کاپیتان مردم

کاپیتان مردم (به ایتالیایی: capitano del popolo) یک عنوان اداری بود که در قرون وسطی در ایتالیا مورد استفاده قرار میگرفت و اساساً برای ایجاد تعادل در قدرت و اقتدار خانوادههای اشرافی دولتشهرهای ایتالیا وضع شده بود.[۱]
تاریخچه
[ویرایش]این منصب در اوایل قرن سیزدهم میلادی پدید آمد، زمانی که طبقات نوظهور و ثروتمند مردم عادی (شامل بازرگانان، حرفهمندان، صنعتگران و در شهرهای بندری، مالکان کشتیها بودند) آغاز به ایفای نقش در اداره امور شهری در دولتشهرهای مختلف ایتالیا کردند. این طبقات، که بهتدریج قدرت اقتصادی و اجتماعی بیشتری بهدست میآوردند، نیازمند مقام اداریای بودند که بتواند در برابر نفوذ سیاسی اشرافزادگان ایستادگی کند. این اشراف معمولاً توسط مقاماتی نمایندگی میشدند؛ عنوانی که به عالیترین قضات و مدیران اجرایی در شهرهای قرون وسطایی ایتالیا اطلاق میگردید.
در پاسخ به این نیاز، منصب کاپیتان مردم شکل گرفت؛ مقامی که نماینده منافع طبقات مردمی در ساختار قدرت شهری بود. یکی از نخستین نمونههای ثبتشده این مقام در شهر بولونیا در شمال ایتالیا در سال ۱۲۲۸ منصوب شد. این تحول، بخشی از روند گستردهتر دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی در ایتالیا بود که در آن، ساختارهای سنتی قدرت اشرافی به چالش کشیده میشدند و نهادهای جدیدی برای نمایندگی گروههای نوظهور شکل میگرفتند. منصب کاپیتان مردم بعدها در بسیاری از شهرهای دیگر نیز رواج یافت و به یکی از عناصر کلیدی در تعادل قدرت میان مردم و اشراف تبدیل شد.
کاپیتان مردمکنترل پودستا را بر عهده داشت، که گاهی اوقات توسط دو شورای خودمختار با نمایندگان اصناف محلی صنعتگران و پیشه وران (ایتالیایی: arti e mestieri در کنار هم قرار میگرفت) و گونفالونیریها، رهبران واحدهای نظامی مرتبط با بخشهای شهر.
در جمهوری فلورانس، از سال ۱۲۵۰ میلادی، به عنوان بخشی از تلاش برای آزادسازی شهر از حکومت فردریک دوم ، «کاپیتانو دل پوپولو» وجود داشت. [ توضیح لازم است ]
چنین منصبی در مراحل اولیه جمهوری جنوا نیز وجود داشت، که در سال ۱۲۵۷ گولیلمو بوکانگرا را به عنوان اولین کاپیتان مردمی خود انتخاب کرد.
با اینکه منصب کاپیتان مردم در آغاز برای تقویت قدرت طبقات مردمی و مقابله با نفوذ اشرافزادگان ایجاد شده بود، اما در نیمه دوم قرن سیزدهم به بستری برای استبداد و سلطه موروثی تبدیل شد. خانوادههای بانفوذ، از جمله همان اشرافیانی که این منصب در ابتدا برای کنار زدن آنها از قدرت طراحی شده بود، بهتدریج توانستند کنترل فرایند انتخاب صاحبمنصب را در دست بگیرند. با تسلط بر روند انتخاباتی، این خاندانها قدرت اداره شهرها و مناطق محل سکونت خود را بهدست آوردند و نفوذی پایدار و طولانیمدت برای خود رقم زدند. در نتیجه، ساختار سیاسی کومونه—یعنی دولتشهرهای مستقل با اداره جمعی—بهتدریج دگرگون شد و به سینیوریا یا حکومت اشرافی موروثی تبدیل گردید. این تحول، نهتنها نشاندهنده شکست نسبی آرمانهای مردمی در برابر قدرت سازمانیافته اشراف بود، بلکه آغازگر دورهای از تمرکز قدرت در دست خاندانهای خاص شد که در بسیاری از شهرهای ایتالیا تا قرنهای بعد ادامه یافت. بهاینترتیب، منصبی که در ابتدا نماد مشارکت مردمی بود، به ابزاری برای تثبیت سلطه فردی و خانوادگی بدل شد.
منابع
[ویرایش]- ↑ Najemy, John M. 2006. A History of Florence 1200-1575. Blackwell Publishing. شابک ۱−۴۰۵۱−۱۹۵۴−۳. pp. 66–7, 75, 83–4, 94, 123, 157, 172, 178, 248.