گوش (ایزد)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

گوش یا گوشورون یا گئوش یا گئو یا سیاگالش شماری از نام‌های ایزدبانوی نگهبان چارپایان است.

گَاوش اوروَن خدای‌بانوی نگهبان چهارپایان مفید است که تخمه آنان را از ماه می‌گیرد و به زمین می‌فرستد. دُرُواسپ نام دیگر اوست که ایزدبانوی حامی چهارپایان، به‌ویژه اسبان است.[۱] در یسنا هات ۲۶ روانِ گوشَ نیک کُنشی مورد ستایش قرار گرفته‌است. یشتی از کتاب یشت‌ها به نام گوش‌یشت یا دُروسَپ یشت در ستایش این ایزد است.

ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه آورده: روز چهاردهم (ماه دی) روز گوش است که آنرا سیرسور نیز می‌نامند. در این روز ایرانیان سیر و شراب می‌خورند و سبزی‌ها را با گوشت‌هائی که استعاذه از شیطان بر آن خوانده‌اند، می‌پزند و سبب این است که شیاطین (دیوان) را که پس از قتل جمشید چیره شده‌بودند، مردم ایذاء آنان را دفع کردند و از قتل جمشید حزین گشتند و سوگند یاد کردند به چربی نزدیک نشوند و اینکار در ایشان سنت ماند. ایزدگوش از همکاران امشاسپند بهمن است. به گفتهٔ بندهش گیاه میزورس به ایزدگوش تعلق دارد.[۲]

سیاگالش[ویرایش]

اسطوره یا ایزد سیاگالش از جمله دیگر نام‌های ایزد گوش یا گئوشورون است که در بین مردمان تالش و غرب و جنوب غرب دریای خزر رواج دارد. شگفت این که در بین مردمان گوشه و کنار کشور ایران ، اسطوره سیاگالش فقط در فرهنگ تالشان و گالشان باقی مانده و اعتقادات مربوط به این فرشته ظاهراً در دیگر جاها خیلی وقت پیش از خاطره‌ها زدوده شده‌است.[۳][۴]

پژوهشگری راجع به سیاگالش در فرهنگ کوهنشینان گیلان می نویسد : "سیاگالش ، نام چوپانی جنگلی است که نیمه وحشی است. با سایر مردم آمیزش ندارد و گله ی گاو وحشی به دنبال دارد. محل اختفای او در جنگل ، معروف است که پناهگاه جانوران است. در قلمرو او نباید به حیوانی آزار برسانند یا شکار کنند. کسی که جرات این گستاخی را داشته باشد ، سیاگالش او را کیفر می رساند ، خوف و وحشت در جانش می ریزد. چه بسیار دیده شده‌است شکارچی به اعتقادی که شبانگاه به دنبال جانوران به محوطه خیالی سیاگالش رفته‌است. به هنگام سپیده دم ، مرده این صیاد را پیدا کرده‌اند ، در حالی که از وحشت چشمانش از حدقه بیرون گشته است یا آن کسان که جاموران را آسیبی می رسانند ، بدبختی دامن گیرشان شده و زندگیشان به تباهی کشیده شده‌است. در ضمن معروف است که روز جمعه بازار ، سیاگالش به هیئت پیرمردی در این بازار حضور می یابد و کره یا ماست می فروشد. هر کس از او کوزه‌ای ماست یا قالبی کره بگیرد ، این محصولات هرگز در خانه تمام نمی‌شود. به نظر جنگل نشینان ، سیاگالش ممکن است به شکل حیوانی در آید به هیئت گاوی درشت چشم ، تیزسم ، بلند شاخ یا ورزای پر هیبت میانسالی جلوه نماید."[۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. طاهری، صدرالدین (۱۳۹۳، ص ۸۲). ایزد بانوان در فرهنگ و اساطیر ایران و جهان. روشنگران و مطالعات زنان. تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  2. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی، ص ۶۱۴
  3. تاریخ کادوس‌ها ، علی عبدلی ، نشر فکر روز . فصل فرهنگ و باورها . 1378
  4. تات‌ها و تالشان ص131
  5. نوشته دکتر جابر صابری ، چیستا ، سال 3 ، شماره 2 ، سیاگالش.

منابع[ویرایش]

  • عفیفی، رحیم. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. چاپ اول. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۴.