پرش به محتوا

کازینو رویال (رمان)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
کازینو رویال
جلد چاپ نخست نسخهٔ اصلی رمان
نویسنده(ها)ایان فلمینگ
عنوان اصلیCasino Royale
کشوربریتانیا
زبانانگلیسی
مجموعهجیمز باند
موضوع(ها)رمان
گونه(های) ادبیداستان جاسوسی
ناشرجاناتان کِیپ
تاریخ نشر
۱۹۵۳
شمار صفحات۲۱۳
پیش اززنده بمان و بگذار بمیرند 

کازینو رویال (به انگلیسی: Casino Royale) نخستین اثر ایان فلمینگ و نخستین رمان از مجموعه داستان‌های جیمز باند است که در سال ۱۹۵۳ منتشر شد. این رمان برای فلمینگ زمینه‌ساز نگارش یازده رمان دیگر و دو مجموعه داستان کوتاه شد. پس از او نیز نویسندگان متعددی آثار این مجموعه را به ادامه دادند.

کازینو رویال درباره مأمور مخفی بریتانیا با نام جیمز باند است که در کازینویی در شهر خیالی رویال- له- زو در فرانسه قمار می‌کند تا لاشیفر، خزانه‌دار یک اتحادیه فرانسوی و عضو سرویس مخفی شوروی، را ورشکسته کند. باند در این مأموریت از سوی وسپر لیند، از اعضای سازمان خود، فلیکس لایتر از سازمان سیا و رنه ماتیس، از اداره دوم اطلاعات فرانسه، حمایت می‌شود. کازینو رویال علاوه بر خط داستانی جاسوسی، به موضوعاتی چون جایگاه بریتانیا در جهان و روابط آن با ایالات متحده آمریکا می‌پردازد. این موضوع در آن دوره و در پی فرار دو مأمور بریتانیایی، گای برجس و دونالد مک‌لین، به اتحاد جماهیر شوروی، اهمیت بیشتری یافته بود.

فلمینگ در نگارش این داستان از تجربیات خود در دوران جنگ، زمانی که در بخش اطلاعات نیروی دریایی بریتانیا خدمت می‌کرد و نیز از افرادی که در آن دوران با آن‌ها آشنا شده بود، الهام گرفت. شخصیت جیمز باند نیز بازتابی از علایق و ویژگی‌های شخصی خود فلمینگ است. او پیش‌نویس اولیه کازینو رویال را در اوایل سال ۱۹۵۲، در ملک شخصی‌اش موسوم به «گلدن‌آی» در جامائیکا و در آستانه ازدواجش نوشت. فلمینگ در ابتدا نسبت به انتشار این رمان تردید داشت؛ اما دوست نویسنده‌اش با نام ویلیام پلامر، او را به انتشار آن تشویق کرد. این کتاب در زمان انتشار نقدهای عمدتاً مثبتی دریافت کرد و در کمتر از یک ماه پس از عرضه (تاریخ ۱۳ آوریل ۱۹۵۳) در بریتانیا به فروش کامل رسید. اما سرعت فروش آن در ایالات متحده آمریکا، که یک سال بعد انتشار یافت، کمتر بود.

تاکنون سه اقتباس سینمایی از رمان کازینو رویال صورت گرفته است: در سال ۱۹۵۴ به‌صورت یک قسمت از مجموعه تلویزیونی آمریکایی با بازی بری نلسون در نقش باند؛ در سال ۱۹۶۷ به‌صورت فیلمی طنز با بازی دیوید نیون در نقش سر جیمز باند و در سال ۲۰۰۶ به‌عنوان بخشی از مجموعه رسمی ایون پروداکشنز با بازی دنیل کریگ در نقش جیمز باند.

پس‌زمینه

[ویرایش]

ایان فلمینگ، متولد سال ۱۹۰۸، فرزند ولنتاین فلمینگ، بانکدار ثروتمند و نماینده مجلس بریتانیا بود که در مه ۱۹۱۷ در جبهه غربی کشته شد. فلمینگ تحصیلات خود را در مدارس ایتن و سندهرست گذراند و مدت کوتاهی نیز در دانشگاه‌های مونیخ و ژنو به تحصیل پرداخت. او پیش از پیوستن به نیروی دریایی، مشاغل مختلفی را تجربه کرد تا این که توسط دریاسالار جان گادفری، رئیس اطلاعات نیروی دریایی، به‌عنوان دستیار شخصی‌ انتخاب شد. فلمینگ در اوت ۱۹۳۹ به‌طور رسمی و تمام‌وقت با اسم رمز «۱۷اف»[۱] به آن سازمان پیوست[۲][۳] و در طول جنگ جهانی دوم نیز در همین سمت باقی ماند. او در اوایل سال ۱۹۳۹، به روابط عاشقانه با اَن اونیل (با نام خانوادگی پیشین چارتریس) پرداخت؛ زنی که در همان زمان همسر بارون اونیل سوم بود.[۴]

توسعه داستان

[ویرایش]

منابع الهام‌بخش داستان

[ویرایش]

رمان کازینو رویال از برخی رویدادهای واقعی الهام گرفته که یا در دوران خدمت ایان فلمینگ در بخش اطلاعات نیروی دریایی بریتانیا رخ داده یا او از آن‌ها مطلع بوده است. فلمینگ در یکی از سفرهایش به همراه دریاسالار گادفری، به کازینوی استوریل در پرتغال رفت. به دلیل وضعیت بی‌طرفانه پرتغال در جنگ جهانی دوم، کازینوی استوریل به محلی برای تجمع جاسوسان و مأموران رژیم‌های درگیر تبدیل شده بود. فلمینگ ادعا کرده که در آنجا در بازی باکارات با یک مأمور ارشد آلمانی کاملاً شکست خورده و پولش را باخته است.[۵] اما گادفری بعداً روایت متفاوتی نقل کرد. او می‌گفت فلمینگ تنها با تاجران پرتغالی بازی کرده و پس از آن، ماجرای بازی با جاسوسان آلمانی را در ذهن خود ساخته است.[۶][۷]

تلاش برای ترور باند در شهر خیالی رویال- له- زو نیز از خاطرات فلمینگ درباره سوءقصد نافرجام به فرانتس فون پاپن، معاون صدراعظم آلمان و سفیر دوران هیتلر، الهام گرفته شده است. عاملان ترور در هر دو مورد — فون پاپن و باند — بلغار بودند و هر دو قربانی به لطف درختانی که آن‌ها را در برابر انفجار ایمن نگه می‌داشت، جان سالم به در بردند.

شخصیت‌ها

[ویرایش]

شخصیت اصلی رمان کازینو رویال، جیمز باند نام دارد که مأمور سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا است. ایان فلمینگ در ابتدا قصد داشت نام این شخصیت را «جیمز سیکرتن» بگذارد؛ اما در نهایت جیمز باند را از روی نام یک پرنده‌شناس و نویسنده کتاب پرندگان هند غربی وام گرفت.[۸] فلمینگ در توضیح این انتخاب به همسر آن پرنده‌شناس گفت: «این نام کوتاه، غیررمانتیک، آنگلوساکسون و در عین حال بسیار مردانه، دقیقاً همان چیزی بود که نیاز داشتم؛ و به این ترتیب، جیمز باند دوم متولد شد».[۹] او همچنین توضیح داده که «وقتی در سال ۱۹۵۳ اولین رمان را نوشتم، می‌خواستم باند در برابر اتفاقاتی که برایش رخ می‌دهند، مردی بسیار کسل‌کننده و بی‌هیجان باشد؛ می‌خواستم او [مثل] ابزاری بی‌احساس باشد... وقتی به دنبال نامی برای شخصیت اصلی می‌گشتم، با خودم گفتم خدایا، [جیمز باند] کسل‌کننده‌ترین اسمی است که تا به حال شنیده‌ام».

فلمینگ در نظر داشت که باند از لحاظ ظاهری ترکیبی از هوگی کارمایکل و خودش باشد.[۱۰] در رمان نیز وسپر لیند به این موضوع اشاره می‌کند که «باند مرا کمی به یاد هوگی کارمایکل می‌اندازد؛ اما در او چیزی وجود دارد که سرد و بی‌رحم است».[۱۱] به گفته اندرو لایست، زندگی‌نامه‌نویس فلمینگ، «در همان صفحات ابتدایی رمان، [فلمینگ] اکثر ویژگی‌های خاص و امضادار باند را معرفی کرده»؛ از جمله ظاهرش، خودروی بنتلی‌اش، و عاداتش در نوشیدن و سیگار کشیدن.[۱۲] جزئیات کامل نوشیدنی مارتینی باند تا فصل هفتم رمان فاش نمی‌شود، جایی که به افتخار وسپر لیند، باند آن را «وسپر» می‌نامد. دستور سفارش نوشیدنی او که باید در جام ته‌گود شامپاین سرو شود، چنین است: «سه پیمانه جین گوردون، یک پیمانه ودکا و نیم پیمانه کینا لیله. آن را خیلی خوب تکان بده تا کاملاً یخ بزند؛ بعد برشی نازک و بزرگ از پوست لیمو بنداز داخلش».[۱۳]

ایان فلمینگ درباره ریشه‌های شخصیتی جیمز باند گفته بود که «او ترکیبی از تمام مأموران مخفی و نیروهای کماندویی است که در طول جنگ با آن‌ها آشنا شده‌ام»؛[۱۴] هرچند بسیاری از خصوصیات شخصیتی باند برگرفته از روحیات خود فلمینگ هستند.[۱۴] سلیقه‌های باند اغلب بازتاب علایق شخصی فلمینگ هستند. برخی از رفتارهای او نیز چنین‌اند. فلمینگ در معرفی باند برای نخستین مرتبه، از محیط کازینو کمک گرفت؛ زیرا «مهارت در قمار و آگاهی از آداب حضور در کازینو، از ویژگی‌های یک جنتلمن محسوب می‌شدند».[۱۵] اندرو لایست معتقد است که بخش زیادی از شخصیت باند حکم «تحقق آرزوهای شخصی» را برای فلمینگ داشت.[۱۶]

جیمز باند حاصل یک سنت مهم اما اغلب دست‌کم‌گرفته‌شده در ادبیات انگلیس است. فلمینگ در دوران کودکی، داستان‌های «بولداگ دراموند» نوشته سرهنگ دوم هرمان سیریل مک‌نیل (ملقب به "ساپر") و ماجراهای «ریچارد هانای» اثر جان باکن را با ولع می‌خواند. نبوغ او در این بود که این ماجراجویی‌های کهنه را بازآفرینی کند تا با حال‌وهوای بریتانیای پس از جنگ هماهنگ شوند... او با خلق باند، نسخه‌ای مدرن از بولداگ دراموند برای عصر جت ارائه داد.

— ویلیام کوک از نشریه نیواستیتسمن[نیازمند منبع]

فلمینگ شخصیت وسپر لیند را با اقتباس از زنانی همچون کریستینا اسکاربک و لاریسا سوییرسکی (مأمور دو جانبه روسی- اسپانیایی) خلق کرد که از قبل با آنها آشنایی یا همکاری داشت.[نیازمند منبع] شخصیت ام، رئیس باند، تا حد زیادی از روی دریاسالار گادفری، رئیس بخش اطلاعات نیروی دریایی، شکل گرفته بود که به خلق‌وخوی جنگ‌طلبانه و تندمزاجی شهرت داشت.[۱۷] یکی از افراد احتمالی برای خلق شخصیت منفی لاشیفر نیز آلیستر کراولی، غیب‌گوی مشهور، ستاره‌شناس، عارف و جادوگر آیینی انگلیس بود.[۱۸] فلمینگ ظاهر فیزیکی لاشیفر را بر اساس چهره کراولی طراحی کرد. برخی از گرایش‌های شخصی کراولی، به‌ویژه تمایلات سادیستی- مازوخیستی او، نیز به لاشیفر نسبت داده شده‌اند.[۱۹] هنری چنسلر، زندگی‌نامه‌نویس فلمینگ، نوشته که «وقتی لاشیفر با چماق فرش‌کوب و چاقوی قصابی به جان بیضه‌های باند می‌افتد، سایه شوم آلیستر کراولی در پس‌زمینه حضور دارد».[۲۰]

سبک

[ویرایش]

فلمینگ درباره آثارش گفته که «اگرچه داستان‌های دلهره‌آور ممکن است در رده ادبیات [غنی و فاخر] جای نداشته باشند... اما خلق شده‌اند تا در قالب ادبیات [هنری] خوانده شوند».[۲۱] او با استفاده از نام‌های تجاری شناخته‌شده و جزئیات زندگی روزمره، نوعی حس واقع‌گرایی در آثارش ایجاد کرده است.[۲۱][۲۲] کینگزلی آمیس این ویژگی را «اثر فلمینگ» می‌نامد و آن را چنین توصیف می‌کند: «استفاده خیال‌پردازانه از اطلاعات، که به‌واسطه آن، فضای اغراق‌آمیز دنیای باند... با نوعی واقعیت آمیخته می‌شود؛ یا دست‌کم با آن متعادل می‌شود».[۲۳]

ریموند بنسون — که خود بعدها دنباله مجموعه داستان‌های جیمز باند را نوشت — در متن رمان‌ها ویژگی دیگری شناسایی کرده و آن را «ضرباهنگ فلمینگ» نامیده است.[۲۴] این ویژگی عبارت است از به‌کارگیری «حلقه»هایی در پایان هر فصل برای افزایش تنش و کشاندن خواننده به فصل بعد. این حلقه‌ها با آنچه آنتونی برجس «سبک ژورنالیستی تشدیدشده» می‌نامد،[۲۵] همراه می‌شوند تا «روایتی پرشتاب» خلق کنند و خواننده را به سرعت از نقاطی که ممکن است مورد تمسخر یا بی‌اعتنایی قرار گیرند، عبور دهد.[۲۶] اومبرتو اکو، نشانه‌شناس و مقاله‌نویس ایتالیایی، در کتاب خود با عنوان ساختار روایی ایان فلمینگ (منتشرشده در سال ۱۹۷۹)، به بررسی داستان‌های جیمز باند می‌پردازد و عنوان می‌کند که فلمینگ «ریتم، پرداخت و نوعی حس شهوانی نسبت به واژگان دارد. این به معنای آن نیست که فلمینگ یک هنرمند است؛ بلکه هنرمندانه می‌نویسد».[۲۷] اکو در تحلیل صحنه مربوط به مرگ لاشیفر می‌نویسد که «نوعی حس باروک نسبت به آن صحنه وجود دارد؛ تطبیق کامل تصویر بدون هیچ‌گونه تفسیر احساسی؛ و استفاده دقیق از واژگانی که اشیاء را با دقت توصیف می‌کنند».[۲۸] او در نهایت نتیجه می‌گیرد که «فلمینگ از آنچه وانمود کرده، باسوادتر است».[۲۹]

پی‌رنگ

[ویرایش]

رمان کازینو رویال پس از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به‌شدت از فضای آن دوران تأثیر گرفت.[۱۵] در آن زمان، بریتانیا هنوز یک قدرت امپراتوری محسوب می‌شد[۳۰] و بلوک‌های غرب و شرق درگیر جنگ سرد بودند. ویلیام کوک معتقد است که با افول قدرت امپراتوری بریتانیا، «باند به تصویر اغراق‌شده و روزبه‌روز ناپایدارتر بریتانیا دامن می‌زد و ما را با این خیال دلگرم می‌کرد که بریتانیا هنوز می‌تواند فراتر از وزن واقعی‌اش ضربه بزند». تاریخ‌نگاران فرهنگی همچون جانت وولاكوت و تونی بنت نیز با این دیدگاه موافق‌اند و بر این باورند که «باند تجسم این امکان خیالی بود که انگلستان بار دیگر در مرکز تحولات جهانی قرار می‌گیرد؛ در دوره‌ای که جایگاه آن به‌عنوان یک قدرت جهانی به‌وضوح و با سرعت در حال افول بود».[۳۱]

انتشار و بازخوردها

[ویرایش]

بوی سیگار، عرق و دود توی کازینو ساعت سه صبح حال آدم را به‌هم می‌زند. همان موقع است که فرسودگی روحی بعد از قمار سنگین — ترکیبی تهوع‌آور از طمع، ترس و تنش عصبی — دیگر غیرقابل تحمل شده و حواس آدم بیدار می‌شن و شروع می‌کنن به واکنش دادن.

— جملات آغازین رمان کازینو رویال

منابع

[ویرایش]
  1. Gant 1966, p. 45.
  2. Lycett 1996, p. 99.
  3. Lycett 2004a.
  4. Lycett 1996, p. 96.
  5. Lycett 1996, p. 221.
  6. Lycett 1996, p. 127.
  7. Macintyre 2008, p. 54.
  8. Macintyre 2008, p. 46.
  9. Griswold 2006, p. 46.
  10. Macintyre 2008, p. 67.
  11. Fleming 2006, p. 41.
  12. Lycett 1996, p. 257.
  13. Fleming 2006, pp. 52–53.
  14. 1 2 Macintyre 2008, p. 50.
  15. 1 2 Black 2005, p. 7.
  16. Lycett 1996, p. 223.
  17. Chancellor 2005, p. 192.
  18. Macintyre 2008, p. 74.
  19. Macintyre 2008, p. 88.
  20. Chancellor 2005, p. 120.
  21. 1 2 Faulks & Fleming 2009, p. 320.
  22. Butler 1973, p. 241.
  23. Amis 1966, p. 111-112.
  24. Benson 1988, p. 85.
  25. Burgess 1984, p. 74.
  26. Faulks & Fleming 2009, p. 318.
  27. Eco 2009, p. 47.
  28. Eco 2009, p. 48.
  29. Eco 2009, p. 53.
  30. Black 2005, p. 3.
  31. Bennett & Woollacott 1987, p. 28.