کاربر:Huji

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Symbol star2.svg این کاربر در خوب شدن مقالهٔ اینترنت در ایران نقش داشته است.
Symbol star2.svg این کاربر در خوب شدن مقالهٔ ریزپرده نقش داشته است.
Symbol star2.svg این کاربر در خوب شدن مقالهٔ مقام (موسیقی) نقش داشته است.
Symbol star2.svg این کاربر در خوب شدن مقالهٔ شور (دستگاه) نقش داشته است.
Symbol star2.svg این کاربر در خوب شدن مقالهٔ ردیف (موسیقی) نقش داشته است.

(مشارکت‌ها)
این کاربر رباتی با نام HujiBot را می‌راند. اگر خطایی از ربات دیدید به او اطلاع دهید.
Scale of justice gold.jpgاین کاربر برای نظر سوم ارزش قائل است و گاهی خودش هم آن را ارائه می‌کند.
چرا ویکی‌پدیا دیگر دو زار نمی‌ارزد

اخیراً نطقی نوشتم راجع به این که چرا ویکی‌پدیا دوزار نمی‌‌ارزد؛ نطقم را یکی دیگر از کاربران تبدیل به یک انشای مفصل‌تر کرد که در ویکی‌پدیا:چرا ویکی‌پدیا دیگر دوزار نمی‌ارزد می‌توانید بخوانید. توجه کنید که سیاه‌نمایی آن متن عمدی است و روی سخنش هم شخص خاصی نیست.

رهنمود یک خطی سرشناسی

سال‌ها قبل من برای خودم یک رهنمود یک خطی سرشناسی تعریف کردم. بعد از مدتی به خاطر این که کاربران دیگر آن را مفید یافتند، به ویکی‌پدیا:رهنمود یک خطی سرشناسی منتقل شد. اگر چه این رهنمود، یک رهنمود رسمی ویکی‌پدیا نیست، خواهش می‌کنم که اگر گذرتان به صفحهٔ کاربری من رسیده، قبل از هر کار بروید آن رهنمود را بخوانید! برای بسیاری افراد، روشنگرانه است.

راهنمای دوام آوردن در ویکی‌پدیای فارسی
عنوان و متن این انشا از مطلب راهنمای دوام آوردن در زمانهٔ تتلو الهام گرفته شده‌است

اگر چه من اولین کاربری در ویکی‌پدیای فارسی نیستم که بیش از ده سال فعالیت مداوم کرده‌ام، اما از معدود کاربرانی هستم که چنین دوامی در پروژه داشته‌ام. ممکن است شمای خواننده هم دوست داشته باشید روزی بتوانید مثل من، ده سال فعالیت مداوم در ویکی را تجربه کنید. بخشی از آن بر می‌گردد به بدیهیاتی مثل این که ویکی زمانبر است و باید برایش وقت داشته باشید، یا این که ویکی یک پروژهٔ گروهی است و باید تک‌روی را کنار بگذارید، ولی من دوست دارم روی چند چیز دیگر تأکید کنم (بدیهی است که همهٔ این‌ها نظر من است، و ممکن است با کمی اغراق یا طنز بیان شده باشد):

  1. باید بدانیم که مشکل با مفاهیم است نه با ویرایشگران. این را خود سیاست‌های ویکی‌پدیا هم می‌گویند (مثلاً وپ:حمله می‌گوید «راجع به واقعیات و شیوهٔ بیان آنها بحث کنید نه راجع به صفات اشخاص»). وقتی راجع به اشخاص صحبت کنید، بحث را شخصی می‌کنید و موجبات دلخوری و مشکلات درون‌گروهی را فراهم می‌آورید. ویکی‌پدیا یک پروژهٔ گروهی داوطلبانه است و باید تک‌تک‌مان مراقب باشیم فضای منفی بر آن حاکم نشود.
  2. کلونی ایجاد کنید. کاربرانی را پیدا کنید که با شما علایق یا دیدگاه‌های مشترک دارند و در ویکی هم مورد احترامند. بعد به طور فعال با آن‌ها رابطه برقرار کنید. حواستان باشد که باندبازی نکنید (اگر مقاله‌تان دارد حذف می‌شود، از کلونی‌تان برای رأی مخالف دادن کمک نگیرید!) اما در عین حال حواستان باشد که برای گفتگو با افرادی که به شما ایده‌های بهتر، آرامش فکری، و بازخورد مثبت می‌دهند باید به طور فعال موضوع پیدا کنید. مثلاً اگر از من خوشتان می‌آید (!) روی مقاله‌ها و پروژه‌هایی که من دوست دارم کار کنید؛ خود به خود زمینهٔ گفتگو پیش می‌آید و تیم‌مان قوی‌تر و روحیه‌مان مثبت‌تر می‌شود. برخورد بین شما و آن کاربرهایی که از نظر شما اشتباه می‌کنند به طور خود به خود رخ می‌دهد. اما میان‌کنش بین شما و کسانی که شما قبولشان دارید، کمتر خود به خود پیش می‌آید و باید زمینه‌اش را ایجاد کنید.
  3. از جنگ قدرت‌های درون‌ویکیایی دوری کنید. اگر می‌بینید دو نفر یا دو گروه مشغول زورآزمایی هستند، کار اشتباه آن است که طرف یکی‌شان را سفت و سخت بگیرید. شاید فکر کنید آن شخص یا اشخاص بدهکار شما خواهند شد و زمانی دیگر به کمک شما خواهند آمد. اما کور خوانده‌اید! در ویکی همه این پتانسیل را دارند که به هم از پشت خنجر بزنند. به خود متکی باشید و دنبال باندبازی نروید. اگر عاشق درگیر شدن در جنگ قدرت هستید، بروید ویدئو گیم بازی کنید!
  4. سر به سر دیوانگان ویکی نگذارید! دیوانگان ویکی کسانی هستند که به طور مقطعی، ویکی تمام زندگی‌شان می‌شود. مقطعش می‌تواند چند هفته باشد یا چند سال، اما (از دیدگاه کسی مثل من که ده سال در ویکی بوده) بالاخره تمام می‌شود! البته شما درست فکر می‌کنید؛ هیچ کس نباید تمام زندگی‌اش بشود ویکی. با این حال شما موظف نیستید همهٔ دیوانگان ویکی را به راه راست هدایت کنید!
  5. ویکی را جدی نگیرید. اقتضای طبیعت ویکی آن است که اگر چه از بیرون پروژه‌ای عظیم و سرشار از فایده‌است اما از درون یک کار گروهی نامنظم و پر از اشکال است که کلی اصطکاک در آن وجود دارد. نگذارید این بی‌نظمی‌ها و اصطکاک‌ها روی مختان برود. کل مقاله‌های ویکی‌پدیا ارزش یک لحظه ناراحتی شما را ندارد.
  6. خودتان را جدی نگیرید! هیچ کدام از ما (اعم از این که یک ویرایش کرده باشیم، ده سال ویرایش کرده باشیم، بنیانگذار ویکی‌پدیای فارسی بوده باشیم، و ...) در این دریای عظیم مشارکت‌کنندگان ویکی قطره‌ای بیش نیستیم. نگذارید این فکر به ذهنتان راه پیدا کنید که شما برای ویکی به طرز ویژه‌ای مهم هستید یا تاثیرتان بر ویکی از دیگران بیشتر است. همیشه به خاطر داشته باشید که ما فقط یک مشت آدم هستیم که وقت‌های علافی‌مان را به شکلی که خودمان فکر می‌کنیم خیلی باحال است داریم روی ویکی صرف می‌کنیم! اما آخرش یک سری آدم علافیم :)

پی‌نوشت: اگر با ویکی (به هر دلیلی) دشمنی دارید و می‌خواهید دخلش را بیاورید، موارد ۱ تا ۵ را بر عکس کنید تا تبدیل به یک ترول تمام عیار بشوید! با ویرایشگران درگیر شوید، با کسانی که می‌دانید اخلال‌گرند کلونی بسازید، باندبازی کنید، در جنگ‌های قدرت خودتان را نخود هر آش کنید، و دم پر دیوانگان ویکی بگردید! اما یادتان باشد که شکست خواهید خورد، چون مطابق بند ششم، همیشه یک علافی مثل من پیدا می‌شود که مشت شما را باز کند و چهارتا ترفندی که بالا ننوشته را به کار بگیرد و عمر خودش (و پروژه) را از عمر ویکیایی شما طولانی‌تر کند. :)

درباب وام‌واژه‌ها

ویکی‌پدیای فارسی می‌گوید وام‌واژه «به واژه‌ای گفته می‌شود که از یک زبان یا گویش دیگر به زبانی وارد شده باشد». اما این تعریف دو مشکل دارد: (۱) مرز بین زبان‌ها و گویش‌ها را نمی‌توان به طور دقیق تعریف کرد، و (۲) زبان‌ها خود مدام در حال تکوین هستند.

شما نمی‌توانید دست بگذارید روی نقطه‌ای از زمان که در آن زبان پارسی میانه با زبان فارسی جایگزین شد. همچنین، نه پارسی میانه و نه فارسی معاصر، ثابت نبوده‌اند و مدام تحت تأثیر زبان‌های مجاورشان بوده‌اند. در دنیای امروز که دیگر «مجاورت» هم اهمیت نداره و زبان‌های دور دست هم رو هم تأثیر می‌گذارند.

بعضی از وام‌واژه‌ها مانا می‌شوند؛ مثل «کلمه» که از عربی به فارسی وارد شد و ماندگار شد و الان جزئی از فارسی است. بعضی‌شان هم مانا نمی‌شوند (مثال‌هایش به گوش آشنا نیستند چون مانا نبوده‌اند). بعضی هم بین این دو حالتند، یعنی جا می‌افتند اما بعد از مدتی منسوخ می‌شوند؛ مثل «بلدیه» که از عربی به فارسی وارد شد و ده‌ها هم استفاده می‌شد اما حالا دیگر (در فارسی ایران) منسوخ شده و همه می‌گویند «شهرداری». یا مثل «بنچاق» (وام‌واژه از ترکی) که به تدریج جایش را داد به «مبایعه‌نامه» (وام‌واژه از عربی + پسوند از فارسی).

حذف وام‌واژه‌ها از زبان، کاری عبث است. اگر یک موضوع مهم نبود که نیازی به این برایش واژه‌ای داشته باشیم نبود، و اگر برایش وام‌واژه داریم یعنی احتمالاً واژهٔ بومی برایش از اول نداشته‌ایم. اگر مفهوم «سند قبل از ثبت قرارداد فروش منزل» مهم نبود که لازم نبود برایش بنچاق را وارد کنیم، یا مبایعه‌نامه را خلق کنیم.

این که برویم واژه بسازیم (مثل «شهرداری») کار بدی نیست؛ این که برای استفاده از واژهٔ جدید تبلیغ کنیم هم کار بدی نیست (البته به شرطی که اولاً تبلیغش به تشخیص متخصصین زبان‌شناس انجام شود، و دوماً خارج از ویکی چون ویکی‌پدیا جایی برای ترویج واژه‌ها نیست: +، +). اما این که وقتی برای یک مفهوم چند واژه (از جمله یک وام‌واژه) داریم، استفاده از وام‌واژه را «غلط» یا «ناپسند» بدانیم، حتی اگر متخصص زبانشناس هم باشیم، کاری است خطا.

چیزی که کاربرد وام‌واژه‌ها را در فارسی جالب می‌کنید، کاربرد و تلفظ هردمبیل آن‌هاست! مثلاً می‌شنویم «اینوِستیگِیتیو ژورنالیسم». اگر بناست بگوییم «اینوستیگیتو» (وام‌واژه از انگلیسی، بر اساس تلفظش)، باید بگوییم «جورنالیزِم». اگر می‌خواهیم بگوییم «ژورنالیسم» (وام‌واژه از فرانسوی، با قدمتی طولانی در فارسی)، آن وقت باید بگوییم «اَنوستیگاتیف»! این نحوهٔ هردمبیل ترکیب وام‌واژه‌ها و تلفظشان، دقیقاً نشان می‌دهد که «درست» و «غلط» دانستن چنین مفاهیمی، کاری عبث است. زبان صرفاً مفهومی است برای انتقال محتوا؛ در نتیجه درست و غلط ندارد. تا زمانی که مفهوم را به خوبی منتقل کند، کارش را کرده! بین نوشته‌های تلگرامی، یک واژهٔ من درآوردی با طول‌های مختلف است که مفهومی را به خوبی و بهتر از هر تک‌واژهٔ دیگری ادا می‌کند: خخخخخخخخخ! بپسندیم یا نه، این واژه سندی است بر تحول زبان ما.