کاپیتان پرایس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

کاپیتان پرایس (به انگلیسی: Captain Price) یکی از کاراکترهای سری بازی‌های ندای وظیفه است. او در نسخه‌های مختلفی از این سری بازی، گاه به صورت یکی از شخصیت‌های اصلیو حرفه ای و قابل بازی، به عنوان یک سرباز باتجربه و رهبری قدرتمند،حضور دارد. او شخصیتی دلرحم دارد، اما بسته به موقعیت ممکن است سنگدل باشد. شخصیت او توسط منتقدین و طرفداران بازی مورد تحسین واقع شد. او در کتاب «رکوردهای جهانی گینس، ویرایش ۲۰۱۱ برای گیمرها» در جایگاه ۱۷ در فهرست برترین شخصیت‌های بازی‌های رایانه‌ای قرار گرفت. کاپیتان پرایس نخستین بار در دورهٔ جنگ جهانی دوم و در بازی‌های ندای وظیفه ۱ و ندای وظیفه ۲ به عنوان عضوی از ارتش بریتانیا و اس.آ.اس ظاهر شد. سپس دربازی جنگاوری نوین تحت عنوان «جان پرایس» بازگشت. در نسخهٔ ۴ بازی، در دو مأموریت فلش‌بکی به گذشته، بازیکن در نقش کاپیتان پرایس و تحت رهبری کاپیتان مک‌میلان به بازی می‌پردازد.

به گفتهٔ یکی از طراحان شخصیت در کمپانی، جان پرایس نوهٔ کاپیتان پرایس در نسخه‌های اولیهٔ سری می‌باشد . در آخرین مرحله از بازی جنگاوری نوین ۳ هم بازیکن در نقش کاپیتان پرایس باید مرحله را به اتمام برساند. او یکی از سه شخصیتی است که در تمامی سری بازی‌های جنگاوری نوین حضور داشته‌است. در نسخه ندای وظیفه ۴: جنگاوری نوین در بخش پایانی هنگامی که شما در نقس سوپ هستید و به زمین افتاده اید ایمران به سمت شما می اید که ناگهان هواپیمایش توسط ارتش هوایی روسیه نابود می‌شود وی بازمیگردد تا روس هارا شکست دهد در یکی دیگر از بخش‌های سینماتیک تاریخ پرایس برای شما کولتی پرتاب می‌کند تا بدین وسیله از پشت جان ایمران را بگیرید.در نسخه ندای وظیفه: جنگاوری نوین ۲ در مرحله پایانی به کمک پرایس به مخفیگان شپرد نفوز میکنید پس از تعقیپ شپرد در نزدیکی ساحل به سخره‌ها برخورد میکنید و نقش بر زمین میشوید در این حال باید شپرد را پیدا کنید البته او اسلحه داشته و شمارا میزند در حالی که با شما صحبت می‌کند پرایس برای شما چاقو می اندازد و در صحنه ای که زیاد سینماتیک نیست شپرد را با چاقو میزنید. در آخرین نسخه ندای وظیفه: جنگاوری نوین ۳ پرایس و یوری به یک هتل در امارات حمله می‌کنند تا ماکاروف را بکشند. پس از اینکه پرایس و یوری به محلی که ماکاروف در آنجا بود می‌رسند، یکی از بالگردهای نیروهای ماکاروف به آن‌ها حمله می‌کند ولی پرایس نجات میابد و می‌فهمد که یوری مجروح شده و میله ای در شکم او فرورفته است. پرایس به بالگرد ماکاروف نزدیک شده و خلبان‌های بالگرد را می‌کشد. پرایس سعی دارد بالگرد را هدایت کند امّا بالگرد سقوط می‌کند. پرایس و ماکاروف که مجروح شده‌اند، سعی دارند به تفنگی که میان آن‌ها است برسند. پرایس تفنگ را می‌گیرد امّا ماکاروف جلوی او را گرفته و خودش تفنگ را در دست می‌گیرد. در آخرین لحظات، یوری مجروح به ماکاروف شلیک می‌کند امّا ماکاروف با عکس‌العمل خود یوری را می‌کشد. پرایس از این موقعیت استفاده کرده و طنابی دور گردن ماکاروف می‌بندد و با او از سقف آویزان می‌شود و ماکاروف دار زده می‌شود. پرایس با روشن کردن یک سیگار و تماشای جسد ماکاروف که آویزان است، پیروزی خود را جشن می‌گیرد این یکی از سینماتیک‌ترین بخش‌های تاریخ بازی سازیست. دو شخصیت دیگر، نیکلای و سوپ مک‌تاویش هستند. در تمامی بازی‌های ندای وظیفه‌ای که توسط کمپانی Infinity Ward تولید شده‌اند، یک شخصیت کاپیتان پرایس وجود دارد.[۱]

چیزی که در این بیوگرافی واقعا عجیب هست در دست نداشتن تاریخ تولد این پیرمرد هست.یعنی از وقتی که ما او را بیاد داریم همینطور پیر بوده است و نه در طول زمان پیرتر شده است و نه کلا تغییری در او اتفاق افتاده است.اندازه آن سبیل های قشنگ هم که همیشه همینقدر بوده است.نام کامل این موجود نامیر و فنا ناپذیر سرگرد و بعدها البته کاپیتان جان پرایس هست.اهل کشور انگلستان و دارای سبیلی چنگیزی که او را از دیگر رقیبانش متمایز میکند.هر وقت از او در مورد سنش و تاریخ تولدش سوال میشود به طرز فجیحی تفره میرود و شاید واقعا خودش هم نمیداند و حتی خود او هم از این که اینقدر عمر کرده است هم شرمسار و خجل باشد هم نگران که شاید هیچوقت نمیرد و این زندگی برایش خیلی خسته کننده شود.این شخص دارای القاب زیادی هم بوده است از جمله موش صحرا و زندانی ۶۲۷ و پیرمرد که بیشتر کاپیتان مک تاویش صدایش میکرد و…او یک سرباز جان بر کف نیروهای SAS و همچنین ارتش بریتانیا هست.از نکات جالب وی آمادگی جسمانی فوق العاده اوست که در این سن و سال هم یک بوکسور خوب و یک کماندوی حرفه ایست.یعنی به معنای واقعی کلمه پلنگی است برای خود.

کاپیتان چند باری به اسارت آلمانها و تروریستها در آمده است که هر بار پس از فرار و یا آزادی سر حال تر از قبل به کارش ادامه داده است.در حین عملیاتها شخصیت بسیار جذابی را از خود نشان داده است در کنار جدی بودنش,فداکار و سخت کوش و باهوش و بعضا جوک و فان هم بوده است.کاپیتان جنگ جهانی دوم را از خود هیتلر هم جدیتر گرفته بود و آن چنان فداکاری و رشادت از خود نشان میداد که هیتلر شایعه شده بود که گفته بوده است جان هر کسی که دوست دارید او را بکشید نخواستیم فتوحات داشته باشیم!به او لقب پدربزرگ سری بازیهای ندای وظیفه را داده اند و چندین بار در میان کاراکترهای برتر مجلات و سایت های مختلف قرار گرفته است.در طول جنگ جهانی دوم علاقه شدیدی به اسلحه LEE ENFIELD و همچنین MP40 داشت.سالیانی پس از جنگ جهانی او به جنگی مدرن و جنگ با تروریستها وارد شد جان در جنگ های مدرن نمیدانیم خلع درجه شد یا چه ولی مجددا از سرگردی آغاز کرد و مجددا کاپیتان شد.یعنی اگر صد بار دیگر هم خلع درجه بشود مجددا به کاپیتانی و سالاری و سروری ارتش خواهد رسید اینقدر که این مرد البته پیرمرد دلیر و جان بر کف هست اصلا یه چیز نافرم و عجیب و غریبی!

جان در طی عملیاتی با کاپیتان مک میلان راهی شهری در اکراین شده بودند تا یکی از آن کله گنده ها با نام راخائف را ترور کنند البته با اسلحه دوربین دار و جزو تیم اسنایپر.اینقدر سبیلهایش تنومند و بزرگ بود که چندین بار باعث انحراف تیر از مسیر خود در اثر گیر کردن تارهای سبیل بر اسلحه و لو رفتن و فرار و فریاد ها و ناسزاهای مک میلان به او شد.چندین بار مک میلان به او گفت که سبیلهایش را کوتاه کند ولی او گفت هر چه میکنی با من بکن حتی رگ گردن مرا بزن ولی مرا از سبیلهایم جدا نکن بعد هم بغض و گریه که مک میلان بیخیال داستان شد!خلاصه در همان عملیات ترور توانستند دستی از زاخائف را با هزار مصیبت ناکار کنند و پا به فرار بگذارند.پرایس در طول مدت کنار یکی از باهوشترین,شجاع ترین و خوب ترین کاراکترهای دنیای جنگ و بازیهای ویدئویی قرار گرفت.بله نام او کاپیتان سوپ مک تاویش بود که نام او هم مورد تمسخر جان قرار گرفت.طی عملیاتهایی سر دسته آدم بدها را یعنی زاخائف را توانستند در یک صحنه بسیار غم انگیز و البته جذاب نابود کنند.جان پرایس اسلحه را به سوپ میرساند و او کلک عمران را میرسد.بار دیگر جان نشان داد که پلنگ انگلستان هست.بعد مدتها کس دیگری از روسها قصد ایجاد تشکیلات مفصل و به راه انداختن جنگ داشت با نام ماکاروف که حتما پایانش را میتوانید حدس بزنید.نمیتوانید؟ ساده است هر جا جان را دیدید بدانید آخرش او موفق است این را تجربه ۱۰۰_۱۵۰ و یا حتی ۲۰۰ ساله نشان داده است!!

ژنرال شپرد برای دستیابی به اهدافش دست به خیانت زد و خواست که جان و سوپ را خائن جلوه دهد ولی پیرمرد سر سخت ما جان با کمک سوپ که کنار جان پرایس یک سوپر هیرو شده بود اینبار هم از پس شپرد بر آمدند.یعنی امیدوارم صحنه درگیری فیزیکی جان با شپرد را دیده باشید رینگ خونینی به راه انداخته بود این جان پرایس بعد از شپرد هم نوبت به ماکاروف رسید که اینبار قضیه کمی فرق میکرد!

پس از خرابیهایی که ماکاروف به بار آورده بود در نهایت سوپ و جان پرایس در موقعیتی ویژه قرار گرفتن که میتوانستند کلک ماکاروف رو بکنند باز هم درگیری جان با ماکاروف اینبار که عین پلنگی به نیروهای ماکاروف زد ولی ماکاروف تهدید به مرگ دوست جان یعنی سوپ کرد که همین اتفاق هم افتاد ساختمان ترکید و سوپ هم بدترین سهم را از این اتفاق برد!یعنی تابحال ندیده بودم رگ غیرت جان اینقدر بالا بیاید!چنان افراد ماکاروف رو پس از دیدن جراحات سوپ تار و مار میکرد که بیا و ببین.یعنی فرشته مرگ را هم شرمنده و متعجب کرده بود این پرایس!خلاصه جان سالم با آن رشادتهای بی بدیل جان به در بردند و رفتند به هند تا سوپ را مداوا کنند که اینبار سوپ را نیز جان پرایس از دست داد تا بداند  و لمس کند که چقدر شوخی های یک دوست در دوران دوستیش چقدر شیرین و لذت بخش است! پلنگ ما بدجوری سبیلهایش را تاب داد و ابروها را که مانند فرچه ای میمانند بالا داد و به سراغ ماکاروف رفت.ماکاروف پیغامی به جان داد که داداش جنگ تمام شده است تا بلکه این موجود سیریش دست از سر کچلش بردارد ولی جان گفت که جنگ من فقط با تو تمام میشود! خلاصه رفت به سراغ ماکاروف و او را جوری از سقف و لوستر و خلاصه در و دیوار دار زد که مرغان آسمان نیز چند روزی را مراسم ختم گرفتند.بعد هم آن سیگار برگی که مانند دودکش شومینه دود ازش خارج میشد را گوشه لبانش گذاشت و فازی را از آن گرفت.آن لحظه نه به سوپ فکر میکرد نه به کشتن ماکاروف فقط به این فکر میکرد بعد عملیات چطور بین همکارانش برود و بگوید بعد این همه افرادی که از بین رفتند و جوان و سر حال هم بودند او بعد ۱۰۰ و خرده ای سال بعد آن هم هجنگ و درگیری و جراحت زنده مانده است!او هنوز هم زنده است دقیقا معلوم نیست کجا است ولی حتما پشت لبانش آن سبیلهای قشنگ وجود دارند و سیگار برگش هم در جیبش هست.ولی با تمام تفاصیل یک چیز را بگویم و برم دنبال کارم,آن هم این که یک سری ندای وظیفه بود و یک کاپیتان جان پرایس واقعا شخصیت کاریزماتیکی هست.[۱]

اکنون منتظریم و لحظه شماری میکنیم تا بار دیگر کاپیتان پرایس را در نسخه جدید این سری بازی یعنی مدرن وارفر ببینیم

مرتبط[ویرایش]

  • Imran zakhaev: وی رهبر اصلی نیرو های مجاهد در سوریه و افغانستان است.در یک نقشه ترور یکی از دست‌های خود را از دست می‌دهد و در یک درگیری توسط سوپ به ضرب دو گلوله جان خود را از دست میدهد.
  • Vladimir Makarov : یکی از سریع‌ترین تروریستهای بازی که هیچ رقیبی نداشت وی همکار و همراه ایمران بوده و عملیات‌های تروریستی زیادی را رهبری کرده‌است که یکی از آن‌ها حمله به فرودگاهی در روسیه است و موفقیت‌های چشمگیری را به دست می اورد اگر اشتباهات ایمران نبود قطعا ماکاروف دنیا را به نابودی می‌کشید اما در نتیجه در امارات توسط کاپیتان پرایس حلقاویز می‌شود.
  • General Shepherd: متحد و یکی از فرماندهان امریکایی است وی در اولین مراحل کارهای اشتباه زیادی را انجام می‌دهد به طوری که در یکی از مراحل پرایس به او مشکوک می‌شود اما متوجه ظاهر اصلی او نمی‌شود در نتیجه در یکی از عملیات‌های مهم وی خیانت کرده و یکی از تلخ‌ترین سکانس‌های بازی را رقم میزند او دو مامور ارتش را زنده زنده اتش میزند که شما هم در نقش یکی از این دو هستید. وى در آخرين مرحله توسط چاقويى كه سواپ به چشم او پرتاب ميكند كشته ميشود.

منابع[ویرایش]

  1. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Captain Price». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۴.