گرگور مندل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
یوهان گرگور مندل
Gregor Mendel.png
متولدهاینزندرف، ۲۰ ژوئیه ۱۸۲۲
درگذشتبرنو، ۶ ژانویه ۱۸۸۴ (۶۱ سال)
دینمسیحیت

یوهان گرگور مندل (به آلمانی: Johann Gregor Mendel) (۲۰ ژوئیه ۱۸۲۲ – ۶ ژانویه ۱۸۸۴) کشیشی اتریشی-آلمانی بود که به عنوان پدر دانش ژنتیک شناخته می‌شود .

گرگور مندل در ۱۸۶۵ توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات وراثتی را که حاصل آزمایش‌های او روی گیاه نخود فرنگی بود، شناسایی کند؛ ولی از آنجایی که در جامعه علمی آن زمان بسیاری از افراد با نفوذ همچنان نظریات داروین و لامارک را صحیح می‌پنداشتند به دیدگاه‌ها و کشفیات او اهمیت چندانی ندادند و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. به نظر می‌رسید، پرونده این دانش رو به بسته شدن است. در سال ۱۹۰۰ میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل، توسط درویس، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود .

بعد از کشف مجدد کارهای مندل در ابتدای این قرن، خیلی سریع به این موضوع پی برده شد که اصول اساسی وراثت که وی در نخود کشف کرده بود در گونه‌های گیاهی و جانوری دیگر نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد .[۱]

زندگی‌نامه[ویرایش]

یوهان مندل، در ژوئیه سال ۱۸۲۲ در یک خانواده روستایی آلمانی‌تبار به دنیا آمد. زادگاه او دهکده هاینزدورف در موراویا بود که در آن موقع جزو مستعمره‌های اتریش محسوب می‌شدوارد مدرسه ابتدایی شد.او پسر بچه‌ی جدی ای بود و در مدرسه برای گرفتند نمرات خوب ،به سختی تلاش میکرد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی، برای ادامه تحصیل از هاینزدورف به تروپا، که از شهرهای مجاور بود، رفت و وارد مدرسه متوسطه شد. به دلیل فقر مالی و بی ماری که در آن دور گرفته بود خانقاه بزرگ آلبرون شد. وی در بیست و یک سالگی زندگی رهبانی پیشه کرد و لقب گرگور گرفت،البته آنقدر ها هم مذهبی نبود اما میگفت سکوت صومعه جان میدهد برای آزمایشات علمی. اما متاسفانه اولین مسئولیتی که به او سپرده شد، عیادت از افراد بیمار بود.گریگور زود رنج ولطیف،تحمل دیدن درد و رنج دیگران را نداشت،به همین دلیل بعد از مدتی راهبان او را فرستادند جایی دیگر تا معلمی کند.گریگور تعلیمات لازم را دید تا معلم علوم شود،اما او در متحانات علوم مردود شد.چند سال بعد،دوباره تلاش کرد اما همینطور که سرکلاس نشسته بود و با تعجب به سوالات علوم نگاه میکرد،فهمید که دوباره مردود خواهد شد سر جلسه امتحان بلند شد و به صومعه بازگشت و برای همیشه فکر معلم علوم شدن را کنار گذاشت. اما علوم را رهانکرد و در باغچه صومعه مشغول کاشتن نخود سبز شد. مندل دریافت که گیاهان والد ویژگی های خود را به صورت پیام های شیمیایی که در گرده آنها ذخیره میشوند،به فرزندان خود یا همان نهال بذری های خود انتقال میدهند.که ما امروزه به آن پیام ها ژن میگوییم . مندل دوره مطالعات کشیشی را در سال ۱۸۴۷ به پایان رساند و به درجه افتخاری کلیسا نایل آمد. او در ۴۷ سالگی به مقام سرپرستی صومعه رسید. مندل در سال ۱۸۸۴ درگذشت.

کشف مندل[ویرایش]

مندل مسئلهٔ وراثت را در گیاهِ نخودفرنگی بررسی کرد. او دو نوع نخودفرنگی را یکی با دانه‌های سبز و دیگری با دانه‌های زرد انتخاب کرد. همان‌طور که همه می‌دانیم:

  • اگر نخودفرنگی‌های دانه سبز را با هم جفت کنیم مسلم است که فرزندان نیز دانه سبز خواهند شد.
  • اگر نخودفرنگی‌های دانه زرد را با هم جفت کنیم مسلم است که فرزندان نیز دانه زرد خواهند شد.

اما مندل نخود فرنگی‌های دانه سبز و دانه زرد را با هم جفت کرد. مندل مشاهده کرد که همهٔ فرزندان دانه زرد شدند (نسلِ اول همه زرد). با این وجود وقتی این فرزندان را که همگی دانه سبز بودند با یکدیگر جفت کرد، نتیجه بسیار عجیب بود. ۳/۴ فرزندان نسل دوم دانه زرد و ۱/۴ دانه سبز شدند! او همین آزمایش را با خصوصیات و ویژگیهای دیگر گیاه نخودفرنگی نیز تکرار کرد و به نتایج مشابه رسید. از آنجایی‌که او چیزی از ژن‌های غالب و مغلوب نمی‌دانست این موضوع برایش بسیار عجیب می‌نمود. او استدلال کرد که در تعیین هر ویژگی دو عامل نقش دارد. (مثلاً برای تعیین رنگ دانهٔ گیاه نخودفرنگی دو عامل سبز و زرد وجود دارد) یکی از این دو عامل بر دیگری ارجعیت داشته و آن ویژگی یا خصوصیت را تعیین می‌کند. امروزه این عوامل، ژن (الل) نامیده می‌شوند. یافته‌های مندل این عقیده رایج که فرزندان به سادگی صفات والدین را به ارث می‌برند و یا صفات فرزندان آمیخته ای از صفات هر دو والد است، به مبارزه طلبید. در واقع این یافته‌ها نشان داد که بینِ ژنوتیپ (توانایی بالقوهٔ ژنتیکی) و فنوتیپ (ویژگی‌ها و خصوصیات بالفعل شده) تفاوت وجود دارد. مثلاً در مورد گیاه نخودفرنگی، از لحاظ فنوتیپ همهٔ این والدین دانه زرد بودند ولی از لحاظ ژنوتیپ آن‌ها یک ژن دانه سبز و یک ژن دانه زرد داشتند.[۲]

اشتباه مندل[ویرایش]

مندل گمان می‌کرد که تمامیِ ژن‌ها مستقل از یکدیگر عمل می‌کنند. امروزه می‌دانیم که این قانون تنها برای ژن‌های غیرپیوسته صحیح است. یافته‌های معاصر نشان می‌دهد که قانون مندل در مورد ژن‌های پیوسته صحیح نیست. زیرا تمامی ژن‌های موجود بر روی یک کروموزوم با یکدیگر در ارتباط بوده و متعلق به گروه پیوستهٔ مشابهی می‌باشند. در نتیجه کروموزوم در نقل و انتقالات خود، همه ژن‌های پیوسته را با خود حمل می‌کند؛ بنابراین، بر خلاف باور مندل، ژن‌های پیوسته به‌طور مستقل از یکدیگر انتقال نمی‌یابند، بلکه تنها ژن‌های موجود بر روی کروموزوم‌های مختلف، به‌طور جداگانه انتقال می‌یابند.[۳]

پانویس[ویرایش]

  1. مبانی ژنتیک. جونز–کارپ ترجمهٔ دکتر فارسی و دکتر شهریاری – نشر بنفشه – صفحهٔ ۵۵
  2. مبانی شناخت انسان– اثر مایکل آیزنک– ترجمهٔ ب. کوشا- چاپ اینترنتی – ویرایش اول ۱۳۸۷- (فصل چهارم) ص۱۵۳–۱۵۴ نسخهٔ PDF
  3. ژنتیک استانسفیلد – الرود – ترجمهٔ رضا پیله چیان، دکتر محمدی، دکتر معتمدی – نشر آییژ – صفحهٔ ۱۵٬۱

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ معین - جلد ششم (اعلام)
  • پیشگامان علم - نوشته فیلیپ کین - ترجمه پرویز قوامی - تهران انتشارات امیر کبیر ۱۳۶۲