اسفار اربعه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از اسفار)
پرش به: ناوبری، جستجو

اسفار اربعه یا سفرهای چهارگانه با نام کامل الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الاربعة از معروف‌ترین آثار صدرالدین شیرازی است که شامل آخرین نظرات فلسفی اوست و در چهار فصل تنظیم شده. بنا بر آثار و تعلیمات عارفان پیش از او و بنا بر آنچه خود نویسنده در مقدمه کتاب می‌گوید هر فصل نام یکی از «مراحل عملی» یا در اصطلاح «مسافرت»‌های معنوی عرفا برای «رسیدن به خدا» است. نام و موضوع فلسفی این چهار فصل چنین است:

  1. مسافرت از مردم تا خدا (سفر من الخلق الي الحق) در امور عامه وجود
  2. مسافرت با خدا دربارهٔ خدا (سفر بالحق في الحق) در جواهر و اعراض
  3. مسافرت از خدا تا مردم با خدا (سفر من الحق الي الخلق بالحق) در خداشناسی و صفات خدا
  4. مسافرت درمیان مردم با خدا (سفر في الخلق بالحق) در نفس و معاد

تاریخچه[ویرایش]

سه جریان در فلسفه ی اسلامی تاثیر بسزایی داشته که به ترتیب زمان پیدایش عبارتند از:

  1. مکتب فلسفی مشاء: در این روش فقط از استدلال و برهان عقلی و منطقی استفاده می شود. این روش آزاد و بی طرف است و در آن از اسلام دفاع نمی شود.
  2. مکاتب کلامی شیعه، معتزله و اشاعره: در این روش از استدلال و مباحثه برای دفاع از اعتقاد به اسلام و راضی کردن طرف مقابل به پذیرش آن.
  3. مکاتب عرفانی: در این روش از تهذیب و تصفیه نفس برای «رسیدن به حقیقت» (کاری عملی) و نه کشف و معرفی حقیقت (کاری علمی) استفاده می شود.
  4. مکتب فلسفی اشراق: در این روش هم از فکر و هم از تهذیب و تصفیه نفس برای مکاشفه (یافتن حقیقتی توسط شهود عرفانی) استفاده می شود. هدف ازاین کار کشف و معرفی حقیقت است و نه رسیدن به آن.

جریان اول خالق فلسفه است. جریان‌های دوم و سوم مخافان سرسخت آن اند که مخالفت هایشان فلسفه ی اسلامی را وادار به تحرّک و پویایی نموده است.


از مهمترین فلاسفه مشائی اسلامی می توان ابن سينا (بهترین نمونه)، الكندى، فارابى، خواجه نصير الدين طوسى، ميرداماد، ابن رشد آندلسى، ابن باجه آندلسى، ابن الصائغ آندلسى را نام برد. ارسطو (بنیانگذار این روش) بود. سهروردی معروف به «شيخ اشراق»، قطب الدين شيرازى و شهر زورى فلاسفه ی اشراقی بوده اند. از عرفا می توان به محيى الدين عربى اندلسى(بنیانگذار)، بایزید بسطامی، حلاج شبلى، جنيد بغدادى، ذوالنون مصرى، ابوسعيد ابوالخير، خواجه عبدالله انصارى، ابوطالب مكى، ابو نصر سراج، ابوالقاسم قشيرى، ابن فارض مصرى و مولوی اشاره کرد.

مرتضی مطهری چنین می گوید

اين چهار جريان در جهان اسلام ادامه يافتند تا در يك نقطه به يكديگر رسيدند و جمعا جريان واحدى را به وجود آوردند. نقطه اى كه اين چهار جريان در آنجا با يكديگر تلاقى كردند «حكمت متعاليه » ناميده مى شود.

منابع[ویرایش]