گیوم تل (شخصیت)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مختصات: ۴۶°۵۵′۵۷″شمالی ۸°۳۶′۴۲″شرقی / ۴۶٫۹۳۲۶°شمالی ۸٫۶۱۱۸°شرقی / 46.9326; 8.6118

مجسمه ویلیام تل با پسرش

ویلهلم تل (ویلیام تل، گیوم تل)،[۱] قهرمان اسطوره‌ای سوییس در قرن چهاردهم است. در دورانی که دودمان هابسبورگ ان منطقه را زیر تسلط خود درآورد، او جانب ستمدیدگان را گرفت و با رفتار خویش مردم را به مقاومت در برابر متجاوزین ترغیب نمود. شخصیت ویلهلم تل در سوییس همانند رابین‌هود در انگلستان است.

ویلهم تل در برابر نمادی که اشغالگران کشورش گذاشته بودند خم نشد و آن را به هیچ گرفت و تاوان آن را هم پس داد. مجبور شد روی سر پسر کوچکش یک سیب بگذارد و به آن شلیک کند که می‌توانست در صورت کوچکترین خطا، فرزندش را به قتل برساند.

ویلهم تل قهرمان ملی حماسه‌های سوییس برای دفاع از روستائیان در مقابل نظام فئودالی زمانه خویش می‌ایستد، به گونه ای که می‌توان او را رابین هود سوئیسی در قرون وسطی خواند.

در طول قرن نوزدهم، و حتی در دوره جنگ جهانی دوم، در سوییس و در کل اروپا وی سمبل شورش علیه استبداد محسوب می‌شد.

یوهان ولفگانگ فون گوته و شیللر، ماکس فریش،[۲] «آلفونسو یاستر»[۳] نویسنده و نمایشنامه‌نویس سوئیسی و… در مورد ویلهم تل نوشته‌اند. چارلی چاپلین هم در فیلم سیرک به نوعی از او تقلید کرده‌است.

کتاب ویلهلم تل که شیلر نوشت، بر بسیاری تأثیر گذاشت و انقلابیون فرانسه از آن الهام گرفتند. اثر شیللر یکی از زیباترین جلوه‌های حق جوئی و آزادی‌خواهی درادبیات است، صحنه ای از زندگی ملت آزاده ای است که به زنجیر اسارت بیگانه دچار شده اما روح سرکش و طوفانی اش به این یوغ گردن نمی‌نهند و می‌خواهد آزاد باشد.

آدولف هیتلر شیفته آن بود و در کتاب «نبرد من»[۴] به آن اشاره نموده‌است. بتهوون نیز عاشق چامه‌های شیلر (در مورد ویلهم تل) بود.

سالوادور دالی[۵] او را به تصویر کشیده و جواکینو روسینی،[۶] برای او آهنگ زیبایی[۷] ساخته‌است.[۸]

درباره نمايشنامه «ويلهلم تل»[ویرایش]

نمايشنامه «ويلهلم تل» اثر فريدريش شيلر در سال 1804 براي نخستين بار در شهر «وايمار» به نمايش درآمد.[۹] در این نمایشنامه نکات مهم تاریخ با زندگی ساده و بی آلایش روستائیان درآمیخته و یک موضوع سیاسی بدون اینکه در شخصیت و حیات حقیقی دخالت کنندگان آن تغییری دهد، به انجام می رساند. به دلیل وضع اجتماعی متفاوت در آن زمان با نوع دیگری از خودیاری رو به رو هستیم. در این نمایشنامه قهرمان داستان از حقوق طبیعی انسانی و فردی دفاع می کند و در مقابل استبداد والیان هابسبورگ ایستادگی می کند. از آن جائی که استبداد والیان خارجی حاکم بر مناطق سوئیس(حدود ۱۳۰۰میلادی) فراگیر بود، مسأله ی خودیاری در مقابل ظلم حاکم روح ملی پیدا می کند و نمایندگان ایالت های سوئیس، اوری و اونتروالدن مخفیانه در گردهمائی روتلی تصمیماتی را برای قیام علیه گسلر والی مستبد می گیرند.[۱۰]


صفحات مرتبط[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. اسم «ویلهلم» معادل «ویلیام» انگلیسیی و «گیوم» فرانسوی است. مردم سوییس از او با عنوان «ویلهلم تل» یاد می‌کنند.
  2. Max Frisch
  3. Alfonso Sastre
  4. Mein Kampf
  5. Salvador Dalí
  6. Gioachino Rossini
  7. opera William Tell
  8. اورتور ویلهم تل را Pete Lashley نیز با گیتار اجرا کرده‌است.
  9. «نمايشنامه «ويلهلم تل»». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.
  10. «تیاتر جهانمروری بر نمایشنامه های راهزنان و ویلهلم تل اثر شیللر». نت نوشت.