کریستینا روستی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کریستینا روستی

کریستینا جورجینا روزتی (به انگلیسی: Christina Georgina Rossetti) (زاده ۵ دسامبر ۱۸۳۰ - درگذشته ۲۹ دسامبر ۱۸۹۴) شاعر و نویسنده مطالب رمانتیک و مذهبی و کودکان انگلیسی بود.[۱] او برای شعر بلند " دیو بازار " و شعر رمانتیک " خاطره " شناخته شده است.

زندگی اولیه و تحصیلات[ویرایش]

کریستینا روزتی در خیابان 38 شارلوت (در حال حاضر خیابان 105 هالام ) واقع در لندن از گابریل روزتی، یک شاعر و تبعید شده سیاسی از واستو در آبروزو ایتالیا و فرانس پولیدوری، خواهر جان ویلیام پولیدوری، دوست لرد بایرون، متولد شد ، او دو برادر و یک خواهر داشت : دانته یک هنرمند و شاعر با نفوذ و ویلیام و ماریا هر دو نویسنده. کریستینا ، کوچکترین عضو خانواده یک کودک پر جنب و جوش بود. او اولین داستان خود را به مادرش دیکته کرد قبل از این که نوشتن بیاموزد.

روزتی در خانه توسط مادرش با آثار مذهبی ، کلاسیک ، افسانه ها و رمان اموزش یافت. روزتی آثار کیتس ، اسکات، ان رادکلیف و متیو لوئیس را با اشتیاق مطالعه کرد. نوشته های دانته آلیگیری ، پترارک و دیگر نویسندگان ایتالیایی تأثیر عمیقی بر نوشته های روزتی داشت. در خانه آنها برای بازدید دانشمندان ، هنرمندان و انقلابیون ایتالیایی باز بود. او به راحتی از خانشان در خیابان 38 بلومزبری و بعدا خیابان 50 شارلوت دسترسی آسانی به موزه مادام توسو، باغ وحش لندن و پارک تازه تاسیس رجنت داشت که او به طور منظم از آنها بازدید میکرد. در مقایسه با پدر و مادرش، روزتی یک کودک لندنی بود و بسیار خوشحال به نظر می رسید.

در دهه 1840، خانواده او با مشکلات مالی شدیدی به دلیل سلامت جسمی و روانی ضعیف پدر خانواده مواجه بود. در سال 1843، پدرش دارای برونشیت مزمن و احتمالا سل تشخیص داده شد و رفته رفته بینایی خود را از دست داد. او تدریس خود را در کالج کینگ رها کرد. هر چند او 11 سال دیگر زندگی کرد اما از افسردگی و مشکلات جسمانی رنج می برد. مادر روزتی برای جلوگیری از فقر خانواده شروع به تدریس کرد و خواهر او ماریا شروع به تدریس خصوصی در خانه ها کرد. در این زمان برادرانش ویلیام برای اداره مالیات و گابریل در مدرسه هنر مشغول به کار بودند، که منجر به زندگی منزویانه کریستینا در خانه شد. هنگامی که او 14 سال داشت، روزتی دچار حمله عصبی شد و مدرسه را ترک کرد . افسردگی و بیماری های مرتبط به دنبال آن پدیدار شدند. در طی این مدت او، مادرش ، و خواهرش بشدت به جنبش آنگلو-کاتولیک که در کلیسای انگلستان توسعه یافت علاقه مند شدند. ایمان مذهبی از آن پس نقش عمده ای در زندگی او ایفا کرد.

در اواخر سنین نوجوانی او، روزتی به نامزدی یک نقاش به نام جیمز کولینسون، اولین خواستگار بین سه خواستگار او، درآمد. نامزد او مانند برادرانش دانته و ویلیام، یکی از اعضای موسس گروه هنری آوانگارد ،انجمن برادری پیشارافائلی ( تاسیس 1848 ) بود. نامزدی آنها در سال 1850 لغو شد زمانی که نامزد او به مذهب کاتولیک بازگشت. بعد از آن او به عقد یک زبان شناس به نام چارلز کایلی درآمد ، اما این بار هم به دلایل مذهبی از ازدواج با او منصرف شد. پیشنهاد سوم برای ازدواج را یک نقاش به نام جان برت به او داد، که این پیشنهاد نیز رد شد.

روزتی برای چند نقاشی معروف دانته مدل شد. در سال 1848 ، او مدل مریم مقدس در اولین نقاشی رنگ روغن دانته به نام " کودکی مریم باکره " شد. سال بعد او مدل تابلو " بشارت " مسیح شد. یک خط از شعر او "چه کسی مرا نجات می دهد؟ " الهام گرفته از نقاشی معروف فرناند خنوپق به نام "من در را به روی خودم قفل کردم" است. در سال 1849 او دوباره دچار بیمار جدی شد و سال 1857 از افسردگی و بحران بزرگ مذهبی رنج میبرد.

حرفه[ویرایش]

روزتی از سال 1842 بیشتر به تقلید از شاعران مورد علاقه اش شروع به نوشتن و شعر گفتن کرد. از سال 1847 او شروع به گفتن شعر در قالب هایی مانند غزل، سرودها و ترانه های مذهبی بیشتر به شکل روایت از کتاب مقدس ، قصه های عامیانه و زندگی قدیسان کرد. آثار اولیه او اغلب از تأمل در مرگ و از دست دادن، در قالب رمانتیک بود. او اولین دو مجموعه شعر خود را در سال 1848 هنگامی که او تنها 18 سال داشت ( " ترس مرگ در میان " و " ترس قلب در میان ")، در مجله انجمن ادبی لندن نشر کرد. او آثار ادبی خود را از آوریل سال 1850 با نام ادبی " الن آلین " به مجله ادبی جوانه، که توسط برادرش ویلیام تدوین میشد ارائه میکرد این زمان به عنوان آغاز زندگی حرفه ای شناخته می شود.

مشهورترین مجموعه او، " دیو بازار و اشعار دیگر " ، سال 1862 منتشر شد، زمانی که او سی و یک ساله بود. این مجموعه ستایش های گسترده، با توجه به زن بودن شاعر آن برانگیخت. هاپکینز، سوینبرن و تنیسون کار او را مورد تحسین قرار دادند و با مرگ الیزابت بارت براونینگ در سال 1861 روزتی جانشین او طبیعی شد. شعر " شهرت " او که یکی از آثار شناخته شده روزتی است مورد ستایش بسیار قرار گرفت. هر چند که ظاهرا در داستان آن در مورد سوتصادف دو خواهر با دیو بود منتقدان این اثر آن را در جنبه های گوناگون تفسیر کرده اند: به نظر می رسد که این اثر به عنوان یک تمثیل در مورد وسوسه و رستگاری است، شرحی بر نقشهای جنسیتی در دوره ویکتوریا است و یک اثر در مورد تمایل وابسته به عشق شهوانی و رستگاری اجتماعی است. روزتی داوطلبانه از سال 1859 تا سال 1870 در آسایشگاه مریم مجدلیه در هایگیت، که پناهگاهی برای روسپی سابق بود و ممکن است در آنجا بوده باشد که اثر " بازار دیو " توسط زنان سقوز کرده به او الهام شده. شباهتهایی در اثر او با " انجماد ملوان باستانی " اثر کالریج با توجه به مضامین مذهبی از وسوسه، گناه و رستگاری از طریق درد و رنج در هر دو شعر وجود دارد.

منابع[ویرایش]