پرش به محتوا

ژولیوس مارتوف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ژولیوس مارتوف
زادهٔ۲۴ نوامبر ۱۸۷۳
درگذشت۴ آوریل ۱۹۲۳ (۴۹ سال)
دیگر نام‌هایولی اوسیپوییچ زدرباوم
آثار برجستهاز اولین رهبران ردهٔ بالای فراکسیون منشویکها در حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه
حزب سیاسیمنشویک

ژولیوس مارتوف (۱۸۷۳–۱۹۲۳) با نام اصلی (به روسی: Ю́лий О́сипович Цедерба́ум)، سیاست‌مدار و انقلابی اهل روسیه و رهبر منشویکها در حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه بود.[۱]

او ابتدا از نزدیکان لنین بود ولی در سال ۱۹۰۳ میلادی، با لنین اختلافاتی پیدا کرد. سپس او به یکی از رهبران منشویک‌ها تبدیل شد.[۲]

زندگی

[ویرایش]

تولد و کودکی

[ویرایش]

مارتوف، در یک خانواده یهودی روسی از طبقهٔ متوسط، در جایی که اکنون بخشی از استانبول ترکیه است، به دنیا آمد.

او تنها چهار سال داشت که به شهر اودسا که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود، مهاجرت کرد.

دوران نوجوانی

[ویرایش]

او در نوجوانی، در فعالیت‌های سیاسی و انقلابی فعال بود و هنوز بیست ساله نشده بود که عضو یک گروه سوسیالیست یهودی، به نام بوند (اتحادیه کارگران یهود)، شد.

```wikitext

ویلنیوس و سن پترزبورگ (۱۹۰۰–۱۸۹۳)

[ویرایش]

مارتوف که به دو سال تبعید اداری محکوم شده بود، در مه ۱۸۹۳ تصمیم گرفت به ویلنیوس برود که مرکز جنبش کارگری یهود بود.[۳][۴] او در آنجا به گروهی از فعالان باسابقه سوسیال دموکرات، از جمله آرکادی کرمر، پیوست. مارتوف که در ابتدا به عنوان مبلغی به آموزش اقتصاد سیاسی به حلقه‌های کوچکی از کارگران پیشرفته یهودی می‌پرداخت، به زودی از دسترسی محدود این روش ناامید شد.[۵][۴] او به همراه کرمر به این نتیجه رسید که جنبش باید از تبلیغات برای تعداد معدودی به سمت تحریک توده‌ای مبتنی بر نارضایتی‌های روزمره اقتصادی کارگران تغییر مسیر دهد. او به تدوین این خط مشی تاکتیکی جدید در سخنرانی اول ماه مه در سال ۱۸۹۵ و مهم‌تر از همه، به عنوان ویراستار جزوه فوق‌العاده تأثیرگذار درباره تحریک (۱۸۹۴) که در سراسر روسیه به "کتابچه راهنمای اقدام سوسیال دموکراتیک" تبدیل شد، کمک کرد.[۶][۷][۸]

مارتوف همچنین دلیل ایدئولوژیک برای تشکیل یک حزب سوسیال دموکرات مستقل یهودی را توسعه داد و استدلال کرد که پرولتاریای یهود با بار مضاعف استثمار اقتصادی و ستم ملی روبرو است. او معتقد بود در حالی که سوسیالیست‌ها بین‌المللی‌گرا هستند، وظیفه دارند برای حقوق مدنی ملت‌های ستمدیده مبارزه کنند. طبقه کارگری که خود را با سرنوشت خود به عنوان یک "نژاد پست" سازگار کند، هرگز قادر به انجام مبارزه طبقاتی موفق نخواهد بود. این امر مستلزم یک سازمان کارگری مستقل یهودی بود که مبارزه برای رهایی یهودیان را رهبری کند. این ایده‌ها پایه‌گذار اتحادیه کارگری یهود (بوند) شد که در سال ۱۸۹۷ تأسیس گردید.[۹]

اعضای اتحادیه مبارزه برای رهایی طبقه کارگر، ۱۸۹۵. مارتوف در سمت راست، کنار ولادیمیر لنین نشسته است.

در اکتبر ۱۸۹۵، با پایان یافتن دوران تبعیدش، مارتوف به سن پترزبورگ بازگشت.[۱۰] در آنجا، او و گروه کوچکی از روشنفکران همفکر، از جمله ولادیمیر لنین، اتحادیه مبارزه برای رهایی طبقه کارگر را تأسیس کردند.[۱۱] هدف این گروه اعمال روش تحریکی ویلنیوس بر روی پرولتاریای بزرگ صنعتی پایتخت بود، با تولید اعلامیه‌هایی که به نارضایتی‌های خاص کارخانه‌ها مرتبط بود و آن‌ها را به مبارزه سیاسی گسترده‌تر علیه حکومت خودکامه پیوند می‌داد.[۱۲] در ژانویه ۱۸۹۶، مارتوف و بیشتر رهبران دیگر اتحادیه دستگیر شدند.[۱۳][۱۴] او بیش از یک سال را در زندان گذراند تا اینکه به سه سال تبعید در روستای دورافتاده توروخانسک در سیبری، درست در جنوب دایره قطب شمال، محکوم شد.[۱۵]

انزوا و آب و هوای سخت توروخانسک سلامت او را تضعیف کرد و احتمالاً به بیماری سل حلق مبتلا شد که تا پایان عمر گریبانگیرش بود.[۱۵] او از طریق روزنامه‌نگاری، مکاتبات و دوستی روشنفکری پرشور با لنین که در منطقه‌ای جنوبی‌تر تبعید بود، زنده ماند. او در نوشته‌های خود در دوران تبعید به توسعه ایده‌های سیاسی خود ادامه داد و تاریخچه‌ای از جنبش کارگری روسیه به نام پرچم سرخ در روسیه (۱۸۹۹) و نقدی بر گرایش تجدیدنظرطلب رو به رشد "اکونومیسم" در داخل حزب تولید کرد.[۱۶] در سال ۱۸۹۹، لنین پیشنهاد داد که آن‌ها به همراه الکساندر پوترسوف، یک حکومت سه‌نفره سیاسی برای مبارزه با تجدیدنظرطلبی و احیای حزب تشکیل دهند. مارتوف با اشتیاق موافقت کرد و بلافاصله پس از پایان تبعیدش در اوایل سال ۱۹۰۰، شروع به سازماندهی برای پروژه مشترک آن‌ها کرد.[۱۷][۱۸] ```== منابع ==

  1. Israel Getzler, Martov: A Political Biography of a Russian Social Democrat (2003).
  2. Figes, p. 295
  3. گتزلر 1967, p. 19.
  4. 1 2 هایمسون 1966, p. 71.
  5. گتزلر 1967, p. 21.
  6. گتزلر 1967, pp. 22-23.
  7. هایمسون 1966, p. 58.
  8. وایلدمن 1967, p. 69.
  9. گتزلر 1967, pp. 24–26.
  10. وایلدمن 1967, p. 78.
  11. گتزلر 1967, p. 29.
  12. گتزلر 1967, pp. 29–30.
  13. گتزلر 1967, p. 31.
  14. وایلدمن 1967, p. 91.
  15. 1 2 گتزلر 1967, p. 37.
  16. گتزلر 1967, pp. 39, 41.
  17. گتزلر 1967, p. 44.
  18. وایلدمن 1967, p. 255.

پیوند به بیرون

[ویرایش]