پرش به محتوا

کریسمس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
کریسمس
مغاره که با چراغ‌های کریسمس به تصویر کشیده شده است
نام مستعارنوئل، ولادت مسیح، Xmas، یول، Koleda, Boro Din, Genna
برپایی توسطمسیحیان، علویان،[۱][۲] و بسیاری دیگر[۳][۴]
نوعمسیحی، فرهنگی، بین‌المللی
اهمیتگرامی‌داشت ولادت عیسی
جشن‌هاهدیه‌دادن، گردهمایی‌های خانوادگی و اجتماعی، آذین‌بندی نمادین، موسیقی و سرگرمی، جشن و ضیافت
مراسممراسم کلیسایی
تاریخ
مرتبط باموسم میلاد، شب کریسمس، جشن ظهور (مسیحیت)، عید بشارت، خاج‌شویان، تعمید عیسی، روزهٔ میلاد، ولادت عیسی، کریسمس کهن، یول، روز سنت استفان، روز باکسینگ، جشن شمع

کریسمَس (به انگلیسی: Christmas) یا نوئل (فرانسوی: Noël، میلاد) جشنی سالانه است که به مناسبت ولادت عیسی برگزار می‌شود و عمدتاً در ۲۵ دسامبر گرامی داشته می‌شود[الف] و به‌عنوان جشنی دینی و فرهنگی در میان میلیاردها نفر در سراسر جهان برگزار می‌شود. کریسمس که یکی از اعیاد عبادی و محوری در مسیحیت است، آمادگی آن از یک‌شنبهٔ نخست ظهور آغاز می‌شود. پس از آن موسم میلاد فرا می‌رسد که به‌طور تاریخی در غرب دوازده روز کریسمس به طول می‌انجامد و در شب دوازدهم پایان می‌یابد. روز کریسمس در بسیاری از کشورها یک تعطیلات رسمی است و اکثریت مسیحیان آن را گرامی می‌دارند؛ همچنین بسیاری از غیرمسیحیان نیز آن را به‌صورت فرهنگی جشن می‌گیرند و این روز بخشی جدایی‌ناپذیر از فصل تعطیلات سالانه به‌شمار می‌آید.

روایت سنتی کریسمس که در عهد جدید نقل شده و با عنوان ولادت عیسی شناخته می‌شود، می‌گوید که عیسی در بیت‌لحم و مطابق با پیشگویی‌های مسیحایی عهد عتیق زاده شد. هنگامی که یوسف نجار و مریم به شهر رسیدند، در مهمان‌خانه جایی برای آنان نبود و از این‌رو در یک آخور اسکان داده شدند؛ جایی که کودکی مسیح اندکی بعد در آن به دنیا آمد و فرشته‌ها این خبر را به شبانان اعلام کردند و آنان نیز آن را گسترش دادند.

دربارهٔ تاریخ دقیق تولد عیسی فرضیه‌های گوناگونی وجود دارد. در اوایل سدهٔ چهارم میلادی، کلیسا تاریخ ۲۵ دسامبر را که هم‌زمان با انقلاب زمستانی در امپراتوری روم بود تثبیت کرد. این تاریخ ۹ ماه پس از عید بشارت در ۲۵ مارس است که در تقویم رومی با اعتدال بهاری هم‌زمان بود. بیشتر مسیحیان کریسمس را در ۲۵ دسامبرِ گاه‌شماری میلادی جشن می‌گیرند؛ گاه‌شماری‌ای که تقریباً به‌طور جهانی در تقویم مدنی کشورها پذیرفته شده است. با این حال، بخشی از کلیساهای شرقی کریسمس را در ۲۵ دسامبرِ گاه‌شماری ژولینی قدیمی جشن می‌گیرند که در حال حاضر برابر با ۷ ژانویه در تقویم گریگوری است.

ایام ۱۲ روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز شده و تا جشن خاج‌شویان در روز ۶ ژانویه ادامه می‌یابد. هرچند مهم‌ترین عید مذهبی در گاه‌شمار مسیحی، روز عید پاک (به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است، بسیاری از کشورها به‌خصوص کشورهای ایالات متحده و کانادا، کریسمس را مهم‌ترین رویداد سالانه مسیحی به حساب می‌آورند. با وجودی که این روز یک عید مذهبی شناخته می‌شود از اوایل سده بیستم میلادی به بعد به‌طور گسترده به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار شده و برای بیشتر مردم این ایام فرصتی است برای دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم. کریسمس با آیین‌های ویژه‌ای به‌طور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده[۵] و شخصیتی به نام نوئل در آن نقشی مهم دارد.[۶]

آیین‌ها و رسم‌های مرتبط با کریسمس در کشورهای مختلف، آمیزه‌ای از عناصر پیشامسیحی، مسیحی و سکولار هستند. از سنت‌های رایج این جشن می‌توان به هدیه‌دادن، تکمیل تقویم ظهور یا تاج گل ظهور، موسیقی کریسمس و سرود کریسمسی، تماشای فیلم‌های کریسمسی، دیدن نمایش مولودی‌خوانی، رد و بدل کردن کارت کریسمس، حضور در مراسم کلیسایی، صرف غذای ویژه و نمایش انواع آذین‌بندی کریسمس از جمله درخت کریسمس، چراغ‌های کریسمس، مغاره، سرخ‌برگه، گل‌آذین، حلقه گل، دارواش و خاس اشاره کرد. افزون بر این، چندین شخصیت مرتبط و گاه قابل‌جایگزینی با یکدیگر، از جمله بابا نوئل، پدر کریسمس، نیکلاس قدیس و مسیح‌کودک، با آوردن هدیه برای کودکان در موسم کریسمس پیوند خورده‌اند و هر یک مجموعه‌ای از سنت‌های کریسمس و روایت‌های خاص خود را دارند. از آنجا که هدیه‌دادن و بسیاری از جنبه‌های دیگر جشن کریسمس با افزایش فعالیت اقتصادی همراه است، کریسمس به رویدادی مهم و دوره‌ای کلیدی برای فروش خرده‌فروشان و کسب‌وکارها تبدیل شده است. در چند سدهٔ گذشته، کریسمس در بسیاری از مناطق جهان تأثیر اقتصادی رو به رشدی داشته است.

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

واژهٔ انگلیسی Christmas شکل کوتاه‌شدهٔ عبارت «آیین مَسِ مسیح» (Christ's Mass) است.[۷] این واژه در سال ۱۰۳۸ به‌صورت Crīstesmæsse و در سال ۱۱۳۱ به‌صورت Cristes-messe ثبت شده است.[۸] جزء Crīst (با حالت اضافهٔ Crīstes) برگرفته از واژهٔ یونانی Χριστός (Khrīstos، «مسیح») است که خود ترجمه‌ای از واژهٔ عبری מָשִׁיחַ (Māšîaḥ، «مسیحا») به معنای «تدهین‌شده» به‌شمار می‌آید؛[۹][۱۰] و جزء mæsse از واژهٔ لاتین missa گرفته شده است که به آیین عشای ربانی اشاره دارد.[۱۱]

صورت Christenmas نیز در برخی دوره‌ها به کار می‌رفته، اما امروزه کهنه و منسوخ به‌شمار می‌آید.[۱۲] این اصطلاح از انگلیسی میانهٔ Cristenmasse ریشه گرفته است.[۱۳] Xmas صورت کوتاه‌شدهٔ Christmas است، به‌ویژه در نوشتار چاپی، که بر پایهٔ حرف آغازین خی (Χ) در واژهٔ یونانی Χριστός (مسیح) شکل گرفته است؛ هرچند برخی شیوه‌نامه‌های نگارش، استفاده از آن را توصیه نمی‌کنند.[۱۴] این اختصار در انگلیسی میانه نیز پیشینه دارد، چنان‌که در صورت Χρ̄es masse دیده می‌شود (که در آن Χρ̄ خود اختصاری دیگر از واژهٔ یونانی است).[۱۳]

نام‌های دیگر

[ویرایش]

آنگلوساکسون‌ها از کریسمس با نام midwinter یاد می‌کردند.[۱۵][۱۶] بازهٔ زمانیِ متناظر با دسامبر و ژانویه Gēolaیول») نامیده می‌شد و این اصطلاح در نهایت با موسم کریسمس برابر دانسته شد؛[۱۷] در زبان انگلیسی باستان، واژهٔ Ġeōhel-dæg («روز یول») گاه به‌عنوان نامی برای روز کریسمس به کار می‌رفت.[۱۸] صورت‌های Yule یا Yuil تا دوران مدرن به‌عنوان نام اصلی موسم کریسمس در اسکاتلند باقی ماندند.[۱۹]

یکی از نام‌های نادر کریسمس در انگلیسی باستان Nātiuiteð («ولادت») بود[۱۵][۲۰] که از واژهٔ لاتین nātīvitās به معنای «تولد» گرفته شده است.[۲۱] واژهٔ «نوئل» (Noel؛ همچنین به صورت‌های Nowel یا Nowell) در اواخر سدهٔ چهاردهم وارد زبان انگلیسی شد و از فرانسوی باستان noël یا naël آمده است که ریشهٔ نهایی آن به واژهٔ لاتین nātālis (diēs) به معنای «روز تولد» بازمی‌گردد.[۲۲]

Koleda نام سنتی اسلاوی برای کریسمس و نیز برای دورهٔ میان کریسمس تا خاج‌شویان است، یا به‌طور کلی برای آیین‌های اسلاویِ موسم کریسمس به کار می‌رود که برخی از آن‌ها ریشه در دوران پیشامسیحی دارند.[۲۳]

در اواخر دوران دودمان چینگ، روزنامهٔ اخبار شانگهای از کریسمس با نام‌های گوناگونی یاد می‌کرد. در سال ۱۸۷۲، این روزنامه ابتدا کریسمس را «زادروز عیسی» (چینی: 耶穌誕日; پین‌یین: yēsū dànrì) نامید. با این حال، از ۱۸۷۳ تا ۱۸۸۱، دودمان چینگ از اصطلاحاتی چون «انقلاب زمستانیِ کشورهای غربی» (چینی: 西國冬至; پین‌یین: xīguó dōngzhì) و «انقلاب زمستانیِ مردمان غرب» (چینی: 西人冬節; پین‌یین: xīrén dōngjiē) استفاده می‌کرد؛ و سرانجام در سال ۱۸۸۲ بر اصطلاح «انقلاب زمستانیِ خارجی» (چینی: 外國冬至; پین‌یین: wàiguó dōngzhì) توافق شد. این اصطلاح در اوایل سدهٔ بیستم به‌تدریج جای خود را به واژهٔ امروزی و رایج «جشن ولادت مقدس» (چینی: 聖誕節; پین‌یین: shèngdàn jiē) داد.[۲۴]

ولادت

[ویرایش]
پرستش شبانان اثر نقاش هلندی ماتیاس استوم، ۱۶۳۲

انجیل‌های لوقا و متی عیسی را چنین توصیف می‌کنند که در بیت‌لحمِ یهودیه و از مریم باکره زاده شد. در انجیل لوقا آمده است که یوسف و مریم برای ثبت‌نام در یک سرشماری از ناصره به بیت‌لحم سفر می‌کنند و عیسی در آن‌جا به دنیا می‌آید و در یک آخور گذاشته می‌شود.[۲۵] فرشتگان او را به‌عنوان نجات‌دهندهٔ همهٔ مردم بشارت می‌دهند و سه شبان برای پرستش او می‌آیند. در مقابل، در انجیل متی آمده است که سه مغ با پیروی از یک ستاره به بیت‌لحم می‌رسند تا برای عیسی هدیه بیاورند.[۲۶]

تاریخچه

[ویرایش]

دوران آغازین و قرون وسطی

[ویرایش]
ولادت مسیح، تصویرگری قرون‌وسطایی از باغِ لذّت‌ها اثر هراد لاندسبرگ، سدهٔ دوازدهم

در سدهٔ دوم میلادی، «نخستین اسناد کلیسایی» نشان می‌دهد که «مسیحیان یادِ تولدِ خداوند را گرامی می‌داشتند و آن را جشن می‌گرفتند»؛ آیینی که «به‌طور طبیعی و از دلِ دینداریِ اصیلِ مؤمنان عادی پدید آمد»، هرچند «بر سرِ تاریخِ مشخصی به توافق نرسیده بودند».[۲۷] کریسمس در فهرستِ اعیادی که نویسندگان مسیحیِ آغازین چون ایرنئوس و ترتولیان برشمرده‌اند، دیده نمی‌شود.[۸]

نخستین سندی که تولد عیسی را در ۲۵ دسامبر قرار می‌دهد، کرونوگراف ۳۵۴ (که با نام تقویم فیلُکالوس نیز شناخته می‌شود) است؛ سندی که این روز را هم‌زمان به‌عنوان زادروز خدای سول اینویکتوس («خورشیدِ شکست‌ناپذیر») نیز معرفی می‌کند.[۲۸] تاریخ‌نگاران آیینی عموماً بر این باورند که این بخش از متن در سال ۳۳۶ میلادی در رم نوشته شده است.[۲۹] این امر با این ادعا سازگار است که تاریخ یادشده به‌طور رسمی به‌دست ژولیوس یکم، اسقف رم در سال‌های ۳۳۷ تا ۳۵۲، تعیین شده است.[۳۰] ۲۵ دسامبر در امپراتوری روم تاریخ سنتی انقلاب زمستانی بود،[۳۱] جایی که بیشتر مسیحیان در آن می‌زیستند، و جشن رومی سول اینویکتوس (زادروز سول اینویکتوس) از سال ۲۷۴ میلادی در همین تاریخ برگزار می‌شد.[۳۲] پدران نخستین کلیسا، از جمله جان کریسوستوم، آگوستین و جروم، در اواخر سدهٔ چهارم میلادی، ۲۵ دسامبر را به‌عنوان تاریخ کریسمس تأیید کرده‌اند.[۲۷]

در مسیحیت شرقی، تولد عیسی در پیوند با جشن ظهور در ۶ ژانویه گرامی داشته می‌شد.[۳۳][۳۴] این عید در اصل نه دربارهٔ تولد مسیح، بلکه دربارهٔ غسل تعمید او بود.[۳۵] کریسمس در شرق، به‌عنوان بخشی از احیای مسیحیت ارتدکس که پس از مرگ امپراتور هوادارِ آریانی، والنس، در نبرد آدریانوپل در سال ۳۷۸ روی داد، ترویج شد. این عید در سال ۳۷۹ در قسطنطنیه، در انطاکیه به‌دست جان کریسوستوم در اواخر سدهٔ چهارم میلادی[۳۴]—احتمالاً در سال ۳۸۸—و در اسکندریه در سدهٔ بعد معرفی شد.[۳۶] شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد کریسمس تا سدهٔ ششم میلادی در اورشلیم نیز جشن گرفته می‌شده است.[۳۷]

ولادت، برگرفته از یک کتاب دعای سدهٔ چهاردهم؛ کتابی آیینی که متن‌ها و موسیقی‌های لازم برای برگزاری مراسم عشای ربانی در سراسر سال را دربردارد

در قرون وسطای آغازین، روز کریسمس زیرِ سایهٔ جشن ظهور قرار داشت؛ جشنی که در مسیحیت غربی بر دیدارِ مغان تمرکز داشت. با این حال، تقویم قرون وسطایی به‌طور کلی زیر سلطهٔ اعیاد و مناسبت‌های مرتبط با کریسمس بود. چهل روزِ پیش از کریسمس به «چهل روزِ سن مارتین» معروف شد (که از ۱۱ نوامبر، روزِ جشنِ مارتین تور، آغاز می‌شد)؛ دوره‌ای که امروزه با نامِ اَدوِنت شناخته می‌شود.[۳۸] در ایتالیا، سنت‌های پیشینِ ساترنالیا به دورهٔ ظهور پیوند خوردند.[۳۸] در حدود سدهٔ دوازدهم، این سنت‌ها بار دیگر به دورهٔ دوازده روز کریسمس (۲۵ دسامبر تا ۵ ژانویه) منتقل شدند؛ دوره‌ای که در تقویم‌های آیینی با نامِ موسمِ کریسمس یا «دوازده روز مقدس» ثبت شده است.[۳۸]

در سال ۵۶۷ میلادی، شورای تور فصلِ موسم میلاد را برقرار کرد و «دوازده روزِ میانِ کریسمس تا جشن ظهور را به‌عنوان دوره‌ای مقدس و جشن‌آمیز اعلام نمود و وظیفهٔ روزه‌داریِ جشن ظهور را برای آمادگیِ این عید مقرر کرد».[۳۹] این اقدام برای حل «مشکلِ اداریِ امپراتوری روم در هماهنگ‌سازیِ تقویمِ خورشیدیِ ژولینی با تقویم‌های قمریِ استان‌های شرقی» انجام شد.[۴۰]

اهمیتِ روزِ کریسمس پس از آن‌که شارلمانی در روزِ کریسمسِ سال ۸۰۰ میلادی تاج‌گذاری کرد و امپراتور شد، به‌تدریج افزایش یافت.[۴۱] ادموند، پادشاه آنگلیای شرقی در سال ۸۵۵ میلادی در روزِ کریسمس تدهین شد و ویلیام یکم نیز در روزِ کریسمسِ سال ۱۰۶۶ میلادی تاج‌گذاری کرد.[۴۲]

تاج‌گذاریِ شارلمانی در روزِ کریسمسِ سال ۸۰۰ میلادی به رواج و محبوبیت این عید کمک کرد.

تا قرون وسطای میانه، این عید چنان اهمیت یافته بود که تاریخ‌نگاران به‌طور منظم ثبت می‌کردند که بزرگ‌زمین‌داران و اشراف گوناگون کریسمس را کجا برگزار می‌کنند. ریچارد دوم، پادشاه انگلستان، در سال ۱۳۷۷ میلادی ضیافتیِ کریسمسی برپا کرد که در آن ۲۸ گاو و ۳۰۰ گوسفند مصرف شد.[۳۸] گرازِ یول یکی از اجزای رایجِ سفره‌های کریسمسِ قرون‌وسطایی بود. سرودخوانیِ کریسمس نیز محبوب شد و در آغاز به‌وسیلهٔ گروهی از رقصندگانِ آوازخوان اجرا می‌شد؛ گروهی متشکل از یک خوانندهٔ اصلی و حلقه‌ای از رقصندگان که بخش هم‌خوانی را بر عهده داشتند. نویسندگان آن دوره این سرودخوانی‌ها را ناپسند و هتاکانه می‌دانستند و این امر را نشانه‌ای از تداومِ سنت‌های بی‌مهارِ ساترنالیا و یول در این قالب تلقی می‌کردند.[۳۸] «بی‌نظمی» —مستی، بی‌بندوباری جنسی و قمار—نیز از جنبه‌های مهم این جشن به‌شمار می‌رفت. در انگلستان، هدیه‌ها در روزِ سال نو ردوبدل می‌شد (رسمی رایج در دربار سلطنتی)، و آبجوی ویژهٔ کریسمس نیز وجود داشت.[۳۸]

کریسمس در دوران قرون وسطی جشنی عمومی بود که در آن از عشقه، خاس و دیگر گیاهان همیشه‌سبز استفاده می‌شد.[۴۳] هدیه‌دادنِ کریسمسی در این دوره معمولاً میان افرادی با روابط حقوقی، مانند مستأجر و مالک، انجام می‌گرفت.[۴۳] ولخرجی و افراطِ سالانه در خوردن، رقصیدن، آواز خواندن، ورزش‌کردن و بازیِ ورق در انگلستان شدت گرفت و تا سدهٔ هفدهم، فصل کریسمس با ضیافت‌های مجلل، بالماسکه‌های مفصل و نمایش‌های آیینی همراه شد. در سال ۱۶۰۷، جیمز یکم اصرار داشت که در شب کریسمس نمایشی اجرا شود و دربار به بازی و سرگرمی بپردازد.[۴۴] در جریان رفورماسیون در اروپای سده‌های شانزدهم و هفدهم بود که بسیاری از پروتستان‌ها آورندهٔ هدیه را به کودکی مسیح تغییر دادند و تاریخ هدیه‌دادن از ۶ دسامبر به شب کریسمس منتقل شد.[۴۵]

سده‌های هفدهم و هجدهم

[ویرایش]
مارتین لوتر در شکل‌گیریِ درخت کریسمس و در سنتِ هدیه‌دادن در شب کریسمس نقشی ایفا کرد.[۴۶][۴۷]

پس از اصلاحات پروتستانی، بسیاری از فرقه‌های نوپدید، از جمله کلیسای انگلیکانی و کلیسای لوتری، همچنان به گرامی‌داشتِ کریسمس ادامه دادند.[۴۸] در سال ۱۶۲۹، شاعر انگلیکانی جان میلتون منظومهٔ در بامدادِ ولادتِ مسیح را سرود؛ شعری که از آن پس در ایامِ موسمِ کریسمس توسط بسیاری خوانده شده است.[۴۹] دونالد هاینز، استادِ دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در چیکو، می‌گوید مارتین لوتر «دوره‌ای را آغاز کرد که در آن، آلمان، فرهنگی یگانه از کریسمس پدید آورد؛ فرهنگی که بعدها در آمریکای شمالی بسیار تقلید شد».[۵۰] در میان جماعت‌های کلیسای اصلاحی هلندی نیز کریسمس به‌عنوان یکی از اعیاد اصلیِ انجیلی گرامی داشته می‌شد.[۵۱]

با این حال، در انگلستانِ سدهٔ هفدهم، برخی گروه‌ها مانند پیوریتن‌ها جشن‌گرفتنِ کریسمس را به‌شدت محکوم می‌کردند و آن را اختراعی کاتولیکی و «ظواهرِ پاپ‌پرستی» یا «ژنده‌های وحش» می‌دانستند.[۵۲] در مقابل، کلیسای انگلیکانی رسمی «بر برگزاری باشکوه‌ترِ اعیاد، فصل‌های توبه و روزهای بزرگداشتِ قدیسان تأکید می‌کرد. اصلاح تقویم به یکی از محورهای اصلیِ تنش میان جناح انگلیکانی و جناح پیوریتن بدل شد».[۵۱] کلیسای کاتولیک نیز در واکنش، این جشن را با تأکید بیشتر بر جنبه‌های دینی ترویج کرد. شاه چارلز یکم به اشراف و زمین‌داران خود دستور داد در میانهٔ زمستان به املاک روستایی‌شان بازگردند تا سخاوتِ کریسمسیِ سنتی را حفظ کنند.[۴۴] پس از پیروزی پارلمان‌گرایان بر چارلز یکم در جریان جنگ‌های داخلی انگلستان، حاکمانِ پیوریتنِ انگلستان در سال ۱۶۴۷ کریسمس را ممنوع کردند.[۵۲][۵۳] الیور کرامول حتی به نیروهای خود دستور داد هرگونه غذای ویژه‌ای را که در روز کریسمس آماده شده بود، مصادره کنند.[۵۴]

در پی این اقدامات، اعتراض‌هایی شکل گرفت و شورش‌های طرفدارانِ کریسمس در چندین شهر آغاز شد؛ به‌گونه‌ای که برای هفته‌ها شهر کنتربری در کنترل شورشیان بود. آنان ورودی خانه‌ها را با خاس آراسته و شعارهای سلطنت‌طلبانه سر می‌دادند.[۵۲] فوتبال، که از جمله ورزش‌هایی بود که پیوریتن‌ها در روز یکشنبه ممنوع کرده بودند، به ابزاری برای اعتراض بدل شد: هنگامی که پیوریتن‌ها در دسامبر ۱۶۴۷ کریسمس را در انگلستان غیرقانونی اعلام کردند، مردم با به‌دست گرفتن توپ‌های فوتبال، آن را به نمادی از بی‌نظمیِ جشن‌آمیز تبدیل کردند.[۵۵] کتاب دفاع از کریسمس (لندن، ۱۶۵۲) در ردّ دیدگاه‌های پیوریتن‌ها نوشته شد و به سنت‌های کهنِ کریسمسِ انگلیسی، از جمله ضیافت‌ها، سیب‌های بریان‌شده بر آتش، بازیِ ورق، رقص با «پسرانِ شخم‌زن» و «کنیزان»، پدرِ کریسمسِ قدیمی و سرودخوانی اشاره می‌کند.[۵۶] در دورانِ ممنوعیت، آیین‌های دینیِ نیمه‌مخفیانه برای بزرگداشتِ تولدِ مسیح همچنان برگزار می‌شد و مردم به‌طور پنهانی سرودهای کریسمسی می‌خواندند.[۵۷]

بازجویی و محاکمهٔ پدرِ کریسمسِ کهن (۱۶۸۶)، منتشرشده پس از آن‌که کریسمس بار دیگر به‌عنوان روزی مقدس در انگلستان برقرار شد

کریسمس با بازگشت سلطنتِ شاه چارلز دوم در سال ۱۶۶۰ بار دیگر به‌عنوان تعطیلی قانونی در انگلستان برقرار شد؛ زمانی که قوانینِ پیوریتنی باطل اعلام گردید و جشن کریسمس دوباره آزادانه در انگلستان برگزار شد.[۵۷] بسیاری از روحانیان کالوینی با جشن‌های کریسمس مخالفت می‌کردند. از این‌رو، در اسکاتلند، کلیسای پرسبیتری اسکاتلند برگزاری کریسمس را دلسرد می‌کرد و با آن‌که جیمز ششم و یکم در سال ۱۶۱۸ بر برگزاری آن فرمان داد، حضور در کلیسا اندک بود.[۵۸] مجلس پادشاهی اسکاتلند در سال ۱۶۴۰ به‌طور رسمی برگزاری کریسمس را لغو کرد و مدعی شد که کلیسا «از هرگونه بزرگداشتِ خرافیِ روزها پاک شده است».[۵۹] در حالی‌که در انگلستان، ولز و ایرلند روزِ کریسمس یک تعطیلی عرفیِ حقوقی به‌شمار می‌رفت و از «ازَلِ زمان» به‌عنوان تعطیلیِ مرسوم شناخته می‌شد، در اسکاتلند تا سال ۱۸۷۱ به‌عنوان تعطیلی بانکی تعیین نشد.[۶۰] خاطراتِ جیمز وودفورد، که به نیمهٔ دوم سدهٔ هجدهم بازمی‌گردد، چگونگیِ گرامی‌داشتِ کریسمس و جشن‌های وابسته به این فصل را در طی چندین سال به‌تفصیل شرح می‌دهد.[۶۱]

همان‌گونه که در انگلستان نیز دیده می‌شد، پیوریتن‌ها در تاریخ مستعمراتی ایالات متحده به‌شدت با گرامی‌داشتِ کریسمس مخالفت می‌کردند.[۶۲] زائران نیوانگلند نخستین ۲۵ دسامبر خود را در دنیای جدید عمداً با کارِ عادی سپری کردند.[۶۲] پیوریتن‌هایی چون کاتن ماتر کریسمس را هم به این دلیل محکوم می‌کردند که در کتاب مقدس اشاره‌ای به لزومِ برگزاری آن نشده بود و هم از آن‌رو که جشن‌های کریسمسیِ آن روزگار اغلب با رفتارهای پرهیاهو و بی‌مهار همراه بود.[۶۳][۶۴] بسیاری از غیرپیوریتن‌ها در نیوانگلند از این‌که تعطیلاتی را که طبقات کارگر در انگلستان از آن بهره‌مند بودند از دست داده بودند، اظهار نارضایتی می‌کردند.[۶۵] برگزاری کریسمس در سال ۱۶۵۹ در بوستون غیرقانونی اعلام شد.[۶۲] این ممنوعیت در سال ۱۶۸۱ به‌دست فرماندار انگلیسی ادموند اندروس لغو شد، اما تا میانهٔ سدهٔ نوزدهم طول کشید تا جشن‌گرفتنِ کریسمس در منطقهٔ بوستون به رسمی رایج و مُد روز تبدیل شود.[۶۶]

در همان زمان، ساکنان مسیحیِ ویرجینیا و نیویورک این عید را آزادانه گرامی می‌داشتند. مهاجران هلندیِ پنسیلوانیا—که عمدتاً از پیروان کلیسای موراوی بودند—در بتلهم، نازارث و لیتیتز در پنسیلوانیا و نیز در سکونتگاه‌های واکوویا در کارولینای شمالی، از مشتاق‌ترین برگزارکنندگانِ کریسمس به‌شمار می‌رفتند. موراوی‌های بتلهم نخستین درخت کریسمس‌ها در آمریکا و نیز نخستین نمایش ولادت‌ها را برپا کردند.[۶۷] پس از انقلاب آمریکا، کریسمس در ایالات متحده تا حدی از رونق افتاد، زیرا آن را رسمی انگلیسی می‌دانستند.[۶۸]

هم‌زمان با حاکمیتِ فرقهٔ خردِ خداناباور در دوران جمهوری نخست فرانسه، برگزاری آیین‌های دینیِ کریسمس در کلیساها ممنوع شد و کیک پادشاه در چارچوب سیاست‌های ضدروحانیت به «کیکِ برابری» تغییر نام یافت.[۶۹]

سدهٔ نوزدهم

[ویرایش]
ابنزر اسکروج و روحِ کریسمسِ حال، از اثرِ چارلز دیکنز با عنوان سرود کریسمس، ۱۸۴۳

در اوایل سدهٔ نوزدهم، آیین‌ها و مراسمِ کریسمس به‌تدریج با اوج‌گیریِ جنبش آکسفورد در کلیسای انگلستان—که بر جایگاهِ محوریِ کریسمس در مسیحیت و بر نیکوکاری نسبت به فقرا تأکید داشت—گسترش یافتند؛[۷۰] هم‌زمان با آثاری از واشینگتن اروینگ، چارلز دیکنز و دیگر نویسندگانی که بر خانواده، کودکان، مهربانی، هدیه‌دادن و بابا نوئل (در آثار اروینگ)[۷۰] یا پدرِ کریسمس (در آثار دیکنز) تأکید می‌کردند.[۷۱] بااین‌حال، نشانه‌ای از کند بودنِ این افزایشِ توجه به کریسمس آن است که «در بیست سال از فاصلهٔ میانِ ۱۷۹۰ تا ۱۸۳۵، روزنامهٔ تایمز هیچ اشاره‌ای به کریسمس نکرد».[۷۲]

در اوایل همین سده، نویسندگان، کریسمسِ دورهٔ تودورها را زمانی سرشار از جشن‌های صمیمانه و پرشور تصور می‌کردند. در سال ۱۸۳۵، توماس هِروی و رابرت سیمور کتابی با عنوان کتابِ کریسمس منتشر کردند که در آن، آنچه بعدها «روایتِ ملیِ کریسمس» نام گرفت معرفی شد.[۷۳] هِروی در این کتاب اظهار می‌کند: «جشن‌های انگلستانِ شادمان به‌سرعت رو به خاموشی می‌روند و بسیاری از رسومِ آن به‌تدریج رنگ می‌بازند».[۷۴] در سال ۱۸۴۳، چارلز دیکنز رمانِ سرود کریسمس را نوشت؛ اثری که به احیای «روح» کریسمس و شادی‌های فصلی یاری رساند.[۷۵][۷۶] محبوبیتِ فوریِ این اثر نقشی اساسی در بازنماییِ کریسمس به‌عنوان تعطیلی‌ای ایفا کرد که بر خانواده، حسنِ نیت و شفقت تأکید دارد.[۷۰] دیکنز کوشید کریسمس را به‌عنوان جشنی خانواده‌محور و مبتنی بر سخاوت بازسازی کند و «پرستش و ضیافت» را در چارچوبی از «آشتیِ اجتماعی» به یکدیگر پیوند بزند.[۷۷] او با تحمیلِ نگاه انسان‌دوستانهٔ خود به این عید—آنچه «فلسفهٔ سرودِ کریسمس» نام گرفته است—[۷۸] بر بسیاری از جنبه‌های کریسمسِ امروز در فرهنگ غربی اثر گذاشت؛ از جمله گردهمایی‌های خانوادگی، خوراک و نوشیدنی‌های فصلی، رقص، بازی‌ها و روحیه‌ای جشن‌آمیز از بخشندگی.[۷۹] گفته شده است که نقطهٔ عطفِ دیکنز با سرود کریسمس «جفت‌کردنِ هوشمندانهٔ داستانِ فصلی با فروشِ فصلیِ [کتاب]» بود.[۸۰] عبارتِ شاخصِ داستان، "کریسمس مبارک", پس از انتشار این اثر رواج یافت.[۸۱] این روند هم‌زمان با ظهورِ جنبش آکسفورد و رشدِ کاتولیسیسم آنگلو بود که به احیای آیین‌ها و مناسکِ دینیِ سنتی انجامید.[۸۲]

سنگ‌نگاره‌ای از سدهٔ نوزدهم که کریست‌کینْدْلِس‌مارکت (بازار کریسمس) را در نورنبرگ، آلمان نشان می‌دهد

واژهٔ اسکروج به مترادفی برای خسیس بدل شد و عبارتِ "باه! هومباگ!" نمادِ نگرشی تحقیرآمیز نسبت به روحیهٔ جشن شد.[۸۳] در سال ۱۸۴۳، نخستین کارتِ کریسمسِ تجاری به‌دستِ سِر هنری کول تولید شد.[۸۴] احیای سرودِ کریسمس با کتابِ سرودهای کریسمس، کهن و نو (۱۸۳۳) اثرِ ویلیام سَندیز آغاز شد؛ اثری که نخستین انتشارِ «نخستین نوئل»، «سه کشتی دیدم»، «بشنو فرشتگان بشارت‌گر می‌خوانند» و «خدا شما را شاد نگه دارد، آقایان» را دربرداشت؛ سرودهایی که در سرود کریسمس دیکنز نیز رواج یافتند.

درختِ کریسمسِ ملکه در قلعه وینزر، منتشرشده در اخبار مصور لندن، ۱۸۴۸

در بریتانیا، درخت کریسمس در اوایل سدهٔ نوزدهم به‌دستِ شارلوت مکلنبورگ-شترلیتس، که زادهٔ آلمان بود، معرفی شد. در سال ۱۸۳۲، ملکه ویکتوریای آینده از شادمانیِ خود بابت داشتنِ درختِ کریسمسی نوشت که با چراغ‌های کریسمس، آذین‌ها آراسته شده و هدیه‌ها پیرامون آن چیده شده بودند.[۸۵] پس از ازدواج او با پسرعموی آلمانی‌اش شاهزاده آلبرت، تا سال ۱۸۴۱ این رسم در سراسر بریتانیا رواج بیشتری یافت.[۸۶] انتشارِ تصویری از خانوادهٔ سلطنتی بریتانیا در کنارِ درختِ کریسمس‌شان در قلعهٔ وینزر، هنگامی که در سال ۱۸۴۸ در اخبار مصور لندن چاپ شد، موجی از توجه و هیجان برانگیخت. نسخه‌ای تغییریافته از این تصویر در سال ۱۸۵۰ در فیلادلفیا در کتاب بانوان گودی منتشر شد.[۸۷][۸۸] تا دههٔ ۱۸۷۰، برپا کردنِ درختِ کریسمس در آمریکا به امری رایج تبدیل شده بود.[۸۷]

در آمریکا، علاقه به کریسمس در دههٔ ۱۸۲۰ با چند داستان کوتاه از واشینگتن اروینگ که در کتاب طرح‌های جفری کریون، جنتلمن و نیز در بخش «کریسمس کهن» آمده بود، دوباره جان گرفت. داستان‌های اروینگ جشن‌های گرم و صمیمیِ کریسمسِ انگلیسی را به تصویر می‌کشیدند که او هنگام اقامت در استون هال در بیرمنگامِ انگلستان تجربه کرده بود؛ آیین‌هایی که تا حد زیادی از میان رفته بودند.[۸۹] او همچنین رسالهٔ دفاع از کریسمس (۱۶۵۲) دربارهٔ سنت‌های کهنِ کریسمسِ انگلیسی را—که آن را در دفتر یادداشت خود رونویسی کرده بود—به‌عنوان قالبی برای داستان‌هایش به کار گرفت.[۴۴]

«کریسمسی نروژی»، نقاشیِ سال ۱۸۴۶ اثرِ آدولف تیده‌مان

در سال ۱۸۲۲، کلمنت کلارک مور شعرِ ملاقات با نیکلاس قدیس را نوشت (که عموماً با سطرِ آغازینِ خود، دو شب پیش از کریسمس، شناخته می‌شود).[۹۰] این شعر به رواجِ سنتِ تبادلِ هدیه کمک کرد و خریدِ فصلیِ کریسمس به‌تدریج اهمیتی اقتصادی یافت.[۹۱] این روند همچنین به آغازِ تنشی فرهنگی میان اهمیتِ معنویِ عید و تجاری‌سازیِ همراهِ آن انجامید؛ امری که به‌زعمِ برخی، ماهیتِ جشن را مخدوش می‌کند. هریت بیچر استو در کتابِ سالِ ۱۸۵۰ خود با عنوان نخستین کریسمس در نیوانگلند شخصیتی را می‌آورد که شکایت می‌کند معنای واقعیِ کریسمس در هیاهوی خرید از میان رفته است.[۹۲]

در حالی که در برخی نواحیِ ایالات متحده جشنِ کریسمس هنوز رسمِ جاافتاده‌ای نبود، هنری وادزورث لانگ‌فلو در سال ۱۸۵۶ از «وضعیتی گذار در بابِ کریسمس در اینجا، در نیوانگلند» سخن گفت: «احساسِ کهنِ پیوریتنی مانع از آن است که این روز تعطیلی‌ای شاد و پرشور باشد؛ هرچند هر سال شادتر از پیش می‌شود».[۹۳] در ردینگ، روزنامه‌ای در سال ۱۸۶۱ نوشت: «حتی دوستانِ پرسبیترینیِ ما که تا کنون سرسختانه کریسمس را نادیده می‌گرفتند—درهای کلیساهایشان را گشودند و به‌طور گسترده برای بزرگداشتِ سالروزِ تولدِ منجی گرد آمدند».[۹۳]

به گزارشِ یک خبرنگار در سال ۱۸۶۴، کلیسای نخستِ جماعتیِ راکفورد در ایلینوی— «با آن‌که ریشه‌ای اصیلِ پیوریتنی داشت» —در حال «آماده‌سازیِ جشنی بزرگ برای کریسمس» بود.[۹۳] تا سال ۱۸۶۰، چهارده ایالت—از جمله چند ایالت از نیو انگلند—کریسمس را به‌عنوان تعطیلیِ قانونی به رسمیت شناخته بودند.[۹۴] در سال ۱۸۷۵، لوییس پرَنگ کارت کریسمس را به آمریکاییان معرفی کرد؛ و از او با عنوان «پدرِ کارتِ کریسمسِ آمریکایی» یاد شده است.[۹۵] در ۲۸ ژوئن ۱۸۷۰، کریسمس به‌طور رسمی به‌عنوان تعطیلیِ فدرالِ ایالات متحده اعلام شد.[۹۶]

سده‌های بیستم و بیست‌ویکم

[ویرایش]
دیدار کریسمسی. کارت‌پستال، حدود ۱۹۱۰

در جریان جنگ جهانی اول و به‌ویژه در سال ۱۹۱۴،[۹۷] مجموعه‌ای از آتش‌بس‌های غیررسمی در ایام کریسمس میان ارتش‌های متخاصم روی داد. این آتش‌بس‌ها که به‌طور خودجوش از سوی سربازان درگیر سازمان می‌یافت، دامنه‌ای از وعده‌های شلیک‌نکردن (که از فاصله فریاد زده می‌شد تا فشار جنگ برای یک روز کاهش یابد) تا معاشرت دوستانه، هدیه‌دادن و حتی انجام فعالیت‌های ورزشی میان دشمنان را دربر می‌گرفت.[۹۸] این رویدادها به بخشی شناخته‌شده و تا حدی اسطوره‌ای‌شده از حافظهٔ جمعی بدل شدند.[۹۹] از آن‌ها به‌عنوان نمادی از انسانیت مشترک حتی در تاریک‌ترین شرایط یاد شده و برای نشان‌دادن آرمان‌های کریسمس به کودکان به کار رفته‌اند.[۱۰۰]

در چارچوب بی‌خدایی حکومتی اتحاد جماهیر شوروی، پس از تأسیس آن در سال ۱۹۱۷، جشن‌های کریسمس—همراه با دیگر اعیاد مسیحی—در عرصهٔ عمومی ممنوع شد.[۱۰۱] در دهه‌های ۱۹۲۰، ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، اتحادیهٔ بی‌خدایان مبارز دانش‌آموزان را تشویق می‌کرد تا علیه سنت‌های کریسمسی—از جمله درخت کریسمس—و نیز سایر اعیاد مسیحی مانند عید پاک، کارزار به‌راه اندازند؛ این اتحادیه حتی تعطیلی‌ای ضددینی را به‌عنوان جایگزین، در سی‌ویکم هر ماه برقرار کرد.[۱۰۲] در اوج این آزارها، در سال ۱۹۲۹ و در روز کریسمس، کودکان در مسکو تشویق شدند تا به‌نشانهٔ اعتراض به این عید، بر صلیب‌ها آب دهان بیندازند.[۱۰۳] در عوض، اهمیت این عید و همهٔ مظاهر آن—مانند درخت کریسمس و هدیه‌دادن—به جشن سال نو منتقل شد.[۱۰۴] تنها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ بود که آزار مسیحیان پایان یافت و کریسمس ارتدکس پس از هفت دهه، بار دیگر برای نخستین‌بار در روسیه به تعطیلی رسمی دولتی تبدیل شد.[۱۰۵]

درخت کریسمس کوه اینجینو در گوبیو، ایتالیا؛ بلندترین درخت کریسمس جهان، ۲۰۱۴[۱۰۶]

در سال ۱۹۹۱، درخت کریسمس گوبیو در ایتالیا با ارتفاع ۶۵۰ متر (۲٬۱۳۰ فوت) و آراسته به بیش از ۷۰۰ چراغ، به‌عنوان بلندترین درخت کریسمس جهان در رکوردهای جهانی گینس ثبت شد.[۱۰۶] جوزف پری، استاد تاریخ اروپا، نوشته است که به‌طور مشابه در آلمان نازی، «از آن‌جا که ایدئولوگ‌های نازی دین سازمان‌یافته را دشمن دولت تمامیت‌خواه می‌دانستند، دستگاه تبلیغاتی کوشید جنبه‌های مسیحی این عید را کم‌رنگ کند—یا به‌کلی از میان ببرد» و این‌که «مبلغان رژیم بی‌وقفه شمار زیادی از سرودهای کریسمسِ نازی‌سازی‌شده را ترویج می‌کردند که مضامین مسیحی را با ایدئولوژی‌های نژادی رژیم جایگزین می‌ساخت».[۱۰۷]

برخی مسیحیان و سازمان‌هایی مانند مرکز حقوق و عدالت آمریکایی متعلق به پت رابرتسون، به آنچه «حمله به کریسمس» می‌نامند استناد می‌کنند و از آن با عنوان «جنگ علیه کریسمس» یاد می‌کنند.[۱۰۸] این گروه‌ها مدعی‌اند که هرگونه اشارهٔ مشخص به واژهٔ «کریسمس» یا جنبه‌های دینی آن، به‌طور فزاینده‌ای از سوی شماری از آگهی‌دهندگان، خرده‌فروشان، نهادهای دولتی (به‌ویژه مدارس) و دیگر سازمان‌های عمومی و خصوصی سانسور می‌شود، از آن پرهیز می‌گردد یا دلسردکننده تلقی می‌شود. یکی از جنجال‌ها، تغییر نام «درخت کریسمس» به «درخت تعطیلات» است.[۱۰۹] در ایالات متحده گرایشی وجود داشته است که به‌جای عبارت کریسمس مبارک از تعطیلات مبارک استفاده شود؛ عبارتی که هم‌زمان با جشن یهودیِ حنوکا، فراگیرتر تلقی می‌شود.[۱۱۰] در ایالات متحده و کانادا—که کاربرد واژهٔ «تعطیلات» در آن‌ها رایج‌تر است—مخالفان، این کاربرد و پرهیز از واژهٔ «کریسمس» را نمونه‌ای از نزاکت سیاسی دانسته و آن را نکوهش کرده‌اند.[۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳] در سال ۱۹۸۴، دیوان عالی ایالات متحدهٔ آمریکا در پروندهٔ لینچ علیه دونلی رأی داد که نمایش کریسمسی (شامل صحنهٔ ولادت مسیح) که متعلق به شهر پاتاکیت بود و توسط آن به نمایش گذاشته می‌شد، ناقض متمم اول قانون اساسی نیست.[۱۱۴]

آیین‌ها و سنت‌ها

[ویرایش]
کریسمس در کلیسای بشارت در ناصره، ۱۹۶۵. عکس از دن حدانی.
کریسمس در کلیسای بشارت در ناصره، ۱۹۶۵
قهوه‌ای تیره – کشورهایی که کریسمس را در ۲۵ دسامبر یا ۷ ژانویه به‌عنوان تعطیل عمومی به رسمیت نمی‌شناسند. قهوه‌ای روشن – کشورهایی که کریسمس را تعطیل عمومی نمی‌دانند، اما این مناسبت در آن‌ها گرامی داشته می‌شود
بسیاری از مسیحیان برای گرامی‌داشت تولد عیسی مسیح در مراسم کلیسایی شرکت می‌کنند[۱۱۵]

روز کریسمس در بسیاری از کشورهای جهان، از جمله کشورهایی که جمعیت آن‌ها عمدتاً غیرمسیحی است، به‌عنوان جشنی بزرگ و تعطیل عمومی گرامی داشته می‌شود. در برخی مناطق غیرمسیحی، دوره‌های پیشینِ استعمار باعث معرفی و رواج این جشن شده است (برای نمونه در هنگ‌کنگ)؛ در مناطق دیگر، اقلیت‌های مسیحی یا تأثیرات فرهنگیِ خارجی موجب شده‌اند که مردم این مناسبت را گرامی بدارند. کشورهایی مانند ژاپن، که با وجود شمار اندک مسیحیان، کریسمس در آن‌ها محبوب است، بسیاری از جنبه‌های فرهنگیِ کریسمس، مانند هدیه‌دادن،[ب] تزئینات و درخت کریسمس را پذیرفته‌اند. نمونه‌ای مشابه در ترکیه دیده می‌شود؛ کشوری با اکثریت مسلمان و جمعیتی اندک از مسیحیان، که در آن طی ایام کریسمس، درخت‌ها و تزئینات کریسمسی معمولاً در خیابان‌های عمومی دیده می‌شود.

بسیاری از رسوم رایجِ مرتبط با کریسمس، مستقل از بزرگداشتِ تولدِ عیسی شکل گرفته‌اند؛ به‌گونه‌ای که برخی بر این باورند که بعضی عناصر، مسیحی‌سازی شده‌اند و ریشه در جشن‌های پیشامسیحی دارند که توسط جمعیت‌های بت‌پرست برگزار می‌شد و بعدها به مسیحیت گرویدند؛ در مقابل، پژوهشگرانِ دیگری این ادعاها را رد می‌کنند و تأکید دارند که آدابِ کریسمس عمدتاً در بسترِ مسیحی پدید آمده‌اند.[۱۱۷][۱۱۸] فضای غالبِ کریسمس نیز از آغازِ این عید تاکنون پیوسته دگرگون شده است؛ از حال‌وهوایی گاه پرهیاهو، همراه با مستی و شبیه به کارناوال در قرون وسطی[۳۸] تا الگویی آرام‌تر، خانواده‌محور و کودک‌محور که در دگرگونیِ سدهٔ نوزدهم پدید آمد.[۷۵][۷۶] جشنِ کریسمس در بیش از یک مقطع، در میان برخی گروه‌ها—مانند پیوریتن‌ها و شاهدان یهوه (که اصولاً تولدها را جشن نمی‌گیرند)—به دلیل نگرانی از «غیرکتابی‌بودنِ» آن، ممنوع شده است.[۵۲][۶۲][۱۱۹] گیاهان زمستانیِ سلتی مانند دارواش و عشقه، و رسمِ بوسیدن زیرِ دارواش، از عناصر رایجِ جشن‌های امروزیِ کریسمس در کشورهای انگلیسی‌زبان به‌شمار می‌آیند.[۱۲۰]

ژرمن‌های پیشامسیحی—از جمله آنگلوساکسون‌ها و نورس‌ها—جشن زمستانی‌ای به نام یول را برگزار می‌کردند که از اواخر دسامبر تا اوایل ژانویه ادامه داشت و واژهٔ انگلیسیِ امروزیِ yule (که امروز به‌عنوان مترادفی برای Christmas به‌کار می‌رود) از آن پدید آمده است.[۱۲۱] در نواحیِ گویش‌ور به زبان‌های ژرمنی، عناصر متعددی از رسوم عامیانه و شمایل‌نگاریِ کریسمسِ امروزی ممکن است ریشه در یول داشته باشند، از جمله کُندهٔ یول، گرازِ یول و بُزِ یول.[۱۲۲][۱۲۱] در متون نورسِ کهن، خدای ریش‌بلند اودین—که اغلب پیشاپیشِ کاروانی شبح‌گون در آسمان حرکت می‌کند (وایلد هانت)—با عنوان‌های «یول‌زاد» و «پدرِ یول» خوانده می‌شود، در حالی که دیگر خدایان با عنوان «موجوداتِ یول» نامیده شده‌اند.[۱۲۳] از سوی دیگر، چون هیچ اشارهٔ معتبرِ موجودی به «کُندهٔ کریسمس» پیش از سدهٔ شانزدهم در دست نیست، سوزاندنِ کُندهٔ کریسمس ممکن است اختراعی از دورانِ آغازینِ مدرن توسط مسیحیان بوده باشد که ارتباطی با آیین‌های بت‌پرستانه نداشته است.[۱۲۴]

در میان کشورهایی با سنتِ مسیحیِ نیرومند، گونه‌های متنوعی از جشن‌های کریسمس پدید آمده است که فرهنگ‌های منطقه‌ای و محلی را در خود جای داده‌اند. برای نمونه، در اروپای شرقی، آیین‌های کریسمس عناصری از سنت‌های پیشامسیحی مانند Koleda را دربر گرفته‌اند،[۱۲۵] که با سرودهای کریسمس شباهت‌هایی دارد.

حضور در کلیسا

[ویرایش]

روزِ کریسمس (به‌همراهِ شب‌زنده‌داریِ آن، شبِ کریسمس) در لوتریانیسم جشنی از نوع فستیوال، در کلیسای کاتولیک یک جشنِ بزرگ، و در عشای انگلیکان یکی از اعیادِ اصلی به‌شمار می‌آید. دیگر شاخه‌های مسیحیت ممکن است اعیاد خود را به‌صورت سلسله‌مراتبی رتبه‌بندی نکنند، اما با این حال به شبِ کریسمس و روزِ کریسمس—همچون دیگر اعیاد مسیحی مانند عید پاک، عروجِ مسیح و پنطیکاست—اهمیت می‌دهند.[۱۲۶] ازاین‌رو، برای مسیحیان، شرکت در مراسم کلیساییِ شبِ کریسمس یا روزِ کریسمس نقش مهمی در به‌رسمیت‌شناختنِ فصلِ کریسمس دارد. کریسمس، همراه با عید پاک، دوره‌ای است که بالاترین میزانِ سالانهٔ حضور در کلیسا را به خود اختصاص می‌دهد. یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۰ نشان داد که شش نفر از هر ده آمریکایی در این بازه در مراسم کلیسایی شرکت می‌کنند.[۱۲۷] در بریتانیا، کلیسای انگلستان در سال ۲۰۱۵ حضورِ حدود ۲٫۵ میلیون نفر را در مراسم‌های کریسمس گزارش کرد.[۱۲۸]

آذین‌بندی

[ویرایش]
پرِسِپیوی ناپلی در موزه هنر کارنگی در پیتسبرگ

مغاره‌ها از سدهٔ دهم میلادی در رم شناخته شده‌اند. این سنت از سال ۱۲۲۳ به‌دست قدیس فرانسیس آسیزی رواج یافت و به‌سرعت در سراسر اروپا گسترش پیدا کرد.[۱۲۹] گونه‌های متفاوتی از تزئینات در سراسر جهانِ مسیحی شکل گرفت که بسته به سنت‌های محلی و منابع در دسترس متفاوت بودند و می‌توانستند از بازنمایی‌های سادهٔ آخور تا مجموعه‌های بسیار مفصل متغیر باشند. از سنت‌های مشهورِ صحنهٔ تولد می‌توان به شوپکاهای کراکوف رنگارنگ در لهستان اشاره کرد[۱۳۰] که ساختمان‌های تاریخیِ کراکوف را به‌عنوان پس‌زمینه تقلید می‌کنند؛ همچنین ‌پرسپی‌های ایتالیاییِ پرجزئیات[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳][۱۳۴] یا کرِش‌های پروانسی در جنوب فرانسه که از پیکره‌های سفالیِ دست‌نقاشی‌شده‌ای به نام سانتون استفاده می‌کنند.[۱۳۵] در برخی نقاط جهان، به‌ویژه سیسیل، صحنه‌های زندهٔ تولدِ مسیح که بر پایهٔ سنتِ قدیس فرانسیس شکل گرفته‌اند، جایگزینی محبوب برای کرِش‌های ثابت به‌شمار می‌آیند.[۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸] نخستین تزئیناتِ تولیدشدهٔ تجاری در دههٔ ۱۸۶۰ در آلمان پدیدار شدند و از زنجیره‌های کاغذیِ ساختهٔ کودکان الهام گرفته بودند.[۱۳۹] در کشورهایی که بازنماییِ مغاره بسیار محبوب است، مردم تشویق می‌شوند تا برای ساختِ خلاقانه‌ترین یا واقع‌گرایانه‌ترین نمونه‌ها با یکدیگر رقابت کنند. در برخی خانواده‌ها، قطعاتِ به‌کاررفته برای ساختِ این بازنمایی‌ها به‌عنوان یک یادگارِ خانوادگی ارزشمند تلقی می‌شوند.[۱۴۰] رنگ‌های سنتیِ آذین‌بندیِ کریسمس عبارت‌اند از قرمز، سبز و طلایی.[۱۴۱][۱۴۲] رنگِ قرمز نمادِ خونِ عیسی است که در جریانِ تصلیب ریخته شد؛ سبز نمادِ زندگیِ جاودان است و به‌ویژه به درختانِ همیشه‌سبز اشاره دارد که در زمستان برگ‌های خود را از دست نمی‌دهند؛ و طلایی نخستین رنگِ پیوندخورده با کریسمس به‌شمار می‌آید، زیرا یکی از سه هدیهٔ مغان بوده و نمادِ پادشاهی است.[۱۴۳]

درختِ رسمیِ کریسمسِ کاخ سفید در سال ۱۹۶۲، به‌نمایش‌گذاشته‌شده در تالارِ ورودی و ارائه‌شده توسط جان اف. کندی و همسرش جکی

درخت کریسمس نخستین‌بار در سدهٔ شانزدهم میلادی به‌دست لوتری‌های آلمانی مورد استفاده قرار گرفت؛ اسناد نشان می‌دهد که در سال ۱۵۳۹، در دوران رهبری اصلاح‌طلب پروتستان مارتین بوسر، یک درخت کریسمس در کلیسای جامع استراسبورگ برپا شده است.[۱۴۴][۱۴۵] در ایالات متحده، این «لوتری‌های آلمانی درخت کریسمسِ آذین‌بندی‌شده را با خود آوردند؛ و موراوی‌ها شمع‌های روشن بر این درختان نهادند».[۱۴۶][۱۴۷] هنگام آذین‌بندی درخت کریسمس، بسیاری از افراد ستاره‌ای بر فراز آن می‌گذارند که نمادِ ستاره بیت‌لحم است؛ موضوعی که در سال ۱۸۹۷ در نشریهٔ مدرسه ثبت شده است.[۱۴۸][۱۴۹] پروفسور دیوید آلبرت جونز از دانشگاه آکسفورد می‌نویسد که در سدهٔ نوزدهم، استفاده از فرشته در بالای درخت کریسمس نیز رایج شد تا نمادِ فرشتگانی باشد که در روایت‌های مربوط به ولادت عیسی ذکر شده‌اند.[۱۵۰] افزون بر این، در چارچوبِ جشن مسیحیِ کریسمس، درخت کریسمس به‌سببِ همیشه‌سبز بودن، نماد مسیحیِ مسیح به‌شمار می‌آید که زندگی جاودان می‌بخشد؛ و شمع‌ها یا چراغ‌های آن نمایانگرِ «نور جهان» یعنی عیسیِ زاده‌شده در بیت‌لحم هستند.[۱۵۱][۱۵۲] آیین‌ها و متون نیایشیِ مسیحی برای استفادهٔ خانوادگی و عبادت عمومی، به‌منظورِ تبرکِ درخت کریسمس پس از برپا شدن آن، منتشر شده‌اند.[۱۵۳][۱۵۴] برخی درخت کریسمس را نوعی مسیحی‌سازیِ سنت‌ها و آیین‌های پاگانیسم پیرامون انقلاب زمستانی می‌دانند که شامل استفاده از شاخه‌های همیشه‌سبز و اقتباسی از پرستش درخت بوده است؛[۱۵۵] بر پایهٔ روایت زندگی‌نامه‌نویس سدهٔ هشتم، اِئِدی اِستِفانوس، سنت بونیفاس (۶۳۴–۷۰۹) که مبلغ مسیحی در آلمان بود، تبر به درخت بلوطِ وقف‌شده به ثور زد و به یک درخت نراد اشاره کرد و گفت که این درخت شایسته‌ترِ حرمت است، زیرا به آسمان اشاره دارد و شکلِ مثلثی آن نمادِ تثلیث است.[۱۵۶] عبارتِ انگلیسیِ «Christmas tree» نخستین‌بار در سال ۱۸۳۵ ثبت شده است[۱۵۷] و نشان‌دهندهٔ وام‌گیری از زبان آلمانی است.[۱۵۵][۱۵۸][۱۵۹]

حلقهٔ ظهور به طراحی یوهان هاینریش ویشرن. در روز کریسمس، «شمعِ مسیح» که در مرکزِ حلقه قرار دارد، به‌طور سنتی در بسیاری از مراسم کلیسایی روشن می‌شود.

از سدهٔ شانزدهم میلادی، سرخ‌برگه—گیاهی بومیِ مکزیک—با کریسمس پیوند یافته و نمادپردازیِ مسیحیِ ستارهٔ بیت‌لحم را با خود دارد؛ در آن کشور این گیاه در زبان اسپانیایی با نام «گلِ شبِ مقدس» شناخته می‌شود.[۱۶۰][۱۶۱] دیگر گیاهان رایجِ تعطیلات عبارت‌اند از خاس، دارواش، آماریلیس قرمز و کاکتوس‌های تعطیلات. در کنارِ درخت کریسمس، فضای داخلیِ خانه‌ها ممکن است با این گیاهان، به‌همراهِ گل‌آویزها و شاخ‌وبرگِ همیشه‌سبز آذین شود. نمایشِ دهکدهٔ کریسمس نیز در این فصل به سنتی رایج در بسیاری از خانه‌ها تبدیل شده است. نمای بیرونیِ خانه‌ها ممکن است با چراغ‌ها و گاه با پیکره‌های نورانیِ کریسمسی تزئین شود. دارواش در اسطوره‌ها و فولکلور اروپایی (برای نمونه، افسانهٔ بالدر) جایگاهی برجسته دارد. آویختن شاخه‌ای از دارواش در خانه در ایام کریسمس مرسوم است و هر کس زیر آن بایستد ممکن است بوسیده شود.

چراغ‌های کریسمس در ورونا، ایتالیا

دیگر تزئینات سنتی شامل زنگ‌ها، شمع، آب‌نبات عصایی، جوراب‌ها، حلقهٔ گل‌ها و فرشته‌ها است. حلقه‌های گل و شمع‌های قرارگرفته در هر پنجره، جلوه‌ای سنتی از آذین‌بندیِ کریسمس به‌شمار می‌آیند. آرایشِ حلقویِ برگ‌ها—که معمولاً از یک همیشه‌سبز است—حلقه‌های گلِ کریسمس را می‌سازد. شمع‌هایی که در هر پنجره روشن می‌شوند، برای نشان‌دادنِ این باورِ مسیحیان است که عیسی مسیح، نورِ نهاییِ جهان است.[۱۶۲] در بسیاری از نقاط جهان، چراغ‌های کریسمس و بنرها در امتداد خیابان‌ها آویخته می‌شوند، موسیقی از طریق بلندگوها پخش می‌شود و درخت‌های کریسمس در مکان‌های شاخص نصب می‌گردند.[۱۶۳] در بسیاری از کشورها رایج است که میدان‌های شهری و مناطق تجاری و خرید، برپایی و نمایش آذین‌بندی‌های کریسمسی را بر عهده بگیرند. رول‌های کاغذِ رنگارنگ با نقش‌مایه‌های سکولار یا مذهبیِ کریسمس برای کادوپیچ‌کردن هدایا تولید می‌شود. در برخی کشورها، به‌طور سنتی تزئینات کریسمس در شب دوازدهم جمع‌آوری می‌شوند.

نمایش مولودی‌خوانی

[ویرایش]
سن فرانسیس در جرچیو اثر جوتو، ۱۲۹۵

سنتِ صحنهٔ ولادت از ایتالیا سرچشمه می‌گیرد. یکی از کهن‌ترین بازنمایی‌های هنریِ ولادتِ مسیح در مسیحیت اولیه، در یکی از کاتاکومب‌های رومی، یعنی کاتاکومبِ سن والنتینو، یافت شده است.[۱۶۴] تاریخ این اثر به حدود سال ۳۸۰ میلادی بازمی‌گردد.[۱۶۵] نمونه‌ای دیگر با تاریخی مشابه، در زیر منبرِ سانت‌آمبروجو، میلان قرار دارد.

در آیین مسیحیِ جشن کریسمس، تماشای نمایش مولودی‌خوانی یکی از کهن‌ترین سنت‌های این ایام به‌شمار می‌آید؛ به‌گونه‌ای که نخستین بازاجرای ولادت عیسی در سال ۱۲۲۳ میلادی در شهر ایتالیاییِ جرچیو برگزار شد.[۱۶۶] در همان سال، فرانسیس آسیزی صحنه‌ای از ولادت را در فضای بیرونی کلیسای خود در ایتالیا برپا کرد و کودکان با خواندن سرودهای کریسمسی، تولد عیسی را گرامی داشتند.[۱۶۶]

این آیین هر سال گسترده‌تر شد و مردم از نقاط دوردست برای دیدن بازنماییِ فرانسیس از ولادت عیسی، که به‌تدریج عناصر نمایشی و موسیقایی نیز به آن افزوده شد، سفر می‌کردند.[۱۶۶] نمایش‌های مولودی‌خوانی سرانجام در سراسر اروپا گسترش یافت و محبوبیت خود را حفظ کرد. مراسم کلیساییِ شب کریسمس و روز کریسمس اغلب شامل این نمایش‌ها می‌شد، و مدارس و تماشاخانه‌ها نیز به اجرای آن‌ها می‌پرداختند.[۱۶۶] در کشورهایی چون فرانسه، آلمان، مکزیک و اسپانیا، نمایش‌های مولودی‌خوانی اغلب در فضای باز و در خیابان‌ها بازاجرا می‌شوند.[۱۶۶] در آیین مسیحیِ جشن کریسمس، تماشای نمایش مولودی‌خوانی یکی از کهن‌ترین سنت‌های این ایام به‌شمار می‌آید؛ به‌گونه‌ای که نخستین بازاجرای ولادت عیسی در سال ۱۲۲۳ میلادی در شهر ایتالیاییِ جرچیو برگزار شد.[۱۶۶] در همان سال، فرانسیس آسیزی صحنه‌ای از ولادت را در فضای بیرونی کلیسای خود در ایتالیا برپا کرد و کودکان با خواندن سرودهای کریسمسی، تولد عیسی را گرامی داشتند.[۱۶۶]

این آیین هر سال گسترده‌تر شد و مردم از نقاط دوردست برای دیدن بازنماییِ فرانسیس از ولادت عیسی، که به‌تدریج عناصر نمایشی و موسیقایی نیز به آن افزوده شد، سفر می‌کردند.[۱۶۶] نمایش‌های مولودی‌خوانی سرانجام در سراسر اروپا گسترش یافت و محبوبیت خود را حفظ کرد. مراسم کلیساییِ شب کریسمس و روز کریسمس اغلب شامل این نمایش‌ها می‌شد، و مدارس و تماشاخانه‌ها نیز به اجرای آن‌ها می‌پرداختند.[۱۶۶] در کشورهایی چون فرانسه، آلمان، مکزیک و اسپانیا، نمایش‌های مولودی‌خوانی اغلب در فضای باز و در خیابان‌ها بازاجرا می‌شوند.[۱۶۶]

موسیقی و سرودها

[ویرایش]
سرودخوانان کریسمس در جرزی

کهن‌ترین سرودهای باقی‌مانده که به‌طور مشخص برای کریسمس سروده شده‌اند، به سدهٔ چهارم میلادی در رم بازمی‌گردند. سرودهای لاتین، مانند "Veni redemptor gentium" که به‌دست امبروس، اسقف اعظم میلان، نوشته شد، بیان‌هایی سخت‌گیرانه از آموزهٔ الهیاتیِ تجسّد بودند و در تقابل با آریانیسم قرار داشتند. سرود "Corde natus ex Parentis" («زاده‌شده از محبتِ پدر») اثر شاعر اسپانیایی پرودنتیوس (درگذشته ۴۱۳) هنوز هم امروزه در برخی کلیساها خوانده می‌شود.[۱۶۷]

در سده‌های نهم و دهم میلادی، «سکوئنس» یا «نثرِ» کریسمسی در صومعه‌های شمال اروپا پدید آمد و تحت تأثیر برنارد کلروو به رشته‌ای از بندهای قافیه‌دار تکامل یافت. در سدهٔ دوازدهم، راهب پاریسی آدام سن‌ویکتور شروع به اقتباس موسیقی از ترانه‌های مردمی کرد و بدین‌سان چیزی نزدیک‌تر به سرود کریسمس سنتی را پدیدآورد. سرودهای کریسمسی به زبان انگلیسی در اثری از سال ۱۴۲۶ نوشتهٔ جان آودلی دیده می‌شوند؛ او در این اثر فهرستی از بیست‌وپنج «کارولِ کریسمس» ارائه می‌کند که احتمالاً توسط گروه‌هایی از واسیلرها—که از خانه‌ای به خانهٔ دیگر می‌رفتند—خوانده می‌شدند.[۱۶۸]

کودکان سرودخوان در بخارست، ۱۸۴۱

سرودهایی که امروزه به‌طور مشخص با نام «کارول» شناخته می‌شوند، در اصل ترانه‌های مردمیِ جمعی بودند که در جشن‌هایی مانند «فصلِ برداشت» و نیز در کریسمس خوانده می‌شدند. تنها در دوره‌های بعد بود که کارول‌ها وارد فضای کلیسا شدند. به‌طور سنتی، بسیاری از کارول‌ها بر الگوهای آکوردیِ قرون وسطی استوار بوده‌اند و همین ویژگی به آن‌ها رنگ‌وبوی موسیقاییِ خاص و متمایزشان را می‌بخشد. برخی از کارول‌ها، مانند ««امروز طنین اندازد"، "شاه نیک وِنسِسلاس"» و "در شادیِ شیرین"، به‌طور مستقیم به قرون وسطی بازمی‌گردند و از کهن‌ترین آثار موسیقایی به‌شمار می‌آیند که هنوز به‌طور منظم اجرا می‌شوند. سرود "Adeste Fideles" («بیایید ای مؤمنان») در شکل کنونیِ خود در میانهٔ سدهٔ هجدهم پدیدار شد.

پس از اصلاحات پروتستانی، محبوبیتِ سرودخوانیِ کریسمسی در مناطق لوتری اروپا افزایش یافت؛ چراکه اصلاح‌گر دینی مارتین لوتر خود به سرودن کارول‌ها پرداخت و استفاده از آن‌ها را در عبادت تشویق کرد، و همچنین پیشگامِ رواجِ سرودخوانیِ کریسمسی در خارج از مَس بود.[۱۶۹] اصلاح‌گر انگلیسیِ سدهٔ هجدهم، چارلز وسلی، از بنیان‌گذاران متدیسم، به اهمیت موسیقی در عبادت مسیحی واقف بود. افزون بر آهنگ‌گذاری بر بسیاری از مزامیر، او متنِ دست‌کم سه سرود کریسمسی را نوشت. شناخته‌شده‌ترینِ آن‌ها در آغاز با عنوان «بشنو! چگونه سراسر آسمان طنین‌انداز می‌شود» شناخته می‌شد و بعدها به «بشنو! فرشتگان مژده‌گو می‌سرایند» تغییر نام داد.[۱۷۰]

ترانه‌های فصلیِ کریسمس با ماهیتی غیردینی در اواخر سدهٔ هجدهم پدیدار شدند. ملودیِ ولزیِ «سالن‌ها را بیارایید» به سال ۱۷۹۴ بازمی‌گردد و شعرِ آن در سال ۱۸۶۲ به‌دست موسیقی‌دان اسکاتلندی توماس اولیفنت افزوده شد، و ترانهٔ آمریکاییِ «جینگل بلز» نیز در سال ۱۸۵۷ به ثبت حق تکثیر رسید. از دیگر سرودها و ترانه‌های محبوب می‌توان به «نخستین نوئل»، «خداوند شما را شاد و آرام بدارد، آقایان»، «خاس و عشقه»، «سه کشتی دیدم»، «در میانهٔ زمستانِ سرد»، «شادی بر جهان»، «روزی در شهر شاهانهٔ داوود» و «آنگاه که شبانان گله‌های خود را می‌پاییدند» اشاره کرد..[۱۷۱]

در سده‌های نوزدهم و بیستم، سرودها و آوازهای کریسمسیِ آفریقایی-آمریکایی که ریشه در سنت سرودهای روحانی داشتند، شهرت و رواج بیشتری یافتند. در سدهٔ بیستم، شمار فزاینده‌ای از ترانه‌های فصلیِ تعطیلات به‌صورت تجاری تولید شد، از جمله گونه‌هایی با تأثیر از جَز و بلوز. افزون بر این، علاقه به موسیقیِ کهن نیز احیا شد؛ از گروه‌هایی که موسیقیِ فولکلور اجرا می‌کردند، مانند گروه «رِوِلز»، تا اجراکنندگان موسیقیِ اوایل قرون وسطی و موسیقی کلاسیک. یکی از فراگیرترین ترانه‌های جشنانه، «کریسمسی شاد برایتان آرزو می‌کنیم» است که ریشهٔ آن به دههٔ ۱۹۳۰ و منطقهٔ وست انگلستان بازمی‌گردد.[۱۷۲]

رادیو از دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، از طریق برنامه‌های سرگرمی متنوع، موسیقی کریسمس را پوشش داده است و امروزه نیز ایستگاه‌هایی وجود دارند که از اواخر نوامبر تا ۲۵ دسامبر به‌طور انحصاری موسیقی کریسمس پخش می‌کنند.[۱۷۳]

فیلم‌های هالیوودی نیز موسیقی‌های تازه‌ای برای کریسمس معرفی کرده‌اند، از جمله «کریسمس سفید» در فیلم مسافرخانهٔ تعطیلات و رودولفِ دماغ‌قرمز.[۱۷۳]

همچنین سرودهای سنتی کریسمس در فیلم‌های هالیوودی به‌کار رفته‌اند؛ از جمله «بشنو! فرشتگانِ بشارت‌دهنده می‌خوانند» در چه زندگی شگفت‌انگیزی (۱۹۴۶) و «شب خاموش» در داستان کریسمس (فیلم).[۱۷۳]

خوراک‌های سنتی

[ویرایش]
چیدمان شام کریسمس
پانتونه

یک وعدهٔ خانوادگیِ ویژهٔ کریسمس به‌طور سنتی بخش مهمی از جشن این عید به‌شمار می‌رود و خوراک‌های سروشده بسته به کشورها تفاوت‌های زیادی دارد. در برخی مناطق، برای شب کریسمس غذاهای خاصی تدارک دیده می‌شود؛ برای نمونه در سیسیل، دوازده نوع ماهی سرو می‌شود. در بریتانیا و کشورهایی که از سنت‌های آن تأثیر پذیرفته‌اند، وعدهٔ معمول کریسمس شامل بوقلمون، غاز یا پرنده‌ای بزرگِ دیگر، سسِ گریوی، سیب‌زمینی، سبزیجات، و گاه نان و سیدر است. دسرهای ویژه‌ای نیز آماده می‌شود، از جمله پودینگ کریسمس، مینس پای، کیک میوه و کیک کندهٔ یول.[۱۷۴][۱۷۵]

در لهستان و اسکاندیناوی، ماهی اغلب به‌عنوان غذای اصلیِ سنتی استفاده می‌شود، اما گوشت‌های مقوی‌تری مانند بره نیز به‌طور فزاینده‌ای سرو می‌شود. در سوئد، نوع ویژه‌ای از اسمورگسبورد رایج است که در آن ژامبون، کوفته‌های گوشتی و شاه‌ماهی نقش برجسته‌ای دارند. در آلمان، فرانسه و اتریش، غاز و گوشت خوک ترجیح داده می‌شود. گوشت گاو، ژامبون و مرغ در دستورهای گوناگون در سراسر جهان محبوب‌اند. مالتی‌ها به‌طور سنتی نوشیدنیِ ایمبولیوتا تال-کستان را—که ترکیبی از شکلات و شاه‌بلوط است—پس از مراسم نیمه‌شب و در سراسر فصل کریسمس سرو می‌کنند.[۱۷۶] اسلوونیایی‌ها نان سنتیِ کریسمسِ پوتیک را تهیه می‌کنند، در فرانسه بوش دو نوئل، در ایتالیا پانتونه، و انواع تارت‌ها و کیک‌های مفصل نیز رواج دارد. پانتونه، نوعی ایتالیایی از نانِ شیرین و کیک میوه، که اصالتاً از میلان ایتالیا است، معمولاً برای کریسمس و سال نو در اروپای غربی، اروپای جنوبی و اروپای جنوب شرقی، و همچنین در آمریکای جنوبی، اریتره،[۱۷۷] استرالیا و آمریکای شمالی تهیه و مصرف می‌شود.[۱۷۸]

خوردنِ شیرینی‌ها و شکلات‌ها در سراسر جهان رواج یافته است، و از خوراکی‌های شیرینِ کریسمسی می‌توان به اشتولن آلمانی، کیک یا آب‌نباتِ خمیر بادام، و کیک میوه‌ایِ رامِ جامائیکایی اشاره کرد. از آن‌جا که پرتقال یکی از معدود میوه‌هایی بود که به‌طور سنتی در زمستان در کشورهای شمالی در دسترس قرار داشت، از دیرباز با خوراکی‌های ویژهٔ کریسمس پیوند خورده است. اگ‌ناگ نوشیدنی‌ای شیرین‌شده و لبنیاتی‌پایه است که به‌طور سنتی با شیر، خامه، شکر و تخم‌مرغِ زده‌شده تهیه می‌شود (که به آن بافتی کف‌آلود می‌دهد). الکل‌های تقطیری مانند برندی، رام یا بوربُن اغلب به آن افزوده می‌شوند. نوشیدنیِ نهایی معمولاً با پاشیدنِ اندکی دارچین یا جوزِ هندیِ آسیاب‌شده تزیین می‌شود.

کارت‌ها

[ویرایش]
کارت کریسمس سال ۱۹۰۷ با تصویر سانتا و چند تن از گوزن‌های او

کارت‌های کریسمس پیام‌های تصویریِ تبریکی هستند که در هفته‌های منتهی به روز کریسمس میان دوستان و اعضای خانواده ردوبدل می‌شوند. عبارت تبریکِ سنتی معمولاً چنین است: «برای شما کریسمسی شاد و سال نوی مبارک آرزو می‌کنیم»؛ عبارتی مشابه آنچه بر نخستین کارت کریسمس تجاری، که در سال ۱۸۴۳ در لندن به‌دست سِر هنری کول تولید شد، نوشته شده بود. با گسترش گرایش‌های نوین به تبادل کارت‌های الکترونیکی، رسم فرستادن کارت کریسمس در میان طیف گسترده‌ای از مردم رواج یافته است.

کارت‌های کریسمس در شمار بسیار زیاد خریداری می‌شوند و معمولاً دارای طراحی‌های هنری و تجاریِ متناسب با این فصل هستند. محتوای طراحی می‌تواند مستقیماً به روایت کریسمس مربوط باشد، مانند تصویرگری‌های ولادت عیسی، یا نمادهای مسیحی همچون ستارهٔ بیت‌لحم، یا کبوتر سفید که می‌تواند هم نمایانگر روح‌القدس و هم نماد صلح بر زمین باشد. برخی دیگر از کارت‌های کریسمس ماهیتی سکولار دارند و می‌توانند سنت‌های کریسمسی، شخصیت‌هایی چون بابا نوئل، اشیایی که مستقیماً با کریسمس پیوند دارند، مانند شمع، خاس و گوی‌های تزیینی، یا مجموعه‌ای از تصاویر مرتبط با این فصل، از جمله فعالیت‌های موسم کریسمس، مناظر برفی و حیات‌وحشِ زمستانِ شمالی را به تصویر بکشند.

تمبرهای یادبود

[ویرایش]

شماری از کشورها در موسم کریسمس اقدام به انتشار تمبرهای یادبود می‌کنند. مشتریان خدمات پستی اغلب از این تمبرها برای ارسال کارت کریسمس استفاده می‌کنند و این تمبرها در میان تمبرشناسان نیز محبوب‌اند. این تمبرها، برخلاف تمبرهای خیریهٔ کریسمس، تمبرهای عادی پستی هستند و در تمام طول سال اعتبار پستی دارند. معمولاً این تمبرها زمانی میان اوایل اکتبر تا اوایل دسامبر به فروش گذاشته می‌شوند و در شمار زیادی به چاپ می‌رسند.

مُهرهای کریسمس

[ویرایش]

مهرهای کریسمس نخستین بار با هدف گردآوری کمک مالی برای مبارزه با سل و افزایش آگاهی دربارهٔ آن منتشر شدند. نخستین مهر کریسمس در سال ۱۹۰۴ در دانمارک منتشر شد، و از آن زمان کشورهای دیگر نیز مهرهای کریسمسِ خود را منتشر کرده‌اند.[۱۷۹]

هدیه‌دادن

[ویرایش]
هدایای کریسمس زیر درخت کریسمس

دادوستدِ هدیه یکی از جنبه‌های اصلیِ جشنِ مدرنِ کریسمس است و این دوره را به سودآورترین زمانِ سال برای خرده‌فروشان و کسب‌وکارها در سراسر جهان تبدیل می‌کند. در کریسمس، مردم بر پایهٔ سنتِ مسیحیِ مرتبط با نیکلاس قدیس به یکدیگر هدیه می‌دهند،[۱۸۰] و نیز با الهام از هدایای طلا، کُندر و مُر که از سوی مغان به نوزاد عیسی تقدیم شد.[۱۸۱][۱۸۲] رسمِ هدیه‌دادن در آیینِ رومیِ ساترنالیا ممکن است بر آدابِ مسیحی اثر گذاشته باشد، اما از سوی دیگر «دگمِ هسته‌ایِ مسیحیِ تجسّد، با این حال، بخشیدن و گرفتنِ هدیه را به‌طور استوار به‌عنوان اصلِ ساختاریِ آن رویدادِ تکرارشونده اما یگانه تثبیت کرد»، زیرا مغانِ کتابِ مقدس «همراه با همهٔ همنوعانشان، هدیهٔ خدا را از رهگذرِ مشارکتِ تازهٔ انسان در حیاتِ الهی دریافت کردند».[۱۸۳] بااین‌حال، توماس جی. تَلی بر این باور است که امپراتورِ روم اورلیان جشنِ جایگزین را در ۲۵ دسامبر برقرار کرد تا با رشدِ شتابانِ کلیسای مسیحی رقابت کند، کلیسایی که پیش‌تر نیز کریسمس را در همین تاریخ برگزار می‌کرد.[۱۸۴]

شخصیت‌های هدیه‌آور

[ویرایش]

چندین شخصیت با کریسمس و رسمِ فصلیِ هدیه‌دادن پیوند دارند. از جملهٔ این‌ها می‌توان به پدر کریسمس که با نام بابا نوئل نیز شناخته می‌شود (برگرفته از نام هلندیِ نیکلاس قدیس)، پِره نوئل و بابا نوئل، نیکلاس قدیس یا سنترکلاس، کریتس‌کیند، کریس کرینگل، یولوپوکی، تومته، بابو ناتاله، بازیل قیصریه، و دد مورز اشاره کرد. تومتهٔ اسکاندیناویایی (که نیسه نیز نامیده می‌شود) گاه به‌جای بابا نوئل به‌صورت یک نوم تصویر می‌شود.

نیکلاس قدیس که در هلند با نام Sinterklaas شناخته می‌شود، از دید بسیاری، بابا نوئلِ اصلی به‌شمار می‌آید.[۱۸۵]

شناخته‌شده‌ترینِ این شخصیت‌ها در روزگار کنونی، بابا نوئلِ سرخ‌پوش است که خاستگاه‌های گوناگونی دارد. نام «Santa Claus» در انگلیسی را می‌توان به واژهٔ هلندی Sinterklaas («نیکلاس قدیس») بازگرداند. نیکلاس، اسقفِ یونانیِ سدهٔ چهارمِ میلادیِ شهر میرا بود.[۱۸۶][۱۸۷] او افزون بر دیگر خصایلِ قدیسانه‌اش، به مراقبت از کودکان، بخشندگی، و هدیه‌دادن شهرت داشت. روز جشن او، ششم دسامبر، در بسیاری از کشورها با رسمِ هدیه‌دادن گرامی داشته می‌شد.[۴۵]

نیکلاسِ قدیس به‌طور سنتی با جامهٔ اسقفی، همراه با یارانی، ظاهر می‌شد و پیش از آنکه تصمیم بگیرد کودکان سزاوارِ هدیه هستند یا نه، دربارهٔ رفتار آنان در سالِ گذشته پرس‌وجو می‌کرد. تا سدهٔ سیزدهم، نیکلاسِ قدیس در هلند چهره‌ای شناخته‌شده بود و رسمِ هدیه‌دادن به نام او به دیگر بخش‌های اروپای مرکزی و جنوبی گسترش یافت. در جریان اصلاحات پروتستانی در سده‌های شانزدهم و هفدهمِ اروپا، بسیاری از پروتستان‌ها هدیه‌آور را به «کودکِ مسیح» یا Christkindl تغییر دادند که در انگلیسی به‌صورت «Kris Kringle» دگرگون شد، و زمانِ هدیه‌دادن نیز از ششم دسامبر به شبِ کریسمس تغییر یافت.[۴۵]

بااین‌حال، تصویرِ مردمی و امروزیِ بابا نوئل در ایالات متحده، و به‌ویژه در نیویورک، شکل گرفت. این دگرگونی با یاریِ چهره‌های اثرگذاری چون واشینگتن اروینگ و کارتونیستِ آلمانی-آمریکایی، توماس نست (۱۸۴۰–۱۹۰۲)، انجام شد. پس از جنگ انقلاب آمریکا، برخی از ساکنانِ شهرِ نیویورک به‌دنبال نمادهایی از گذشتهٔ غیرانگلیسیِ شهر بودند. نیویورک در آغاز به‌عنوان شهرِ مستعمره‌ایِ هلندیِ نیو آمستردام بنیان نهاده شده بود و سنتِ هلندیِ Sinterklaas در قالبِ نیکلاسِ قدیس بازآفرینی شد.[۱۸۸]

در سنتِ رایجِ کنونی در چندین کشورِ آمریکای لاتین، چنین باور دارند که بابا نوئل اسباب‌بازی‌ها را می‌سازد، اما سپس آن‌ها را به کودکِ عیسی می‌سپارد، و این اوست که در عمل هدیه‌ها را به خانه‌های کودکان می‌رساند؛ سازشی میان باورهای سنتیِ دینی و شمایل‌نگاریِ بابا نوئل که از ایالات متحده وارد شده است.

Christkind، مونیخ، آلمان

در تیرول جنوبیِ ایتالیا، اتریش، جمهوری چک، جنوب آلمان، مجارستان، لیختن‌اشتاین، اسلواکی و سوئیس، این Christkind است (که در زبان چکی Ježíšek، در مجاری Jézuska و در اسلواکی Ježiško نامیده می‌شود) که هدیه‌ها را می‌آورد. کودکان یونانی هدیه‌های خود را در شبِ سال نو، یعنی شبِ پیش از جشنِ آیینیِ بازیل قیصریه، دریافت می‌کنند.[۱۸۹] نیکلاسِ قدیسِ آلمانی (St. Nikolaus) با Weihnachtsmann (نسخهٔ آلمانیِ بابا نوئل / پدر کریسمس) یکسان نیست. نیکلاسِ قدیس لباسِ اسقفی بر تن دارد و همچنان در ششم دسامبر هدیه‌های کوچکی (معمولاً شیرینی، آجیل و میوه) می‌آورد و همراهِ کنِشت روپره‌شت ظاهر می‌شود. با آنکه بسیاری از والدین در سراسر جهان به‌طور معمول فرزندان خود را با بابا نوئل و دیگر هدیه‌آوران آشنا می‌کنند، برخی این شیوه را کنار گذاشته‌اند، زیرا آن را نوعی فریبِ پدرسالارانه می‌دانند.[۱۹۰]

در لهستان، چندین چهرهٔ هدیه‌آور وجود دارد که بسته به منطقه و حتی خانواده‌ها متفاوت است. نیکلاسِ قدیس (Święty Mikołaj) در مناطق مرکزی و شمال‌شرقی غالب است، «ستاره‌مرد» (Gwiazdor) بیشترین رواج را در لهستان بزرگ دارد، کودکِ عیسی (Dzieciątko) ویژهٔ سیلزی علیا است، و «ستارهٔ کوچک» (Gwiazdka) و «فرشتهٔ کوچک» (Aniołek) در جنوب و جنوب‌شرقی رایج‌اند. «پدربزرگ یخ» (Dziadek Mróz) در برخی مناطقِ شرق لهستان کمتر پذیرفته شده است.[۱۹۱][۱۹۲] شایان توجه است که در سراسر لهستان، نیکلاسِ قدیس در روزِ سنت نیکلای، یعنی ششم دسامبر، هدیه‌آور است.

ورزش

[ویرایش]

کریسمس در قرون وسطی جشنی عمومی بود که با خوش‌گذرانی‌های سالانه، از جمله فعالیت‌های ورزشی، همراه می‌شد.[۴۵] هنگامی که پیوریتن‌ها در دسامبر ۱۶۴۷ کریسمس را در انگلستان ممنوع کردند، جمعیت برای نشان‌دادن بی‌نظمیِ جشنانه، توپ‌های فوتبال را به خیابان آوردند.[۵۵] این سنت در اورکنی همچنان ادامه دارد.[۱۹۳]

در سطح اول پیشین فوتبال انگلستان، مسابقه‌های رفت‌وبرگشتِ روز کریسمس و روز باکسینگ اغلب برگزار می‌شد و با فراهم‌کردن تنها فرصت بسیاری از کارگران برای تماشای بازی، جمعیت‌های زیادی را به ورزشگاه‌ها می‌کشاند.[۱۹۴] قهرمانان باشگاه فوتبال پرستون نورث اند در روز کریسمس ۱۸۸۹ به مصاف باشگاه فوتبال استون ویلا رفتند.[۱۹۵] آخرین مسابقه‌ای که در ۲۵ دسامبر برگزار شد، در ۱۹۶۵ در انگلستان بود که طی آن بلکپول با نتیجهٔ ۴–۲ بلکبرن روورز را شکست داد.[۱۹۴]

یکی از به‌یادماندنی‌ترین تصاویرِ آتش‌بس کریسمس در جریان جنگ جهانی اول، بازی‌های فوتبالی است که در روز کریسمس ۱۹۱۴ میان دو سویِ درگیر برگزار شد.[۱۹۶]

اسکاندیناوی و کشورهای نوردیک

[ویرایش]
نگه‌دارندهٔ برقیِ شمع ظهور

در اسکاندیناوی — دانمارک، نروژ، سوئد — که لوتریانیسم مذهب غالب است، کریسمس (یول) در ۲۴ دسامبر جشن گرفته می‌شود. در سوئد، رسم است که شرکت‌ها حدود یک هفته پیش از کریسمس برای کارکنان خود ناهار بوفهٔ کریسمسی (یول‌بورد یا یول‌لانش) برگزار کنند. برای پیشگیری از مسمومیت غذایی در فصل تعطیلات، روزنامه‌های سوئدی هر سال گزارش‌ها و آزمایش‌های آزمایشگاهی منتشر می‌کنند و به مردم هشدار می‌دهند که برای جلوگیری از فاسد شدن، گوشت‌های سرد، مایونز و دیگر خوراکی‌های فسادپذیر را در دمای اتاق رها نکنند. کریسمس در سوئد زمانی برای لذت‌بردن از خوراک‌های جشنانه است، و ژامبون بریان‌شده معمولاً بخش اصلی سفره به‌شمار می‌آید. با این حال، روز دقیقِ صرف این غذا در مناطق مختلف متفاوت است و هر ناحیه سنت‌های خاص خود را دارد. یکی دیگر از رسم‌های جاافتاده در سوئد، تماشای یک برنامهٔ ویژهٔ تلویزیونی دیزنی دقیقاً ساعت ۳ بعدازظهرِ ۲۴ دسامبر است.

در نروژ، ضیافت کریسمس در ۲۴ دسامبر برگزار می‌شود و هر منطقه خوراک‌های ویژهٔ خود را برای شام کریسمس دارد. پس از صرف غذا، «یوله‌نیسن» (که «یوله» به معنای کریسمس و «نیسن» به الفی اسطوره‌ای در فولکلور نروژی اشاره دارد) برای کودکانی که خوش‌رفتار بوده‌اند هدیه می‌آورد. پس از گردهمایی آرام خانوادگی در ۲۵ دسامبر، جشن بزرگ دیگری در روز باکسینگ دی، ۲۶ دسامبر، برگزار می‌شود که در آن کودکان خانه‌به‌خانه به دیدار همسایگان می‌روند و خوراکی دریافت می‌کنند.

انتخاب تاریخ

[ویرایش]
یک موزائیک مربوط به حدود سال ۳۰۰ میلادی در آرامگاه یولی‌ها، که ظاهراً یک آرامگاه مسیحی در گورستان واتیکان است. بیشتر پژوهشگران بر این باورند که این تصویر، عیسی را در هیئت خدای خورشید سول / هلیوس نشان می‌دهد.[۱۹۷][۱۹۸]

نظریه‌ها

[ویرایش]

چندین نظریه دربارهٔ این‌که چرا ۲۵ دسامبر به‌عنوان تاریخ کریسمس انتخاب شده است وجود دارد. بااین‌حال، به‌گفتهٔ سوزان رول، استاد الهیات، تاریخ‌نگاران آیینی توافق دارند که این انتخاب به‌نحوی با «خورشید، انقلاب زمستانی و محبوبیت پرستش خورشید در اواخر امپراتوری روم» پیوند داشته است.[۱۹۹] در سنت رومی، ۲۵ دسامبر به‌عنوان انقلاب زمستانی و ۲۵ مارس به‌عنوان اعتدال بهاری در نظر گرفته می‌شد، تاریخ‌هایی که با وجود جابه‌جایی تقویم ژولیانی، اهمیت خود را حفظ کردند.[۱۸۴][۲۰۰] نویسندگان یونانی‌-رومی در سده‌های دوم و سوم میلادی، ۲۵ دسامبر را روز تولد خورشید می‌نامیدند.[۲۰۱][۲۰۲] کلیسای آغازین، عیسی را با خورشید پیوند می‌داد و از او به‌عنوان «خورشید حقیقی» یا «خورشید عدالت» یاد می‌کرد.[۲۰۳] در اوایل سدهٔ پنجم، آگوستین و ماکسیموسِ تورین موعظه کردند که شایسته است تولد مسیح در انقلاب زمستانی جشن گرفته شود، زیرا این زمان نقطه‌ای است که از آن پس، ساعات روشنایی روز رو به افزایش می‌گذارد.[۲۰۴][۲۰۵] به‌کارگیری تصویرپردازی خورشیدی برای مسیح، بخشی از نمادپردازی کیهان‌شناختی گسترده‌تر در اواخر دوران باستان دانسته می‌شود و لزوماً به‌معنای وام‌گیری مستقیم آیینی نیست.[۱۸۴][۲۰۰][۲۰۶]

نظریهٔ «تاریخ ادیان» یا «نظریهٔ جایگزینی» بر این باور است که کلیسا روز ۲۵ دسامبر را به‌عنوان زادروز مسیح (dies Natalis Christi)[۲۰۷] برگزید تا جشن انقلاب زمستانی رومی یعنی dies Natalis Solis Invicti، زادروز خدای سول اینویکتوس («خورشید شکست‌ناپذیر») را تصاحب و مسیحی‌سازی کند. این جشن از سال ۲۷۴ میلادی در این تاریخ برگزار می‌شد، یعنی پیش از کهن‌ترین شواهد مربوط به برگزاری کریسمس در ۲۵ دسامبر.[۳۱][۳۲] گری فورسایت، استاد تاریخ، می‌گوید که Natalis Solis Invicti پس از «دورهٔ هفت‌روزهٔ ساترنالیا (۱۷ تا ۲۳ دسامبر) برگزار می‌شد؛ شادترین فصل تعطیلات روم از زمان جمهوری، که با مهمانی‌ها، ضیافت‌ها و تبادل هدایا شناخته می‌شد».[۳۱] رول می‌نویسد که «ماهیت دقیق این رابطه» میان کریسمس و Natalis Solis Invicti هنوز «بر پایهٔ متون موجود به‌طور قطعی اثبات نشده است».[۱۹۹]

در مقابل، «نظریهٔ محاسبه» مطرح می‌کند که این تاریخ از گاه‌نگاری مسیحی پدید آمده، نه از تلاشی برای جایگزین‌کردن یک جشن پاگانی.[۳۲] این نظریه نخستین‌بار توسط لویی دوشن پیشنهاد شد. برخی مسیحیان اولیه، مرگ عیسی را در روز پیش از پسح، یعنی چهاردهم نیسان، گرامی می‌داشتند. چند منبع از سدهٔ سوم میلادی این روز را با اعتدال بهاری در ۲۵ مارس مرتبط می‌دانند. دوشن حدس زد که مسیحیان آغازین باور داشتند عیسی در همان روزی که درگذشت، باردار شده است؛ بنابراین، با احتساب نه ماه، تاریخ بارداری ۲۵ مارس و تولد ۲۵ دسامبر به‌دست می‌آید.[۱۸۴][۲۰۸][۲۰۹] بااین‌حال، او خود اذعان داشت که چنین باوری در هیچ متن مسیحیِ اولیه‌ای به‌صراحت یافت نمی‌شود.[۲۰۸] کهن‌ترین گواه دربارهٔ زادروز ۲۵ دسامبر برای مسیح، ممکن است هم‌زمان با نخستین شواهد روشن از جشن ۲۵ دسامبرِ سول اینویکتوس یا حتی پیش از آن باشد.[۲۰۰][۲۰۶][۲۱۰]

تاریخ بر پایهٔ گاه‌شماری ژولینی

[ویرایش]

برخی حوزه‌های قضاییِ کلیسای ارتدکس شرقی، از جمله کلیساهای روسیه، گرجستان، مقدونیهٔ شمالی، مونته‌نگرو، صربستان و اورشلیم، اعیاد را بر پایهٔ گاه‌شماری ژولینیِ قدیمی برگزار می‌کنند. از کریسمس ۱۸۹۹ تا کریسمس ۲۰۹۹، میان گاه‌شماری ژولینی و گاه‌شماری میلادیِ امروزی اختلافی ۱۳روزه وجود دارد. در نتیجه، ۲۵ دسامبر در گاه‌شماری ژولینی در حال حاضر با ۷ ژانویه در تقویمی که بیشتر دولت‌ها و مردم در زندگی روزمره به‌کار می‌برند، منطبق است؛ بنابراین، ارتدکس‌های یادشده روز ۲۵ دسامبر (و در نتیجه کریسمس) را در روزی برگزار می‌کنند که در سطح بین‌المللی ۷ ژانویه به‌شمار می‌آید.[۲۱۱]

بااین‌حال، پس از شورای قسطنطنیه در سال ۱۹۲۳،[۲۱۲] دیگر ارتدکس‌ها، از جمله وابستگان به حوزه‌های قسطنطنیه، بلغارستان، یونان، رومانی، انطاکیه، اسکندریه، آلبانی، قبرس، فنلاند و کلیسای ارتدکس در آمریکا، و نیز برخی دیگر، به استفاده از گاه‌شماری ژولینیِ اصلاح‌شده روی آوردند که در حال حاضر دقیقاً با گاه‌شماری میلادی منطبق است.[۲۱۳] ازاین‌رو، این ارتدکس‌ها ۲۵ دسامبر (و در نتیجه کریسمس) را در همان روزی برگزار می‌کنند که در سطح بین‌المللی ۲۵ دسامبر به‌شمار می‌آید.

کلیسای حواری ارمنی همچنان به سنت کهنِ مسیحیتِ شرقی پایبند است و تولد مسیح را نه به‌عنوان عیدی جداگانه، بلکه در همان روزِ جشنِ غسل تعمید او (تئوفانی) برگزار می‌کند که ۶ ژانویه است. این روز در ارمنستان تعطیل رسمی است و در همان روزی برگزار می‌شود که در سطح بین‌المللی ۶ ژانویه به‌شمار می‌آید، زیرا کلیسای ارمنی در ارمنستان از سال ۱۹۲۳ از گاه‌شماری میلادی استفاده می‌کند.[۲۱۴] بااین‌حال، پاتریارک‌نشین ارمنی اورشلیم—که جمعیتی کوچک‌تر دارد—سنت دیرینهٔ ارمنیِ برگزاری تولد مسیح در همان روزِ تئوفانی (۶ ژانویه) را حفظ کرده است، اما برای تعیین این تاریخ از گاه‌شماری ژولینی استفاده می‌کند. در نتیجه، این کلیسا «کریسمس» (که دقیق‌تر آن است که تئوفانی نامیده شود) را در روزی برگزار می‌کند که در گاه‌شماری میلادیِ رایج در بیشتر جهان، ۱۹ ژانویه محسوب می‌شود.[۲۱۵]

در پی تهاجم روسیه به خاک اوکراین در سال ۲۰۲۲، اوکراین به‌طور رسمی تاریخ کریسمس را از ۷ ژانویه به ۲۵ دسامبر تغییر داد تا فاصلهٔ خود را از کلیسای ارتدکس روسی—که از این تهاجم حمایت کرده بود—افزایش دهد.[۲۱۶][۲۱۷] این اقدام پس از آن صورت گرفت که کلیسای ارتدکس اوکراین به‌طور رسمی گاه‌شماری ژولینیِ اصلاح‌شده را برای اعیاد و مناسبت‌های ثابت پذیرفت.[۲۱۸]

جدول تاریخ‌ها

[ویرایش]

چهار تاریخ متفاوت وجود دارد که گروه‌های مختلف مسیحی برای بزرگداشت تولد مسیح از آن‌ها استفاده می‌کنند که در جدول زیر آمده است.

کلیسا یا شاخه گاه‌شماری تاریخ تاریخ میلادی توضیح
پاتریارک‌نشین ارمنی اورشلیم گاه‌شماری ژولینی ۶ ژانویه ۱۹ ژانویه تطابق میان ۶ ژانویهٔ ژولینی و ۱۹ ژانویهٔ میلادی تا سال ۲۱۰۰ برقرار است؛ در قرن بعد اختلاف یک روز بیشتر خواهد شد.
کلیسای حواری ارمنی، کلیسای انجیلی ارمنی گاه‌شماری میلادی ۶ ژانویه ۶ ژانویه
حوزه‌های قضایی کلیسای ارتدکس شرقی، از جمله قسطنطنیه، بلغارستان، اوکراین[۲۱۹] (تعطیل رسمی دولتی، برای ارتدکس و کاتولیک یونانییونان، رومانی، مولداوی (متروپولیس بسارابیاانطاکیه، اسکندریه، آلبانی، قبرس، فنلاند و کلیسای ارتدکس در آمریکا.

همچنین کلیسای باستانی مشرق، کلیسای ارتدکس سریانی و کلیسای ارتدکس هند.

گاه‌شماری ژولینیِ اصلاح‌شده ۲۵ دسامبر ۲۵ دسامبر گاه‌شماری ژولینیِ اصلاح‌شده در شورای قسطنطنیهٔ ۱۹۲۳ پذیرفته شد.[۲۱۲]

با وجود پیروی کلیسای باستانی مشرق از گاه‌شماری ژولینی، این کلیسا در سال ۲۰۱۰ تصمیم گرفت کریسمس را بر اساس تاریخ میلادی جشن بگیرد.

دیگر کلیساهای ارتدکس شرقی: روسیه، گرجستان، کلیسای ارتدکس اوکراین (پاتریارک‌نشین مسکو)، مقدونیهٔ شمالی، بلاروس، مولداوی (متروپولیس کیشیناو و سراسر مولداوی)، مونته‌نگرو، صربستان و اورشلیم.

همچنین برخی کاتولیک‌های آیین بیزانسی و لوتری‌های آیین بیزانسی.

گاه‌شماری ژولینی ۲۵ دسامبر ۷ ژانویه تطابق میان ۲۵ دسامبر ژولینی و ۷ ژانویهٔ میلادیِ سال بعد تا سال ۲۱۰۰ برقرار است؛ از ۲۱۰۱ تا ۲۱۹۹ اختلاف یک روز بیشتر خواهد شد.[۲۲۰]
کلیسای ارتدکس قبطی گاه‌شماری قبطی ۲۹ یا ۲۸ Koiak (۲۵ دسامبر) ۷ ژانویه پس از افزودن روز کبیسهٔ قبطی در ماهی که در گاه‌شماری ژولینی اوت (و در میلادی سپتامبر) است، کریسمس در روز ۲۸ کویاک برگزار می‌شود تا فاصلهٔ دقیق نه ماهِ ۳۰روزه و پنج روزِ بارداری کودک حفظ شود.[نیازمند منبع]
کلیسای ارتدکس توحیدی اتیوپی (تنها تاریخ)، کلیسای ارتدکس توحیدی اریتره (تنها تاریخ) و کلیساهای انجیلی اتیوپیایی–اریتره‌ای پِنتای (تاریخ اصلی) گاه‌شماری اتیوپیایی ۲۹ یا ۲۸ تاهساس (۲۵ دسامبر) ۷ ژانویه پس از افزودن روز کبیسه در گاه‌شماری اتیوپی و اریتره در ماهی که در ژولینی اوت (و در میلادی سپتامبر) است، کریسمس (که «لیدِت» یا «گِنا» نیز نامیده می‌شود)[۲۲۱] در روز ۲۸ تاهساس برگزار می‌شود تا فاصلهٔ دقیق نه ماهِ ۳۰روزه و پنج روزِ بارداری کودک حفظ شود.[۲۲۲]

بیشتر پروتستان‌ها (P'ent'ay/انجیلی‌ها) در دیاسپورا این امکان را دارند که برای اعیاد مذهبی میان گاه‌شماری اتیوپیایی (۲۹ تاهساس / ۷ ژانویه) یا گاه‌شماری میلادی (۲۵ دسامبر) یکی را انتخاب کنند؛ این گزینه معمولاً زمانی به‌کار می‌رود که جشن شرقی متناظر، در دنیای غرب تعطیل رسمی نباشد (و در نتیجه بسیاری از پروتستان‌های مهاجر هر دو روز را جشن می‌گیرند).[نیازمند منبع]

بیشتر کلیساهای مسیحی غربی، بیشتر کلیسای کاتولیک شرقی و تقویم‌های مدنی؛ همچنین کلیسای آشوری مشرق. گاه‌شماری میلادی ۲۵ دسامبر ۲۵ دسامبر کلیسای آشوری مشرق در سال ۱۹۶۴ گاه‌شماری میلادی را پذیرفت.

اقتصاد

[ویرایش]

کریسمس معمولاً در بسیاری از کشورهای جهان اوج فصل فروش برای خرده‌فروشان است؛ زیرا در این دوره، با خرید هدیه، تزئینات و ملزومات جشن، میزان فروش به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. در ایالات متحده، «فصل خرید کریسمس» گاه از اوایل ماه اکتبر آغاز می‌شود.[۲۲۳] در کانادا، بازرگانان پیش از هالووین (۳۱ اکتبر) تبلیغات خود را آغاز می‌کنند و پس از روز یادبود، در ۱۱ نوامبر، بازاریابی را تشدید می‌کنند. در بریتانیا و ایرلند، فصل خرید کریسمس از اواسط نوامبر شروع می‌شود، تقریباً هم‌زمان با روشن‌شدن چراغ‌های کریسمس در خیابان‌های اصلی خرید.[۲۲۴][۲۲۵]

نخستین غار بابانوئل، مفهومی که توسط کارآفرین خرده‌فروشی، دیوید لوئیس ابداع شد، در سال ۱۸۷۹ در فروشگاه بزرگ لویس در لیورپولِ انگلستان افتتاح شد.[۲۲۶] در ایالات متحده محاسبه شده است که حدود یک‌چهارم کل هزینه‌های شخصی در طول فصل خرید کریسمس و تعطیلات انجام می‌شود.[۲۲۷]

آمارهای ادارهٔ سرشماری ایالات متحدهٔ آمریکا نشان می‌دهد که هزینه‌کرد در فروشگاه‌های زنجیره‌ای در سراسر کشور از ۲۰٫۸ میلیارد دلار در نوامبر ۲۰۰۴ به ۳۱٫۹ میلیارد دلار در دسامبر ۲۰۰۴ افزایش یافت؛ یعنی رشدی معادل ۵۴ درصد. در بخش‌های دیگر، افزایش هزینه‌کرد پیش از کریسمس حتی بیشتر بود؛ به‌طوری‌که جهش خرید نوامبر تا دسامبر در کتاب‌فروشی‌ها ۱۰۰ درصد و در فروشگاه‌های جواهرات ۱۷۰ درصد گزارش شد. در همان سال، اشتغال در فروشگاه‌های خرده‌فروشی آمریکا در دو ماه منتهی به کریسمس از ۱٫۶ میلیون نفر به ۱٫۸ میلیون نفر افزایش یافت.[۲۲۸]

صنایعی که کاملاً به کریسمس وابسته‌اند شامل کارت کریسمس‌ها هستند، که سالانه ۱٫۹ میلیارد عدد از آن‌ها در ایالات متحده ارسال می‌شود، و همچنین درختان زندهٔ کریسمس، که در سال ۲۰۰۲ حدود ۲۰٫۸ میلیون اصله از آن‌ها در آمریکا قطع شد.[۲۲۹] در بریتانیا، در سال ۲۰۱۰ پیش‌بینی می‌شد که تا سقف ۸ میلیارد پوند در کریسمس به‌صورت آنلاین هزینه شود، که تقریباً یک‌چهارم کل فروش خرده‌فروشی جشنانه را تشکیل می‌داد.[۲۲۵]

در بیشتر کشورهای غربی، روز کریسمس کمترین فعالیت روز سال از نظر کسب‌وکار و تجارت است؛ تقریباً همهٔ فعالیت‌های خرده‌فروشی، تجاری و نهادی تعطیل می‌شوند و تقریباً همهٔ صنایع فعالیت خود را متوقف می‌کنند (بیش از هر روز دیگری در سال)، چه قانون چنین الزامی داشته باشد چه نه. در انگلستان و ولز، قانون روز کریسمس (۲۰۰۴) همهٔ فروشگاه‌های بزرگ را از فعالیت در روز کریسمس منع می‌کند. قانون مشابهی نیز در سال ۲۰۰۷ در اسکاتلند تصویب شد. استودیوی فیلم‌سازی در فصل تعطیلات بسیاری از فیلم‌های پرهزینه را اکران می‌کنند، از جمله فیلم‌های کریسمسی، آثار فانتزی یا درام‌های پرزرق‌وبرق با ارزش تولید بالا، به این امید که شانس نامزدی برای جوایز اسکار را به حداکثر برسانند.[۲۳۰]

بر اساس تحلیل یکی از اقتصاددانان، با وجود افزایش کلی هزینه‌کرد، کریسمس از دیدگاه اقتصاد خرد متعارف نوعی رفاه ازدست‌رفته به‌شمار می‌آید، که ناشی از اثر هدیه‌دادن است. این زیان به‌صورت تفاوت میان مبلغی که هدیه‌دهنده برای کالا پرداخت کرده و مبلغی که دریافت‌کنندهٔ هدیه حاضر بوده برای همان کالا بپردازد محاسبه می‌شود. برآورد شده است که تنها در سال ۲۰۰۱، کریسمس در ایالات متحده به زیانی معادل ۴ میلیارد دلار انجامیده است.[۲۳۱][۲۳۲] به‌دلیل عوامل پیچیدهٔ دخیل، این تحلیل گاه برای بحث دربارهٔ کاستی‌های احتمالی نظریهٔ کنونی اقتصاد خرد به‌کار می‌رود. از دیگر مصادیق زیان رفاهی می‌توان به اثرات کریسمس بر محیط زیست و این واقعیت اشاره کرد که هدیه‌های مادی اغلب به‌عنوان فیل سفید تلقی می‌شوند، زیرا هزینهٔ نگهداری و فضای ذخیره‌سازی تحمیل می‌کنند و به شلوغی و انباشت وسایل می‌انجامند.[۲۳۳]

ممنوعیت

[ویرایش]
شماره‌ای از سال ۱۹۳۱ مجلهٔ شوروی Bezbozhnik، منتشرشده توسط اتحادیه بی‌خدایان مبارز، که کشیشی مسیحیِ ارتدکس را نشان می‌دهد که از بردن یک درخت به خانه برای جشن موسم میلاد منع می‌شود؛ جشنی که تحت آموزهٔ مارکسیستی–لنینیستیِ بی‌خدایی حکومتی ممنوع شده بود[۲۳۴]

کریسمس از سوی منابع گوناگون، چه مسیحی و چه غیرمسیحی، موضوع مناقشه و حمله بوده است. از نظر تاریخی، این جشن در دورهٔ برتری پیوریتن‌ها در جمهوری انگلستان (۱۶۴۷–۱۶۶۰) و نیز در مستعمرات نیو انگلند ممنوع شد؛ جایی که پیوریتن‌ها در سال ۱۶۵۹ جشن گرفتن کریسمس را با این استدلال که نامی از آن در کتاب مقدس نیامده و بنابراین ناقض اصل تنظیمی عبادت است، غیرقانونی اعلام کردند.[۲۳۵][۲۳۶]

مجلس پادشاهی اسکاتلند که تحت سیطرهٔ پرسبیترینیسم بود، میان سال‌های ۱۶۳۷ تا ۱۶۹۰ مجموعه‌ای از قوانین را برای ممنوعیت برگزاری کریسمس تصویب کرد؛ روز کریسمس تا سال ۱۸۷۱ به عنوان تعطیل رسمی در اسکاتلند شناخته نشد.[۶۰][۲۳۷][۲۳۸]

امروزه نیز برخی فرقه‌های محافظه‌کار اصلاح‌شده، مانندکلیسای پرسبیترین آزاد اسکاتلند و کلیسای پرسبیترین اصلاح‌شدهٔ آمریکای شمالی، بر پایهٔ اصل تنظیمی عبادت و آنچه منشأ غیرکتاب‌مقدسی کریسمس می‌دانند، برگزاری این جشن را رد می‌کنند.[۲۳۹][۲۴۰] جشن گرفتن کریسمس در میان شاهدان یهوه ممنوع است، زیرا هیئت حاکمهٔ آنان بر این باور است که کریسمس ریشه‌ای پاگانی دارد و مبنایی در کتاب مقدس ندارد.[۲۴۱]

برگزاری کریسمس همچنین در دولت‌های مبتنی بر بی‌خدایی حکومتی مانند اتحاد جماهیر شوروی ممنوع بوده است[۲۴۲] و در سال ۲۰۱۵ نیز در کشورهای عمدتاً مسلمانِ سومالی، تاجیکستان و برونئی اعمال شد.[۲۴۳]

با گسترش جهانی آیین‌های کریسمس، حتی فراتر از چارچوب‌های سنتی فرهنگ مسیحی، شماری از کشورهای با اکثریت مسلمان آغاز به ممنوع کردن برگزاری کریسمس کردند و مدعی شدند که این جشن اسلام را تضعیف می‌کند.[۲۴۴]

در دسامبر ۲۰۱۸، شورای وزیران عراق قانون تعطیلات ملی را اصلاح کرد تا روز کریسمس (۲۵ دسامبر) به‌عنوان یک تعطیلی رسمی سراسری تعیین شود که به‌جای آنکه تنها توسط اقلیت مسیحی کشور برگزار شود، همهٔ عراقی‌ها آن را گرامی بدارند.[۲۴۵]

در سال ۲۰۲۳، جشن‌های عمومی کریسمس در بیت‌لحم، شهری که با زادروز عیسی پیوند خورده است، لغو شد. رهبران فلسطینیِ وابسته به فرقه‌های گوناگون مسیحی، در تصمیمی یک‌صدا، جنگ جاری اسرائیل–غزه را دلیل لغو این مراسم اعلام کردند.[۲۴۶]

دولت جمهوری خلق چین به‌طور رسمی از بی‌خدایی حکومتی حمایت می‌کند[۲۴۷] و برای تحقق این هدف، کارزارهای ضد دینی را به اجرا گذاشته است.[۲۴۸]

در دسامبر ۲۰۱۸، مقام‌ها پیش از موسم میلاد به کلیساهای مسیحی یورش بردند و آن‌ها را به تعطیلی واداشتند؛ درخت‌های کریسمس و پیکره‌های بابا نوئل نیز به‌اجبار جمع‌آوری شدند.[۲۴۹][۲۵۰]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. چند شاخه از مسیحیت شرقی که از گاه‌شماری ژولینی استفاده می‌کنند، بر اساس همان گاه‌شماری کریسمس را در ۲۵ دسامبر جشن می‌گیرند که در گاه‌شماری میلادی امروزی برابر با ۷ ژانویه است. کلیساهای ارمنی حتی پیش از شکل‌گیری گاه‌شماری گریگوری، ولادت مسیح را در ۶ ژانویه گرامی می‌داشتند. بیشتر مسیحیان ارمنی از گاه‌شماری گریگوری استفاده می‌کنند، اما همچنان روز کریسمس را در ۶ ژانویه جشن می‌گیرند. برخی کلیساهای ارمنی از گاه‌شماری ژولینی بهره می‌برند و در نتیجه، روز کریسمس را در ۱۹ ژانویهٔ تقویم میلادی جشن می‌گیرند که ۱۸ ژانویه شب کریسمس به‌شمار می‌آید. در برخی مناطق نیز جشن کریسمس عمدتاً در ۲۴ دسامبر برگزار می‌شود، نه ۲۵ دسامبر.
  2. پیش از پذیرش آیین مسیحیت به عنوان دین رسمی روم در قرن چهارم میلادی، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا، ساتورن (ایزد زراعت) را احترام می‌کردند. این جشن به‌مدت هفت روز ادامه میافت و در طول آن، رومیان به برپاداشتن جشن و سُرور، به‌تعویق‌انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه‌دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌پرداختند. برخی معتقدند که سنت هدیه‌دادن در کریسمس برگرفته از ساتورنالیا است.[۱۱۶]

منابع

[ویرایش]
  1. Abdel Bari Atwan (2015). Islamic State: The Digital Caliphate. اوکلند (کالیفرنیا), ایالات متحده آمریکا: دانشگاه کالیفرنیا. p. 58. ISBN 978-0-520-28928-4. The Alawites celebrate the Christian festivals of Christmas, Easter, and Epiphany and believe in reincarnation (though not for women).
  2. "Alawite | Definition, Sect, Syria, & Assad Dynasty | Britannica". دانشنامه برخط بریتانیکا (به انگلیسی). 2025-01-16. Retrieved 2025-02-10.
  3. "Christmas as a Multi-Faith Festival" (PDF). آموزش زبان انگلیسی بی‌بی‌سی. December 29, 2005. Archived (PDF) from the original on October 1, 2008. Retrieved September 30, 2008.
  4. "In the U.S. , Christmas Not Just for Christians". گالوپ (شرکت). December 24, 2008. Archived from the original on November 16, 2012. Retrieved December 16, 2012.
  5. "The Christmas Archives: Chronological History of the Christmas Tree". web.archive.org (به انگلیسی). 2007-12-21. Archived from the original on 21 December 2007. Retrieved 2018-12-24.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:ربات:وضعیت نامعلوم پیوند اصلی (link)
  6. "Poll: In a changing nation, Santa endures". msnbc.com (به انگلیسی). 2006-12-22. Retrieved 2018-12-24.
  7. "Christmas" (به انگلیسی). واژه‌نامه برخط ریشه‌شناسی. December 20, 2020.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Martindale, Cyril Charles (1908). "Christmas". دانشنامه کاتولیک. Vol. 3. New York: Robert Appleton Company.
  9. Schoenborn, Christoph (1994). God's human face: the Christ-icon. Ignatius Press. p. 154. ISBN 978-0-89870-514-0.
  10. Galey, John (1986). Sinai and the Monastery of St. Catherine. American University in Cairo Press. p. 92. ISBN 978-977-424-118-5.
  11. "Christmas | Origin, Definition, Traditions, History, & Facts | Britannica". www.britannica.com (به انگلیسی). Retrieved December 22, 2021.
  12. Christenmas, n., فرهنگ انگلیسی آکسفورد. Retrieved December 12.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ "Christmas" in the Middle English Dictionary. بایگانی‌شده در ژانویه ۵, ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine
  14. Griffiths, Emma (December 22, 2004). "Why get cross about Xmas?". BBC News. Archived from the original on November 11, 2011. Retrieved December 12, 2011.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ Hutton, Ronald (2001). The Stations of the Sun: A History of the Ritual Year in Britain. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-285448-3.
  16. "Midwinter" in Bosworth & Toller. بایگانی‌شده در ژانویه ۱۳, ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine
  17. Yule بایگانی‌شده در ژانویه ۱۳, ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine, Online Etymology Dictionary. Retrieved December 12.
  18. Bosworth, Joseph. "Geóhel-dæg". In An Anglo-Saxon Dictionary Online, edited by Thomas Northcote Toller, Christ Sean, and Ondřej Tichy. Prague: Faculty of Arts, Charles University, 2014.
  19. Hutton, Ronald (1996). The Stations of the Sun: A History of the Ritual Year in Britain (به انگلیسی). Oxford University Press. pp. 26–28. ISBN 978-0-19-820570-8.
  20. Serjeantson, Mary Sidney (1968). A History of Foreign Words in English.
  21. "Online Etymology Dictionary". Archived from the original on January 13, 2012. Retrieved December 13, 2011.
  22. Online Etymology Dictionary, Noel بایگانی‌شده در ژانویه ۱۳, ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine, accessed January 3, 2022
  23. "Толковый словарь Даля онлайн". slovardalja.net (به روسی). Retrieved December 25, 2022.
  24. "从"外国冬至"到"圣诞节":耶稣诞辰在近代中国的节日化". Archived from the original on 2017-12-24. Retrieved 2017-12-24.
  25. Rees, Neil (December 10, 2023). "Christmas – the original story". Christian Today (به انگلیسی). Retrieved December 15, 2023.
  26. Piñero, Antonio (December 16, 2021). "Biblical stories of Jesus' birth reveal intriguing clues about his times". National Geographic (به انگلیسی). Retrieved December 15, 2023.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ English, Adam C. (October 14, 2016). Christmas: Theological Anticipations (به انگلیسی). Wipf and Stock Publishers. pp. 70–71. ISBN 978-1-4982-3933-2.
  28. متن دست‌نویس چنین است: VIII kal. Ian. natus Christus in Betleem Iudeae. ("The Chronography of 354 AD. Part 12: Commemorations of the Martyrs بایگانی‌شده در نوامبر ۲۲, ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine»، The Tertullian Project. 2006.)
  29. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Bradshaw 7-10 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  30. Mackenzie, Edward; Walcott, Charles (1868). Sacred Archaeology: A Popular Dictionary of Ecclesiastical Art and Institutions, from Primitive to Modern Times. Reeve. p. 153. Retrieved 3 December 2024.
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ Forsythe, Gary (2012). Time in Roman Religion: One Thousand Years of Religious History. Routledge. pp. 113, 123, 141.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ ۳۲٫۲ Bradshaw, Paul (2020). "The Dating of Christmas". In Larsen, Timothy (ed.). The Oxford Handbook of Christmas. Oxford University Press. pp. 4–10.
  33. Johnson, Maxwell E. (2005). "The Apostolic Tradition". In Wainwright, Geoffrey; Westerfield Tucker, Karen Beth (eds.). The Oxford History of Christian Worship. Oxford University Press. p. 65. ISBN 978-0-19-513886-3. Retrieved February 3, 2012.
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ Roy, Christian (2005). Traditional Festivals: A Multicultural Encyclopedia. Santa Barbara, California: ABC-CLIO. p. 146. ISBN 978-1-57607-089-5. Archived from the original on January 11, 2014. Retrieved February 3, 2012.
  35. Pokhilko, Hieromonk Nicholas. "History of Epiphany". Archived from the original on September 23, 2016. Retrieved December 27, 2017.
  36. Hastings, James; Selbie, John A., eds. (2003). Encyclopedia of Religion and Ethics. Vol. 6. Kessinger Publishing Company. pp. 603–604. ISBN 978-0-7661-3676-2. Archived from the original on November 22, 2018. Retrieved February 3, 2012.
  37. Frøyshov, Stig Simeon (October 23, 2013). "[Hymnography of the] Rite of Jerusalem". Canterbury Dictionary of Hymnology.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ ۳۸٫۳ ۳۸٫۴ ۳۸٫۵ ۳۸٫۶ Murray, Alexander, "Medieval Christmas" بایگانی‌شده در دسامبر ۱۳, ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine, History Today, December 1986, 36 (12), pp. 31–39.
  39. Forbes, Bruce David (October 1, 2008). Christmas: A Candid History. انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. p. 27. ISBN 978-0-520-25802-0.
  40. Hill, Christopher (2003). Holidays and Holy Nights: Celebrating Twelve Seasonal Festivals of the Christian Year. Quest Books. p. 91. ISBN 978-0-8356-0810-7.
  41. "Who was Charlemagne? The unlikely king who became an emperor". National Geographic. Retrieved November 30, 2023.
  42. "William the Conqueror: Crowned at Christmas". انتشارات تاریخ. Retrieved November 30, 2023.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ McGreevy, Patrick. "Place in the American Christmas", (JSTOR بایگانی‌شده در دسامبر ۱۵, ۲۰۱۸ توسط Wayback Machine), Geographical Review, Vol. 80, No. 1. January 1990, pp. 32–42. Retrieved September 10, 2007.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ ۴۴٫۲ Restad, Penne L. (1995). Christmas in America: a History. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-510980-1.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ ۴۵٫۲ ۴۵٫۳ Forbes, Bruce David, Christmas: a candid history, University of California Press, 2007, شابک ‎۰−۵۲۰−۲۵۱۰۴−۰, pp. 68–79.
  46. "History of Christmas Trees". History. Archived from the original on December 25, 2012. Retrieved 15 December 2012.
  47. Karkan, Betsy (2 December 2016). "Lutheran Advent Traditions". Lutheran Reformation. Retrieved 12 December 2024.
  48. Lowe, Scott C. (January 11, 2011). Christmas. John Wiley & Sons. p. 226. ISBN 978-1-4443-4145-4.
  49. Shawcross, John T. (January 1, 1993). John Milton. University Press of Kentucky. p. 249. ISBN 978-0-8131-7014-5.
  50. Heinz, Donald (2010). Christmas: Festival of Incarnation. Fortress Press. p. 94. ISBN 978-1-4514-0695-5.
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ Old, Hughes Oliphant (2002). Worship: Reformed According to Scripture. Westminster John Knox Press. p. 29. ISBN 978-0-664-22579-7.
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ ۵۲٫۲ ۵۲٫۳ Durston, Chris (December 1985). "Lords of Misrule: The Puritan War on Christmas 1642–60". History Today. Vol. 35, no. 12. pp. 7–14. Archived from the original on March 10, 2007.
  53. Carl Philipp Emanuel Nothaft (October 2011). "From Sukkot to Saturnalia: The Attack on Christmas in Sixteenth-Century Chronological Scholarship". Journal of the History of Ideas. 72 (4): 504–505. JSTOR 41337151.
  54. John Rabon, British Christmas: How the Victorians Invented Christmas As We Know It in Anglotopia, Dec. 12, 2017
  55. ۵۵٫۰ ۵۵٫۱ "Historian Reveals that Cromwellian Christmas Football Rebels Ran Riot" (Press release). University of Warwick. December 17, 2003. Archived from the original on September 28, 2020. Retrieved August 25, 2023.
  56. Sandys, William (1852). Christmastide: its history, festivities and carols. London: John Russell Smith. pp. 119–120.
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ "When Christmas carols were banned". BBC. Retrieved March 11, 2022.
  58. Chambers, Robert (1885). Domestic Annals of Scotland, p. 211.
  59. "Act dischairging the Yule vacance". The Records of the Parliaments of Scotland to 1707. (به اسکاتس میانه). St Andrews: University of St Andrews and National Archives of Scotland. Archived from the original on May 19, 2012. Retrieved February 29, 2012.
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ Anon (May 22, 2007). "Bank Holiday Fact File" (PDF). TUC press release. TUC. Archived from the original (PDF) on June 3, 2013. Retrieved January 12, 2010.
  61. Woodforde, James (1978). The Diary of a Country Parson 1758–1802. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-281241-4.
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ ۶۲٫۲ ۶۲٫۳ Barnett, James Harwood (1984). The American Christmas: A Study in National Culture. Ayer Publishing. p. 3. ISBN 978-0-405-07671-8.
  63. Mather, Cotton (December 25, 1712). Grace defended. A censure on the ungodliness, by which the glorious grace of God, is too commonly abused. A sermon preached on the twenty fifth day of December, 1712. Containing some seasonable admonitions of piety. And concluded, with a brief dissertation on that case, whether the penitent thief on the cross, be an example of one repenting at the last hour, and on such a repentance received unto mercy? (Speech) (به انگلیسی). Boston, Massachusetts: B. Green, for Samuel Gerrish. Retrieved August 12, 2022.
  64. Stephen W. Nissenbaum, "Christmas in Early New England, 1620–1820: Puritanism, Popular Culture, and the Printed Word", Proceedings of the American Antiquarian Society 106:1: p79–164 (January 1, 1996). Retrieved December 25, 2023.
  65. Innes, Stephen (1995). Creating the Commonwealth: The Economic Culture of Puritan New England. دابلیو. دابلیو. نورتون اند کامپنی. p. 145. ISBN 978-0-393-03584-1.
  66. Marling, Karal Ann (2000). Merry Christmas!: Celebrating America's Greatest Holiday. Harvard University Press. p. 44. ISBN 978-0-674-00318-7.
  67. Smith Thomas, Nancy (2007). Moravian Christmas in the South. Old Salem Museums & Gardens. p. 20. ISBN 978-0-8078-3181-6.
  68. Andrews, Peter (1975). Christmas in Colonial and Early America. United States: World Book Encyclopedia, Inc. ISBN 978-0-7166-2001-3.
  69. Christmas in France. World Book Encyclopedia. 1996. p. 35. ISBN 978-0-7166-0876-9.
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ ۷۰٫۲ Rowell, Geoffrey (December 1993). "Dickens and the Construction of Christmas". هیستوری تودی. 43 (12). Archived from the original on December 29, 2016. Retrieved December 28, 2016.
  71. Ledger, Sally; Furneaux, Holly, eds. (2011). Charles Dickens in Context. Cambridge University Press. p. 178. ISBN 978-0-19-513886-3. Retrieved December 25, 2020.
  72. John Storey, "The Invention of the English Christmas," in Christmas, Ideology, and Popular Culture, Sheila Whiteley, ed. , pp.17, 19 (2008).
  73. Tara Moore, Victorian Christmas in Print (2009).
  74. Id.
  75. ۷۵٫۰ ۷۵٫۱ Standiford, Les (2008). The Man Who Invented Christmas: How Charles Dickens's A Christmas Carol Rescued His Career and Revived Our Holiday Spirits. Crown. ISBN 978-0-307-40578-4.
  76. ۷۶٫۰ ۷۶٫۱ Minzesheimer, Bob (December 22, 2008). "Dickens' classic 'Christmas Carol' still sings to us". USA Today. Archived from the original on November 6, 2009. Retrieved April 30, 2010.
  77. Hutton, Ronald (February 15, 2001). The Stations of the Sun: A History of the Ritual Year in Britain. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-157842-7.
  78. Forbes, Bruce David (October 1, 2008). Christmas: A Candid History. University of California Press. p. 62. ISBN 978-0-520-25802-0.
  79. Kelly, Richard Michael, ed. (2003). A Christmas Carol. Broadview Press. pp. 9, 12. ISBN 978-1-55111-476-7.
  80. Moore, n.73 above at p. 18.
  81. Cochrane, Robertson. Wordplay: origins, meanings, and usage of the English language. University of Toronto Press, 1996, p. 126, شابک ‎۰−۸۰۲۰−۷۷۵۲−۸.
  82. Hutton, Ronald, The Stations of the Sun: The Ritual Year in England. 1996. Oxford: Oxford University Press, p. 113. شابک ‎۰−۱۹−۲۸۵۴۴۸−۸.
  83. Joe L. Wheeler. Christmas in My Heart, Volume 10, p. 97. Review and Herald Pub Assoc, 2001. شابک ‎۰−۸۲۸۰−۱۶۲۲−۴.
  84. Earnshaw, Iris (November 2003). "The History of Christmas Cards". Inverloch Historical Society Inc. Archived from the original on May 26, 2016. Retrieved December 25, 2025.
  85. The Girlhood of Queen Victoria: a selection from Her Majesty's diaries, p. 61. Longmans, Green & Co. , 1912. University of Wisconsin. Retrieved December 25, 2023.
  86. Lejeune, Marie Claire. Compendium of symbolic and ritual plants in Europe, p. 550. University of Michigan شابک ‎۹۰−۷۷۱۳۵−۰۴−۹.
  87. ۸۷٫۰ ۸۷٫۱ Shoemaker, Alfred Lewis. (1959) Christmas in Pennsylvania: a folk-cultural study. Edition 40. pp. 52, 53. Stackpole Books 1999. شابک ‎۰−۸۱۱۷−۰۳۲۸−۲.
  88. Godey's Lady's Book, 1850. Godey's این تصویر را عیناً کپی کرد، با این تفاوت که تاجِ ملکه و سبیلِ شاهزاده آلبرت را حذف کرد تا نقش‌نگاره به صحنه‌ای آمریکایی بدل شود.
  89. Kelly, Richard Michael (ed.) (2003), A Christmas Carol, p. 20. Broadview Literary Texts, New York: Broadview Press, شابک ‎۱−۵۵۱۱۱−۴۷۶−۳.
  90. شعرِ مور سنت‌های اصیلِ هلندیِ کهن را که در نیویورکِ سال نو—از جمله تبادل هدیه، ضیافت‌های خانوادگی و روایت‌هایی از «سینترکلاس» (برگرفته از «نیکلاس قدیس» در هلندی، که «سانتا کلاوس» امروزی از آن آمده است)—رواج داشت، به کریسمس منتقل کرد.The history of Christmas: Christmas history in America بایگانی‌شده در آوریل ۱۹, ۲۰۱۸ توسط Wayback Machine, 2006.
  91. "Americans Celebrate Christmas in Diverse Ways" بایگانی‌شده در دسامبر ۱۰, ۲۰۰۶ توسط Wayback Machine, Usinfo.state.gov, November 26, 2006.
  92. First Presbyterian Church of Watertown "Oh ... and one more thing" December 11, 2005 بایگانی‌شده در فوریه ۲۵, ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine
  93. ۹۳٫۰ ۹۳٫۱ ۹۳٫۲ Restad, Penne L. (1995), Christmas in America: a History, Oxford: Oxford University Press, p. 96. شابک ‎۰−۱۹−۵۱۰۹۸۰−۵.
  94. "Christian church of God – history of Christmas". Christianchurchofgod.com. Archived from the original on December 19, 2010. Retrieved February 24, 2011.
  95. Meggs, Philip B. A History of Graphic Design. 1998 John Wiley & Sons, Inc. p 148 شابک ‎۰−۴۷۱−۲۹۱۹۸−۶.
  96. Jacob R. Straus (November 16, 2012). "Federal Holidays: Evolution and Current Practices" (PDF). Congressional Research Service. Archived (PDF) from the original on January 3, 2014. Retrieved January 2, 2014.
  97. Crossland, David (December 22, 2021). "Truces weren't just for 1914 Christmas". The Times (به انگلیسی). ISSN 0140-0460. Retrieved December 24, 2021.
  98. Baxter, Keven (December 24, 2021). "Peace for a day: How soccer brought a brief truce to World War I on Christmas Day 1914". Los Angeles Times (به انگلیسی). Archived from the original on December 24, 2021. Retrieved December 24, 2021.
  99. "The Real Story of the Christmas Truce". Imperial War Museums (به انگلیسی). Retrieved December 24, 2021.
  100. "Christmas Truce 1914". BBC School Radio (به انگلیسی). Retrieved December 24, 2021.
  101. Connelly, Mark (2000). Christmas at the Movies: Images of Christmas in American, British and European Cinema. I.B.Tauris. p. 186. ISBN 978-1-86064-397-2.
  102. Ramet, Sabrina Petra (November 10, 2005). Religious Policy in the Soviet Union. انتشارات دانشگاه کمبریج. p. 138. ISBN 978-0-521-02230-9.
  103. Zugger, Christopher Lawrence (2001). Catholics of the Soviet Empire from Lenin Through Stalin. Syracuse University Press. p. 210. ISBN 978-0-8156-0679-6.
  104. Tamkin, Emily (December 30, 2016). "How Soviets Came to Celebrate New Year's Like Christmas (and Why Russians Still Do)". Foreign Policy. Retrieved January 6, 2022.
  105. Goldberg, Carey (January 7, 1991). "A Russian Christmas—Better Late Than Never: Soviet Union: Orthodox Church celebration is the first under Communists. But, as with most of Yeltsin's pronouncements, the holiday stirs a controversy". لس آنجلس تایمز. Archived from the original on December 22, 2015. Retrieved November 22, 2014.
  106. ۱۰۶٫۰ ۱۰۶٫۱ "Celebrate Christmas Italian Styles at These City Events". TripSavvy (به انگلیسی). Retrieved January 26, 2021.
  107. Perry, Joseph (December 24, 2015). "How the Nazis co-opted Christmas: A history of propaganda". The Washington Post. Archived from the original on January 6, 2016. Retrieved March 11, 2016.
  108. "ACLJ, Christmas laws". American Center for Law and Justice. Aclj.org. Archived from the original on December 25, 2013. Retrieved December 25, 2013.
  109. Aliweiwi, Jehad (November 28, 2005). "A Christmas Tree or a Holiday Tree?". Muslim Canadian Congress. Archived from the original on December 31, 2005. Retrieved December 25, 2023. (عنوان پیشین: «مقالهٔ جنجال کریسمس»)
  110. Feder, Don, "In the culture, Christmas morphs into holiday" بایگانی‌شده در آوریل ۱۲, ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine, Jewish World Review, December 13, 2000.
  111. "The Brits Have It Right: Forget Happy Holidays, Just Wish People Merry Christmas". گاردین. London. August 11, 2016. Archived from the original on December 21, 2016. Retrieved December 11, 2016.
  112. Jankowski, Paul (August 11, 2016). "Is Saying 'Merry Christmas' Politically Correct? Who Cares?". فوربز. Archived from the original on August 7, 2017. Retrieved August 22, 2017.
  113. Taylor, Christopher Stuart (August 11, 2016). "If We Can't Say 'Merry Christmas' in Canada, Multiculturalism Failed". هاف‌پست. Archived from the original on September 29, 2016. Retrieved August 11, 2016.
  114. "Lynch vs. Donnelly". Belcher Foundation. 1984. Archived from the original on February 16, 2006. Retrieved April 12, 2006.
  115. Jespersen, Knud J. V. (June 21, 2011). A History of Denmark. Macmillan International Higher Education. p. 91. ISBN 978-0-230-34417-4.
  116. Berking، Helmuth (۱۹۹۹). Sociology of Giving. SAGE Publications. ص. ۱۴.
  117. McGrath, Alister E. (January 27, 2015). Christianity: An Introduction (به انگلیسی). John Wiley & Sons. p. 239. ISBN 978-1-118-46565-3.
  118. Huckabee, Tyler (December 9, 2021). "No, Christmas Trees Don't Have 'Pagan' Roots" (به انگلیسی). Relevant Magazine. Retrieved December 9, 2022.
  119. Neal, Daniel (1822). The History of the Puritans. William Baynes and Son. p. 193. Retrieved December 25, 2023. (page 133 in the link above)
  120. NEWS, SA (December 24, 2022). "Christmas Day 2022: Facts, Story & Quotes About Merry Christmas". SA News Channel (به انگلیسی). Retrieved December 26, 2022.
  121. ۱۲۱٫۰ ۱۲۱٫۱ Simek (2007:379).
  122. Coffman, Elesha. "Why December 25?" بایگانی‌شده در سپتامبر ۱۹, ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine Christian History & Biography, Christianity Today, 2000.
  123. Simek (2010:180, 379–380).
  124. Weiser, Franz Xaver (1958). Handbook of Christian Feasts and Customs. Harcourt.
  125. "Koliada". Encyclopediaofukraine.com. Retrieved November 19, 2012.
  126. "2018 Worship and Music Planning Calendar". The United Methodist Church. 2018. Retrieved December 9, 2018.
  127. Stetzer, Ed (December 14, 2015). "What Is Church Attendance Like During Christmastime? New Data From LifeWay Research". Christianity Today. Archived from the original on January 29, 2018. Retrieved December 9, 2018.
  128. Bingham, John (October 27, 2016). "British families only attend church at Christmas, new figures suggest". دیلی تلگراف. Archived from the original on December 27, 2017. Retrieved December 24, 2017.
  129. Collins, Ace, Stories Behind the Great Traditions of Christmas, Zondervan, (2003), شابک ‎۰−۳۱۰−۲۴۸۸۰−۹ p.47.
  130. Internet Archive Susan Topp Weber, Nativities of the World, Gibbs Smith, 2013
  131. "Alla scoperta dei cinque presepi più belli di Bologna | Nuok". Nuok.it. January 24, 2013. Archived from the original on December 27, 2013. Retrieved December 25, 2013.
  132. "Presepi in Liguria: provincia di Genova, Tigullio -sito di Paolino". Digilander.libero.it. Archived from the original on December 27, 2013. Retrieved December 25, 2013.
  133. "Holidays at the Museums: Carnegie Museum of Natural History". Carnegiemnh.org. November 26, 2013. Archived from the original on December 27, 2013. Retrieved December 25, 2013.
  134. Bershad, David; Carolina Mangone, The Christian Travelers Guide to Italy بایگانی‌شده در دسامبر ۲۵, ۲۰۲۲ توسط Wayback Machine, Zondervan, 2001.
  135. "The Provençal Nativity Scene". Simplytreasures.com. Archived from the original on September 14, 2012. Retrieved December 25, 2013.
  136. Seaburg, Carl, Celebrating Christmas: An Anthology بایگانی‌شده در دسامبر ۲۵, ۲۰۲۲ توسط Wayback Machine, iUniverse, 2003.
  137. Bowler, Gerry, The World Encyclopedia of Christmas بایگانی‌شده در دسامبر ۲۵, ۲۰۲۲ توسط Wayback Machine, Random House LLC, 2012.
  138. Carol King (December 24, 2012). "A Christmas Living Nativity Scene in Sicily". Italy Magazine. Archived from the original on December 26, 2013. Retrieved December 25, 2013.
  139. Collins p. 83.
  140. These Strange German Ways. Edelweiss Publishing Company. 1989. p. 122.
  141. Nowak, Claire (December 23, 2019). "The Real Reason Why Christmas Colors Are Green and Red". Reader's Digest (به انگلیسی). Retrieved December 18, 2020.
  142. Norris, Rebecca (October 29, 2019). "Here's the History Behind Why Red and Green Are the Traditional Christmas Colors". Country Living (به انگلیسی). Retrieved December 18, 2020.
  143. Collins, Ace (April 1, 2010). Stories Behind the Great Traditions of Christmas. Zondervan. ISBN 978-0-310-87388-4. Retrieved December 2, 2010.
  144. Senn, Frank C. (2012). Introduction to Christian Liturgy. Fortress Press. p. 118. ISBN 978-1-4514-2433-1.
  145. "The Christmas Tree". Lutheran Spokesman. 29–32. 1936.
  146. Kelly, Joseph F. (2010). The Feast of Christmas. Liturgical Press. p. 94. ISBN 978-0-8146-3932-0.
  147. Blainey, Geoffrey (October 24, 2013). A Short History of Christianity. رومن و لیتلفیلد. p. 418. ISBN 978-1-4422-2590-9.
  148. Mandryk, DeeAnn (October 25, 2005). Canadian Christmas Traditions. James Lorimer & Company. p. 67. ISBN 978-1-55439-098-4.
  149. Wells, Dorothy (1897). "Christmas in Other Lands". The School Journal. 55: 697–8.
  150. Jones, David Albert (October 27, 2011). Angels. انتشارات دانشگاه آکسفورد. p. 24. ISBN 978-0-19-161491-0.
  151. Becker, Udo (January 1, 2000). The Continuum Encyclopedia of Symbols (به انگلیسی). ای اند سی بلک. p. 60. ISBN 978-0-8264-1221-8.
  152. Crump, William D. (2006). The Christmas Encyclopedia (به انگلیسی). McFarland & Company. p. 67. ISBN 978-0-7864-2293-7.
  153. Socias, James (June 24, 2020). Handbook of Prayers (به انگلیسی). Midwest Theological Forum. ISBN 978-1-936045-54-9.
  154. Kitch, Anne E. (2004). The Anglican Family Prayer Book. Morehouse Publishing. p. 125.
  155. ۱۵۵٫۰ ۱۵۵٫۱ van Renterghem, Tony. When Santa was a shaman. St. Paul: Llewellyn Publications, 1995. شابک ‎۱−۵۶۷۱۸−۷۶۵-X.
  156. Fritz Allhoff, Scott C. Lowe (2010). Christmas. جان وایلی و پسران.
  157. Harper, Douglas, Christ بایگانی‌شده در مه ۹, ۲۰۰۶ توسط Wayback Machine, Online Etymology Dictionary, 2001.
  158. "The Chronological History of the Christmas Tree". The Christmas Archives. Archived from the original on December 21, 2007. Retrieved December 18, 2007.
  159. "Christmas Tradition – The Christmas Tree Custom". Fashion Era. Archived from the original on December 18, 2007. Retrieved December 18, 2007.
  160. Hewitson, Carolyn (2013). Festivals. Routledge. ISBN 978-1-135-05706-0. It is said to resemble the star of Bethlehem. The Mexicans call it the flower of the Holy Night, but usually it is called poinsettia after the man who introduced it to America, Dr Joel Poinsett.
  161. "The Legends and Traditions of Holiday Plants". www.ipm.iastate.edu. Archived from the original on January 22, 2016. Retrieved February 17, 2016.
  162. "Liturgical Year: Symbolic Lights and Fires of Christmas (Activity)". Catholic Culture. Archived from the original on January 13, 2012. Retrieved December 10, 2011.
  163. Murray, Brian. "Christmas lights and community building in America," History Matters, Spring 2006. بایگانی‌شده در ژوئن ۲۹, ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine
  164. Osborne, John (31 May 2020). Rome in the Eighth Century: A History in Art (به انگلیسی). انتشارات دانشگاه کمبریج. p. 31. ISBN 978-1-108-87372-7.
  165. Tuleja, Thaddeus F. (1999). Curious Customs: The Stories Behind More Than 300 Popular American Rituals (به انگلیسی). BBS Publishing Corporation. ISBN 978-1-57866-070-4. Francis Weiser (1952) says that the first known depiction of the nativity scene, found in the catacombs of Rome, dates from AD 380.
  166. ۱۶۶٫۰۰ ۱۶۶٫۰۱ ۱۶۶٫۰۲ ۱۶۶٫۰۳ ۱۶۶٫۰۴ ۱۶۶٫۰۵ ۱۶۶٫۰۶ ۱۶۶٫۰۷ ۱۶۶٫۰۸ ۱۶۶٫۰۹ Collins, Ace (2010). Stories Behind the Great Traditions of Christmas. Zondervan. pp. 139–141. ISBN 978-0-310-87388-4.
  167. Miles, Clement, Christmas customs and traditions, Courier Dover Publications, 1976, شابک ‎۰−۴۸۶−۲۳۳۵۴−۵, p. 32.
  168. Miles, Clement, Christmas customs and traditions, Courier Dover Publications, 1976, pp. 47–48
  169. Clancy, Ronald M. (2008). Sacred Christmas Music: The Stories Behind the Most Beloved Songs of Devotion (به انگلیسی). Sterling Publishing Company. p. 40. ISBN 978-1-4027-5811-9.
  170. Dudley-Smith, Timothy (1987). A Flame of Love. London: Triangle/SPCK. ISBN 978-0-281-04300-2.
  171. Thomas, John; Talhaiarn; Thomas Oliphant (1862). Welsh melodies: with Welsh and English poetry. London: Addison, Hollier and Lucas. p. 139. OCLC 63015609.
  172. Byrne, Eugene (December 24, 2019). "Arguably most famous Christmas song was written by a Bristolian". BristolLive (به انگلیسی). Retrieved November 6, 2020.
  173. ۱۷۳٫۰ ۱۷۳٫۱ ۱۷۳٫۲ Smolko, Joanna (February 4, 2012). "Christmas music". فرهنگنامه موسیقی و موسیقی‌دانان نیو گروو. انتشارات دانشگاه آکسفورد. doi:10.1093/gmo/9781561592630.article.A2227990.
  174. Broomfield, Andrea (2007), Food and Cooking in Victorian England: A History, Greenwood Publishing Group, 2007, pp. 149–150.
  175. Muir, Frank (1977), Christmas customs & traditions, Taplinger Pub. Co. , 1977, p. 58.
  176. "Imbuljuta". Schoolnet.gov.mt. Archived from the original on January 22, 2012. Retrieved February 3, 2012.
  177. "Christmas in Eritrea".
  178. "Negli Usa tutti pazzi per il panettone, è boom vendite". Ansa (به ایتالیایی). 4 December 2017.
  179. Loytved, G. (2006). "[Christmas seals]". Pneumologie (Stuttgart, Germany). 60 (11): 701–710. doi:10.1055/s-2006-944325. ISSN 0934-8387. PMID 17109268.
  180. Collins, Ace (April 20, 2010). Stories Behind the Great Traditions of Christmas. Zondervan. p. 17. ISBN 978-0-310-87388-4. Retrieved April 10, 2012.
  181. Trexler, Richard (May 23, 1997). The Journey of the Magi: Meanings in History of a Christian Story. انتشارات دانشگاه پرینستون. p. 17. ISBN 978-0-691-01126-4. Archived from the original on December 31, 2015. Retrieved April 10, 2012.
  182. Collins, Ace (April 20, 2010). Stories Behind the Great Traditions of Christmas. Zondervan. p. 17. ISBN 978-0-310-87388-4. Retrieved April 10, 2012.
  183. Berking, Helmuth (March 30, 1999). Sociology of Giving. SAGE Publications. p. 14. ISBN 978-0-85702-613-2.
  184. ۱۸۴٫۰ ۱۸۴٫۱ ۱۸۴٫۲ ۱۸۴٫۳ Talley, Thomas J. (1991). The Origins of the Liturgical Year. Liturgical Press. pp. 88–91. ISBN 978-0-8146-6075-1. Retrieved December 27, 2016.
  185. Seward, Pat; Lal, Sunandini Arora (2006). Netherlands. Marshall Cavendish. p. 116. ISBN 978-0-7614-2052-1.
  186. Domenico, Roy Palmer (2002). The regions of Italy: a reference guide to history and culture. Greenwood Publishing Group. p. 21. ISBN 978-0-313-30733-1.
  187. Collins, Ace (2009). Stories Behind Men of Faith. Zondervan. p. 121. ISBN 978-0-310-56456-0. Retrieved June 20, 2015.
  188. Jona Lendering (November 20, 2008). "Saint Nicholas, Sinterklaas, Santa Claus". Livius.org. Archived from the original on May 13, 2011. Retrieved February 24, 2011.
  189. "St. Basil (330–379)". Skiathosbooks.com. Archived from the original on January 12, 2012. Retrieved February 3, 2012.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:پیوند نامناسب (link)
  190. Matera, Mariane. "Santa: The First Great Lie" بایگانی‌شده در سپتامبر ۱۴, ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine, Citybeat, Issue 304.
  191. "Kto przynosi Wam prezenty? Św. Mikołaj, Gwiazdor, Aniołek, Dzieciątko czy może Dziadek Mróz?". Bezprawnik (به لهستانی). December 22, 2016. Archived from the original on December 24, 2017. Retrieved December 24, 2017.
  192. "Nie tylko Mikołaj, czyli kto według tradycji rozdaje prezenty w różnych regionach Polski?". gazeta.pl (به لهستانی). December 21, 2015. Archived from the original on December 24, 2017. Retrieved December 24, 2017.
  193. "Christmas Day Ba' 2023". Orkney.com.
  194. ۱۹۴٫۰ ۱۹۴٫۱ "Why football at Christmas is a very British tradition". BBC Bitesize.
  195. "The Last Time Football Was Played on Christmas Day in England". 90min.com. December 25, 2020.
  196. John Woodcock (November 17, 2013). "England v Germany: when rivals staged beautiful game on the Somme" بایگانی‌شده در ژوئن ۱۲, ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine, The Daily Telegraph.
  197. Hijmans(2009), p. 570: "To explain the presence of Sol in a Christian mausoleum, scholars suggested that in this case he was not Sol, but Christ depicted in the guise of Sol as the New Light and the Sun of Justice. In the words of Lawrence: 'This is the Sun God, Sol Invictus, but also Christ the light of the world' … Sol in mausoleum M has become the image of choice to illustrate the gradual ascendency of Christianity in the third century AD and in particular of its appropriation of Roman imagery for Christian purposes. … While Perler, Wallraff, and others differ on details of the meaning of this Sol-Christ, all agree on the basic Christian interpretation and the identity of Sol as Christ".
  198. Jensen, Robin Margaret (۲۰۰۰). Understanding Early Christian Art. Routledge. p. 42.
  199. ۱۹۹٫۰ ۱۹۹٫۱ Roll, Susan K. Toward the Origins of Christmas. Peeters Publishers, 1995, p. 107.
  200. ۲۰۰٫۰ ۲۰۰٫۱ ۲۰۰٫۲ Salzman, Michele Renee (1990). On Roman Time: The Codex-Calendar of 354 and the Rhythms of Urban Life in Late Antiquity. University of California Press.[کدام صفحه؟]
  201. Beck, Roger (2006). The Religion of the Mithras Cult in the Roman Empire: Mysteries of the Unconquered Sun. Oxford University Press. pp. 209–210, 254.
  202. Censorinus, The Natal Day, trans. by W. Maude. Cambridge Encyclopedia Co. , 1900. p.33
  203. Hijmans, S.E. , Sol: The Sun in the Art and Religions of Rome, 2009, p. 584.
  204. Roll, p. 160
  205. St Augustune, Sermon 192, in St Augustine: Sermons on the Liturgical Seasons, translated by Sr Mary Sarah Muldowney. Catholic University of America Press, 1984, p. 34
  206. ۲۰۶٫۰ ۲۰۶٫۱ Hijmans, Steven (2003). "Sol Invictus, the Winter Solstice, and the Origins of Christmas". Mouseion: Journal of the Classical Association of Canada. 47 (3): 377–398. doi:10.1353/mou.2003.0038. ISSN 1913-5416.
  207. Kelly, Joseph F. , The Origins of Christmas, Liturgical Press, p. 80
  208. ۲۰۸٫۰ ۲۰۸٫۱ Roll, pp. 87–89
  209. Bradshaw, Paul F.; Johnson, Maxwell E. (2011). The origins of feasts, fasts, and seasons in early Christianity. Alcuin Club collections. London: SPCK [u.a.] ISBN 978-0-8146-6244-1.[کدام صفحه؟]
  210. Staff, Biblical Archaeology Society (2025-07-10). "How December 25 Became Christmas". Biblical Archaeology Society (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-13.
  211. Ramzy, John. "The Glorious Feast of Nativity: 7 January? 29 Kiahk? 25 December?". Coptic Orthodox Church Network. Archived from the original on December 28, 2010. Retrieved January 17, 2011.
  212. ۲۱۲٫۰ ۲۱۲٫۱ Blakemore, Erin (December 26, 2019). "Why some people celebrate Christmas in January". www.nationalgeographic.com. National Geographic Partners LLC. Archived from the original on April 16, 2021. Retrieved July 26, 2022.
  213. "Christmas in Bethlehem". www.sacred-destinations.com. Archived from the original on June 16, 2010. Retrieved June 12, 2010.
  214. "Why Do Armenians Celebrate Christmas on January 6th?". armenianchurch.org. Retrieved August 13, 2022.
  215. "Christmas is here- yet again!". Jerusalem Post. Retrieved August 13, 2022.
  216. Lukiv, Jaroslav (July 28, 2023). "Ukraine moves Christmas Day in snub to Russia". BBC News. British Broadcasting Corporation. Retrieved December 15, 2023.
  217. "Ukraine moves official Christmas Day holiday to Dec. 25, denouncing Russian-imposed traditions". AP News (به انگلیسی). July 29, 2023. Retrieved July 31, 2023.
  218. n.a. (May 24, 2023). "Orthodox Church Of Ukraine Approves Calendar Switch In Widening Diversion From Russia". RadioFreeEurope/RadioLiberty (به انگلیسی). Retrieved June 18, 2023.
  219. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام bbc-ukr-dec-25 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  220. "Gregorian and Julian calendars". UNIVERSE SPACE TECH. 5 January 2023. Retrieved 5 December 2025.
  221. تقویم و اعیاد کلیسای ارتدکس توحیدی اتیوپی بایگانی‌شده در اکتبر ۲۹, ۲۰۲۱ توسط Wayback Machine
  222. Siegbert Uhlig, Encyclopaedia Aethiopica He-N, p. 538
  223. Varga, Melody. About:Retail Industry. "Black Friday | What is Black Friday?". Archived from the original on May 17, 2008. Retrieved December 7, 2006.
  224. "South Molton and Brook Street Christmas Lights" بایگانی‌شده در نوامبر ۱۹, ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine (November 16, 2010), View London.co.uk.
  225. ۲۲۵٫۰ ۲۲۵٫۱ Kollewe, Julia, (November 29, 2010), "West End spree worth £250m marks start of Christmas shopping season" بایگانی‌شده در دسامبر ۲۱, ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine, گاردین.
  226. "Liverpool's record breaking Christmas grotto beloved by generations". Liverpool Echo. Retrieved 15 April 2024.
  227. Gwen Outen (December 3, 2004). "Economics Report – Holiday Shopping Season in the U.S." Voice of America. Archived from the original on March 3, 2009.
  228. US Census Bureau. "Facts. The Holiday Season" December 19, 2005. (accessed November 30, 2009) Archived copy at the کتابخانه کنگره (May 7, 2010).
  229. US Census 2005.
  230. Zauzmer, Ben (January 31, 2020). "Oscar Seasons: The Intersection of Data and the Academy Awards". Harvard Data Science Review (به انگلیسی). 2 (1). doi:10.1162/99608f92.6230ce9f. S2CID 213681214. Retrieved November 15, 2021.
  231. Joel Waldfogel "The Deadweight Loss of Christmas" (PDF), American Economic Review, December 1993, 83 (5). Retrieved December 25, 2023.
  232. "Is Santa a deadweight loss?" (بایگانی‌شده در دسامبر ۲۱, ۲۰۰۵ توسط Wayback Machine). The Economist December 20, 2001.
  233. Reuters. "Christmas is Damaging the Environment, Report Says" بایگانی‌شده در مارس ۱۲, ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine, December 16, 2005.
  234. Harper, Timothy (1999). Moscow Madness: Crime, Corruption, and One Man's Pursuit of Profit in the New Russia. McGraw-Hill. p. 72. ISBN 978-0-07-026700-8.
  235. "Marta Patiño, The Puritan Ban on Christmas". Timetravel-britain.com. Archived from the original on March 1, 2011. Retrieved February 24, 2011.
  236. Christmas in the Colonies بایگانی‌شده در دسامبر ۲۵, ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine Time. Retrieved December 25, 2011.
  237. Daniels, Bruce Colin (1995). Puritans at Play: Leisure and Recreation in Colonial New England. Macmillan, p. 89, شابک ‎۹۷۸−۰−۳۱۲−۱۶۱۲۴−۸
  238. Roark, James; Johnson, Michael; Cohen, Patricia; Stage, Sarah; Lawson, Alan; Hartmann, Susan (2011). Understanding the American Promise: A History, Volume I: To 1877. Bedford/St. Martin's. p. 91.
  239. "Should Christians Celebrate Christmas?". Free Presbyterian Church of Scotland. Retrieved February 3, 2025.
  240. Minutes of Session of 1905. Reformed Presbyterian Church of North America. 1905. p. 130. Retrieved December 25, 2023.
  241. "Witnesses: Jehovah's Witnesses at a glance". بی‌بی‌سی. September 29, 2009. Retrieved December 3, 2024.
  242. Goldberg, Carey (January 7, 1991). "A Russian Christmas—Better Late Than Never: Soviet Union: Orthodox Church Celebration Is the First Under Communists. But, as with Most of Yeltsin's Pronouncements, the Holiday Stirs a Controversy". لس آنجلس تایمز. Archived from the original on December 22, 2015. Retrieved August 11, 2016.
  243. Woolf, Nicky (December 24, 2015). "Christmas celebrations banned in Somalia, Tajikistan and Brunei". The Guardian. Archived from the original on August 26, 2016. Retrieved August 10, 2016.
  244. "Somalia joins Brunei by banning Christmas celebrations 'to protect Islam'". The Daily Telegraph. December 24, 2015. Archived from the original on May 29, 2018. Retrieved April 4, 2018.
  245. "Iraq officially makes Christmas Day a national holiday". CNN. December 25, 2018.
  246. Neuman, Scott (December 16, 2023). "There's no Christmas in Bethlehem this year. With war in Gaza, festivities are off". NPR. Retrieved December 23, 2023.
  247. Dillon, Michael (2001). Religious Minorities and China (PDF). Minority Rights Group International. Retrieved December 25, 2023.
  248. Buang, Sa'eda; Chew, Phyllis Ghim-Lian (May 9, 2014). Muslim Education in the 21st Century: Asian Perspectives. Routledge. p. 75. ISBN 978-1-317-81500-6.
  249. "Alarm over China's Church crackdown". بی‌بی‌سی. December 18, 2018. Archived from the original on January 5, 2019. Retrieved January 11, 2019.
  250. "Santa Claus won't be coming to this town, as Chinese officials ban Christmas". South China Morning Post. December 18, 2018. Archived from the original on January 12, 2019. Retrieved January 11, 2019.

پیوند به بیرون

[ویرایش]