کارلوس کاستاندا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
کارلُس کاستانیِدا
Cc1962.JPG
کارلُس کاستانیِدا ۱۹۶۲
زادروز۲۵ دسامبر ۱۹۲۵
کاخامارکا،  پرو
درگذشت۲۷ آوریل ۱۹۹۸ (۷۲ سال)
لُس آنجلس، کالیفرنیا
 ایالات متحده آمریکا
ملیتآمریکایی
مکتبشمنیسم

کارلُس سزار سالوادُر آرانا کاستانیِدا[۱] (به اسپانیایی: Carlos César Salvador Arana Castañeda) (زاده ۲۵ دسامبر ۱۹۲۵ پرو - درگذشته ۲۷ آوریل ۱۹۹۸) نویسنده پرطرفدار آمریکایی کتاب‌های شمن‌باوری بود. دوازده کتاب وی که به ۱۷ زبان ترجمه گردیده و ۸ میلیون نسخه فروش داشته‌اند که جنجال و توجه فراوانی در میان علاقه‌مندان به فلسفه و مردم شناسی برانگیخت.
او در آغاز با تکیه بر آموزه‌های دون خوان در سال ۱۹۶۸ یک سری کتاب نوشت که آموزه‌های او را در شمنیزم توصیف می‌کردند. این کتاب‌ها که به زبان خودش روایت شده‌اند مربوط به تجربیاتی است که وی زیر سرپرستی یک سرخپوست یاکی یا مرد دانا به نام دن خوآن ماتئوس به دست آورد. دوازده کتاب او با بیش از ۸ میلیون نسخه به ۱۷ زبان دنیا فروخته شده‌است. منتقدان می‌گویند که آن‌ها داستان‌هایی تخیلی اند در حالی که حامیان کاستانیِدا ادعا می‌کنند اتفاقات ذکر شده در کتاب‌های او حقیقی یا دست کم آثار فلسفی ارزشمندی اند و شیوه‌هایی را برای بالا بردن سطح آگاهی ارائه می‌دهند.
کاستانیِدا در سال ۱۹۷۳ از انظار عمومی خارج شد تا بیش‌تر بر رشد درونی خود کار کند. او در یک خانه بزرگ با سه زن که به هم‌سفران آگاهی موسوم بودند زندگی می‌کرد. آن‌ها کسانی بودند که آماده قطع روابط خود با خانواده و حتی تغییر نام بودند. کاستانیِدا مؤسسه کلییر گرین را تأسیس کرد. این مؤسسه مروج تنسگریتی بود؛ که یک رویه سنتی در تولتک و دربردارنده تمرین‌های قدرتمند معنوی است.[۲]

آثار[ویرایش]

سه کتاب اول کاستانیِدا - آموزه‌های دون خوان، راه دانش سرخپوست یاکی، حقیقتی دیگر، و سفر به ایختلان - در حالی به رشته تحریر درآمد که وی در دانشگاه کالیفرنیا، لُس آنجلس (UCLA) دانشجوی رشته مردم‌شناسی بود. او این کتاب‌ها را ثبت حقایقی در توصیف روابط شاگرد و معلمی خویش با مرد دانا - دون خوان ماتئوس، که سرخپوستی از نواحی شمالی مکزیک بوده‌است - می‌داند. به کاستانیِدا بر مبنای شرحی که بر این کتاب‌ها نوشته بود لیسانس و درجه دکترا اهدا شد.
در سال ۱۹۷۴ چهارمین کتاب او به نام افسانه قدرت منتشر شد. این کتاب با جهش کاستانیِدا از بالای صخره به سمت اعماق به پایان می‌رسد که نشانه پایان یافتن شاگردی وی (در مکتب) استادی ماتئوس است. شهرت و محبوبیت کاستانیِدا در میان عموم با انتشار کتاب‌های بعدی همچنان ادامه یافت. او در کتاب‌های خود به زبان اول شخص، رویدادهایی را شرح می‌دهد که به مواجهه وی با ماتئوس و دنباله‌روی از او در سال ۱۹۶۰ انجامید. تجارب کاستانیِدا در این ملاقات‌ها، الهام‌بخش آثاری بود که به خاطر آن‌ها معروف شده‌است. کاستانیِدا می‌گوید ساحر (ماتئوس) برای او جایگاه ناگوال یا رهبری یک گروه روشن بینان را بر جای گذاشته‌است. او از اصطلاح ناوال برای تأکید بر این موضوع استفاده می‌کند که نشان دهد بخشی از ادراک که هنوز در حیطه ناشناخته قرار دارد برای انسان قابل دسترسی است؛ و از این طریق تلویحاً می‌گوید برای گروه روشن بینان متصل به او دون خوان حکم رابطی میان آن‌ها و حیطه ناشناخته را داشته‌است.
کاستانیِدا اغلب به این قلمرو ناشناخته به عنوان واقعیتی غیرمعمول اشاره کرده‌است طوری‌که نشان می‌دهد این حوزه به راستی یک واقعیت است، اما اساساً با وقایع عادی تجربه شدهٔ انسان متفاوت است.
اصطلاح ناوال را انسان شناسان به معنای شمن یا جادوگر به کار می‌برند، یعنی کسی که می‌تواند به شکل یک حیوان یا به‌طور مجازی طی آدابی جادو×یی یا شمنیزم یا مواد روان‌گردان (به عنوان مثال، پیوت و تاتوره)، به فرمی دیگر تغییر شکل دهد.[۳]

  • تعلیمات دون خوان (۱۹۶۸)
  • حقیقتی دیگر۱ ۱۹۷۱
  • سفر به دیگر سو (۱۹۷۲)
  • افسانه قدرت ۱۹۷۴
  • دومین حلقه قدرت ۱۹۷۷
  • هدیه عقاب ۱۹۸۱
  • آتش درون ۱۹۸۴
  • قدرت سکوت ۱۹۸۷
  • هنر رؤیا دیدن ۱۹۹۳
  • حرکات جادویی ۱۹۹۸
  • چرخ زمان ۱۹۹۸
  • کرانه فعال بی کرانگی ۱۹۹۹

زندگی‌نامه[ویرایش]

اسناد مهاجرت برای کارلُس سزار آرانا کاستانیِدا نشان می‌دهد که وی در ۲۵ دسامبر سال ۱۹۲۵ در کاجامارکای پرو به دنیا آمد.[۴] سوابق نشان می‌دهد که نام خانوادگی او توسط مادرش سوزانا کاستانیِدا ناوئا به او داده شده. پدر او، سزار آرانا بورونگاری بود. نام خانوادگی او با حرف ñ در بسیاری از لغت‌نامه‌های اسپانیایی، حتی در نسخه‌های چاپ شده از آثار مشهور وی به زبان انگلیسی هم دیده می‌شود. او در اوایل سال ۱۹۵۰ به ایالات متحده نقل مکان کرد و در سال ۱۹۵۷ تبعه آمریکا شد. در سال ۱۹۶۰، او با مارگارت رانیان در تیجوانای مکزیک ازدواج کرد.
آنها تنها شش ماه با هم زندگی کردند اما بر خلاف شایعات، هرگز طلاق نگرفتند. در تاریخ ۱۲ اوت ۱۹۶۱، کارلتون جرمی کاستانیِدا در هالیوود، کالیفرنیا، به دنیا آمد. کارلُس از سی جی به عنوان فرزند بیولوژیکی خود صحبت کرد و در گواهی تولد کاستانیِدا ی جوان به عنوان پدر او معرفی شده‌است. کارلُس کاستانیِدا در UCLA (لیسانس در سال ۱۹۶۲ و دکترا در سال ۱۹۷۳) تحصیل کرد.[۵]
کاستانیِدا همچنین با فلوریندا دونر - گرا در لاس وگاس در ماه سپتامبر سال ۱۹۹۳ ازدواج کرد. با توجه به خواست خود در آوریل ۲۳، ۱۹۹۸، کاستانیِدا نوری الکساندر را به فرزندی پذیرفت. در مجموع دوازده تا از کتاب‌های کاستانیِدا منتشر شدند که چاپ دو عدد آن‌ها پس از مرگ وی انجام شد.
کاستانیِدا موضوع طرح روی جلد و سرمقاله مجله تایمز منتشره در مارس ۵، ۱۹۷۳ بود.[۶] این مقاله او را به عنوان فردی اسرار آمیز و سرشار از رمز و راز توصیف می‌کرد. هنگامی که با ساندرا برتون خبرنگار مواجه شد و در مورد اختلاف در تاریخ زندگیش ار او سؤال شد، کاستانیِدا در پاسخ گفت: تأیید گرفتن از من دربارهٔ زندگیم و بر اساس آماری که خود آن‌ها را ارائه می‌دهم مثل این است که از علم برای اعتبار بخشی به جادو و (اسرار) استفاده کنیم که (تنها) باعث محرومیت از اسرار دنیای عجایب گشته و آن را فرسنگها از همه ما دور می‌کند.
مصاحبه گرمی نویسد که کاستانیِدا خواننده را وادار می‌سازد تا سختی و فشار باد اسرار آمیز و از سرما لرزیدن برگ در در گرگ و میش را، هوشیاری عجیب و به خصوص شکارچی نسبت به صدا و بو را، پستی پایین صخره زندگی سرخپوستان را، عطر خام تکیلا و، طعم زننده و الیافی پیوت را، گرد و غبار در ماشین را، و جایگاه بلند پرواز کلاغ را تجربه کند. این (تجربیات) پایه و زیر بنایی بسیار خوب برای درک همذات پندارانه‌است. این درک ملموس، به همان خوبی از منظر شگفتی مطلق وقایعی که در آن شرایط رخ می‌دهد نیز به خواننده دست می‌دهد. پس از آن مصاحبه، کاستانیِدا از انظار عمومی کناره‌گیری کرد.
در ۱۹۹۰ کاستانیِدا بار دیگر در ملاء عام ظاهر شد تا تنسگریتی ترویج دهد؛ این شامل حرکاتی است که کاستانیِدا مدعی است در طی ۲۵ نسل از سرخپوستان تولتک شمن منتقل شده‌است. در تاریخ ۱۶ ژوئن ۱۹۹۵، اساسنامه‌ای توسط جورج شورت برای تأسیس کلییر گرین به ثبت رسید. در منشور کلییر گرین آمده: کلییر گرین موسسه‌ای است واجد یک هدف دوجانبه: اول، سمینارها و کارگاه‌های آموزشی تنسگریتی کارلُس کاستانیِدا را حمایت مالی و سازماندهی می‌کند و دوم، این که یک مؤسسه انتشاراتی است." کلییر گرین سه فیلم از جنبشهای تنسگریتی را در زمان زنده بودن کاستانیِدا منتشر کرد. البته کاستانیِدا خودش در این فیلم‌ها ظاهر نشد.
کاستانیِدا در تاریخ ۲۷ آوریل سال ۱۹۹۸ در لُس آنجلس به علت عوارض ناشی از سرطان هپاتوسلولار درگذشت. مراسم عمومی در سوگ او برگزار نشد، کاستانیِدا سوزانده شد و خاکستر وی به مکزیک فرستاده شد. تا اینکه نزدیک به دو ماه بعد، در ۱۹ ژوئن سال ۱۹۹۸، آگهی درگذشت وی تحت عنوان "مرگ بی صدای نویسنده اسرار آمیز، کارلُس کاستانیِدا توسط هیئت تحریریه جی آر. موهرینگر در لُس آنجلس تایمز منتشرشد.[۷]
چهار ماه پس از مرگ کاستانیِدا، سی جی کاستانیِدا، همچنین شناخته شده به عنوان آدریان واشون، که بر اساس گواهی تولدش فرزند کارلُس کاستانیِدا می‌باشد، وصیت‌نامه کاستانیِدا را در در دادگاه انحصار وراثت به چالش کشید. برای سال‌های بسیاری کاستانیِدا به واشون به عنوان فرزند خود مراجعه کرده بود. وصیت‌نامه دو روز قبل از مرگ کاستانیِدا به امضا رسیده بود و واشون صحت آن را زیر سؤال برد که در نهایت هم ناموفق بود.[۸]

همراهان[ویرایش]

پس ازاینکه کاستانیِدا در سال ۱۹۷۳ از انظار عمومی دور شد، یک خانه بزرگ در لُس آنجلس خرید و آن را با سه تن از یاران زن خود به اشتراک گذاشته بود. زنان روابط خود را با دوستان و خانوادهایشان هنگامی که به گروه کاستانیِدا پیوستند قطع کردند. آن‌ها همچنین از عکس گرفتن خودداری کردند و نام‌های جدید گرفتند: رجینا تبدیل شد به فلوریندا دونرگرا، ماریان سیمکو تبدیل شد به تایشا ابلار، و کاتلین پوهلمان تبدیل به کارول تیگز گردید.
در اوایل ۱۹۹۰، فلوریندا دونر گرا و تایشا ابلار دو کتاب در شرح تجربیات خود را با دون خوان و گروه خود منتشر کردند. آن‌ها همراه با کارول تیگز، ظاهر شدند و گاهی اوقات در بسیاری از کارگاه‌های آموزشی تنسگریتی که در ماه ژوئیه سال ۱۹۹۳ آغاز شد سخنرانی کردند. دونر- گرا و آبلار شروع کردند به امضا کردن کتاب و سخنرانی‌های گاه به گاه و همچنین مصاحبه‌های رادیویی.
مدت کوتاهی پس از مرگ کاستانیِدا، دونرگرا و آبلار، همراه پاتریشیا پارتین ناپدید شدند. تلفن آمالیا مارکز (همچنین شناخته شده به عنوان تالیا بیگ) و مربی تنسگریتی کایلی لوندال، قطع شد و آن‌ها نیز ناپدید شدند. در تاریخ ۲ اوت ۱۹۹۸، کارول در یک کارگاه در انتاریو سخن گفت. بقایای جسد پارتین - که کاستانیِدا از او به عنوان نوری الکساندر یا کلود هم یاد کرده بود- در سال ۲۰۰۳ در نزدیکی جایی پیدا شد که ماشین وی چند هفته پس از مرگ کاستانیِدا در ۱۹۹۸ رها شده بود. این ماشین در لبه دره‌ای به اسم دره مرگ رها شده بود. بقایای او در در شرایطی بود که نیاز به تشخیص هویت از روی DNA داشت، که در سال ۲۰۰۶ انجام شد. [۲] هیچ‌کدام از سایر آن‌ها از زمانی ناپدید شدن در ملأ عام دیده نشدند.[نیازمند منبع]
چون آن زنان تمام روابط خود را با خانواده و دوستانشان قطع کرده بودند، مدتی گذشت تا مردم متوجه گم شدن آن‌ها شدند. هیچ تحقیق رسمی در مورد ناپدید شدن دونرگراو، اسمیکو ولوندال انجام نشد. لوییس مارکز، برادر تالیا بی، در سال ۱۹۹۹ در مورد ناپدید شدن خواهرش به پلیس مراجعه کرد، اما نتوانست آن‌ها را قانع کند که ناپدید شدن او شایسته بررسی است. نظر آن‌ها در سال ۲۰۰۶ پس از اینکه بقایای پاتریشیا پارتین شناسایی شدند تغییر کرد و پلیس لُس آنجلس در نهایت bey را به بانک اطلاعات افراد گم شده خود اضافه کرد.[۹]

پذیرش[ویرایش]

با وجود محبوبیت گسترده آثار او، برخی از منتقدان، اعتبار کتب کاستانیِدا در اوایل ۱۹۶۹ زیر سؤال بردند. در یک سری از مقالات، بانکدار بین‌المللی و قارچ‌شناس آماتور آر. گوردون واسون، که در ابتدا کار کاستانیِدا را ستایش می‌کرد، صحت ادعاهای کاستانیِدا دربارهٔ اثر گیاهان روانگردان را زیر سؤال برد.[۱۰][۱۱]
در سال ۱۹۷۶، ریچارد دو میله کتابی با عنوان سفر کاستانیِدا: قدرت و تمثیل را منتشر کرد. او در کتاب خود اینطور استدلال می‌کند که اشتباهات منطقی یا زمانی در روایات کاستانیِدا بهترین شواهدی هستند که نشان می‌دهند کتب کاستانیِدا آثاری تخیلی هستند. اگر هیچ‌کس این خطاها را قبلاً کشف نکرده‌است، دلیل باید این باشد که هیچ‌کس حوادثی از سه کتاب اول را به توالی لیست نکرده‌است. اما به محض این که توالی یابی حوادث انجام شود، اشتباهات کاملاً محرز می‌شوند[۱۲] دو میله در این نمایش اضافه می‌کند که آموزه‌های دون خوان و سفر به ایختلان نمی‌تواند هر دو گزارش‌های واقعی باشند[۱۳] البته دو میله در سال ۱۹۸۰ مجبور به انتشارنسخی ویرایش شده از کتاب خود شد که در آن برخی از انتقادات منتشر شده قبلی را پس گرفته بود. دو میله در کتاب خود ادعا کرده بود که قارچ‌های مورد اشاره کاستانیِدا در صحرای سونورا رشد نمی‌کنند در حالیکه این حرف این اشتباه بود، و ناشران او این انتقاد را از مجلد سال ۱۹۸۰ حذف کردند. کاستانیِدا در معرفی دومین کتابش با عنوان حقیقتی دیگر به ماهیت غیرقابل درک تجارب خود می‌پردازد و از آن‌ها به عنوان تجاربی یاد می‌کند که تنها در فضای سیستم بیگانه برای ادراکی که از آن‌ها برخاسته‌اند، فهم شده‌اند؛ و بدنبال آن اشاره می‌کند که کتاب‌هایش (به ویژه از جنبه زمان و مکان وقوع) برای تحقیقات آکادمیک و انتقادی ماهیتی کاملاً متناقض و غیرقابل درکی دارند.
آثار کاستانیِدا به عنوان بازگویه واقعی زندگی ارائه شدند، اما منتقدان اعتقاد داشتند که آن‌ها ساختگی بودند. در ابتدا، و با حمایت آکادمیک و گروه انسان‌شناسی دانشگاه UCLA، کار کاستانیِدا مورد تحسین منتقدان بود. انسان شناسان برجسته آمریکایی مانند ادوارد اسپایسر (۱۹۶۹) و ادموند لیچ (۱۹۶۹)[۱۴] کاستانیِدا را ستایش می‌کردند. همچنین بسیاری از سازمان‌ها و انسان شناسان جوان مانند پیترفراست، باربارا میرهوف و مایکل هارنر او را ستایش می‌کردند.
واقعیت وجود شخصی به اسم دون خوان برای مدت شش سال پذیرفته شده بود، اما با انتشار دو کتاب انتقادی توسط ریچارد دو میله و دانیل نوئل در سال ۱۹۷۶ دربارهٔ کتاب‌های دون خوان وضعیت تغییر کرد. اکثر انسان شناسان تا آن زمان نسبت به صحت نوشته‌های کاستانیِدا متقاعد شده بودند - در واقع، آن‌ها دلیل کمی داشتند که آن را مورد تردید قرار دهند - اما تجزیه و تحلیل‌های دو میله صحت کارهای کاستانیِدا را مورد تردید قرار داد.
در کتب قدرت و تمثیل، دو میله محتویات کتاب آموزه‌های دون خوان:راه دانش سرخپوست یاکی نوشته کاستانیِدا را با درخواستهای قفسه کتابخانه کاستانیِدا در دانشگاه کالیفرنیا مقایسه کرد. سوابق درخواست قفسه کتابخانه ثابت کرد که او در زمانی که گفته می‌شد در کلبه دون خوان چمباتمه زده‌است در واقع در کتابخانه نشسته بود. یکی کشف دیگر که دو میله مدعی می‌شود پیدا کرده در بررسی‌های درخواست‌های قفسه بود که هنگامی که کاستانیِدا قرار بود تا در مراسم سنتی پیوت شرکت داشته باشد - او در کتابخانه UCLA نشسته بود و توضیحات اشخاص دیگری را از تجارب شخصی شان دربارهٔ مراسم مصرف پیوت می‌خواند. انتقاد وارده دیگر برکارهای کاستانیِدا فقدان کامل واژگان یا مفاهیم سرخپوستان یاکی در تجارب ذکر شده‌اش بود.[۱۵]
در مارس ۵، ۱۹۷۳ مقاله تایم توسط ساندرا برتون بیان می‌کند، ادعای مهم‌تر دربارهٔ اهمیت کتاب‌های کاستانیِدا این است: تعقل کردن دربارهٔ اینکه آن‌ها حاوی واقعیت‌های انسان‌شناسی هستند، بازگویه خاص و صادقانه دربارهٔ جنبه‌ای از فرهنگ سرخپوستان مکزیک که از طریق سخنرانی و اعمال یک فرد، یک شمن به نام خوان ماتئوس بتصویر کشیده‌اند. این چیزی است که به اعتبار دون خوان به عنوان یک موجود واقعی، و به کارلُس کاستانیِدا به عنوان یک شاهد سندیت می‌بخشد.
دیوید سیلورمن در کارهای کاستانیِدا ارزش می‌بیند حتی اگر داستان در نظر گرفته شود. او در کتاب خود بنام "خواندن کاستانیِدا او ترفند آشکاری را به عنوان یک منتقد تحقیقات میدانی مردم‌شناسی توصیف می‌کند و می‌گوید این تحقیقات کلاً زمینه‌ای است که به شدت متکی بر تجربیات شخصی است و لزوماً به فرهنگ‌های دیگر از دریچه یک لنز نگاه می‌کند. بنا به نظر سیلورمن، نه تنها شرح سفرهای کاستانیِدا برای پیوت بلکه ماهیت داستانی کار می‌تواند در آثار دیگری انسان‌شناسی نیز مورد تردید قرار گیرند.[۱۶]
دونالد ویو از کاستانیِدا دربارهٔ مشکلات داخلی / خارجی که مربوط به تجارب عرفانی است توضیح می‌خواهد، در حالی که از ماهیت داستانی کار او تقدیر می‌کندد.[۱۷]

نویسندگان مرتبط[ویرایش]

دو نویسنده دیگر، تایشا ابلار و فلوریندا دونرگراو، کتبی نوشتند که در آن ادعا کردند که از گروه ماتیوس از جنگجویان سرخپوست تولتک می‌باشند. هر دو نفر آن‌ها به وسیلهٔ کاستانیِدا به عنوان دانش آموزان مشروع ماتیوس تأیید شده‌اند، در حالی که او همه نویسندگان دیگر را به عنوان مدعیان رد کرد. این دو زن بخشی از حلقه درونی کاستانیِدا بودند، که او به عنوان بروخا به آن اشاره کرده بود. این دو نفر به عنوان بخشی از تعهد شان به مسلک جدید نام جدیدی به خود گرفتند. آن‌ها در اصل هر دو دانشجویان مقاطع بالا در انسان‌شناسی در UCLA بودند.[۲]
فلیکس ولف، یکی از کارآموزان و مترجمان کارلُس کاستانیِدا کتابی با عنوان هنر مسیریابی: سفرها با کارلُس کاستانیِدا و فراسو نوشت. ولف در کتاب خود به تفصیل گفت که چگونه زندگی او در اثر همکاری با کاستانیِدا دگرگون شده بود. ولف در کتاب خود در عین پرداختن به تمام جنبه‌های تعالیم، تأکید زیادی داشت بر آنچه که از نظرش جنبه مهم و ضروری نقل و انتقال در کارهای کاستانیِدا را تشکیل می‌داد یعنی هنر مسیریابی.
امی والاس شرحی از تجارب شخصی خود با کاستانیِدا و پیروانش را نوشت و نام شاگرد جادوگر: زندگی من با کارلُس کاستانیِدا بر آن کتاب نهاد.[۱۸] نویسنده برزیلی دیگری نیز با نام لوئیس کارلُس دو موریس کارهای کاستانیِدا را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تأثیرات فرهنگی و ادامه آن در نویسندگان دیگر را مورد بررسی قرار داد.

درون‌مایهٔ کتاب‌های شمن‌باوری[ویرایش]

وی در بخش اول این کتب تجربیات خود را در ملاقات با فردی بنام دون خوان بازگو می‌کند. دون خوآن یک سرخ‌پوست مسن جنوبی است که در زمینه تصوف از نوع سرخ‌پوستی به مقام استادی دست پیدا کرده‌است. تجربیات کاستانیِدا مشتمل بر اتفاقاتی است که خود آن‌ها را واقعیات غیرعادی می‌نامد.


بخش دوم کتاب او شامل جمع‌بندی و تحلیل او از این وقایع است. کاستانیِدا یک محقق مردم‌شناس است و در ابتدای کار مانند بسیاری از انسانهای عادی که وقایع متافیزیکی را تجربه نکرده‌اند، در زمان مواجه شدن با این وقایع دچار نوعی حالات سردرگمی و در عین حال اعتماد می‌گردد. سوالات و پاسخ‌های ردوبدل شده بین او و دون خوآن موید این حالات می‌باشد. او پس از سه سال تعلیم درمی‌یابد وقایعی که در زمان خلسه بر او می‌گذرد ریشه‌ای خارج از ذهن او دارد. کاستانیِدا پس از حدود پنج سال تعلیم در رویارویی با واپسین تجربه خود در این زمینه دچار ترس و وحشتی حاد می‌گردد. ترس کاستانیِدا از رویارویی با این رویداد او را از ادامه طی مسیر به سوی جایگاهی که دون خوآن آن را جایگاه مرد دانا می‌نامد بازمی‌دارد. او خود علت سر باززدن از ادامه آموزه‌ها را ترس از شکست عنوان می‌کند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Corey Donovan. «Prelude to don Juan: Castaneda's Early Years». دریافت‌شده در ۲۰۱۰-۰۵-۰۴.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Robert Marshall (April 12, 2007). "The dark legacy of Carlos Castaneda". Salon.com. Retrieved October 13, 2010.
  3. Castaneda، C (۱۹۶۸). The Teachings of Don Juan: A Yaqui Way of Knowledge. Washington Square Press Publication. ص. ۸۸–۱۲۰. شابک ۰-۶۷۱-۶۰۰۴۱-۹.
  4. Charles، Scribner's Sons (۲۰۰۲). The Scribner Encyclopedia of American Lives, Volume 5.
  5. De Mille (1976)
  6. Burton, Sandra. «"Don Juan and the Sorcerer's Apprentice». Time 101. دریافت‌شده در دسامبر ۲۳, ۲۰۱۱.
  7. «Castaneda Obituary All Things Considered». ژوئن ۱۹, ۱۹۹۸.
  8. Peter Applebome (اوت ۱۹, ۱۹۹۸). «"Mystery Man's Death Can't End the Mystery; Fighting Over Carlos Castaneda's Legacy». NY Times. دریافت‌شده در سپتامبر ۳, ۲۰۰۸.
  9. «The Charley Project». ۲۰۰۴. دریافت‌شده در ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۴.
  10. Wasson، R. Gordon (۱۹۶۹). (Economic Botany vol.(2. ص. ۱۹۷ ناشر=.
  11. یادکرد خالی (کمک)
  12. De Mille (1976), p. 166
  13. De Mille (1976), pp. 170-171
  14. Leach، Edmund (۲۰۱۰). The New York Review of Books. High School. شاپا 0028-7504.
  15. Marvin، Harris (۲۰۰۱). Cultural materialism: the struggle for a science of culture. Walnut Creek. AltaMira Press. ص. ۳۲۲.
  16. Silverman، David. Reading Castaneda: A Prologue to the Social Sciences. شابک ۹۷۸-۰-۷۱۰۰-۸۱۴۶-۹.
  17. Wieve، Donald (۱۹۹۹). Does Understanding Religion Require Religious Understanding?" In Russel T. McCutcheon (ed.), The Insider/Outsider Problem in the Study of Religion. Bath Press. ص. ۲۶۳.
  18. Wallace، Amy (۲۰۰۷). Sorcerer's Apprentice: My Life with Carlos Castaneda. North Atlantic Books. شابک ۹۷۸۱۵۸۳۹۴۲۰۶۲.

جستارهای وابسته[ویرایش]

  • Morais Junior, Luis Carlos de. Carlos Castaneda e a Fresta entre os Mundos: Vislumbres da Filosofia Ānahuacah no Século XXI (Carlos Castaneda and the Crack Between the Worlds: Glimpses of Ānahuacah Philosophy in Century XXI). Rio de Janeiro: Litteris Editora, 2012.
  • Sanchez, Victor. The Teachings of Don Carlos: Practical Applications of the Works of Carlos Castaneda. Bear & Company, 1995. ISBN 1-879181-23-1
  • Williams, Donald. Border Crossings: A Psychological Perspective on Carlos Castaneda's Path of Knowledge Inner City Books, 1981.
  • Collier, Richard "The River That God Forgot" (Background on Julio Cesar Arana, despotic rubber baron, Carlos Castaneda's paternal grandfather) E.P. Dutton & Co. , N.Y. , 1968. Library of Congress CATALOG CARD NUMBER:۶۸–۱۲۴۵۱

پیوند به بیرون[ویرایش]

Carlos Castaneda
Carlos Castaneda in 1962
Carlos Castaneda in 1962
BornDecember 25, 1925
Cajamarca, Peru
DiedApril 27, 1998(1998-04-27) (aged 72)
Los Angeles, California, U.S.
OccupationAuthor, anthropologist
NationalityAmerican
EducationUCLA (B.A.)
UCLA (Ph.D.)
Period20th century
SubjectAnthropology, ethnography, shamanism

Carlos Castaneda (December 25, 1925[nb 1]–April 27, 1998) was an American author.

Starting with The Teachings of Don Juan in 1968, Castaneda wrote a series of books that describe his training in shamanism, particularly with a group whose lineage descended from the Toltecs. The books, narrated in the first person, relate his experiences under the tutelage of a man that Castaneda claimed was a Yaqui "Man of Knowledge" named don Juan Matus. His 12 books have sold more than 28 million copies in 17 languages. Critics have suggested that they are works of fiction; supporters claim the books are either true or at least valuable works of philosophy.

Castaneda withdrew from public view in 1973, living in a large house in Westwood, California from 1973 until his death in 1998, with three colleagues whom he called "Fellow Travellers of Awareness." He founded Cleargreen, an organization that promotes "Tensegrity", which Castaneda described as the modern version of the "magical passes" of the shamans of ancient Mexico.

Early life

Castaneda moved to the United States in the early 1950s and became a naturalized citizen on June 21, 1957.[6]

He received his B.A. from UCLA in 1962, and Ph.D. in anthropology in 1973.[7]

Castaneda married Margaret Runyan in Mexico in 1960, according to Runyan's memoirs.[8] Castaneda is listed as the father on the birth certificate of Runyan's son C.J. Castaneda even though the biological father was a different man.[8]

It is unclear whether Carlos and Margaret were divorced in 1960, 1973, or not at all, and his death certificate even stated he had never been married.[8]

Career

Castaneda's first three books – The Teachings of Don Juan: A Yaqui Way of Knowledge; A Separate Reality; and Journey to Ixtlan – were written while he was an anthropology student at the University of California, Los Angeles (UCLA). He wrote these books as his research log describing his apprenticeship with a traditional "Man of Knowledge" identified as don Juan Matus, allegedly a Yaqui Indian from northern Mexico. Castaneda was awarded his bachelor's and doctoral degrees based on the work described in these books.

In 1974 his fourth book, Tales of Power, was published and chronicled the end of his apprenticeship under the tutelage of Matus. Castaneda continued to be popular with the reading public with subsequent publications that unfolded further aspects of his training with don Juan.

Castaneda wrote that don Juan recognized him as the new nagual, or leader of a party of seers of his lineage. Matus also used the term nagual to signify that part of perception which is in the realm of the unknown yet still reachable by man, implying that, for his own party of seers, Matus was a connection to that unknown. Castaneda often referred to this unknown realm as "nonordinary reality."

The term nagual has been used by anthropologists to mean a shaman or sorcerer who claims to be able to change into an animal form, or to metaphorically "shift" into another form through magic rituals, shamanism and experiences with psychoactive drugs (e.g. peyote and jimson weed).[9]

While Castaneda was a well-known cultural figure, he rarely appeared in public forums. He was the subject of a cover article in the March 5, 1973 issue of Time which described him as "an enigma wrapped in a mystery wrapped in a tortilla". There was controversy when it was revealed that Castaneda may have used a surrogate for his cover portrait. When confronted by correspondent Sandra Burton about discrepancies in his personal history, Castaneda responded: "To ask me to verify my life by giving you my statistics ... is like using science to validate sorcery." Following that interview, Castaneda completely retired from public view.[1]

Don Juan Matus

Scholars have debated "whether Castaneda actually served as an apprentice to the alleged Yaqui sorcerer don Juan Matus or if he invented the whole odyssey."[10] Castaneda's books are classified as non-fiction although they have been criticized as fictional.[11][12] In two books, Castaneda's Journey: The Power and the Allegory (Capra Press, 1976) and The Don Juan Papers (Ross-Erickson, 1981), author and Castaneda critic Richard de Mille intimated that Don Juan was imaginary,[13] although de Mille's critiques have also been questioned.[14][15][16] Walter Shelburne contends that "the Don Juan chronicle cannot be a literally true account."[17]

Tensegrity

In the 1990s, Castaneda once again began appearing in public to promote Tensegrity, which was described in promotional materials as "the modernized version of some movements called magical passes developed by Indian shamans who lived in Mexico in times prior to the Spanish conquest." [18][19]

Castaneda, along with Carol Tiggs, Florinda Donner-Grau and Taisha Abelar, created Cleargreen Incorporated in 1995. The organization's stated purpose is "carrying out the instruction and publication of Tensegrity". Tensegrity seminars, books, and other merchandise were sold through Cleargreen.[20]

Death

Castaneda died on April 27, 1998[3] in Los Angeles due to complications from hepatocellular cancer. There was no public service; Castaneda was cremated and the ashes were sent to Mexico. His death was unknown to the outside world until nearly two months later, on 19 June 1998, when an obituary entitled "A Hushed Death for Mystic Author Carlos Castaneda" by staff writer J. R. Moehringer appeared in the Los Angeles Times.[21]

Four months after Castaneda's death, C. J. Castaneda, also known as Adrian Vashon, whose birth certificate shows Carlos Castaneda as his father, challenged Castaneda's will in probate court. C.J. challenged its authenticity. The challenge was ultimately unsuccessful[3]. Carlos' death certificate states metabolic encephalopathy for 72 hours prior to his death, yet the will was purportedly signed 48 hours before Castaneda's death[22].

Castaneda's Associates

After Castaneda stepped away from public view in 1973, he bought a large multi-dwelling property in Los Angeles which he shared with some of his followers. Among those who lived there were Taisha Abelar (formerly Maryann Simko) and Florinda Donner-Grau (formerly Regine Thal). Like Castaneda, Taisha Abelar and Florinda Donner-Grau were students of anthropology at UCLA. Each went on to write books that explored the experience of being followers of Castaneda's teachings from a feminist perspective. Cf. "Related Authors"

Around the time Castaneda died in April 1998, his companions Donner-Grau, Abelar and Patricia Partin informed friends they were leaving on a long journey. Amalia Marquez (also known as Talia Bey) and Tensegrity instructor Kylie Lundahl also left Los Angeles. Weeks later, Partin's red Ford Escort was found abandoned in Death Valley.[citation needed]

Luis Marquez, the brother of Talia Bey, went to police in 1999 over his sister's disappearance, but was unable to convince them that it merited investigation.[citation needed]

In 2006, Partin's sun-bleached skeleton was discovered by a pair of hikers in Death Valley's Panamint Dunes area and was identified by DNA testing. The investigating authorities ruled Partin's death as undetermined.[23][24]

Since his death, Carol Tiggs, a colleague of Castaneda, has spoken at workshops throughout the world, including at Ontario, California in 1998, Sochi, Russia in 2015 and Merida, Yucatan in 2016. Tiggs had the longest association with Castaneda and is written about in some of his books. Today, she serves as a consultant for Cleargreen.

Reception

Although Castaneda's accounts of the Teaching of Don Juan were initially well-received as non-fiction works of ethnography, the books are now widely regarded as works of fiction.[23]

At first, and with the backing of academic qualifications and the UCLA anthropological department, Castaneda's work was mostly praised by reviewers. Edmund Leach praised the book as "a work of art rather than of scholarship", doubting its factual authenticity.[25] Anthropologist E. H. Spicer offered a somewhat mixed review of The Teachings of Don Juan, highlighting Castaneda's expressive prose and his vivid depiction of his relationship with Don Juan. However, Spicer noted that the events described in the book were not consistent with other ethnographic accounts of Yaqui cultural practices, concluding it was unlikely that Don Juan had ever participated in Yaqui group life. Spicer also stated: "[It is] wholly gratuitous to emphasize, as the subtitle does, any connection between the subject matter of the book and the cultural traditions of the Yaquis."[26]

In a series of articles, R. Gordon Wasson, the ethnobotanist who made psychoactive mushrooms famous, similarly praised Castaneda's work, while expressing doubts regarding the accuracy of some of the claims.[27] An early unpublished review by anthropologist Weston La Barre was more critical. La Barre questioned the book's accuracy, calling it a "pseudo-profound deeply vulgar pseudo-ethnography." The review, initially commissioned by The New York Times Book Review, was rejected and replaced by a more positive review from Paul Riesman, also an anthropologist.[23]

Later reviews were more critical, with several critics positing that the books were fabrications. Beginning in 1976, Richard de Mille published a series of criticisms that uncovered inconsistencies in Castaneda's field notes, as well as several instances of apparent plagiarism.[23] Later, anthropologists specializing in Yaqui Indian culture, such as Jane Holden Kelley, questioned the accuracy of Castaneda's work.[28] Other criticisms of Castaneda's work include the total lack of Yaqui vocabulary or terms for any of his experiences, and his refusal to defend himself against the accusation that he received his PhD from UCLA through deception.[29] Stephen C. Thomas notes[30] that Muriel Thayer Painter, in her book With Good Heart: Yaqui Beliefs and Ceremonies in Pascua Village, gives examples of Yaqui vocabulary associated with spirituality: "morea", an equivalent to the Spanish brujo; "saurino", used to describe persons with the gift of divination; and "seataka", or spiritual power, a word which is "fundamental to Yaqui thought and life."[31] Thomas further states:

It is hard to believe that Castaneda's benefactor, a self-professed Yaqui, would fail to employ these native expressions throughout the apprenticeship. In omitting such intrinsically relevant terms from his ethnography, Castaneda critically undermines his portrait of Don Juan as a bona fide Yaqui sorcerer.

John Dedrick, a Protestant missionary who lived among the Yaqui Indians of Vicam, Sonora, from 1940 to 1979, stated in his letter of May 23, 1989 that:

I've only read "The Teachings of Don Juan", and before I got to the third part of the book I knew that he [Castaneda] did know of the Yaquis and that he had not been to the Rio Yaqui river, or that there is no terminology in the Yaqui language for any of the instructions and explanations that "Don Juan" was giving it to him [Castaneda][32].

Clement Meighan and Stephen C. Thomas[30] point out that, for the most part, the books do not describe Yaqui culture at all with its emphasis on Catholic upbringing and conflict with the Federal State of Mexico, but rather focus on the international movements and life of Don Juan, who was described in the books as traveling and having many connections, and abodes, in the Southwestern United States (Arizona), Northern Mexico, and Oaxaca. Don Juan was described in the books as a shaman steeped in a mostly lost Toltec philosophy and decidedly anti-Catholic.

A March 5, 1973 Time article by Sandra Burton, looking at both sides of the controversy, stated:

... the more worldly claim to importance of Castaneda's books: to wit, that they are anthropology, a specific and truthful account of an aspect of Mexican Indian culture as shown by the speech and actions of one person, a shaman named Juan Matus. That proof hinges on the credibility of Don Juan as a being and Carlos Castaneda as a witness. Yet there is no corroboration beyond Castaneda's writings that Don Juan did what he is said to have done, and very little that he exists at all.

A strong case can be made that the Don Juan books are of a different order of truthfulness from Castaneda's pre-Don Juan past. Where, for example, was the motive for an elaborate scholarly put-on? The Teachings were submitted to a university press, an unlikely prospect for best-sellerdom. Besides, getting an anthropology degree from U.C.L.A. is not so difficult that a candidate would employ so vast a confabulation just to avoid research. A little fudging perhaps, but not a whole system in the manner of The Teachings, written by an unknown student with, at the outset, no hope of commercial success.[1]

David Silverman sees value in the work even while considering it fictional. In Reading Castaneda he describes the apparent deception as a critique of anthropology field work in general – a field that relies heavily on personal experience, and necessarily views other cultures through a lens. According to Silverman, not only the descriptions of peyote trips but also the fictional nature of the work are meant to place doubt on other works of anthropology.[33]

Donald Wieve cites Castaneda to explain the insider/outsider problem as it relates to mystical experiences, while acknowledging the fictional nature of Castaneda's work.[34]

Related and associated authors

  • Octavio Paz, Nobel laureate, poet, and diplomat. Paz wrote the prologue to the Spanish language edition of The Teachings of Don Juan: "La Mirada Anterior" (The Anterior Gaze), Fondo de Cultura, 1974.
  • Michael Korda—writer, novelist, editor-in-chief, Simon & Schuster. Castaneda's editor for his first eight books. Wrote essay on Castaneda in, Another Life: A Memoir of Other People, Random House, 1999. ISBN 0-679-45659-7
  • George Lucas, Star Wars. Yoda and Luke Skywalker were inspired in part by don Juan and Castaneda.[35][36][37]
  • Taisha Abelar and Florinda Donner-Grau, both students of don Juan Matus and colleagues of Castaneda, wrote memoirs of their experiences - Sorcerers' Crossing by Taisha Abelar and Shabono, and Being-in-Dreaming by Florida Donner-Grau. Their books were endorsed by Castaneda as authentic works. He dismissed others who claimed to share a history with don Juan Matus as pretenders. The two women, along with Carlos Tiggs, were part of Castaneda's inner circle, and he insisted that, along with him, they were the only legitimate students of Matus. They were both graduate students in anthropology at UCLA.
  • Felix Wolf, one of Castaneda's followers and translators, wrote The Art of Navigation: Travels with Carlos Castaneda and Beyond. In his book Wolf details how his life had been transformed by his association with Castaneda. While touching on all aspects of the teachings, Wolf highlights what he perceives to be the overriding and essential transmission that came through Castaneda's work: The Art of Navigation.
  • Amy Wallace wrote Sorcerer's Apprentice: My Life with Carlos Castaneda,[38] an account of her personal experiences with Castaneda and his followers. She died in August, 2013.
  • In Carlos Castaneda e a Fenda entre os Mundos – Vislumbres da Filosofia Ānahuacah no Século XXI Brazilian writer Lui Morais analyzes the work of Castaneda, its cultural implications, and its continuation in other authors.
  • Victor Sanchez's first book, The Teachings of Don Carlos: Practical Applications of the Works of Carlos Castaneda (1995). Though he was never a student of Castaneda, his book provides in-depth techniques and commentary on a path of "self-growth" based on the wisdom of the Toltec descendants. His approach in this book is bringing the proposals of Castaneda down to the earth focusing on those parts of Castaneda's book that can be applied in everyday life and used for personal development.

Bibliography

See also

Notes

  1. ^ Castaneda's birth name, as well as the date and location of his birth, are uncertain. According to a 1973 article in Time, U.S. immigration records indicates that Castaneda was born Carlos Cesar Arana Castaneda on December 25, 1925 in Cajamarca, Peru.[1] In the article, Castaneda himself claimed that he had adopted the surname "Castaneda" later in life and that he had been born in São Paulo, Brazil. He also reported his date of birth as December 25, 1935.[1] In other accounts he gave his date of birth as December 25, 1931.[2][3] A 1981 article in The New York Times stated that Castaneda "was born Carlos Arana in a Peruvian mountain town 66 years ago", indicating a 1915 birth.[4] Most sources tend to favor the Peruvian birth and 1925 date.[5]

Footnotes

  1. ^ a b c d Burton, Sandra; et al. (March 5, 1973). "Don Juan and the Sorcerer's Apprentice". Time. 101 (10). Archived from the original on June 27, 2006. Retrieved 2011-12-23.
  2. ^ Epstein, Benjamin (March 1, 1996). "My Lunch With Carlos Castaneda". Psychology Today. Retrieved 23 February 2015.
  3. ^ a b c Applebome, Peter (June 20, 1998). "Carlos Castaneda, Mystical and Mysterious Writer, Dies". The New York Times. Archived from the original on 14 March 2015. Retrieved 23 February 2015.
  4. ^ Walters, Ray (January 11, 1981). "Paperback Talk". The New York Times. Archived from the original on 23 February 2015. Retrieved 23 February 2015.
  5. ^ Chávez Candelaria, Cordelia; Garcia, Peter J.; Aldama, Arturo J. (2004). Encyclopedia of Latino Popular Culture, Volume One. Greenwood. p. 114. ISBN 978-0-313-32215-0. Archived from the original on 26 February 2018. Retrieved 22 February 2015.
  6. ^ Petition for Naturalization No. 199531, United States Department of Justice
  7. ^ De Mille (1976)
  8. ^ a b c Woo, Elaine (January 30, 2012). "Margaret Runyan Castaneda, Carlos Castaneda's ex-wife, dies at 90". Los Angeles Times. Archived from the original on 6 June 2016. Retrieved 20 July 2016.
  9. ^ Castaneda, C: The Teachings of Don Juan: A Yaqui Way of Knowledge, pp. 88–120, Washington Square Press Publication, 1968 paperback ISBN 0-671-60041-9
  10. ^ Baron, Larry (Spring 1983). "Slipping inside the Crack between the Worlds: Carlos Castaneda, Alfred Schutz, and the Theory of Multiple Realities". Journal of Humanistic Psychology. 23 (2): 52–69. doi:10.1177/0022167883232007.
  11. ^ Clements, William M. (1985). "Carlos Castaneda's the Teachings of Don Juan: A Novel of Initiation". Critique: Studies in Contemporary Fiction. 26 (3): 122–130. doi:10.1080/00111619.1985.9934668.
  12. ^ Rosenthal, Caroline; Schafer, Stefanie (eds.) (2014). "Lochle, Stefan: "The Imposter as Trickster as innovator: A Rereading of Carlos Castaneda's Don Juan-cycle"". Fake Identity?: The Impostor Narrative in North American Culture. Campus Verlag GmbH. pp. 81–96. ISBN 978-3-593-50101-7.CS1 maint: extra text: authors list (link)
  13. ^ Siegel, Ronald K. (1982). "Book Review: The Don Juan Papers: Further Castaneda Controversies". Journal of Psychoactive Drugs. 14 (3): 253–254. doi:10.1080/02791072.1982.10471937.
  14. ^ Koote, Anton F. - University of Florida (2008). "A Critical Look At Castaneda's Critics".
  15. ^ Desper, James L. Jr. (2012). "Castaneda - Debunking De Mille".
  16. ^ Harner, Michael (1978). "Castaneda Controversy - Michael Harner's reply".
  17. ^ Shelburne, Walter A. (Spring 1987). "Carlos Castaneda: If It Didn't Happen, What Does It Matter?". Journal of Humanistic Psychology. 27 (2): 217–227. doi:10.1177/0022167887272007.
  18. ^ Applebome, Peter (August 19, 1998). "Mystery Man's Death Can't End the Mystery; Fighting Over Carlos Castaneda's Legacy". New York Times. Retrieved 15 July 2018.
  19. ^ "Carlos Castaneda's Tensegrity". Retrieved 17 April 2016..
  20. ^ "ABOUT US". Carlos Castaneda's Tensegrity. Archived from the original on 2018-02-16. Retrieved 2018-07-18.
  21. ^ "Castaneda Obituary". All Things Considered. National Public Radio. June 19, 1998. Archived from the original on 7 August 2015. Retrieved 23 February 2015.
  22. ^ County of Los Angeles Department of Health Services (1998). Carlos Castaneda death certificate
  23. ^ a b c d Marshall, Robert (April 12, 2007). "The dark legacy of Carlos Castaneda". Salon. Salon Media Group. Retrieved 14 July 2018.
  24. ^ Flinchum, Robin (2006-02-10). "Remains of guru's disciple identified". Pahrump Valley Times. Archived from the original on 2015-05-13. Retrieved 2015-02-22.
  25. ^ Leach, Edmund (June 5, 1969). "High School". The New York Review of Books. ISSN 0028-7504. Archived from the original on October 13, 2012. Retrieved 2010-10-13.
  26. ^ Spicer, Edward H. (April 1969). "Review: The Teaching of Don Jaun: A Yaqui Way of Knowledge". American Anthropologist. 71 (2): 320–322. doi:10.1525/aa.1969.71.2.02a00250.
  27. ^ Wasson, R. Gordon. 1969. (Bk. Rev.). Economic Botany vol. 23(2):197. A review of Carlos Castaneda's "The Teachings of Don Juan: A Yaqui Way of Knowledge.", Wasson, R. Gordon. 1972a. (Bk. Rev.). Economic Botany vol. 26(1):98–99. A review of Carlos Castaneda's "A Separate Reality: Further Conversations with Don Juan."; Wasson, R. Gordon. 1973a. (Bk. Rev.). Economic Botany vol. 27(1):151–152. A review of Carlos Castaneda's "Journey to Ixtlan: The Lessons of Don Juan."; Wasson, R. Gordon. . 1974. (Bk. Rev.). Economic Botany vol. 28(3):245–246. A review of Carlos Castaneda's "Tales of Power."; Wasson, R. Gordon. 1977a. (Mag., Bk. Rev). Head vol. 2(4):52–53, 88–94. November.
  28. ^ Kelley, Jane Holden (1978). Yaqui Women: Contemporary Life Histories. University of Nebraska Press. pp. 24–25. ISBN 978-0-8032-0912-1.
  29. ^ Harris, Marvin (2001). Cultural materialism: the struggle for a science of culture. Walnut Creek, CA: AltaMira Press. p. 322.
  30. ^ a b Thomas, Stephen (2008-01-10). "Shamans and Charlatans: Assessing Castaneda's Legacy". Archived from the original on 18 June 2016. Retrieved 18 June 2016.
  31. ^ Painter, Muriel Thayer (1986). With Good Heart: Yaqui Beliefs and Ceremonies in Pascua Village. Tucson: University of Arizona Press. pp. 11, 43–44.
  32. ^ Fikes, Jay Courtney (1993). Carlos Castaneda: Academic Opportunism and the Psychedelic Sixties. Millenia Press. pp. 55–56. ISBN 978-0969696001.
  33. ^ David Silverman. Reading Castaneda: A Prologue to the Social Sciences. ISBN 978-0-7100-8146-9
  34. ^ Donald Wieve. "Does Understanding Religion Require Religious Understanding?" In Russel T. McCutcheon (ed.), The Insider/Outsider Problem in the Study of Religion. New York: Bath Press, 1999. p. 263.
  35. ^ Rothman, Joshua (17 December 2014). "The Crazy History of "Star Wars"". The New Yorker. Archived from the original on 25 July 2017 – via www.newyorker.com.
  36. ^ "TheForce.Net - Rebel Rouser - SW Essays - Lucas and Castaneda in a Galaxy Far, Far Away". www.theforce.net. Archived from the original on 2016-11-06.
  37. ^ "CARLOS CASTANEDA AND GEORGE LUCAS: Star Wars, Castaneda, and the Force". www.oocities.org.
  38. ^ Amy Wallace (2007). Sorcerer's Apprentice: My Life with Carlos Castaneda. North Atlantic Books. ISBN 978-1-58394-206-2. Archived from the original on 2017-02-16. Retrieved 2015-11-12.

References

  • De Mille, Richard (1976). Castaneda's Journey: The Power and the Allegory. Capra Press. ISBN 978-0-88496-067-6.

Further reading

  • Morais Junior, Luis Carlos de Lui Morais. Carlos Castaneda e a Fresta entre os Mundos: Vislumbres da Filosofia Ānahuacah no Século XXI (Carlos Castaneda and the Crack Between the Worlds: Glimpses of Ānahuacah Philosophy in the 21st Century). Rio de Janeiro: Litteris Editora, 2012.
  • Sanchez, Victor. The Teachings of Don Carlos: Practical Applications of the Works of Carlos Castaneda. Bear & Company, 1995. ISBN 1-879181-23-1 (Note: Castaneda won a law case requiring Sanchez to alter his book covers and clarify he was not Castaneda's student.)
  • Williams, Donald. Border Crossings: A Psychological Perspective on Carlos Castaneda's Path of Knowledge Inner City Books, 1981.
  • Collier, Richard "The River That God Forgot" (Background on Julio Cesar Arana, despotic rubber baron, Carlos Castaneda's paternal grandfather) E.P. Dutton & Co., N.Y., 1968. Library of Congress CATALOG CARD NUMBER:68-12451
  • Torres, Armando "Encounters with the Nagual: Conversations with Carlos Castaneda" First Light Press, 2004.
  • Torres, Armando "The Secret of the Plumed Serpent: Further Conversations with Carlos Castaneda" Hade Publishing, 2014 (First published in Spanish as "El Secreto de la Serpiente Emplumada" by Editora Alba, 2010)
  • Desper Jr., James "The End Of History: A Commentary On The Warrior's Way: A System Of Knowledge First Reported In The Books Of Carlos Castaneda" Third Attention Publishing, 2012.

External links