پرش به محتوا

یهودیه (استان رومی)

Provincia Ivdaea
ἐπαρχία Ιουδαίας
استان‌های روم از امپراتوری روم
۶ میلادی–۱۳۵ میلادی

مرکزقیصریه دریایی
منطقه
  موقعیت۳۲°۳۰′ شمالی ۳۴°۵۴′ شرقی / ۳۲٫۵۰۰°شمالی ۳۴٫۹۰۰°شرقی / 32.500; 34.900
تاریخچه
دولت
بخشدار قبل از ۴۱, دادستان (روم باستان) بعد از ۴۴ 
 ۶–۹ میلادی
کوپنیوس
 ۲۶–۳۶ میلادی
پونتیوس پیلاطس
 ۶۴–۶۶ میلادی
گسیوس فلوروس
 ۱۱۷ میلادی
لوسیوس کوئیتوس
 ۱۳۰–۱۳۲ میلادی
کوئینتوس تینیوس روفوس
پادشاه یهودیان 
 ۴۱–۴۴
آگریپا یکم
 ۴۸–۹۳/۱۰۰
آگریپا دوم
قوه مقننهسینیدریون/سنهدرین
دوران تاریخیپرینکیپاته
۶ میلادی
حدود ۳۰/۳۳ میلادی
 شورش کالیگولا
۳۷–۴۱ میلادی
 الحاق جلیل و پریا
۴۴ میلادی
۴ اوت ۷۰ میلادی
 فرمانده پرتورین و دادن ۱۰ لژیون
حدود ۷۴ میلادی
۱۳۲–۱۳۵ میلادی ۱۳۵ میلادی
پیشین
پسین
تتراشی (یهودیه)
سوریه فلسطین (استان رومی)

استان رومیِ یهودیه (به لاتین: Judea)، نام استانی است در منطقه یهودیه شامل مناطق پادشاهی ادوم و مناطق اسبق حشمونیان و پادشاهی هرودین‌های یهودیه می‌شود. نام این استان برگرفته از پادشاهی یهودا در قرن ۶ پس از میلاد است. این استان در زمان پونتیوس پیلاطس در سال ۶ میلادی تحت انقیاد امپراتوری درآمد و تا سال ۱۳۵ و شورش بارکوخبا ادامه یافت.

پیشینه

[ویرایش]
معبد اورشلیم، اثر ژان فوکر، در پمپئی

یهودیه، کشوری مستقل تحت سلطه سلسله حشمونائی، در سال ۶۳ پیش از میلاد توسط جمهوری روم فتح شد.[۱][۲] در آن زمان، این کشور درگیر جنگ داخلی بین هیرکانوس دوم و آریستوبولوس دوم، پسران ملکه سالومه الکساندرا، بود که هر دو برای تصاحب تاج و تخت رقابت می‌کردند.[۳][۴] ژنرال رومی، پمپئی، مداخله کرد و اورشلیم را محاصره و تصرف کرد. پس از آن، هیرکانوس دوم را به عنوان قوم‌سالار و کاهن اعظم منصوب کرد، اما عنوان پادشاه را از او سلب کرد.

در سال ۴۰ پیش از میلاد، آنتیگونوس دوم ماتاتیاس، پسر آریستوبولوس دوم، با حمایت اشکانیان موقتاً تاج و تخت را پس گرفت،[۵] اما در سال ۳۷ پیش از میلاد توسط هیرود، که سنای روم او را «پادشاه یهودیان» منصوب کرده بود، سرنگون شد.[۶] هیرود تا زمان مرگش در سال ۴ پیش از میلاد، به عنوان پادشاهی تابع روم بر یهودیه حکومت کرد. او که مورد نفرت و انزجار گسترده مردم بود،[۷] روابط نزدیکی با رومیان برقرار کرد. در این دوره، وارثان باقی مانده حشمونائی از بین رفتند و شهر بندری بزرگ قیصریه ماریتیما ساخته شد.[۸]

هیرود در سال ۴ پیش از میلاد درگذشت و پادشاهی او به یک حکومت چهارنفره تقسیم و بین سه پسرش تقسیم شد.[۹] آرخلوس به عنوان حاکم یهودیه (شامل اورشلیم)، سامره و ادومیه خدمت کرد، در حالی که هیرود آنتیپاس بر جلیل و پرایا حکومت می‌کرد و فیلیپ بر گولانیتیس، تراخونیتیس و باتانیا حکومت می‌کرد. حکومت آرخلوس بر یهودیه به شدت ظالمانه بود، به طوری که او در سال ۶ میلادی توسط اولین امپراتور روم، آگوستوس، پس از درخواست تجدیدنظر از سوی اتباع خود برکنار شد.[۱۰][۱۱][۱۲] پس از برکناری او، یهودیه به عنوان استان رومی یهودیه ضمیمه شد. هیرود آنتیپاس تا زمان برکناری توسط امپراتور کالیگولا در سال ۳۹ میلادی، به حکومت جلیل و پرایا ادامه داد.

تاریخچه

[ویرایش]

شورش و برکناری هیرودیس آرخلائوس

[ویرایش]

پس از مرگ هیرود بزرگ، پادشاهی هیرودی یهودیه به چهار حکومت هیرودی تقسیم شد که به‌طور مشترک توسط پسران و خواهر هیرود اداره می‌شدند: هیرود آرخلائوس (که بر یهودیه، سامره و ادومیه حکومت می‌کرد)، هیرود فیلیپ (که بر باتانیا، تراخونیتیس و همچنین آورانیتیس حکومت می‌کرد)، هیرود آنتیپاس (که بر جلیل و پرایا حکومت می‌کرد) و سالومه اول (که برای مدت کوتاهی بر یامنیا حکومت کرد).

در سال ۴ پیش از میلاد، به دلیل بی‌کفایتی آرخلوس، شورشی مسیحایی در یهودیه درگرفت؛ این شورش به طرز وحشیانه‌ای توسط پابلیوس کوینکتیلیوس واروس، نماینده سوریه، که اورشلیم را اشغال کرده و ۲۰۰۰ شورشی یهودی را به صلیب کشید، سرکوب شد.[۱۳][۱۴]

به دلیل عدم موفقیت در اداره صحیح یهودیه، آرخلائوس در سال ششم میلادی توسط امپراتور آگوستوس از سمت خود برکنار شد، در حالی که یهودیه، سامره و ادومه تحت اداره مستقیم روم قرار گرفتند.[۱۵]

این رویداد تأثیرات مهم و ماندگاری بر تاریخ یهود و توسعه مسیحیت داشت.[۱۶]

نقشه استان رومی یهودیه، (۶ تا ۴۱ میلادی)

تحت نظر یک فرماندار (۶–۴۱ میلادی)

[ویرایش]

استان یهودیه در ابتدا شامل جلیل، گولانیتیس (گولان امروزی) و همچنین پرایا یا دکاپولیس نمی‌شد. درآمد آن برای خزانه روم اهمیت کمی داشت؛ با این حال، مسیرهای زمینی و دریایی ساحلی به «سبد نان» مصر را کنترل می‌کرد و حائلی در برابر امپراتوری اشکانی بود. پایتخت از اورشلیم به قیصریه ماریتیما منتقل شد.[۱۷]

آگوستوس، پوبلیوس سولپیسیوس کویرینیوس را به سمت نماینده قانونی سوریه منصوب کرد و او در سال ششم میلادی سرشماری مالیاتی سوریه و یهودیه را انجام داد که باعث شورش یهودای جلیلی شد؛ این شورش به سرعت توسط کویرینیوس سرکوب شد.[۱۸]

یهودیه نه یک استان سناتوری بود و نه یک استان امپراتوری، بلکه در عوض یک «قمر سوریه» بود که توسط یک فرماندار که یک شوالیه از فرقه سواره نظام بود (مانند شوالیه مصر روم)، نه یک کنسول یا پراتور سابق با رتبه سناتوری، اداره می‌شد. کویرینیوس، کوپونیوس را به عنوان اولین فرماندار یهودیه منصوب کرد.[۱۹] فرماندار، نیروهای نظامی هیرودی را که شامل یک واحد سواره نظام و پنج گروه پیاده‌نظام بود، به ارث برد.[۲۰][۲۱]

با این حال، یهودیان ساکن در این استان تا حدود سال ۲۸ میلادی نوعی استقلال را حفظ کردند و می‌توانستند مجرمان را طبق قوانین خود، از جمله جرایم سنگین، قضاوت کنند. یهودیه در اوایل دوره روم به پنج منطقه اداری با مراکزی در اورشلیم، جادارا، آماتوس، اریحا و صفوریس تقسیم شده بود.

در سال‌های ۳۰ تا ۳۳ میلادی، پونتیوس پیلات، فرماندار رومی، عیسی ناصری را به اتهام فتنه‌انگیزی مصلوب کرد، عملی که منجر به تولد مسیحیت شد. در سال ۳۶ میلادی، شورش مسیحایی دیگری در نزدیکی کوه جرزیم، به رهبری یک سامری، آغاز شد و به سرعت توسط پیلات سرکوب شد. سامری‌ها از بی‌رحمی پیلات به سفیر سوریه، لوسیوس ویتلیوس بزرگ، شکایت کردند که پیلات را از سمت خود برکنار و او را برای پاسخگویی به روم فرستاد و فرماندار موقت به نام مارسلوس را جایگزین او کرد.

در سال ۳۷ میلادی، امپراتور کالیگولا دستور داد مجسمه‌ای از خودش را در معبد اورشلیم نصب کنند، خواسته‌ای که با توحید یهودی در تضاد بود. پابلیوس پترونیوس، نماینده سوریه، از ترس جنگ داخلی در صورت اجرای این دستور، اجرای آن را تقریباً یک سال به تعویق انداخت. هیرود آگریپا اول سرانجام کالیگولا را متقاعد کرد که این دستور را لغو کند. کالیگولا بعداً دستور دومی برای نصب مجسمه‌اش در معبد اورشلیم صادر کرد، اما قبل از رسیدن مجسمه به اورشلیم به قتل رسید و جانشینش کلودیوس این دستور را لغو کرد. «بحران تحت حکومت کالیگولا» به عنوان اولین جدایی آشکار بین روم و یهودیان مطرح شده است.

خودمختاری تحت حکومت هیرودیس آگریپا (۴۱–۴۴)

[ویرایش]

بین سال‌های ۴۱ تا ۴۴ میلادی، یهودیه استقلال اسمی خود را بازیافت، زمانی که هیرود آگریپا توسط امپراتور کلودیوس به عنوان پادشاه یهودیان منصوب شد و به نوعی سلسله هیرودیان را احیا کرد. کلودیوس به دادستان‌ها، که به عنوان نمایندگان شخصی امپراتور و اغلب به عنوان وزرای مالیات و دارایی ایالتی خدمت می‌کردند، اجازه داده بود تا به مقام قاضیان حاکم با اختیارات کامل دولتی برای حفظ صلح ارتقا یابند. او ممکن است دادستان یهودیه را به مقام حاکم امپراتوری ارتقا داده باشد زیرا نماینده امپراتوری سوریه با یهودیان همدل نبود.

تحت نظر دادستان (۴۴–۶۶)

[ویرایش]

پس از مرگ آگریپا در سال ۴۴ میلادی، این استان به کنترل مستقیم روم بازگشت و سرزمین‌های شخصی آگریپا، یعنی جلیل و پرایا، تحت نظارت تعدادی از فرمانداران، در آن ادغام شدند. با این وجود، پسر آگریپا، آگریپا دوم، در سال ۴۸ میلادی به عنوان پادشاه یهودیان منصوب شد. او هفتمین و آخرین نفر از خاندان هیرودیان بود.

اورشلیم بین سال‌های ۴۴ تا ۴۸ میلادی دچار قحطی شد. به گفته یوسفوس، هلنا اهل آدیابن به شهر اورشلیم رفت و پسرش او را در سفری طولانی همراهی کرد. اکنون آمدن او برای مردم اورشلیم بسیار سودمند بود؛ زیرا در حالی که قحطی در آن زمان آنها را تحت فشار قرار داده بود و بسیاری از مردم به دلیل کمبود مواد غذایی جان خود را از دست می‌دادند، ملکه هلنا برخی از خدمتکاران خود را با پول به اسکندریه فرستاد تا مقدار زیادی ذرت بخرند و برخی دیگر را به قبرس فرستاد تا محموله‌ای از انجیر خشک بیاورند. و به محض اینکه آنها برگشتند و آن آذوقه را آوردند، که خیلی سریع انجام شد، او غذا را بین نیازمندان توزیع کرد و یادبود بسیار خوبی از این احسانی که به تمام ملت ما ارزانی داشت، از خود به جا گذاشت. و هنگامی که پسرش ایزاتس از این قحطی مطلع شد، مبالغ هنگفتی پول برای بزرگان اورشلیم فرستاد.

در سال ۷۰ میلادی، ارتش روم به فرماندهی تیتوس، اورشلیم را به مدت پنج ماه محاصره کرد. نیروهای تیتوس شامل لژیون‌ها، به همراه دسته‌هایی (vexillationes) از دو لژیون دیگر، بیست گروه پیاده‌نظام، هشت سواره نظام و هزاران سرباز که توسط پادشاهان وابسته تأمین می‌شدند، در مجموع حدود ۵۰٬۰۰۰ سرباز بودند. جمعیت اورشلیم با زائران و پناهندگان عید فصح افزایش یافته بود، در حالی که نزاع‌های سه‌جانبه بین گروه‌های یهودی، دفاع آن را بیشتر تضعیف می‌کرد. با کاهش آذوقه، ساکنان از گرسنگی و بیماری رنج می‌بردند. رومی‌ها یکی پس از دیگری به دیوارهای شهر نفوذ کردند و در تابستان به کوه معبد حمله کردند و معبد دوم را ویران کردند. ماه بعد، رومی‌ها فتح اورشلیم را تکمیل کردند، بسیاری از ساکنان آن را قتل‌عام، به بردگی یا اعدام گرفتند و شهر را به ویرانه تبدیل کردند.

در سال‌های پس از آن، نیروهای رومی لشکرکشی نهایی را علیه قلعه‌های دورافتاده تحت کنترل شورشیان آغاز کردند که با سقوط ماسادا در سال ۷۳/۷۴ میلادی به پایان رسید.

دوره بین دو جنگ جهانی (۷۰–۱۳۲)

[ویرایش]

شکست یهودیان در جنگ اول یهود و روم تأثیر ماندگاری بر یهودیه گذاشت. اورشلیم، مرکز معنوی و ملی قوم یهود، نابود شد و تعداد زیادی از یهودیان در اثر جنگ، قحطی، بیماری و قتل‌عام کشته شدند، در حالی که بسیاری دیگر اسیر یا آواره شدند با این وجود، زندگی جمعی به تدریج بهبود یافت و یهودیان همچنان اکثریت نسبی جمعیت را تشکیل می‌دادند.

جنگ اول یهود و روم (۶۶–۷۰)

[ویرایش]

در سال ۶۶ میلادی، تنش‌ها در یهودیه پس از درگیری بین یهودیان و یونانیان در قیصریه به شورشی آشکار تبدیل شد. پس از آن، فلوروس، حاکم رومی، اموال معبد در اورشلیم را مصادره کرد و متعاقباً جمعیت آن را قتل‌عام کرد. یک کاپیتان معبد، قربانی‌های امپراتور را متوقف کرد و پادگان رومی در شهر قتل‌عام شد. در پاسخ، سستیوس گالوس، فرماندار رومی سوریه، ارتشی ۳۰٬۰۰۰ نفری را به یهودیه هدایت کرد و اورشلیم را محاصره کرد. با این حال، پس از عقب‌نشینی از شهر به دلایل نامشخص، نیروهای او در گذرگاه بتهورون با کمین ویرانگری روبرو شدند.

غنائم معبد اورشلیم که پس از جنگ اول یهودیان و رومی‌ها به صورت پیروزمندانه حمل شدند، همان‌طور که روی طاق تیتوس به تصویر کشیده شده است.

پس از شکست گالوس، یک دولت موقت در اورشلیم تشکیل شد و فرماندهان نظامی را در سراسر کشور منصوب کرد. به زودی امپراتور نرون، وسپاسیان را مأمور سرکوب شورش کرد و در سال ۶۷ میلادی، او لشکرکشی‌ای را در جلیل آغاز کرد و دژهای شورشیان مانند یودفات، تاریچایا و گملا را محاصره و نابود کرد. در همین حال، اورشلیم مملو از پناهندگان و شورشیان شد. در داخل شهر، جناح‌های داخلی یهودی با هم درگیر شدند، زیرا زیلوت‌ها قدرت را به دست گرفتند، دولت میانه‌رو را سرنگون کردند و از ادومی‌ها دعوت کردند که رهبران مخالف را قتل‌عام کرده و کنترل خود را تثبیت کردند. تا سال ۶۸ میلادی، وسپاسیان جلیل و بخش‌هایی از یهودیه را با هدف منزوی کردن اورشلیم به دست آورده بود. با این حال، خودکشی نرون در سال ۶۸ میلادی، روم را درگیر جنگ داخلی کرد (" سال چهار امپراتور"). در سال ۶۹ میلادی، وسپاسیان به عنوان امپراتور اعلام شد و به رم رفت، فرماندهی را به پسرش تیتوس سپرد، که آماده بود تا مقاومت باقی مانده یهودیان را در هم بشکند.

در سال ۷۰ میلادی، ارتش روم به فرماندهی تیتوس، اورشلیم را به مدت پنج ماه محاصره کرد. نیروهای تیتوس شامل لژیون‌ها، به همراه دسته‌هایی از دو لژیون دیگر، بیست گروه پیاده‌نظام، هشت سواره نظام و هزاران سرباز که توسط پادشاهان وابسته تأمین می‌شدند، در مجموع حدود ۵۰٬۰۰۰ سرباز بودند. جمعیت اورشلیم با زائران و پناهندگان عید فصح افزایش یافته بود، در حالی که نزاع‌های سه‌جانبه بین گروه‌های یهودی، دفاع آن را بیشتر تضعیف می‌کرد. با کاهش آذوقه، ساکنان از گرسنگی و بیماری رنج می‌بردند. رومی‌ها یکی پس از دیگری به دیوارهای شهر نفوذ کردند و در تابستان به کوه معبد حمله کردند و معبد دوم را ویران کردند. ماه بعد، رومی‌ها فتح اورشلیم را تکمیل کردند، بسیاری از ساکنان آن را قتل‌عام، به بردگی یا اعدام گرفتند و شهر را به ویرانه تبدیل کردند.

در سال‌های پس از آن، نیروهای رومی لشکرکشی نهایی را علیه قلعه‌های دورافتاده تحت کنترل شورشیان آغاز کردند که با سقوط ماسادا در سال ۷۳/۷۴ میلادی به پایان رسید.

دوره بین دو جنگ بزرگ (۷۰–۱۳۲)

[ویرایش]

شکست یهودیان در جنگ اول یهود و روم تأثیر ماندگاری بر یهودیه گذاشت. اورشلیم، مرکز معنوی و ملی قوم یهود، نابود شد و تعداد زیادی از یهودیان در اثر جنگ، قحطی، بیماری و قتل‌عام کشته شدند، در حالی که بسیاری دیگر اسیر یا آواره شدند با این وجود، زندگی جمعی به تدریج بهبود یافت و یهودیان همچنان اکثریت نسبی جمعیت را تشکیل می‌دادند.

پس از آن، استان دستخوش سازماندهی مجدد اداری شد. یک نماینده مجلس سنا به عنوان فرماندار منصوب شد و لژیون دهم فرتنسیس، که در فتح اورشلیم شرکت کرده بود، به‌طور دائم در ویرانه‌های شهر مستقر شد. برای تقویت کنترل روم، مناطق یهودیه و ادوما به عنوان یک منطقه نظامی تحت نظر افسران لژیونر تعیین شدند و جانبازان و همچنین سایر شهروندان رومی در این استان ساکن شدند.

نقشه استان یهودیه در قرن اول

در سال ۱۱۵ میلادی، قیام‌های گسترده یهودیان، معروف به شورش دیاسپورا، تقریباً همزمان در چندین استان شرقی، از جمله قبرس، مصر، لیبی و بین‌النهرین، فوران کرد. سرکوب این شورش حدود دو سال طول کشید و منجر به نابودی تقریباً کامل جوامع یهودی در قبرس، مصر و لیبی شد. دخالت یهودیه همچنان مورد اختلاف است. هیچ منبع کاملاً معتبری مشارکت مستقیم آن را تأیید نمی‌کند و از نظر باستان‌شناسی، تشخیص هرگونه تخریب مربوط به سال ۱۱۷ میلادی از شورش بار کوخبا یک دهه و نیم بعد دشوار است. با این حال، سنت خاخامی خاطره‌ای از «جنگ کیتوس» را حفظ می‌کند و آن را پنجاه و دو سال پس از تخریب معبد دوم و شانزده سال قبل از شورش بار کوخبا قرار می‌دهد و آن را با احکام محدودکننده و ممنوعیت آموزش زبان یونانی مرتبط می‌داند. منابع متأخر سریانی نیز از ناآرامی در یهودیه سخن می‌گویند و شکست‌های رومی‌ها از یهودیان مصر و لیبی در آنجا را توصیف می‌کنند، در حالی که کتیبه‌ای از ساردینیا به یک لشکرکشی یهودی در میان لشکرکشی‌های تراژان اشاره دارد. خصومت‌ها ممکن است توسط اعمال فرقه‌ای رومی در اورشلیم دامن زده شده باشد. هیپولیتوس گزارش می‌دهد که یک لژیون تحت فرمان تراژان بتی به نام کره برپا کرد، در حالی که کتیبه‌ای ثبت کرده است که سربازان لژیون سوم سیرنایکا در سال آخر سلطنت تراژان، محراب یا مجسمه‌ای را به سراپیس در شهر تقدیم می‌کنند.

پس از نقشش در سرکوب ناآرامی‌های یهودیان در استان‌های شرقی، لوسیوس کوئیتوس (همنام جنگ کیتوس) برای مدت کوتاهی با اختیارات کنسولی بر یهودیه حکومت کرد. پس از آنکه هادریان در سال ۱۱۷ جانشین تراژان شد، کوئیتوس برکنار و مارکوس تیتیوس لوستریکوس بروتیانوس جایگزین او شد. وضعیت یهودیه از یک پراتوریان به یک استان کنسولی ارتقا یافت و یک لژیون دائمی دوم، لژیون دوم تریانا فورتیس، قبل از سال ۱۲۰ میلادی در آنجا مستقر شد. سربازان این لژیون جاده جدیدی ساختند که کاپارکوتنا، صفوریس و عکا را به هم متصل می‌کرد و کاپارکوتنا را به یک پایگاه شمالی تبدیل کرده و کریدور بین یهودیه، جلیل، مصر و سوریه را ایمن می‌کرد. برای تقویت کنترل، روم کهنه سربازان و دیگر استعمارگران وفادار را در یهودیه مستقر کرد، سیاستی که هدف آن تأمین امنیت استان بود اما بیگانگی از جمعیت یهودی را تشدید کرد.

امپراتوری روم در زمان هادریان (حکومت ۱۱۷–۱۳۸ میلادی)، که استان رومی یهودیه را در غرب آسیا نشان می‌دهد

شورش بار کوخبا (۱۳۲–۱۳۶)

[ویرایش]

در سال ۱۳۲ میلادی، شورش بار کوخبا - آخرین شورش بزرگ یهودیان و آخرین تلاش سازمان‌یافته برای بازیابی استقلال ملی- در یهودیه فوران کرد. این شورش عمدتاً در یهودیه متمرکز بود و توسط سیمون بار کوخبا رهبری می‌شد. این شورش مستقیماً با تأسیس آئلیا کاپیتولینا، یک مستعمره بت‌پرست رومی، بر فراز ویرانه‌های اورشلیم، آغاز شد. گودمن این اقدام را «راه حل نهایی برای شورش یهودیان» توصیف کرد. مخفیگاه‌های بسیاری که قبل از شورش ساخته شده بودند، نشان می‌دهند که یهودیان از قبل برای درگیری آماده می‌شدند. با پیروزی‌های اولیه بر رومی‌ها، بار کوخبا کنترل یک دولت یهودی را به دست گرفت و سکه‌هایی با نمادها و شعارهایی که استقلال یهودیان را اعلام می‌کردند، مشابه سکه‌هایی که در طول شورش ضرب شده بودند، ضرب کرد. با این حال، نیروهای رومی تحت فرمان امپراتور هادریان سرانجام شورش را سرکوب کردند که منجر به ویرانی گسترده و کشتار جمعی شد، که برخی از مورخان آن را نسل‌کشی توصیف می‌کنند. سقوط بتار و مرگ بار کوخبا در سال ۱۳۵، فروپاشی نهایی شورش را رقم زد. یهودیه به شدت خالی از سکنه شد و بسیاری از یهودیان به بردگی فروخته و به مناطق دوردست منتقل شدند.

در حالی که مرگ هادریان در سال ۱۳۷ برخی از محدودیت‌ها و آزار و اذیت‌ها را کاهش داد، جمعیت یهودیان در منطقه به شدت کاهش یافت. یهودیان باقیمانده عمدتاً در جلیل، جولان و شهرهای دشت ساحلی متمرکز بودند و جوامع کوچکتری در امتداد حاشیه یهودیه و چند منطقه دیگر زندگی می‌کردند.

پیامدها

[ویرایش]

پس از شورش، هادریان قوانینی را وضع کرد که اعمال یهودیان را با هدف از بین بردن ناسیونالیسم یهودی هدف قرار می‌داد.  این شورش همچنین سرنوشت معبد اورشلیم را رقم زد و از بازسازی آن برای آینده‌ای قابل پیش‌بینی جلوگیری کرد. مجازات هادریان همچنین شامل ممنوعیت ورود یهودیان به اورشلیم و مناطق اطراف آن و تغییر نام استان از یهودیه به سوریه فلسطین بود .

ایجاد سوریه فلسطین از ویرانه‌های یهودیه، که نام اول تا آن زمان رسماً مورد استفاده قرار نگرفته بود، مانع از آن نشد که یهودیان در نوشته‌های خود از این سرزمین به عنوان "یهودا" ( عبری : יהודה )  یا "سرزمین اسرائیل" (عبری: ארץ ישראל ) یاد کنند.[۲۲]

اقتصاد

[ویرایش]

کشاورزی

[ویرایش]
آرامگاهی سنگی متعلق به یهودیان در هوروات بورگین، مربوط به اواخر قرن اول پیش از میلاد تا شورش بار کوخبا

کشاورزی نقش مهمی در زندگی اقتصادی یهودیه داشت. گندم، جو، زیتون و انگور محصولات اصلی کشت شده در مزارع یهودیه بودند. شواهد مربوط به کشت گیاهان دارویی، سبزیجات و حبوبات از ادبیات ربی، آثار یوسفوس و عهد جدید به دست می‌آید. نوشته‌های مربوط به اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم نشان می‌دهد که کشاورزان یهودی برنج را در اوایل دوره روم به یهودیه معرفی کردند. محصول محلی، برنج ریز و درشت بود.

منابع

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]
  1. Goodman 1987, p. 9.
  2. Safrai & Stern 1974, p. 216.
  3. Berlin & Overman 2002, p. 2.
  4. Gabba 1999, pp. 94–95.
  5. Berlin & Overman 2002, p. 3.
  6. Price 1992, p. 5.
  7. Gabba 1999, p. 113.
  8. Founded in the years 22–10 or 9 B.C. by Herod the Great, close to the ruins of a small Phoenician naval station named Strato's Tower (Stratonos Pyrgos, Turns Stratonis), which flourished during the 3d to 1st c. B.C. This small harbor was situated on the N part of the site. Herod dedicated the new town and its port (limen Sebastos) to Caesar Augustus. During the Early Roman period, Caesarea was the seat of the Roman procurators of the province of Judea. Vespasian, proclaimed emperor at Caesarea, raised it to the rank of Colonia Prima Flavia Augusta, and later Alexander Severus raised it to the rank of Metropolis Provinciae Syriae Palestinae." A. Negev, "CAESAREA MARITIMA Palestine, Israel" in: Richard Stillwell et al. (eds.), The Princeton Encyclopedia of Classical Sites (1976).
  9. Gabba 1999, pp. 127–128, 130.
  10. Goodman 1987, p. 1.
  11. Gabba 1999, p. 130.
  12. Safrai & Stern 1974, pp. 308–309.
  13. Josephus, The Jewish War, Book 2, Chapter 56.
  14. Josephus, Antiquities of the Jews, Book 17, Chapters 271-272.
  15. Malamat, Abraham; Tadmor, Hayim (1976). A History of the Jewish People. Harvard University Press. ISBN 978-0-674-39731-6. When Archelaus was deposed from the ethnarchy in 6 CE, Judea proper, Samaria and Idumea were converted into a Roman province under the name Iudaea.
  16. Millar, Fergus (1995). The Roman Near East: 31 BC–AD 337. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press. p. 44.
  17. A History of the Jewish People, H. H. Ben-Sasson editor, 1976, page 247: "When Judea was converted into a Roman province [in 6 CE, page 246], Jerusalem ceased to be the administrative capital of the country. The Romans moved the governmental residence and military headquarters to Caesarea. The centre of government was thus removed from Jerusalem, and the administration became increasingly based on inhabitants of the Hellenistic cities (Sebaste, Caesarea and others).".
  18. «Josephus, Antiquities Book XVIII». earlyjewishwritings.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۵.
  19. Cotton 2022, p. 389.
  20. H. H. Ben-Sasson, A History of the Jewish Peoples, page 247–248: "Consequently, the province of Judea may be regarded as a satellite of Syria, although, in view of the measure of independence left to its governor in domestic affairs, it would be wrong to say that in the Julio-Claudian era Judea was legally part of the province of Syria.".
  21. Josephus, Antiquities 17.355 & 18.1–2;.
  22. دکر، مایکل (۲۰۰۹). شخم زدن زمین نفرت‌انگیز: تولید و تجارت کشاورزی در شرق باستان متأخر. آکسفورد، انگلستان: انتشارات دانشگاه آکسفورد. صفحات ۱۰۹-۱۱۰.