گروه صنعتی مینو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مینو
نوع شرکت سهامی عام
بنا نهاده ۱۳۳۸
دفتر مرکزی خرمدره-استان زنجان
مدیر عامل طاهره سخت باز (رئیس و مدیر عامل شرکت)
وب‌گاه وب‌گاه شرکت مینو

گروه صنعتی مینو نام یک شرکت ايراني مستقر در خرمدره است که در سال ۱۳۳۸ خورشیدی توسط علی خسروشاهی بنیان نهاده شد و در ۱۶ آبان همان سال فعالیت تولیدی خود را با تأسیس شرکت صنعتی پارس مینو آغاز كرد.[۱] و هم‌اکنون با تولید انواع بیسکوئیت، شکلات، دارو، لوازم آرایشی و بهداشتی در کشور فعالیت می‌کند.[۲] گروه صنعتی مینو در حال حاضر به صورت هلدینگ و زیر نظر شرکت اقتصادی و خودکفایی آزادگان اداره می‌شود که متشکل از ۱۲ شرکت حقوقی مستقل است. تا سال ۱۳۵۷ مدیریت کارخانه به عهده علی خسرو شاهی بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اختیار سازمان صنایع ملی ایران قرار گرفت؛ و از سال ۱۳۸۰، ۵۱ درصد سهام به شرکت اقتصادی و خودکفایی آزادگان واگذار گردید.[۳]

پيشينه[ویرایش]

برادران خسروشاهي، حسن، حسين و غفار، تجارت را به صورت خانوادگي در سال 1280 خورشيدي در تبريز آغاز كردند. تجارت‌خانه آنها در ميانه بازار تبريز بود و به واردات كالاهايي از قبيل فاستوني، كاغذ و چاي و... مي‌پرداختند. در نيمه دوم حكومت رضاشاه، به همراه براداران شالچيلار كارخانه نساجي آذربايجان را در قزوين با سرمايه 352 هزار تومان و 100 دستگاه ريسندگي و بافندگي پنبه تاسيس كردند، اين كارخانه تجربه چندان موفقي براي خاندان خسروشاهي به همراه نداشت و پس از مدتي، بين شركا اختلاف ايجاد شد و در سال 1325 از يكديگر جدا شدند. به اين ترتيب، هر كدام از شركا، سرمايه خود را در رشته ديگري به كار گرفتند. حاج حسن خسروشاهي، نمايندگي شركت دارويي ماكسون و رابينز و شيرخشك كرافت را گرفت. علي خسروشاهي نخست نماينده فروش محصولات دارويي بوتس و بخاري علاءالدين و بعد محصولات نستله شد و شالچيلارها نيز نمايندگي شركت دارويي UCB را گرفتند.[۴]

در سال 1327، علي خسروشاهي، پسر غفار، به اروپا سفر و با برخي شركت‌ها روابط تجاري برقرار كرد و با گرفتن نمايندگي محصولات دارويي بوتس انگلستان، دوره جديدي از تجارت را آغاز كرد. در سال 1329 حاج غفار خسروشاهي درگذشت و مشكلاتي تجاري براي خانواده ايجاد شد، پس از آن، علي و برادرش، غفار كارهاي تجاري را تقسيم كردند؛ جليل عازم هامبورگ شد و علي در تهران به اداره امور پرداخت. به هرحال، علي خسروشاهي در سال 1333 توانست نمايندگي انحصاري شركت نستله را در ايران به دست آورد. در اواسط دهه 1330، با افزايش درآمد ارزي، دولت واردات برخي مواد غذايي و بهداشتي را تاحدودي آزاد كرد و خانواده علي خسروشاهي توانستند نمايندگي شركت‌هاي معروفي نظير هاينز، كلوگ، شارپ و پيك فرين را به دست آورند. جليل خسروشاهي هم توانست نمايندگي هنكل را به ايران آورد. علي خسروشاهي در سال 1338، شركت سهامي خاص خوراك را تاسيس كرد كه عملاَ جايگزين تجارت‌خانه علي خسروشاهي شد. او در پاييز همين سال توانست پس از جلب رضايت شركت هنكل آلمان، نمايندگيي توزيع تايد را بگيرد و انحصار بازار پودر رخت‌شويي ايران را از آن خود كند. پس از اين، خسروشاهي توانست توجه و موافقت شركت بوتس براي گرفتن ليسانس اين شركت را به گروه صنعتب مينو جلب كند. شمار كارگرهاي اين كارخانه كه شركت صنعتي پارس نام گرفته‌بود، در ابتدا بيشتر از 15 نفر نبود و اين كارخانه، توليد مواد غذايي را با توليد آب‌نبات و تاقي شروع كرد و اواخر سال 1341 براي اولين بارؤ ويفر را به بازار ايران عرضه كرد. سال 1340 دهه طلايي شركت صنعتي مينو بود طوري كه اين شركت با توسعه كارگاه‌ها، زمين‌هاي جديدي خريداري كرد و كارخانجات مينو با سياست عدم تمركز صنايع در تهران در دهه‌هاي 40 و 50 شمسي، زمين مناسبي با وسعت كافي در خرمدره از توابع شهرستان زنجان خريداري كرد. اين كارخانه در سال 1354 به بهره‌برداري رسيد. در سال 1358 كارخانه خرمدره به شكل يك پارك صنعتي درآمده بود كه منطقه مسكوني و ساير امكانات زندگي را در اختيار كارگران و كارمندان خود گذاشته بود و به توسعه منطقه كمك كرده بود. [۵]

پس از انقلاب

در دوران تظاهرات و ناآرامي‌هاي قبل از انقلاب،‌ گروه صنعتي مينو به دليل وجود شبكه توزيع مويرگي خود براي فروش محصولات، بسيار كمتر از ساير صنايع بامشكل نقدينگي و پرداخت نكردن دستمزد كارگران روبرو شد. به علاه در اين دوران با ناآرامي و اعتصاب عمده‌اي نيز مواجه نشد و به دليل ماهيت خوراكي و دارويي بودن توليداتش، مواد اوليه مورد نيازش عليرغم اعتصاب در گمركات، ترخيص و تخليه مي‌شد و فعاليت‌هاي شركت تا جاي ممكن ادامه داشت. بعد از انقلاب، جايگاه صاحبان صنايع مدرن به شدت متزلزل و نامشخص شد. هيچ‌كس نمي‌دانست چه اتفاقي قرار است بيفتد. عده‌اي از آنها به خارج رفته بودند و منتظر بودند تا با روشن شدن اوضاع درباره آينده تصميم بگيرند. در چنين شرايطي، علي خسروشاهي در خارج به سر مي‌برد، با وجود اينكه از اوضاع كاملا آگاه بود، به ايران برگشت و عليرغم مشكلات كارگري، كم و بيش در كارخانه حضور مي‌يافت. روزنامه‌هاي روز چهارشنبه اول اسفند 1358، خبر دادند كه برخي كارگران شركت مينو كارفرماي خد را گروگان گرفته‌اند. «آنها اعلام كردند براي رسيدگي به خواسته‌هاي‌شان و به منظور تامين نيازهاي دارويي و خوراكي كشور، كارفرما و عوامل وي را به گروگان گرفته‌اند و از دولت مي‌خواهند براي جلوگيري از ورشكستي و تعطيلي اين واحد توليدي هرچه زودتر هيئتي را در جهت رسيدگي به وضع نابسامان اين كارخانه اعزام دارد.»

در آن زمان موج اول ملي شدن صنايع در تيرماه 1358 به سلامت از سر شركت مينو گذشته بود، زيرا اين گروه صنعتي، نه قرض زيادي به بانك‌ها داشت، نه وابستگي به رژيم قبلي. اين امر ائتلاف داخلي عليه علي خسروشاهي را نااميد كرد چون شركت مينو مشمول بند «دال» قانون حفاظت از صنايع شد. اين بند شامل كساني مي‌شد كه هيچ مساله‌اي نداشتند و دولت هم از آنان حمايت مي‌كرد. در اين زمان، فشارها عليه علي خسروشاهي بيشتر شد و كارگران شركت را به ابراز نظريه‌اي تازه با عنوان «جدا كردن مالكيت از مديريت» سوق داد. نتيجه اين نظريه، كوتاه كردن دست علي خسروشاهي و مديران معتمدش از كارخانه بود.

در روز ششم اسفند 1358، با حضور نماينده دادستان كل انقلاب، خسروشاهي پذيرفت اولاَ حل نهايي مسائل مربوط به كليه دارايي‌هاي خود و خانواده‌اش را به حكميت بسپارد. دوم اينكه خواسته‌هاي كاركنان در مورد سود ويژه سال‌هاي 1356 و 1357 و همچنين عيدي سال 1358 مورد بررسي دقيق‌تر قرار گيرد و مورد پرداخت سود ويژه بر مبناي حداقل سالي چهار ماه متوسط آخرين حقوق و عيدي معادل يك ماه توافق به عمل آيد و حتي‌المقدور پرداخت آنها سريعا انجام شود.

باوجود اين توافقات، در فروردين 1359، ابوالحسن بني‌صدر در نامه‌اي به وزارت صنايع اعلام كرد كه شوراي انقلاب جمهوري اسلامي ايران در جلسه 27 اسفند 1358 خود، بر اساس پيشنهاد وزارت صنايع، اداره كارخانجات گروه صنعتي مينو (صنعتي پارس، خوراك و پرسويس) را به اين وزارت‌خانه سپرده است. آخرين اميدهاي علي خسروشاهي بعد از واقعه گروگان‌گيري نقش بر آب شد و او چند ماه بعد از واگذاري كارخانه‌ها در سال 1359، كشور را ترك كرد. با پايان جنگ تحميلي، يك بار ديگر اميد بازگشت در دل او زنده شد اما هيچ تغييري در مالكيت شركت صورت نگرفت. توليد بخش آرايشي متوقف شد و توليد بخش دارويي كاهش يافت. بسياري از پرسنل كليدي بخش توليد و بازاريابي و فروش از خدمت مرخص شدند و شركت خوراك كه بزرگ‌ترين شركت پخش و فروش در ايران بود،‌ در سال 1365 منحل شد. شركت خوراك چون يك شركت توليدي بود، تحت هيچ عنواني مشمول قوانين ملي شدن صنايع نمي‌شد، ولي دارايي‌هاي غيرنقدي شركت را به قيمت اسمي كه درصد كوچكي از ارزش حقيقي آن بود، به شركت تازه‌تاسيس قاسم ايران منتقل كردند.[۶]

برند مینو[ویرایش]

برند مینو در سال ۱۳۹۲ در دهمین جشنواره ملی قهرمانان صنعت ایران به عنوان یکی از ۱۰۰ برند برتر ایران شناخته شد.[۷]

پانویس[ویرایش]

  1. «تاریخچه شرکت مینو». گروه صنعتی مینو. 
  2. «تاریخچه شرکت مینو». گروه صنعتی مینو. 
  3. «دربارهٔ مینو». دربارهٔ مینو. 
  4. كتاب موقعيت تجار و صاحبان صنايع در ايران عصر پهلوي، علي اصغر سعيدي- فريدون شيرين كام، نشر: گام نو،1389
  5. كتاب موقعيت تجار و صاحبان صنايع در ايران عصر پهلوي، علي اصغر سعيدي- فريدون شيرين كام، نشر: گام نو،1389
  6. كتاب موقعيت تجار و صاحبان صنايع در ايران عصر پهلوي، علي اصغر سعيدي- فريدون شيرين كام، نشر: گام نو،1389
  7. «برندهای ارزشمند ایران معرفی شدند». خبرآنلاین، ۲۱ دی ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۷ مرداد ۱۳۹۴.