کنترل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کنترل، (به انگلیسی: control) دلالت دارد بر:

  • به عنوان فعل، به عمل نظارت، سلطه و جهت‌دهی و یا تغییر رفتار یک یا چند پدیده جان‎دار یا بی‌جان اطلاق می شود.
  • به عنوان اسم، به توانایی نظارت، سلطه و جهت‎دهی و یا تغییر رفتار یک یا چند پدیده جان‎دار یا بی‌جان اطلاق می شود.درواقع کنترل توان هدایت،اعمال قدرت یا بازداری اعمال و رفتار خود و دیگران تعریف کرده اند.

گروهی مانند انسان گرابان معتقدند کنترل کاملی بر رفتار های خود داریم و گروهی مانند اسکینر و طرفداران او کنترل را صرفا یک تخیل می دانند و اعملب ما را ناشی از پاداش ها و تنبیهات بیرونی می داند. توهم کنترل: گاهی در حالیکه ما اصلا بر روی یک پدیده کنترل نداریم تصور می کنیم بر آن کنترل داریم، برای مثال هنگام بازی شیر یا خط با یک کودک حس میکنیم بهتر عمل می کنیم، یا اگر قبلا چند بار موفق شده باشیم حس می کنیم باز هم موفق می شویم(مانند قمار بازانی که به خاطر چند بار برد یک شرط بزرگ می بندند و شکست می خورند و سرمایه خود را از دست می دهند) کنترل بر روی رفتار ما هم تاثیر می گذارد به عنوان مثال کردمانی که احساس می کنند بر کار خود کنترل دارند شرایط محیط کاری خود را مناسبتر و کمتر شلوغ می دانند.تا کسانی که چنین احساسی را ندارند. یک آزمایش جالب از رودن و لانگر: در دو اسایشگاه سالمندان این ازمایش صورت گرفت به طوریکه در یک اززمایشگاه سالمندان اجازه داشتند ازادنه فیلم نگاه کنند غذا بخورند و دکوراسیون اتاق را بچینند و گلدانی داده شد که از ان مراقبت کنند ونوع گل را خودشان انتخاب کنند.در مقابل به گروه دوم فشار های سختی وارد می شد مثلا می توناستند یک فیلم را ببینند اما هر وقت مسئولین اجازخ می دادند و همچنین گلدانی به انها داده می شد و می گفتند گلدان از شما مراقبت می کند. در پایان ازمایش روحیه و شرایط روانی گروه اول به شدت خوب شده بود،فعالتر،اجتماعی تر و منظمتر شده بودند و پس از 18 ماه میزان مرگ و میر در گروه دوم 30 درصد بود در حالیکه این میزان در گروهی که کنترل بر اعمال خود داشتند به 15 درصد رسیده بود. تفاوت های فردی در کنترل: راتر اعلام کرد که کنترل رویداد ها در زندگی مردم دو دسته است: درونی و بیرونی افراد درونی به توانایی های خود در کنرل رویداد ها اعتقاد دارند . افراد بیرونی معتقدند که افراد یا رویداد های دیگر بر اوضاع زندگی انها تاثیر می گذارد. بیماری هم ممکن است منجر به احساس عدم کنترل شود. افسردگی های بعد از حمله قلبی و بیماریهای جسمی دیگر ناشی از همین مسئله است. نظریه عکس العمل (reactance theory)بیان می کند هرگاه آزادی شخص مورد تهدید قرار گرفته باشد واکنشی نشان میدهد. واکنش ها مختلف هستند /گاهی فرد مخالف ان کار را انجام می دهد ، گاهی شرایط را طوری در نظر می گیرد که گویی بر اوضاع جدید تسلط دارد و گاهی تسلیم کنترل شخص مقابل می شوند و به درماندگی مبتلا می شوند. تهدید شدن به دو صورت رخ می دهد گاهی انتخاب های فرد کاهش می یابد گاهی به طور کل حق انتخاب از وی گرفته می شود . سانسور کردن سایت ها یا کتاب های ممنوعه از این دست هستند که باعث می شوند مردم حس رغبت بیشتری برای بازدید از انها نشان دهند (الناس حریص علی ما منع). البته واکنش همیشه رخ نمی دهد به عنوان مثال اگر با اسلحه تهدید به انجام کاری شوید احتمال کمتری برای مقاومت وجود دارد.یا اگر جان دیگران در خطر باشد. اصل ناوابستگی بیان می کند اعمال مشابه ما منجر به نتایج یکسانی نمی گردد.به عنوان مثال در داستان الیس در سرزمین عجایب که بطری ابی می خورد و کوچک می شود و در جای دیگر نوشیدن از بطری اب منجر به غول پیکر شدن الیس می گردد. درماندگی آموخته شده بیان می کند که فرد معتقد می شود نتایج به دست آمده مستقل از اخییار او هستند. از نظر سلیگمن سه کمبود از تجربه بازده های غیر قابل کنترل بر روی حیوانات رخ می دهدک نقص انگیزشی که بر اثر ان حیوان سعی نمی کند رفتار تازه ای بیاموزد.دوم:نقص شناختی چون یادگیری رخ نمی دهد سوم:نقص عاطفی زیرا که حیوان به دلیل غیر قابل کنترل بودن نتایج دچار افسردگی گردد. اسناد علی تفاوت انسان با حیوانات در ازمایش فوق است. یعنی شما علت شکست را خودتان بدانید یا عومل بیرونی که در صورت اول سعی می کنید تلاشتان را بیشتر کنید اما اگر خودتان را علت شکست بدانید به افسردگی دچار خواهید شد.


انواع[ویرایش]

در علوم رفتاری، کنترل بر دو نوع است:

  1. کنترل بیرونی: هدایتی ست که از جانب شخصی دیگر بر فرد اعمال می شود.
  2. کنترل درونی:هدایتی ست که از جانب خود شخص بر خویشتن اعمال می شود.