کاترین کبیر
| کاترین کبیر | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| امپراتریس | |||||
پرترهٔ «کاترین دوم روسیه» اثر الکساندر روسلین در حدود ۱۷۸۰ میلادی | |||||
| امپراتور تمام روسیه | |||||
| سلطنت | ۹ ژوئیهٔ [سبک قدیمی: ۲۸ ژوئن] ۱۷۶۲ – ۱۷ نوامبر [سبک قدیمی: ۶ نوامبر] ۱۷۹۶ | ||||
| تاجگذاری | ۳ اکتبر [سبک قدیمی: ۲۲ سپتامبر] ۱۷۶۲ | ||||
| پیشین | الیزابت پتروونا | ||||
| جانشین | پتر سوم | ||||
| امپراتریس همسر روسیه | |||||
| سلطنت | ۵ ژانویهٔ [سبک قدیمی: ۲۵ دسامبر ۱۷۶۱] ۱۷۶۲ – ۹ ژوئیهٔ [سبک قدیمی: ۲۸ ژوئن] ۱۷۶۲ | ||||
| پیشین | کاترین یکم | ||||
| جانشین | سوفیا دوروتیا، دوشس ووتمبرگ | ||||
| زاده | ۲ مهٔ [سبک قدیمی: ۲۱ آوریل] ۱۷۲۹ اشتتین، پروس | ||||
| درگذشته | ۱۷ نوامبر [سبک قدیمی: ۶ نوامبر] ۱۷۹۶ (۶۷ سال) سنت پترزبورگ، امپراتوری روسیه | ||||
| آرامگاه | کلیسای جامع سنت پیتر و پاول، سنت پترزبورگ | ||||
| همسر(ان) | پتر سوم (۱۷۴۵–۱۷۶۲) | ||||
| فرزند(ان) | احتمالاً چهار فرزند؛ ازجمله پاول یکم | ||||
| |||||
| دودمان | آسکانیا (در هنگام تولد) هولشتاین-گوتروف-رومانوف (پس از ازدواج) | ||||
| پدر | کریستین آگوست، پرنس آنهالت-زربست | ||||
| مادر | یوهانا الیزابت، دوشس هولشتاین-گوتورف | ||||
| امضاء | |||||
کاترین دوم (به روسی: Екатери́на II) (۲ مهٔ ۱۷۲۹ – ۱۷ نوامبر ۱۷۹۶) مشهور به کاترین کبیر، امپراتور تمام روسیه از سال ۱۷۶۲ تا ۱۷۹۶ بود که پس از سرنگون کردن همسرش پتر سوم به تخت نشست. تحت سلطنت طولانی ۳۴ سالهٔ او، روسیه با الهام از ایدههای عصر روشنگری، یک رنسانس علمی و فرهنگی را تجربه کرد که منجر به تأسیس بسیاری از شهرهای جدید، دانشگاهها و هنرسراها شد. در زمان او امپراتوری روسیه به اوج خود رسید و جایگاه روسیه به عنوان یکی از قدرتهای بزرگ اروپا تثبیت شد.
کاترین کبیر در رسیدن به قدرت و حفظ حاکمیت خود، اغلب روی معشوقهایش که مهمترین آنها گریگوری اورلوف و گریگوری پوتمکین بودند حساب میکرد. او با کمک ژنرالهای بسیار موفقی همچون الکساندر سووروف و پیوتر رومانانتسوف و دریاسالارانی چون ساموئل گریگ و فئودور اوشاکوف، بر روسیهای حکم میراند که با فتوحات و دستاوردهای دیپلماتیک، به سرعت در حال پیشرفت بود. در جنوب، خانات کریمه به دنبال پیروزی بر کنفدراسیون بار و امپراتوری عثمانی در جنگ روسیه و عثمانی (۱۷۷۴–۱۷۶۸)، و همچنین سراسر قفقاز شمالی ضمیمهٔ امپراتوری شد. با حمایت انگلیس، روسیه سرزمینهای روسیه جدید را در سواحل دریاهای سیاه و آزوف استعمار کرد. در غرب، مشترکالمنافع لهستان-لیتوانی در زمان پادشاهی استانیسلاو آگوست پونیاتوفسکی که خود از معشوقهای سابق کاترین بود، تجزیه شد و امپراتوری روسیه بیشترین سهم را از خاک آن به دست آورد. در شرق، روسها برای نخستینبار سرزمین آلاسکا را استعمار و آمریکای روسیه را تأسیس کردند.
بسیاری از شهرها و کلانشهرها به دستور کاترین کبیر در سرزمینهای تازه فتح شده تأسیس شدند که مهمترین آنها دنیپرو، خرسون، میکولائیف و سواستوپول بودند. کاترین که دنبالهرو اصلاحات پتر کبیر بود، به مدرنسازی روسیه با الگو از اروپای غربی ادامه داد. با این حال، تشکیلات نظامی و اقتصاد همچنان به رعیتداری وابسته بودند و تقاضاهای روزافزون دولت و زمینداران خصوصی، بهرهبرداری از نیروی کار را شدت بخشید که یکی از دلایل اصلی شورشهای گسترده در دورهٔ او، ازجمله بزرگترینش شورش پوگاچف و سایر عشایر و کشاورزان بود. ساخت بسیاری از عمارتهای اشرافی به سبک کلاسیک و تحت تأیید کاترین، منظرهٔ کشورش را تغییر داد. او همچنین به عنوان یک حامی بزرگ هنر، بیشتر جریان عصر روشنگری روسیه را رهبری کرد. در تاریخنگاری روسیه، دورهٔ زمامداری کاترین کبیر یعنی نیمهٔ دوم سدهٔ هجدهم، با نام «دورهٔ کاتریَن» شناخته میشود.
زندگینامه
[ویرایش]
کاترین با نام اصلی سوفیا آگوستا آنهالت-زربْست در ۲ مهٔ [سبک قدیمی: ۲۱ آوریل] ۱۷۲۹ در اشتتین پروس که امروزه شچچین لهستان است، به دنیا آمد.[۱] پدرش کریستین آگوست، پرنس آنهالت-زربست و مادرش یوهانا الیزابت، دوشس هولشتاین-گوتورف بود. مادر وی که اهل هولشتاین بود، با کارل فریدریش پدرشوهر آیندهٔ دخترش خویشاوندی داشت.[نیازمند منبع] خانوادهٔ کوچک و پرآرزوی سوفیا، با اینکه از اشراف بودند، از بضاعت کمی برخوردار بودند. از همین رو، آنها به امید وصلت و نزدیک شدن به قدرتهای بزرگِ وقت، سوفیا را از خردسالی به خوبی تربیت کرده و تحت فرهنگ دوگانهٔ پروسی–فرانسوی قرار دادند؛ بدین شکل سوفیا آگوستا هم آداب دقیق دربار برلین را آموخت و هم ظرافت ادبیات و زبان فرانسه را.[۱]

در سال ۱۷۴۲، الیزابت، امپراتریس روسیه که فرزندی برای جانشینی نداشت، خواهرزادهاش کارل پیتر اولریش را به روسیه آورد (نام پتر فیودوروویچ به وی داد) و جانشین خود گرداند.[۲] سپس امپراتریس الیزابت برای تحکیم جانشینی دودمان رومانوف، به دنبال همسری مناسب برای برادرزادهٔ ناخلفش افتاد. او سوفیا را انتخاب کرد و در سال ۱۷۴۴ پایتخت دعوت نمود. در آن زمان سوفیا آگوستا ۱۵ ساله بود و سرنوشتش به این دعوت امپراتریس گره خورد. وی به روسیه آمد، از مذهب پروتستان، به ارتدوکس گروید و نام روسی یِکاترینا آلکسیوْنا را برای خود پذیرفت. یکسال بعد کاترین و پتر با هم ازدواج کردند. پیوند زناشویی آنها، هرچند در ظاهر اتحادی سیاسی بود، اما از همان آغاز به اختلاف و بیاعتمادی انجامید. پتر، که دلبستهٔ اسلوبهای نظامیِ پروس و با پیچیدگیهای دربار روسیه بیگانه بود، نه از خود گرمی عاطفی نشان میداد و نه کفایت سیاسی. در مقابل، کاترینِ جوان با اشتیاقی سیریناپذیر، به مطالعهٔ فلسفهٔ روشنگری، تاریخ روم باستان و فنون کشورداری میپرداخت و شبکهای از حامیان در میان افسران، اصلاحطلبان و درباریان میساخت. او به سرعت زبان و تشریفات روسی را فرا گرفت؛ فرایندی که بعدها در خاطراتش از آن به عنوان «تولدی دوباره» یاد کرد.[۱]

هنگامی که امپراتریس الیزابت در زمستان ۱۷۶۱ درگذشت، خواهرزادهاش پتر با نام «پتر سوم» امپراتور روسیه شد؛ اما به قدری در ادارهٔ این مملکت وسیع از خود بیکفایتی نشان داد که پس از گذشت فقط شش ماه از تکیهزدن بر تاجوتخت، توسط درباریان از قدرت عزل و همسرش کاترین به جای او بر تخت نشست. بدین صورت که در کودتای ژوئن ۱۷۶۲، گارد سلطنتی به رهبری برادران اورلوف، فرماندهی را در دست گرفت، پتر را مجبور به استعفا کرد و کاترین را امپراتریس و اتوکراتور تمام روسیه خواند. از اینرو دورهٔ پادشاهی پتر سوم، کوتاهترین دورهٔ سلطنت در تمام تاریخ امپراتوری روسیه بهشمار میرود. پتر سوم پس از برکناری، در قلعهٔ روپشا زندانی شد و چند روز بعد به طرز مشکوکی مرد. کاترین هرگز اقرار نکرد؛ اما سایهٔ اتهام مرگ جنجالی شوهرش تا پایان عمر بر او افتاد.[۱][۳]
کاترین مانع جانشینی پسرش پاول شد و قدرت را در ژوئیهٔ ۱۷۶۲ از آن خود کرد. ارتشیان روسیه او را در مسیر تصاحب قدرت همراهی کردند؛ زیرا کاترین از اعزام آنان به جنگ در خارج از روسیه جلوگیری کرده بود. بخش بزرگی از اشراف روسیه، هر کدام به دلیلی متفاوت با دیگری، کاترین را نمیخواستند. اوضاع کشور بسیار آشفته و فساد چنان در تشکیلات حکومتی گسترش یافته بود که سفیر پروس در سنت پترزبورگ نوشت: «سلطنت امپراتریس کاترین در تاریخ جهان، فصلی کوتاه خواهد بود.» سفیر پریشانیها را به درستی تشخیص داده بود؛ اما پیشبینیاش از پایان ماجرا اشتباه بود. در عمل معلوم شد که کاترین فرمانروایی لایق و سیاستمداری آزموده است.[۴]

هرچقدر که پتر سوم در بین افواه مردم به بیلیاقتی و بیتدبیری مشهور بود، از آن سو همه همسر تازه بر تخت نشستهاش را به سیاست و کیاست میشناختند. کاترین که در تاریخ سیاسی روسیه با پتر کبیر مقایسه میشود، در امور سلطنت جدی، سختکوش، صاحب حس جاهطلبی و قدرت ارادهٔ فراوان بود. امپراتریس کاترین نارضایتی مردم را به هیچ گرفت و روی جنگ با اشراف متمرکز شد. دست مخالفانش را از قدرت کوتاه کرد، مقام و منصبها را به هواخواهانش داد و با استبداد بسیار بر طبقهٔ اشراف چیره شد. البته کوششی در مبارزه با فساد نکرد و حتی نوشتهاند از آن برای حفظ وفاداری مردان دولت و دربار بهرهها برد. او معتقد بود: «اگر کسی طالب مقام باشد، باید بهای آن را بپردازد. اگر کسی بخواهد خود را از بهتان حفظ کند، باید این کار را با پول انجام بدهد. اگر کسی بخواهد تهمت ناروایی بر همسایه خود وارد کند، میتواند با دادن پیشکش به موفقیت نقشهٔ خبیثانهاش مطمئن شود.» او روسیه را به یکی از ممالک قدرتمند جهان تبدیل کرد و بیش از هر امپراتور دیگری بر آن کشور حکم راند. تاریخنگاران قدیم ایرانی از او با لقب «خورشیدکلاه» یاد کردهاند.[۳][۴]
در داخل، کاترین کبیر که خود را «آموزگار ملت» میدانست، نخستین اولویتش را اصلاح دستگاه کهن اداری و قضایی روسیه قرار داد. در رسالهای ۶۴۵ مادهای در سال ۱۷۶۷ به نام «نکاز» که در آن مستقیماً از روحالقوانین اثر مونتسکیو الگو گرفته بود، بر برابری نسبی شهروندان در برابر قانون، تفکیک نسبی قوا، لغو شکنجه و ضرورت آموزش رایگان مردم تأکید کرد. او نسخهای را برای فرانسوا ولتر فرستاد تا نقدش را بشنود و نسخهٔ دیگر را به فردریک کبیر تقدیم کرد «تا پروس بداند روسیه چگونه برمیخیزد». با همهٔ اینها، کمیسیون قانون اساسی که به دستور کاترین با حضور ۶۵۲ تن از نمایندگان اشراف، طبقهٔ متوسط، کازاکها و سایر اقلیتها، البته بدون سرفها تشکیل شده بود، پس از دویست نشست، زیر بار منافع متعارض شخصی بزرگان فروپاشید.[۱] در میانهٔ سلطنت وی، برپایی قیام عظیم پوگاچف (۱۷۷۳–۱۷۷۵) نشان داد که اصلاحات رنگارنگ روی کاغذی با واقعیت یک نظام رعیتدار ناسازگار است. امپراتریس کاترین، که بیم داشت شعلهٔ آشوب کل امپراتوریاش را فرا بگیرد، فرمان به سرکوبی خونین داد و سپس با «منشور اشراف» در سال ۱۷۸۵، امتیازات اشراف موروثی را به تصویب قانونی رساند. او آزادی رعایا را که روزی آرمان خویش مطرح کرده بود، به آیندهای نامعلوم حواله کرد. کاترین ۲۹ استان روسیه را بازسازی کرد، حلوفصل مالیاتها را سر و شکل داد و بیش از صد شهر جدید بنیاد نهاد تا «رد پای دولت» به دورترین مرزهای سیبری نیز برسد؛ گسترشی که نویسندگان معاصر «غول بیدارِ شمال» لقب دادند.[۱]
در سیاست خارجی، کاترین کبیر مسیری کاملاً جاهطلبانه را در پیش گرفت. در جنوب، وی دو نبرد طولانی با عثمانی در سالهای (۱۷۷۴–۱۷۶۸) و (۱۷۹۲–۱۷۸۷) به راه انداخت و با پیروزی در هر دو جنگ، موجب شد قوای دریایی روسیه به دریای اژه راه یابد، شبهجزیره کریمه در سال ۱۷۸۳ ضمیمه شود و پیمان یاش در سال ۱۷۹۲، خط مرزی روسیه را تا رود دنیستر به پیش برساند. او در مکاتبه با گریگوری پوتمکین ژنرال برجسته و از معشوقان بانفوذش، «رؤیای بازسازی امپراتوری بیزانس» را مطرح میکرد؛ رؤیایی که اگرچه تحقق نیافت، اما سیاست روسیه مبنی بر یونانیسالاری در بالکان و قفقاز را حتی پس از مرگش بنیاد گذاشت. در غرب، امپراتریس روسیه سه بار به اتفاق پروس و اتریش، لهستان را پارهپاره کرد (۱۷۷۲، ۱۷۹۳ و ۱۷۹۵). در نهایت، کشور مستقل لهستان برچیده شد و روسیه تا دروازهٔ ورشو پیش رفت.[۱]
به گفتهٔ ویل دورانت: «کاترین که اطرافش را نجبایی احاطه کرده بودند که مورد اعتماد او نبودند و دسیسهها و بینظمیهای دستگاه اداری او را رنج میداد، نوع جدیدی از حکومت ابداع کرد که در آن عشاق پیدرپی او، مجریان امور حکومتی میشدند. هر یک از این عشاق در مدت محبوبیت خود نخستوزیر بود. کاترین جسم خویش را نیز به حقوق و مزایای مشاغل افراد میافزود، ولی در عوض خدمت باکفایت طلب میکرد.» دستکم نام ۲۱ تن از این مردان مشخص است که البته همگی آنان نخستوزیر نشدند.[۴] او تا اواخر قرن هجدهم و تا پاییز ۱۷۹۶ در قدرت باقی ماند و «مانند همهٔ حکمرانان زمان خود اصول اخلاقی را تابع سیاست کرد.» گذر از ده توطئهٔ بزرگ برای سرنگونی، او را نسبت به همهچیز و همهکس بیاعتماد کرده بود. دورانت میافزاید: «سالها قدرت، درگیر شدن در شورشها و جنگها و نوسان کردن در میان پیروزیها و شکستها، او را عادت داده بود بی آنکه تعللی به خود راه دهد، رنجهای دیگران را تحمل کند و از استثمار ناتوانان به دست توانمندان، با این توجیه که علاج آن از امکانات او خارج است، روی بگرداند.»[۴]

شاید پایدارترین میراث کاترین کبیر، نه در فتوحات نظامی، بلکه در هنردوستی او باشد. در ۱۷۶۴، او با خرید یک مجموعهٔ هنری از تاجری اهل برلین، هسته اولیهٔ موزهٔ عظیم ارمیتاژ را بنیان گذاشت؛ وی تا زمان مرگش، بیش از سه هزار تابلوی نقاشی، صدها مجسمهٔ کلاسیک، گنجینهای از جواهرات و غیره را در تالارهای برفگیرِ کاخ زمستانی گرد آورده بود. نامههای امپراتریس به ولتر و دنی دیدرو که او آن دو را «پیران نغمهپردازِ خرد» خطاب میکرد، نه صرفاً مکاتبات ادبی، بلکه تلاشی دیپلماتیک برای نشاندادن چهرهای متمدن از روسیهٔ بدنام در برابر نگاه بدبین غرب بود.[۱]
در زمینهٔ آموزش، کاترین با کمیسیون سال ۱۷۸۲ و سرانجام «آییننامهٔ آموزش سراسری» در سال ۱۷۸۶، مدارس دولتی رایگان را برای دختران و پسران متعلق به طبقات آزاد، ایجاد کرد. در سال ۱۷۶۴، او مدرسهای مخصوص دختران اشراف تأسیس کرد تا با آموزش زبان، موسیقی و رقص فرانسوی، «خانمهای درخور» برای دربار جدید امپراتوری بسازد و همزمان، نهضت ترجمهٔ گستردهای از متون اروپایی به روسی به راه انداخت که بذر نثر ادبی مدرن روسیه را پاشید.[۱] سرانجام در تاریخ ۱۷ نوامبر [سبک قدیمی: ۶ نوامبر] ۱۷۹۶، کاترین کبیر در سن ۶۷ سالگی (بر اثر سکته مغزی) درگذشت و سرزمینی پهناور را برای جانشین خود پاول یکم به ارث گذاشت.[۵]
ارزیابی
[ویرایش]
پتر کبیر در زمان سلطنتش، ضمن گسترش قلمرو خود به سمت غرب، یعنی عملی که ایوان مخوف تزار بزرگ قدیم، از انجام آن عاجز بود، روسیه را به قدرتی برتر در نیمکرهٔ شرقی تبدیل کرد. اما دوران اوج روسیه در همهٔ عرصهها در دوران سلطنت کاترین دوم ملقب به «کبیر» به وقوع پیوست و روسیه طی ۳۴ سال سلطنت او، عصر طلایی خود را در عرصههای سیاسی، نظامی و اقتصادی تجربه کرد. در دورهٔ زمامداری کاترین، آلاسکا، نیم بیشتر لهستان، تمام اوکراین و شبهجزیره کریمه، بخشهایی از بالکان، نروژ و سوئد، همچنین مولداوی و تقریباً کل قفقاز ضمیمهٔ خاک روسیه شدند.[۵]
عموم مورخان معتقداند که کاترین کبیر بسیاری از مشکلات کشورش را تدبیر کرد و البته حریف بسیاری از دیگر مشکلات هم نشد؛ روی هم رفته، او را در قیاس با دشواریها و موانعی که بر سر راهش قرار داشتند، فرمانروایی کامیاب میشناسند.[۴] گرچه مورخان دربارهٔ «روشنگریِ خودکامه» کاترین کبیر داوریهای متضادی دارند، به ویژه با «ستایشِ شکوه دربار و نکوهش استمرار بردگی رعایا»، کمتر تردید است که نیمهٔ دوم سدهٔ هجدهم در روسیه با اصطلاح تاریخی «دورهٔ کاتریَن» متمایز میشود؛ دورهای که در آن جاهطلبیهای شخصی، آرمانهای فلسفی و ضرورتهای ژئوپلیتیک، همگی در شخص واحدی تلاقی یافتند که سیمای آیندهٔ امپراتوری را شکل داد. او نه تنها مرزهای روسیه را گسترش داد، بلکه عصر طلایی فرهنگ و هنر را در این سرزمین رقم زد و نامش در تاریخ به عنوان «امپراتریس روشنگر» جاودانه شد.[۱]
منابع
[ویرایش]- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 «کاترین کبیر، قدرتمندترین زن تاریخ». خبرگزاری رویداد۲۴. ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۲-۰۳.
- ↑ جواد نوائیان رودسری. «کوتاهترین حکومتهای تاریخ». روزنامه خراسان. دریافتشده در ۱ مهٔ ۲۰۲۴.
- 1 2 «امپراتریس توانمند و جاهطلب روسیه». روزنامه شهروند (۲۱۱۶). ۲۷ آبان ۱۳۹۹. دریافتشده در ۲۰۲۴-۱۰-۱۵.
- 1 2 3 4 5 مرتضی میرحسینی (۲۶ تیر ۱۴۰۱). «فرمانروایی کاترین کبیر». روزنامه اعتماد (۵۲۵۷). دریافتشده در ۲۰۲۴-۱۰-۱۵.
- 1 2 «توسعهطلبی روسی: از ایوان مخوف تا کاترین کبیر». روزنامه شهروند (۱۸۳۷). ۲۶ آبان ۱۳۹۸. دریافتشده در ۲۰۲۴-۱۰-۱۵.
برای مطالعه بیشتر
[ویرایش]- استریکلر، جیمز ای. (۱۳۸۱). «فصل سوم: فرمانروایی کاترین کبیر». روسیه تزاری. چاپ یکم. ترجمهٔ مهدی حقیقتخواه. تهران: انتشارات ققنوی. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۳۸۲-۵.
- تروایا، هانری (۱۳۷۱). کاترین کبیر. ترجمهٔ نادعلی همدانی. تهران: انتشارات فاخته.
- کوچ، جورج. پی (۱۳۸۷). زندگی خصوصی کاترین کبیر. ترجمهٔ ذبیحالله منصوری. تهران: نگارستان کتاب. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۸۱۵۵-۱۳۶.
- ماسی، رابرت ک. (۱۳۹۲). کاترین کبیر. ترجمهٔ طاهره صدیقیان. تهران: کتابسرای تندیس. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۸۲۰-۸۸۵.
پیوند به بیرون
[ویرایش]کاترین کبیر زادهٔ: ۲ مهٔ ۱۷۲۹ درگذشتهٔ: ۱۷ نوامبر ۱۷۹۶ | ||
| عنوان سلطنتی | ||
|---|---|---|
| پیشین: پتر سوم |
امپراتور تمام روسیه ۹ ژوئیهٔ ۱۷۶۲ – ۱۷ نوامبر ۱۷۹۶ |
پسین: پاول یکم |
| خانواده سلطنتی روسیه | ||
| بدون متصدی آخرین تصدی توسط: کاترین یکم |
امپراتریس همسر روسیه ۵ ژانویهٔ – ۹ ژوئیهٔ ۱۷۶۲ |
پسین: سوفیا دوروتیا، دوشس ووتمبرگ |
- کاترین کبیر
- اعضای فرهنگستان علوم پروس
- افراد روس آلمانیتبار
- امپراتریسهای حاکم
- امپراتورهای روسیه
- اهالی روسیه در سده ۱۸ (میلادی)
- اهالی شچچین
- پادشاهان ارتدکس
- حاکمان زن سده ۱۸ (میلادی)
- حکمرانان اروپا در سده ۱۸ (میلادی)
- خاکسپاریها در کلیسای جامع پتر و پاول
- درگذشتگان ۱۷۹۶ (میلادی)
- درگذشتگان به علت سکته
- دریافتکنندگان درجه اول نشان سنت جورج
- دریافتکنندگان نشان سنت اندرو
- دنی دیدرو
- دودمان هولشتاین-گوتورپ-رومانوف
- رهبران به قدرت رسیده از طریق کودتا
- زادگان ۱۷۲۹ (میلادی)
- زنان اهل آلمان در سیاست
- زنان اهل روسیه در سیاست
- گرویدگان به ارتدکس شرقی از پروتستانتیسم
- مجموعهداران هنری اهل آلمان
- مجموعهداران هنری اهل روسیه
- مسیحیان ارتدکس روسیه


