کیان‌ارثی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از کیان ارثی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

کیان‌ارثی، کیانِرسی یا کِی‌نورسی نام یکی از باب‌های مردم بختیاری و از شاخه چهارلنگ است.در ابتدا و تا قرن سیزده هجری قمری دو طایفه کیانرسی (مشخصا اولاد زمان خان و...) و طایفه محمودصالح که اصالتا از یک ریشه می‌باشند، یک طایفه مستقل و دارای سرزمین مشترک بوده‌اند که بعد از جدا شدن رشیدخان کیانرسی فرزند زمان خان به همراه طایفه خود از بدنه طایفه محمود صالح، منطقه فریدن را به سمت مالمیر وقلعه تل ترک نمود و با پیوستن دیگر طوایف چون جانکی، سهونی، مکوندی و غیره به طایفه کیانرسی، باب مستقلی را در شاخه چهارلنگ به وجود آوردند. ایل بختیاری، به دو شاخه چهارلنگ و هفت لنگ تقسیم می‌شود و بر پایه نمودار اجتماعی ایل بختیاری؛ که قدمت آن به اوایل قرن شانزدهم میلادی بازمی‌گردد، شاخه هفت‌لنگ از چهار باب و شاخه چهارلنگ از پنج باب (پیشتر در تقسیمات مربوط به زیرمجموعه‌های چهارلنگ، بجای واژه باب، از واژه بزرگ طایفه استفاده می‌شد) تشکیل می‌شود، که کیانرسی، یکی از این ۵ باب می‌باشد.[۱][۲][۳][۴][۵][۶]

چهارلنگ کیان‌ارثی در گذر تاریخ؟ کیان‌ارثی‌ها که هستند؟

طایفهٔ کیان‌ارثی یکی از شاخه‌های چهارلنگ بختیاری که در ادوار گذشته چه از طریق نگارش و یا گفته‌های بزرگان، به شکل‌های متفاوتی نوشته شده‌است.

در مورد چگونگی نامگذاری این طایفه نظریه‌های مختلفی بمیان می‌آید و در اسناد و نوشته‌های پیشین به شیوه‌های «کنورسی، کِنرسی، کینورسی، کینورثی، کیانرثی، کیانرسی، کیومرثی به دفعات زیادی بکار رفته است.

اما سؤالی که پیش می‌آید این است که اصل ریشه‌ی این طایفه کدام یک از موارد بالا می‌باشد و چرا بدین نام نهاده شده است، در این خصوص آراء و نظریات و فریضه‌های مختلفی بیان شده است.

بعضی نیاکان کیان‌ارثی را به سلسله‌ی کیانیان که از سلسله‌های باستانی و از دودمان ساسانیان می‌دانند، که احتمالاً جد آنان شخصی بنام «نرسی» فرزند گاماسب برادر قباد ساسانی پادشاه ایران‌زمین می‌باشد و به دلیل دانایی و حکیم بودن به «کی‌نرسی» لقب گرفته چرا که کلمه «کی» در لغت به معنی دانشمند و حکیم می‌باشد.

گاماسب بعد از قباد پادشاه ایران می‌شود و بعد از گاماسب فرزندش «نرسی» جانشین پدر می‌شود و پیش از آن سال‌ها سردار سپاه انوشیروان می‌شود و فتوحات بسیاری را به ارمغان می‌آورد و در سرکوب یاغیان و متجاوزین مرزی تلاش وافری از خود نشان می‌دهد. برخی دیگر منشاء شکل‌گیری و نام‌گذاری این طایفه را از منطقه «کینو» می‌دانند، چرا که این منطقه تا قبل از دو قرن پیش یعنی در دوران حکمرانی حسن‌خان کیان‌‌ارثی (پدر علیرضاخان) مِلک و موطن این طایفه بوده و نام «کینو» بر آنان اطلاق شده و کینورثی (یعنی کینو ارث آنان بوده‌است). اما قدیمی‌ترین اسناد موجود که نام این طایفه یعنی کیان‌ارثی در آن نوشته شده مربوط به دوران صفویه و افشاریه می‌باشد. سند اولی در سال 1140 ه ق در دوران حکومت شاه تهماسب صفوی صادر شده‌است و در این سند از مردان‌خان کنرسی چهارلنگ به دلیل سرکوب افاغنه در اصفهان و همچنین به دلیل جلوگیری کردن از ارتش عثمانی که قصد داشتند خود را از همدان، بروجرد، الیگودرز به اصفهان برسانند که با دلیرمردان چهارلنگ روبرو شده و مانع از ورود آنان شدند. سند دوم اشعاری مربوط به واقعه کشته شدن 7 نفر از سران برخی تیره‌های کیان‌ارثی می‌باشد که این واقعه در شب عروسی آغفار عالیوند، که بعلت اختلافات پیش آمده، محمدتقی‌خان تصمیم به کشتن آن‌ها می‌کند. این واقعه حدوداً به 185 سال پیش در روستای‌ تال‌بلاغ شهرستان فریدن رُخ می‌دهد.توضیح اینکه از آن هفت نفر، برخی از آنان در دم جان سپردند و چندتن از آنان بعلت جراحت و زخمی که برداشته بودند و بعلت خونریزی در روزهای بعد جان سپردند، آ غفار و آحسن عالی وند (عالی‌جعفری) و خواهرزاده‌اش آخیری غریب وند (نوهٔ آغریب) در روستای خویگان سفلی در کنار هم بخاک سپرده شدند. کیان‌ارثی

تقسیمات[ویرایش]

کیانرسی خود از تعداد ۳۱ طایفه مستقل تشکیل شده‌است وهمچون سایر باب‌های دیگر، بیشتر این طوایف، نسبت خانوادگی مستقیم با یکدیگر ندارند اما با هم متحد می‌باشند. درتقسیمات طایفه ای بیشتر طایفه‌ها بین ایل دورکی و بابادی هفتلنگ تفکیک شده‌اند و خود باب میدانند حموله -کهیش-باورصاد-مکوندی-تمبی-بلواسی-اسفتین-بهوندی-ممبینی-گلگیری-کردزنگنه-سادات بویری

  1. برون
  2. اسفتین
  3. بیگدلی(بخش جانکی آن ها)
  4. بهوند،بهوندی جزو بزرگترین طوایف از نظر پراکندگی جمعیت
  5. حموله
  6. باورصاد شفیع خان وزیر محمدتقی خان، برآن‌ها حکومت می‌کرد.سهونی به سه شعبه تقسیم می‌شود: کهیش، باورساد، حموله.
  7. ممبینی
  8. کهیش
  9. زنگنه
  10. کهوایی
  11. سهونی
  12. محمد جعفری
  13. مکوندی
  14. کرد زنگنه
  15. عالی‌وند
  16. هرکل
  17. بوربورون
  18. غریب‌وند
  19. استکی
  20. عاشوروند
  21. گل‌گیری
  22. آل خورشید
  23. سادات بویری
  24. تمبی
  25. شیخ شاه‌منگشت
  26. کیانی
  27. پوستین بکول
  28. بلواسی
  29. کیوپی
  30. گشتیل
  31. شیخ صالح
  32. خان زاده
  33. روحانی

منابع[ویرایش]

  1. Arash Khazen (۲۰۰۹). «Tribes and Empire on the Margins of Nineteenth-Century Iran p.22». University of Washington. دریافت‌شده در ۲۰۱۴. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  2. «Iran Almanac and the Book of Facts». Echo of Iran. ۱۹۷۰.
  3. «نمودار اجتماعی طوایف بختیاری». دانشنامه ایرانیکا.
  4. «Bakhtyārī». دانشنامه بریتانیکا. دریافت‌شده در 3-25-2014. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  5. «BAḴTĪĀRĪ TRIBE». Encyclopaedia Iranica. دریافت‌شده در ۸ ژانویه ۲۰۱۴.
  6. Carl Skutsch. «Encyclopedia of the World's Minorities page.176».
  • حسین ابراهیمی ناغانی (۲ اسفند ۱۳۸۸). «اسامی طوایف و شعب ایل بختیاری». وب‌گاه انسان‌شناسی و فرهنگ.
  • اوژن بختیاری، ابوالفتح. «تاریخ بختیاری» تهران، ضمیمه مجله وحید، ۱۳۴۵
  • گارثویت، «تاریخ سیاسی و اجتماعی بختیاری»، ترجمه: مهراب امیری، تهران، انتشارات بهمن، ۱۳۷۳
  • عکاشه، اسکندرخان. «تاریخ ایل بختیاری،» تهران، انتشارات فرهنگسرا،
  • مهرزادقنبری سردار اکبری خرادآذر. سرگذشت ایل چهارلنگ ۱۳۸۶ چاپ اول