون دلار
صفحه در وب‌گاه IMDb

وکیل مدافع شیطان[۱] (The Devil's Advocate) فیلمی هیجانی - ترسناک به کارگردانی تیلور هاکفورد و محصول سال ۱۹۹۷ و شرکت برادران وارنر است. در این فیلم کیانو ریوز، آل پاچینو، شارلیز ترون و کانی نیلسن به ایفای نقش پرداختند و فیلم بر اساس رمانی از اندرو نیدرمن ساخته شده است.

در فیلم شخصیتی که آل پاچینو آن را بازی می‌کند، ادای دینی دارد به نویسنده کتاب بهشت گمشده نوشته جان میلتون. در این فیلم چند بار به این کتاب اشاره شده است مثل جمله معروف "فرمانروایی در جهنم، بهتر از خدمت کردن در بهشت است".

خلاصه داستان[ویرایش]

  • کوین لومکس (کیانو ریوز)، وکیلی بسیار موفق در شهر فلوریدا است که تاکنون در هیچ پرونده‌ای شکست نخورده است. در یکی از مراحل دفاع از موکلش که یک معلم مدرسه می‌باشد و به جرم بچه بازی دستگیر شده در سالن دادگاه متوجه می‌شود که موکلش گناه کار است. کوین به خاطر صرفاً برنده شدن کیس دادگاهی به دفاع از حقوق مرد گناهکار می‌پردازد و نهایتاً برنده می‌شود. درجشن پیروزی وی، جان میلتون (آل پاچینو) به کوین پیشنهاد کار با حقوق بسیار عالی را در شهر نیویورک می‌دهد. مادر کوین نیز که یک راهبه است، به وی هشدار می‌دهد که زندگی در شهرهای بزرگ، همراه با آلوده شدن به گناه است اما کوین به حرف مادرش توجه نمی‌کند و به همراه همسرش مری (شارلیز ترون)، به منهتن نقل مکان می‌کند.
  • زندگی کوین در حال دگرگونی‌های بسیار و اشرافیت می‌گردد، اولین فردی که دفاع از حقوقش به او محول می‌گردد فردی است به نام فیلیپ مویز که به جرم قربانی کردن حیوان در خانه خویش و عمل جادو و جمبل به دادگاه احزار شده است. کوین از موکل خود بنا بر قانون کوشر (ضبح حیوانات به آیین دین یهود) اشاره می‌کند و عمل موکل خود را به نوعی پیروی از دین و کیش او که حق آزاد هر فرد می‌باشد ربط می‌دهد. ساعات طولانی کار و تنها گذاردن همسرش مری در آپارتمان ویلایی اهدایی توسط شرکت باعث افسردگی شدید مری و توهمی شدن او می‌گردد. مادر کوین برای دیدار به نیویورک می‌آید و با جان میلتون در آسانسور آشنا می‌شود که او را پریشان می‌سازد. مادر کوین در حالی که به هم ریختگی و آشفتگی اوضاع زندگی پسرش را می‌بیند از او می‌خواهد که به فلوریدا برگردند اما کوین با عصبانیت پیشنهاد او را رد می‌کند.

شخص دیگری که کوین به عنوان وکیل مدافع او انتخاب می‌شود الکساندر کولین یک مرد میلیونر می‌باشد که به جرم قتل زن، فرزند و خدمتکارش در خانه خویش مضنون اول پرونده می‌باشد. این پرونده وقت بیشتری از کوین را می‌گیرد و باعث تنهایی مطلق همسرش می‌گردد. در همین حین کوین از یکی از همکارانش به نام کریستابلا اندرولی خوشش می‌آید و حتی هنگام نزدیکی با مری، کریستابلا را می بیند که این رفتار او باعث آزار مری از کوین و دلسردی او می‌گردد.

در زمانی که حال مری به وخامت می‌رسد و شروع به توهم دیدن ودیوانگی می‌رود کوین در اوج دفاع از موکلش و درگیر پرونده برای پیروز شدن دوباره در دادگاه است. مری در خانه تنها از خواب بلند می شود و صدای شخصی را از اتاق می شنود با ترس و چاقو به دست به سمت صدا می رود و کودکی را روی زمین نشسته می بیند که تخمدان او را به دست دارد، مری با جیغ از جا می پرد و لباس خونی خود را می بیند. این اتفاق را برای کوین تعریف می کند و اعلام نازایی خود را که دکتر تایید کرده است. کوین پیشنهاد جان میلتون را که کناره گیری از پرونده و رسیدگی به اوضاع همسرش می‌باشد را ازای پیروزی پرونده رد می‌کند.

ادی بارزون مدیرکل اداری شرکت با دیدن اسم کوین در لیست شرکای دفتر وکالت دچار نگرانی از دست دادن شغلش کوین را تحدید به لو دادن قضیه پرونده‌ها به دادگستری می‌کند. کوین راجع به تحدید ادی به میلتون خبر می‌دهد و میلتون با کمال آرامش از ادی به عنوان یکی از موجودات خداوند ذکر می‌کند و این در حالیست که ادی مورد حمله دو بی خانمان با چهره شیطانی در پارک و از شدت ضرب و شط می‌میرد. این صحنه را مری از پشت پنجره آپارتمانش مشاهده می‌کند و پریشان حالیش وخیمتر می‌گردد.

در همین حال کوین در حال مرور پرونده کولین و رابطه سکس پنهان او با منشی خصوصیش در زمان قتل است که از صحبتهای منشی متوجه دروغ گفتن او می‌شود. این موضوع را به میلتون در راه رفتن به دادگاه بازگو می‌کند که کولین قاتل می‌باشد. میلتون به او پیشنهاد می‌دهد که اگر مطمئن هست منشی را به جایگاه شهود نیاورد و به او تذکر می‌دهد که همیشه بردن ملاک نیست.

پس از اتمام جلسه دادگاه و برنده شدن کوین به خانه برمیگردد و مری را در کلیسای نزدیک محل بسیار پریشان و زخم و بریدگی در تمام بدنش می‌یابد. مری اعتراف به تجاوز توسط جان میلر در طول بعدالظهر همان روز می‌کند و کوین با تشویش به او می‌گوید که جان میلر تمام روز را با او در دادگاه سپری کرده بود. کوین مطمئن از اینکه مری اقدام به خود زنی کرده او را راهی بیمارستان روانی می‌کند. در هین بستری شدن مری به کوین متذکر می‌شود که زندگیشان از بین رفت به خاطر ارتکاب به گناه و دفاع از حقوق کسانی که گناهکار بوده‌اند و پول خون و کثیفشان عشق و آرامش زندگی را از آنان گرفت.

در هنگام ترک مری فردی از موکلین با کوین راجع به وضعیت کاری و اعمال غیر قانونی میلر صحبت می‌کند اما کوین گوش به حرف او نمی‌دهد و در حالی که از او دوری می‌کند او به کوین راجع به معلمی که او وکیل مدافعش بود خبر می‌دهد که جسد یک دختر مدرسه در ماشینش پیدا کرده‌اند. کوین به مرد نگاه مبهمی می‌کند و در حالی که او از خیابان می‌گذرد که به کوین نزدیک شود دچار تصادف با اتومبیل شده و جان می‌دهد.

آلیس مادر کوین در بیمارستان پیش مری و کوین و منشی خصوصی او پم است. آلیس از تنها گذاشتن کوین و مری اظهار پشیمانی می‌کند و با او راجع به پدر کوین و سفر سالها پیش خود به نیویورک صحبت می‌کند، در همین حال پم با مری در اتاق تنها می‌شود و با دلجویی از او و شانه زدن به موهایش به او آینه‌ای می‌دهد که خود را تماشا کند. مری نگاهی به خود در آینه می‌اندازد و با دیدن چهره شیطانی پم در آینه و کوبیدن آینه به صورت پم او را از اتاق بیرون می راند و در را قفل می‌کند. کوین به سوی در می‌شتابد و سعی به بازکردن در می‌کند در حالی که مری تیکه‌ای از آینه خورد شده را که در دست دارد به کوین می‌نگرد و گلوی خود را می‌شکافد. کوین با شکستن در به همراه پرستار وارد اتاق می‌شود اما متأسفانه دیر است.

کوین با ساکی در دست در راهرو بیمارستان با عصبانیت از مادرش می پرسد که داستانش را راجع به پدرش تمام کند. آلیس به کوین در مورد دیدارش با جان میلتون سالها قبل و اینکه میلتون پدر کوین می باشد. کوین با ناراحتی به سوی دفتر میلتون روانه می شود ، جان میلتون بدون شرم از تجاوز به مری و تمامی اتفاقاتی که در زندگی او افتاده اعتراف میکند. زمانی که کوین از او می پرسد که موجودیت او چیست و نام واقعی او، میلتون خود را شیطان معرفی می کند. کوین میلتون را باعث و بانی از دست دادن مری و تمامی اتفاقات می داند و میلتون برایش توضیح می دهد که او فقط بوجود آورنده موقعیت هاست و خودش کنار گذاشتن مری را برای موفقیت شخصی خود کنار گذاشت.

میلتون در نقشه خود در زمین از زمان رانده شدن و کارهایی که برای ارضای نفس انسانها انجام داده است و او از کوین و ایزابلا نا خواهری خود یک بچه می خواهد که صاحب قدرت او و فرمانروای نابود نشدنی است. کوین که از آزادی انتخاب خود آگاه است گلوله ای به سر خود شلیک می کند و نقشه او را برای بوجود آوردن انتی مسیح از بین می برد.

روح کوین و به خاطرانتخاب درست و صادق او به لحظه استراحت در دادگاه فلوریدا برای شروع دوباره بازمی گردد. پس از مطلع شدن از اینده و تصمیمات خود کوین در جلسه دادگاه معلم اعلام به کناره گیری خود از پرونده می کند با وجود احتمال از دست دادن حق وکالت. در حین ترک دادگاه با مری خبرنگاری با اصرار از او می خواهد که داستان را به صورت اختصاصی چاپ کند و از کوین یک قهرمان بسازد. کوین با اکراه قبول می کند و پس از رفتن او و مری خبرنگار چهره اش تغییر به جان میلتون شیطانی می شود و می گوید "شکستن دیوار چهارم، خودبینی و غرور بهترین گناه مورد علاقه من"


بازیگران[ویرایش]

وضعیت[ویرایش]

میزان فروش[ویرایش]

فیلم با فروش ۱۲٬۱۷۰٬۵۳۶ کار خود را در رده دوم پر فروش ترین‌های هفته در آمریکا آغاز کرد و در نهایت به فروش ۶۰٬۹۴۴٬۶۶۰ دلاری در آمریکا دست یافت. فروش خارجی این فیلم نیز به ۹۲ میلیون دلار رسید تا در مجموع فیلم فروش ۱۵۲٬۹۴۴٬۶۶۰ دلار را به ثبت برساند که با توجه به بودجه ساخت آن، رقم بسیار خوبی بود.

نظر منتقدین[ویرایش]

فیلم در کل توانست نظر مثبت منتقدین را جلب کند و در نزد منتقدین، فیلم مهمی قلمداد شد. بازی بی نقص و هنرمندانه آل پاچینو در این فیلم بهت و حیرت منتقدین و بینندگان را برانگیخت.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «The Devil's Advocate»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۵ آوریل ۲۰۱۱).
  1. این عبارت در اصل به کسی گفته می‌شود که برای داغ کردن مباحثه یا از روی بدعنقی از استدلال غیرقابل دفاعی سرسختانه دفاع می‌کند که به چنین کسی در فارسی شریک شیطان گفته می‌شود.