کوندوتیرو

کوندوتیرو (انگلیسی: Condottiero) رهبران و فرماندهان نظامی ایتالیایی بوده که در قرون وسطی و دوران نوین آغازین فعال بودند. این اصطلاح در ابتدا به طور خاص به فرماندهان گروههای مزدور اشاره داشت که از کلمه ایتالیایی کوندوتا (عنوانی که تحت آن به یک شهر، دولت یا ارباب خدمت میکردند) گرفته شده بود. بنابراین کلمه کوندوتیرو به معنای «پیمانکار» بود. با این حال، با گذشت زمان، در کاربرد ایتالیایی، کوندوتیرو به معنای هر «فرمانده ارتش» یا «رهبر نظامی» شد.[۱]
پیشینه
[ویرایش]در قرنهای سیزدهم و چهاردهم، دولتمردان ایتالیایی ونیز، فلورانس و جنوا از تجارت با شام بسیار ثروتمند شده بودند، اما ارتشهای بسیار کوچکی داشتند. در صورت حمله قدرتهای خارجی و همسایگان حسود، اشراف حاکم، مزدوران خارجی را برای جنگیدن برای آنها استخدام میکردند. شرایط و ضوابط خدمت سربازی در یک قرارداد نظامی condotta قید شده بود. (قراردادی بین دولتمردان و سربازان (افسر و سرباز وظیفه))، بنابراین، رهبر قراردادی که فرمانده مزدورات بود «کوندوتیرو» لقب گرفت.
از قرن یازدهم تا سیزدهم، سربازان اروپایی به رهبری افسران حرفهای در جنگهای صلیبی (۱۰۹۵-۱۲۹۱) علیه مسلمانان جنگیدند. این افسران صلیبی، تجربه جنگی گستردهای را در سرزمین مقدس ارائه دادند. در پایان جنگهای صلیبی، ابتدا مسنادا (دستههای سربازان سرگردان) در ایتالیا ظاهر شدند. با توجه به تواناییهای آنان، مقداری مسناداها کمتر از راهزنان و مردان مزدور بودند. جدای از این، ایتالیایی هم نبودند، بلکه عمدتاً فلاندری بودند. دومی سربازان اسپانیایی بودند که در اکتبر ۱۲۸۲ در جنگ شامگاه سیسیل در ایتالیا، از پادشاه پدروی سوم آراگون پیروی کرده بودند و پس از جنگ، در آنجا ماندند و به دنبال استخدام نظامی بودند. تا سال ۱۳۳۳، مزدوران دیگری برای جنگیدن با یان بوهم با عنوان (Compagnia della Colomba؛ گروهان کبوتر) به ایتالیا رسیدند. گروهان کبوتر در جنگ پروجا علیه آرتزو نیز حضور داشتند.
اولین مزدوران سازمانیافته در ایتالیا، گروههای ونتورا به فرماندهی دوک ورنر فون اورسلینگن و کنت کنراد فون لاندائو بودند. گروهان دوک ورنر با سایر گروههای مزدور متفاوت بود زیرا قانون عدالت نظامی آن، نظم و انضباط و تقسیم مساوی درآمد قرارداد را الزامی میکرد. این گروهان از نظر تعداد افزایش یافت تا اینکه به گروهانی بزرگ با حدود ۳۰۰۰ باربوت تبدیل شد. (هر باربوت شامل یک شوالیه و یک گروهبان بود).


اولین گروه مزدور که یک ایتالیایی رئیس آن بود، «گروهان سنت جورج» بود که در سال ۱۳۳۹ تشکیل شد و توسط لودریسیو ویسکونتی رهبری میشد. این گروهان در آوریل ۱۳۳۹ توسط لوکیو ویسکونتی اهل میلان (یکی دیگر از کوندوتیروها و عموی لودریسیو) شکست خورده و نابود شد. بعدها در سال ۱۳۷۷، دومین گروهان به نام «گروهان سنت جورج» به رهبری آلبریکو دا باربیانو ، که او نیز یک ایتالیایی بود، تشکیل شد. او بعدها علوم نظامی را به کوندوتیروهایی مانند براچیو دا مونتونه و جاکوموزو آنتدولو اسفورزا که او نیز در این گروه خدمت میکرد آموخت.
وقتی دستههای کوندوتیروها از انحصار قدرت نظامی خود در ایتالیا آگاه شدند، به خاطر دمدمی مزاجی خود، بدنام شدند و خیلی زود شرایط را به کارفرمایان ظاهری خود دیکته کردند. در عوض، بسیاری از کوندوتیریوها، مانند براچیو دا مونتونه و موزیو اسفورزا به سیاستمداران قدرتمندی تبدیل شدند. از آنجایی که اکثر آنها مردان تحصیلکردهای بودند که با کتابچههای راهنمای علوم نظامی روم (مانند Epitoma rei militarii اثر وجتیوس) آشنا بودند، شروع به نگاه به جنگ از منظر علوم نظامی کردند، نه به عنوان یک موضوع شجاعت یا شهامت فیزیکی که یک انحراف بزرگ و مهم از شوالیهگری و مدل سنتی قرون وسطایی سربازی بود. در نتیجه، کوندوتیروها با مانور دادن بر حریف و مبارزه با توانایی او در جنگیدن، به جای ریسک کردن در برابر بخت نامعلوم (شکست، اسارت یا مرگ) در نبردهای میدانی، میجنگیدند.
کوندوتیروهای قرون وسطایی اولیه، هنر جنگ (استراتژی و تاکتیک نظامی) را بیش از هر یک از اسلاف نظامی تاریخی خود، به طور غیرمستقیم، نه مستقیم، به علم نظامی توسعه دادند، بنابراین تنها با اکراه خود و سربازان داوطلب، خود را به خطر میانداختند، در صورت امکان از نبرد اجتناب میکردند، همچنین از کار سخت و لشکرکشیهای زمستانی اجتناب میکردند، زیرا همه اینها تعداد کل سربازان آموزش دیده موجود را کاهش میداد و برای منافع سیاسی و اقتصادی آنها مضر بود. نیکولو ماکیاولی حتی گفته است که کوندوتیروها در نبردهای باشکوه، اغلب بیهدف و تقریباً بدون خونریزی با یکدیگر میجنگیدند. با این حال، بعدها در رنسانس، خط نبرد کوندوتیروها همچنان از شوالیههای زرهی بزرگ و سلاحها و تاکتیکهای قرون وسطایی استفاده میکرد، پس از آنکه اکثر قدرتهای اروپایی شروع به استفاده از ارتشهای دائمی حرفهای از نیزهداران و تفنگداران کرده بودند. این امر به زوال و نابودی نهایی آنها کمک کرد.
در سال ۱۳۴۷، کولا دی رینزو (دیکتاتور مؤثر شهر) دستور اعدام ورنر فون اورسلینگن را در رم صادر کرد و کنراد فون لاندائو فرماندهی گروهان بزرگ را به عهده گرفت. در پایان ۱۳۶۰، پیمان برتینی بین انگلستان و فرانسه، جان هاوکوود ارتشی، از مزدوران انگلیسی به نام گروهان سفید را به ایتالیا هدایت کرد که نقش برجستهای در جنگهای آشفته سی سال بعدی ایفا کرد. در اواخر قرن، ایتالیاییها شروع به سازماندهی ارتشهایی با همین مشخصات کردند. این امر به حکومت گروهان صرفاً مزدور پایان داد و حکومت ارتش مزدور نیمهملی را آغاز کرد که تا زمان جایگزینی آن با سیستم ارتش دائمی ملی در اروپا پابرجا ماند. در سال ۱۳۶۳، کنت فون لاندائو توسط سربازان مجارستانی خود خیانت دید و در نبرد با تاکتیکهای پیشرفتهتر گروهان سفید به فرماندهی فرماندهان آلبرت استرز و جان هاوکوود شکست خورد.
از قرن پانزدهم به بعد، بیشتر کوندوتیروها اشراف بیزمین ایتالیایی بودند که حرفه اسلحهداری را به عنوان شغل انتخاب کرده بودند؛ مشهورترین این کاپیتانهای مزدور، جیووانی داله پسر کاترینا سفورزا اهل فورلی معروف به آخرین کوندوتیرو بود. پسرش کوزیمو د مدیچی یکم، دوک بزرگ توسکانی بود؛ علاوه بر اشراف، شاهزادگان نیز با توجه به درآمد قابل توجه املاکشان، به عنوان کوندوتیرو میجنگیدند، به ویژه سیگیسموندو پاندولفو مالاتستا، ریمینی و فدریکو دا مونتهفلترو.
در سال ۱۴۹۴، ارتش سلطنتی شارل هشتم به شبه جزیره ایتالیا حمله کرد و جنگهای ایتالیا را آغاز کرد. مشهورترین سربازان کوندوتیرو در این درگیریها جنگیدند. از اواسط قرن شانزدهم، اهمیت کندوتیروها کاهش یافت. با این حال، آنها همچنان تا قرنهای شانزدهم و هفدهم وجود داشتند. رویه سیاسی استخدام مزدوران خارجی نیز پایان نیافت. به عنوان مثال، گارد سوئیسی واتیکان بقایای مدرن یک ارتش مزدور تاریخی مؤثر هستند.
منابع
[ویرایش]- ↑ Lenman, B., Anderson, T. Chambers Dictionary of World History, p. 200
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Condottiero». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۴ سپتامبر ۲۰۲۵.