اولجی موندوک
- این یک نام کرهای است؛ نام خانوادگی اولجی است.
اولجی موندوک (کرهای: 을지문덕; هانجا: 乙支文德) فرمانده کل ارتش اهل گوگوریو بود. او ژنرالی معروف است که تهاجم دوم دودمان سویی را که یکی از بزرگترین تهاجمهای تاریخ است شکست داد.[۱] در کتاب هدونگ میونگجانجیون، اثری که در اواخر سلسله چوسان نوشته شده است، گفته شده، اولجی موندوک اهل سئوکداسان در پیونگیانگ بوده است. وی به همراه ژنرال یی سون شین از چوسان، به عنوان یکی از بزرگترین ژنرالهای تاریخ شناخته میشود.[۲] سلسلههای پساز گوگوریو همواره او را مورد احترام قرار میدادند.[۳]
تهمانگنیجی اولجی موندوک تهمودال | |
|---|---|
| نام بومی | 을지문덕 |
| زاده | قرن ۶ میلادی پیونگیانگ |
| درگذشته | نیمه نخست قرن ۷ میلادی |
| وفاداری | گوگوریو |
| شاخه نظامی | ارتش |
| درجه | ژنرال |
| جنگها و عملیاتها | |
| خویشاوندان | موکچون دان (پدر) |
| اولجی موندوک | |
| هانگول | 을지문덕 |
|---|---|
| هانجا | 乙支文德 |
| لاتیننویسی اصلاحشده | Eulji Mundeok |
| مککیون–ریشاور | Ŭlchi Mundŏk |
در سال ۶۱۲ میلادی امپراتور یانگدی امپراتور سویی ارتش بزرگی را رهبری کرد و به گوگوریو حمله کرد، اما هنگامی که در دژ یودونگ توسط گوگوریو شکست خورد، یک گروه ۳۰۵٫۰۰۰ نفری را انتخاب کرد و به دژ پیونگیانگ پایتخت گوگوریو حمله کرد. اگرچه این گروه تا نزدیک پیونگیانگ پیشروی کرد، اما همه اینها یک عملیات فریبنده توسط اولجی موندوک بود و ارتش سویی به دلیل خستگی و کمبود تدارکات نظامی چارهای جز عقبنشینی نداشتند. هنگامی که ارتش سویی از رودخانه سالسو عبور کردند، ارتش گوگوریو به فرماندهی اولجی موندوک به آنها حمله کرد و تمامی ارتش سویی را نابود کرد.[۵]
دوران زندگی
[ویرایش]هویت
[ویرایش]از تاریخ تولد و مرگ تا زادگاه و سمت رسمی، همه چیز دربارهٔ زندگی او به جز نبرد سالسو ناشناخته است.[۶] او در کوه سوکداسان در پیونگیانگ به دنیا آمد. حتی تاریخ تولد و مرگ، محل تولد و موقعیت رسمی او، ناشناخته است. برخی میگویند که او فردی تابعیت شده از قبیله ژیانبی بوده است، اما هیچکدام از اینها مبنای دقیقی ندارند. از طرف دیگر، گفته میشود که اولجی چنگال کوک «اوتچی» است، به معنای فردی برتر مانند تهاین، یا اینکه عنوان افتخاری «جی (کرهای: 지; هانجا: 支)» برای یک شخص نجیب به خانواده «اول (کرهای: 을; هانجا: 乙)» اضافه شده است. خانواده اصیل گوگوریو بود، اما این نیز قابل تأیید نیست. در چوسان، آن را به عنوان نام خانوادگی منحصر به فرد بوک گوگوریو شناخته شد. در اصل، سامگوک ساگی، فقط آمده است: «شجره نامه خانواده ناشناخته است، و شخصیت او آرام و قوی بود، و او همچنین دارای تدبیر و مهارتهای نوشتن بود». در شرایط بینالمللی در این زمان، زمانی که دودمان سوئی چین را در سال ۵۸۹ متحد کرد، توازن قوا به سرعت متمایل شد و تنشها در حال افزایش بود. در آن زمان، اولجی موندوک وزیر یا فرماندهای از گوگوریو بود.[۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲]
شرکت داشتن مستقیم وی در جنگ نخست گوگوریو سوئی در ۵۹۸ و حتی جنگهای سوم و چهارم تا سقوط امپراطوری سوئی مشخص نیست؛ گرچه احتمالش وجود دارد که در جنگهای بعد از ۶۱۲ نیز حضور داشته باشد اما چون هیچ اثری از ۶۱۳ به بعد دربارهاش یافت نشده نمیتوان تأیید کرد. منابع دربارهٔ وی نادر است و حتی علل این امر نیز مجهول است ممکن است از طرف دودمان تانگ مدح و متون مرتبط با وی حذف شده باشد. حتی نام او مورد بحث است که «اولجی» نام خانوادگی وی بوده یا یکی از القاب گوگوریویی میباشد. برخی منابع از طرف مورخان مدرن کرهای که مدعیاند متون کهن با منشأ نامشخص به چینی هستند یافت شده که او را درحد یک خدای جنگ میدانند و اذعان دارند او از اواخر قرن ششم تمام سرزمینهای گوگوریو از درهٔ رود هان تا شمال منچوری را که در سلطنت امپراتوران گوانگگهتو بزرگ و جانگسو بدست آمده بودند بازپس گرفته و ایالتهایی همجوار در شرق پکن امروزی را تصرف نموده و در تمامی سلسله جنگهای گوگوریو با سویی مشارکت داشته و مغز متفکر تمام پیروزیها بوده و نامش برای دههها زبانزد خاص و عام مشرق زمین گردیده و تمام چین علاقمند به دانستن دربارهٔ او شدهاند و درنهایت در فروپاشی سویی نقش مستقیمی به شکل دخالت یا تهاجم و تأمین ایفا کرده است؛ منابع مبهمی نیز از تاریخچه کره که برای بسیاری از اساطیر این کشور داستان سرایی نیمه افسانهای میکنند گفتهاند وی در جنگی سنگین در زمستانهای سخت آن خطه با دشمن در چین کشته شده یا اشراف قبایل قدرتمند و بانفوذ گوگوریو که دارای صدهاهزارنفر ارتش خصوصی بودند او را بر سر اختلافات حل ناشدنی به قتل رساندهاند گرچه موارد مذکور غیرقابل تأیید و استناد است و بیشتر شبیه به روایات و افسانه میمانند تا منبع قابل استناد و مکتوب تاریخی، هرچقدر هم که اطلاعاتی مفید در اختیار امروزیان قرار بدهند.[۱۳][۱۴][۱۵]
نبرد سالسو
[ویرایش]در ژانویه ۶۱۲، امپراتور یانگ ارتش بزرگی متشکل از بیش از ۳٫۴۴۰٫۰۰۰ نفر را شخصاً رهبری کرد و نیروها را به گوگوریو اعزام کرد. با این حال، پس از گیر کردن و ناکامی برای چندین ماه در جبهه دژ یودونگ باوجود محاصرهٔ هرکدام از قلعهها با حداقل پنجاه هزار نفر، در ژوئن (تقویم قمری)، ۳۰۵٫۰۰۰ نفر، از جمله وومون سول، ووجونگمون، سول سهوونگ و ویلمون سونگ کشته شدند، ارتش در واحدهای جداگانه سازماندهی نشدند و مستقیم به سمت قلعه پیونگیانگ حرکت کردند. گروه با حمل انواع آذوقه از جمله آذوقه ۱۰۰ روزه، سلاح و پارچه راهپیمایی را آغاز کرد، اما سربازان نتوانستند وزن را تحمل کنند و مخفیانه آنها را دور انداختند؛ بنابراین تنها چیزی که به دست آوردند رودخانه یالو بود، حتی اگر به آن رسیدند، از کمبود غذا رنج بردند.
در این زمان، اولجی موندوک به دروغ تسلیم شد و برای جاسوسی از وضعیت وارد اردوگاه نظامی سویی شد. وو مونسول و وو جونگمون که از امپراتور یانگ پیامی دریافت کرده بودند که در صورت آمدن اولجی موندوک را دستگیر کنند، سعی کردند او را بازداشت کنند، اما به لطف یو ساریونگ، که به عنوان نگهبان امنیتی خدمت میکرد، آنها را متوقف کرد. او به سلامت برگشت وو جونگمون که خیلی زود پشیمان شد، به درخواست اولجی موندوک برای بازگشت نادیده گرفت و سواره نظام نخبه ارتش سوئی او را تعقیب کرد. هر بار که دعوا میشد، شاه شعری تمسخر آمیز برای وو جونگمون میفرستاد. وو جونگمون پاسخی فرستاد تا دوباره او را آرام کند، بنابراین او یونگچای را به عنوان دلجویی از او سوزاند و عقبنشینی کرد.
در واقع، همه چیز یک عملیات هدایت شده با فریب اولجی موندوک بود. وقتی دید که سربازان سلسله سوئی گرسنه هستند، عمداً بعد از هر جنگ فرار میکرد تا آنها را خسته کند. در حالی که ارتش سلسله سوئی آنقدر خسته بود که جنگیدن دوباره دشوار بود، قلعه پیونگیانگ ناهموار و قوی بود. زمانی که اولجی موندوک حتی یک نامه تسلیم نادرست به وو مونسول ارسال کرد و گفت: «اگر ارتش را برگردانی، من پادشاه را به هانگجاسو خواهم برد و با او ملاقات خواهم کرد»، ارتش سویی چارهای جز استفاده از این نداشت. بهانه انصراف همانطور که ارتش سویی پس از ایجاد اردوگاه عقبنشینی کرد، آنها بهطور مداوم پیگیر شدند و مکرراً جنگیدند.
در ماه هفتم، ارتش سویی سرانجام به سالسو رسیدند و هنگامی که در نیمه راه بودند، از پشت به ارتش دوم حمله کردند. ارتش سویی، با بسیاری از واحدهایش که بهطور غیرقابل کنترلی در حال فروپاشی بودند، از جمله مرگ شین سهوونگ، برای فرار عجله داشت و در یک روز به یالو، رسید. در این زمان، وانگ اینگونگ(王仁恭) آخرین واحد شد و به سختی توانست ارتش گوگوریو را متوقف کند. تنها ۲٫۷۰۰ نفر به لیادونگ بازگشتند و تدارکات نظامی و سلاحهای محاصره ای متعددی از دست رفت. امپراتور یانگ آنقدر عصبانی بود که وو ونسول و دیگران را به زنجیر کشید و عقبنشینی کرد و با پیروزی بزرگ گوگوریو به جنگ دوم لیوسو پایان داد.[۱۶]
پس از مرگ
[ویرایش]کیم بوسیک این واقعیت را بسیار ستایش کرد که گوگوریو، که در مقایسه با سلسله سوئی کوچک بود، تقریباً ارتش عظیم امپراتور یانگ را از طریق قدرت یک نفر، اولجی موندوک نابود کرد، و اینکه گوگوریو نیز به خاطر او وجود داشت. اولجی موندوک که به عنوان قهرمان ملی شناخته شد، پس از جنگ منچو از نظر بازگرداندن غرور و انسجام جامعه توجه بیشتری را به خود جلب کرد.[۱۷] ۱۶۴۵ در پیونگیانگ، ۱۶۷۰ استان پیونگان شهر آنجو به ترتیب به عنوان معبد چونگموسا و معبد چونگچونسا در زمان سلطنت پادشاه سوکجونگ از سلسله چوسون ساخته و ثبت شد. با این حال، به نظر میرسد که حتی قبل از آن شین چاهو گفت: «نبردهای زیادی در شرق و غرب وجود دارد، اما آیا کسی مانند اولجی موندوک وجود دارد که با ارتشی کوچک، هرگز در برابر یک کشور قدرتمند تزلزل نمیکند و ضربه میزند تا حتی سایه نتواند برگردد و با یک میلیون سرباز وارد اردوگاه دشمن شود و از آن خارج شود؟ حتی یک کودک با شنیدن عظمت او از گریه دست میکشد، و حتی علف و چوب آن نام را میداند و میترسد. حتی اگر فقط یک نکته از آن پز را دنبال کنیم، استقلال خود را حفظ خواهیم کرد و در تاریخ بزرگترین مرد ۴٫۰۰۰ ساله ما و اوست همتای خود در کل جهان این نادر است.» علاوه بر این، محل اختفای بسیاری از ادبیات شد.[۱۸]
میراث
[ویرایش]رهبری و تیزبینی تاکتیکی اولچی موندوک، یکی از برجستهترین رهبران نظامی دوره گوگوریو، از عوامل تعیینکننده در شکست دادن تهاجم سویی بود. او در مواجهه با نیروهای برتر عددی، استراتژیای را تدوین کرد که به او اجازه داد پیروزی قاطعی را تضمین کند. چنین موفقیت تاکتیکی درخشانی، جایگاه دائمی او را در میان مشهورترین رهبران کره به ارمغان آورد. کیم پوسیک، نویسنده سامگوک ساگی، نیز پیروزی بر سویی را به اولچی موندوک نسبت داده است.[۱۹]
در کره، اولچی موندوک به عنوان یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ ملی شناخته میشود. در طول سلطنت هیون جونگ در دوره گوریو، زیارتگاهی برای اولچی موندوک در نزدیکی پیونگ یانگ ساخته شد. در دوره بعدی چوسون، او همچنان به عنوان یک شخصیت مورد احترام باقی ماند. یانگ سونگ جی، محقق و بوروکرات عالی رتبه قرن پانزدهم چوسون، و آن جونگ بوک، مورخ سیلهاک قرن هجدهم چوسون، هر دو برای او احترام زیادی قائل بودند. علاوه بر این، پادشاه سوکجونگ در سال ۱۶۸۰ دستور ساخت زیارتگاه دیگری را به افتخار اولچی موندوک صادر کرد.[۲۰]
در زمانی که کره زیر حملات و استعمار امپریالیسم ژاپن رنج میبرد، شین چههو، مورخ کرهای، ارزیابی کاملتری از اولچی موندوک را آغاز کرد. او در سال ۱۹۰۸ میلادی زندگینامهای از این ژنرال مشهور گوگوریو منتشر کرد و او را به عنوان نمونهای از روحیه ملیگرایی سنتی کره معرفی کرد. اولچی موندوک هنوز هم به عنوان یک قهرمان ملی مورد احترام است.[۲۱]
لی کی-بایک، یکی از برجستهترین محققان کرهای قرن بیستم، خاطرنشان کرد که تلاشهای اولچی موندوک در متوقف کردن تلاش سوئی برای فتح، یکی از اولین نمونههای تلاشهای کرهایها برای دفع سلطه خارجی است. در کره جنوبی، یک خیابان اصلی در مرکز شهر سئول، اولجیرو، به نام اولچی موندوک نامگذاری شده است.[۲۲]
دومین نشان نظامی بلندپایه کره جنوبی به نام اولچی موندوک نامگذاری شده است.[۲۳] نیروی دریایی جمهوری کره به افتخار اولچی موندوک، ناوشکن گوانگگهتو را ناوشکن کلاس بزرگ نامید. اثر ادبی اولچی موندوک، هانسی اولچی موندوک، یکی از قدیمیترین اشعار باقیمانده در ادبیات کرهای است.[۲۴]
یکی از رزمایشهای دوسالانه فرماندهی نیروهای مشترک بین کره جنوبی و ایالات متحده، به افتخار اولچی موندوک، «نگهبان آزادی اولچی » نام داشت. رزمایشی که با نام اولچی موندوک مفتخر شد، بزرگترین رزمایش فرماندهی و کنترل رایانهای تاریخ جهان است که بر چگونگی دفاع نیروهای ایالات متحده و کره جنوبی در برابر حمله کره شمالی تمرکز دارد.[۲۵]
تبارنامه
[ویرایش]بر اساس «سینجونگ دونگگوک یئوجی سونگرام »، یک کتاب جغرافیا از سلسله چوسون، اولجی موندوک شخصی از استان پیونگگان دو بود. اگر این گزارش صحیح باشد، اولجی موندوک اهل پیونگیانگ بود. از نظر حوزههای اداری فعلی، این مناطق عبارتند از: جوکسونگ-میون، گانگسئو -گون، پیونگان- دو، پنج استان در شمال جمهوری کره. سوک سام-ری، که طبق مناطق اداری کره شمالی، در جونگسان -گون به عنوان سوکداری شناخته میشود.
قدیمیترین سند مربوط به اولجی موندوک، سامگوک ساگی، بیان میکند که محل تولد و شجرهنامه خانوادگی او نامشخص است و نمیتوان آن را شناخت. جای تعجب است که شجرهنامه اجداد اولجی موندوک و اعمال بعدی او، یک قهرمان جنگی بزرگ که شایسته ثبت در کتاب سویی است، ثبت نشده است.
پساز سقوط گوگوریو کتب فراوانی از گوگوریو نابود گشت، چنانچه کتابی از گوگوریو باقی نماند، بنابراین اسنادی که باید شجره نامه وی را بررسی کرد، تنها اسناد چینی است. بعید است که مورخان چینی عمداً شخصیتی به نام اولجی موندوک را از این فهرست حذف کرده باشند.
علاوه بر این، سابقهای وجود دارد که امپراتور یانگ از سویی به یو مون سول و یو جونگ مون دستور مخفیانهای داده بود تا در صورت آمدن امپراتور یونگ یانگ یا اولجی موندوک، آنها را دستگیر کنند، بنابراین استنباط میشود که امپراتور یانگ از سویی از قبل شخصیتی به نام اولجی موندوک را میشناخته است.
در سال ۱۹۷۹ میلادی، پروفسور کیم وون ریونگ، باستانشناس، مقالهای را در مقالات یادبود شصتمین سالگرد تولد دکتر جئون هه جونگ منتشر کرد که نشان میداد تبار خانوادگی اولجی موندوک احتمالاً یک خانواده مهاجر با تابعیت کره بوده است، که جنجالهایی را برانگیخت. بر این اساس، نام خانوادگی اولجی موندوک، 'اولجی (乙支)،' ارزش آوایی مشابهی با 'اولجی (尉遲)، یکی از نامهای خانوادگی اشراف ژیانبی (鮮卑)، دارد، که نشان میدهد او ممکن است یک فرد تابعیت گرفته یا از نوادگان یک فرد تابعیت گرفته بوده باشد.
خاندان اولجی در اصل نام خانوادگی خاندان اولجی است که به همراه خاندان توئوبا (توئوبا شیانبی) از قبیله ژیانبی، در تأسیس وی شمالی نقش داشتند. در واقع، کسانی که نام خانوادگی اولجی داشتند، در فعالیتهای خود در طول، چندین نفر از خاندان اولجی، از جمله اولجی گانگ، اولجی هیونگ چین، سلسلههای وی، جین، جنوبی و شمالی و اولجی گیونگ دوک، وجود دارند.
گفته میشود که خاندان اولجی، که خانواده اولجی موندوک هستند، در سال ۵۸۰ میلادی برای جلوگیری از مجازات پس از مرگ اولجی هیونگ در حین تلاش برای متوقف کردن غصب قدرت توسط امپراتور یانگ جیان از سویی، به گوگوریو تبعید شدند. کیم وون ریونگ به شباهت تلفظ اولجی و اولجی و همچنین این واقعیت که حاشیهنویسی جلد هشتم گوی از زیژی تونگجیان بیان میکند که اولجی موندوک گاهی اوقات به صورت اولجی موندوک (尉支文德) نوشته میشد، اشاره کرد.
با این حال، استدلالهای مخالفی نیز در این مورد وجود دارد و برخی معتقدند که نام اولجی موندوک با افزودن کاراکتر جی (支)، که در زبان کرهای باستان به عنوان یک لقب افتخاری استفاده میشد، به خانواده اول (乙)، که یک خانواده اشرافی گوگوریو بود، شکل گرفته است. برخی از تواریخ غیررسمی نیز بیان میکنند که اولجی موندوک از نوادگان اول پاسو، وزیر ملی گوگوریو، بوده است.[۲۶]
علاوه بر این، طبق «شجرهنامه خاندان دان موکچئون»، نوادگان اولجی موندوک، خاندان اصلی آنها اول بود، اما تقریباً در زمان اولجی موندوک به اولجی تغییر نام داد. پس از آن، نوادگانی که به استفاده از خاندان اولجی ادامه دادند، در طول جنبش میوچونگ برای انتقال پایتخت به سوگیونگ در طول سلسله گوریو، به عنوان سربازان داوطلب شایستگی کسب کردند، منطقه دونسان در نزدیکی پیونگ یانگ را به عنوان یک تیول دریافت کردند و نام خانوادگی خود را به دان تغییر دادند. به همین ترتیب، دیدگاههای متناقضی در مورد خاستگاه اولجی موندوک وجود دارد.
از سوی دیگر، هونگ یانگ هو، نویسندهای در اواخر سلسله چوسون، در کتاب خود «هدونگ میونگجانگجون» نوشت که اولجی موندوک در سوکداسان در پیونگ یانگ متولد شد، والدین خود را در سنین جوانی از دست داد و به تنهایی بزرگ شد. با این حال، دورهای که هونگ یانگ هو را نوشت، مدتها پس از تدوین «سامگوک ساگی» بود و اعتبار متن پایین است زیرا هیچ منبعی را شامل نمیشود.
فرض بر این است که این رونوشتی از افسانهای درباره اولجی موندوک است که در منطقه پیونگ یانگ دست به دست میشد. در کتاب «دونگگوک ییسانگگوکجیپ » نوشته لی گیو بو، گفته میشود که اعمال اولجی موندوک در یوساندانگ واگی که توسط جانگ ایل گیو از سلسله مینگ گردآوری شده بود، ثبت شده است و او قطعاً وزیر گوگوریو بوده است.
با این حال، لی گیو بو، که در زمانی زندگی میکرد که گوریو علیه مغولها میجنگید، چگونه میتوانست از کتاب جانگ ایل گیو درباره سلسله مینگ اطلاع داشته باشد؟ این کتاب باید توسط کسی اضافه شده باشد. همچنین، در بون-گی از کتاب سامگوک ساگی، گفته میشود که اولچی موندوک وزیر گوگوریو بوده است.
بر اساس کتاب جدید تانگ، امپراتور گوگوریو لباسهایی با طرحهای پنج رنگ و تاجی از ابریشم سفید میپوشید و کمربند چرمی آن تماماً با طلا حاشیه داشت. وزرا تاجهای ابریشمی آبی و پس از آن تاجهای ابریشمی قرمز بر سر میگذاشتند. با قضاوت بر این اساس، به نظر میرسد که کلاههای رسمی طبقه اشراف در اواخر دوره گوگوریو از سوگول تکامل یافته و طبقات مانند امپراتور، وزرا و اشراف را به وضوح متمایز میکرد. بنابراین، اگرچه جزئیات مقام رسمی اولجی موندوک ناشناخته است، اما از آنجایی که او وزیر بود، اعتقاد بر این است که او در یک خانواده اشرافی عالی رتبه متولد شده است.[۲۷]
جنجال بر سر هویت
[ویرایش]علیرغم دستاوردهای قابل توجه اولچی موندوک، هیچ سابقه دقیقی از تولد یا زندگی او پس از جنگ وجود ندارد، بنابراین دانستن زمان تولد یا مرگ او غیرممکن است. در اسناد او ناگهان روزی در جنگی با سلسله سویی ظاهر شد، نیروی دریایی سویی را شکست داد و قتل عام کرد و پس از پایان جنگ دوباره ناپدید شد.
حتی یک زندگینامه مستقل از اولجی موندوک در کره وجود ندارد. اگرچه یک زندگینامه در سامگوک ساگی وجود دارد، اما چیزی بیش از ترکیبی از زندگینامههای یو ژونگ ون و یو ون شو در کتاب سوئی و مطالب مرتبط در زیژی تونگ جیان نیست.
با این حال، اگر او فرماندهی عالی نظامی و قدرت مذاکره دیپلماتیک یک کشور را در سیستم حکومت ائتلافی اشرافی داشت، این بالاترین مقام حتی در درون اشراف آن زمان محسوب میشد. علاوه بر این، با توجه به اینکه امپراتور یانگ از سوئی مخفیانه به ژنرالهای خود دستور داد تا اولجی موندوک را بکشند، فرض بر این است که نام او حتی در خارج از کشور نیز شناخته شده بود.[۲۸]
سابقهای از چنین شخصیتی، حتی محل تولد او، که معمولاً هنگام ذکر چهرههای معاصر ذکر میشود، وجود ندارد. در حال حاضر، در محافل دانشگاهی، نظریهای وجود دارد که خانواده اولجی موندوک، با وجود مقام رسمی عالی رتبه او در طول جنگ، واقعاً فروتن یا کاملاً ناشناخته بودند و این نظریه توسط بسیاری از محققان پذیرفته شده است. این نظریه تا حدودی با نظریه منشأ او از یک کشور یا قومیت خارجی که در بالا ذکر شد، مشترک است. دلیل اینکه مقامات گوگوریو، جایی که خانوادههای اشرافی بزرگ همیشه به قدرت میرسیدند و مناصب رسمی را در اختیار داشتند، به (منطقه) اصلی خود اشاره نمیکردند یا سال تولد و مرگ خود را ثبت نمیکردند، نیز به این دلیل است که پیشینه خانوادگی آنها بسیار محدود بود.
گفته میشود که خاندان اول، یک خانواده معتبر گوگوریو، در زمان سلطنت اولجی موندوک نام خانوادگی خود را به اولجیرو تغییر دادند و سپس در طول شورش میوچونگ، به سه برادر اولجیسو، اولجیدال و اولجیوون، به دلیل مشارکتشان در سرکوب شورش، عنوان دونسانبک اعطا شد و نام خانوادگی دونموئه به عنوان تیول به آنها اعطا شد، جایی که آنها ساکن شدند و شروع به استفاده از نام خانوادگی دان به عنوان نام خانوادگی خود کردند. با این حال، هیچ سابقه دیگری در مورد این شخص وجود ندارد و ریشههای خاندان دان به طور متفاوتی در دونگوک یئوجی سونگرام ثبت شده است. از آنجایی که ریشههای خانوادههایی که فقط در شجرهنامهها ظاهر میشوند اغلب اغراقآمیز هستند، غیرقابل اعتماد تلقی میشوند. دانجه شین چائه هو، بر اساس این سابقه شجرهنامه و مشاهدات مورخ ژاپنی شیرا توری کوراکیچی مبنی بر اینکه «در زبان تونگوس، پیامرسان «ایلچی» نامیده میشود»، استدلال کرد که «اولجی» اولجی موندوک یک عنوان مقام دولتی بوده و مشابه مقام دولتی اولجئول در دوران گوگوریو یا اوپچا در دوران سامهان بوده است.[۲۹]
اختلاف نظر بر سر نام
[ویرایش]در مورد نام خانوادگی اولجی که بخشی از نام کوچک اولجی موندوک در نظر گرفته میشود، اختلاف نظر وجود دارد. اول در کرهای باستان به صورت ایری خوانده میشد و به معنای "بزرگ" است. در نتیجه این اسم به عنوان نوعی عنوان احترامآمیز استفاده میشده است. بنابراین، نظریهای وجود دارد که اولجی به معنای عنوانی احترامآمیز برای یک شخص بزرگ است.
همچنین نظریهای وجود دارد که میگوید شخصیت جی مشابه شخصیت گونگ در «لی گونگ سون-سین استفاده شده است و فرض بر این است که نام خانوادگی، اول بوده است. برخی از سوابق تاریخی غیررسمی نیز بیان میکنند که اولجی موندوک از نوادگان اول پاسو، نخست وزیر گوگوریو، بوده است.[۳۰]
زندگی پس از جنگ
[ویرایش]تعداد قابل توجهی از مردم گوگوریو به شیلا مهاجرت کرده بودند و حتی بالهه که ادعا میکرد جانشین گوگوریو است، طبیعتاً او را به عنوان یک قهرمان ملی میشناخت، بنابراین باید برخی اسناد تاریخی مبتنی بر سنت شفاهی وجود داشته باشد.با این حال، حتی این اسناد نیز در طول دوره سه پادشاهی بعدی و جنگهای مختلفی مانند جنگ روسو یو از بین رفتند و در نهایت، مسیر خاص زندگی اولجی موندوک هرگز مشخص نشد. هنگامی که سامگوک ساگی تدوین شد، اسناد معاصر، به ویژه اسناد مربوط به دوره بعدی گوگوریو، از قبل ناکافی بودند. بنابراین، بسیاری از اسناد خراج با استفاده از اسناد تاریخی چینی نوشته شدند.
به همین ترتیب، به نظر میرسد که اسناد کمی از اولجی موندوک وجود داشته است. بنابراین، درست مانند تولد او، اطلاعات کمی در مورد زندگی او پس از جنگ با سلسله سوئی وجود دارد. این داستان مشابه داستان ارباب قلعه آنسی است که زندگی او با وجود شاهکارهای قابل توجهش در طول جنگ گوگوریو-تانگ به سختی ثبت شده است.[۳۱]
ارزیابی
[ویرایش]اگر نسلهای آینده میتوانستند تنها یک تار مو به او شباهت داشته باشند، میتوانستند استقلال کشور خود را حفظ کنند، و اگر میتوانستند تنها یک یا دو کلمه از سخنان او را گرامی بدارند، میتوانستند تاریخ کشور خود را پر کنند. بنابراین، اولچی موندوک نه تنها یک مرد بزرگ بینظیر در تاریخ ۴۰۰۰ ساله پادشاهی بزرگ شرقی ما است، بلکه در تمام کشورهای جهان نیز نادر است.
شین چائه-هو[۳۲]
اولچی موندوک نه تنها نیروی عظیم سلسله سوئی، قدرتمندترین ملت شرق آسیا در آن زمان، را مجبور به عقبنشینی کرد، بلکه نیروهای میدانی دشمن را نیز در نبردی کاملاً نابود کرد و به پیروزی بزرگی برای گوگوریو منجر شد. این یک دستاورد نظامی و شاهکاری است که تنها یک قهرمان جنگی بینظیر میتوانست به آن دست یابد و در آن زمان، سایر قدرتهای پیرامون سلسله سویی در وضعیتی بودند که همگی به یکباره توسط سلسله سویی سقوط کرده بودند.[۳۳]
او که از جنگ روانی پیشرفته برای فریب و تمسخر دشمن، قضاوت جسورانه برای شرکت در نبرد میدانی پس از قضاوت در مورد پیروزی قطعی با وجود تعداد زیاد دشمن، تشخیص دقیق اینکه عرضه جوهره پیروزی یا شکست در جنگ است و شجاعت به خطر انداختن جان خود برای جمعآوری مستقیم اطلاعات از دشمن برخوردار بود.
پادشاه سوکجونگ از سلسله چوسون، که مدتها بعد به سلطنت رسید، در سال ۱۷۰۷ میلادی به اولجی موندوک عنوان «چئونگچئون» را اعطا کرد و دستور داد که مراسم یادبودی برای او در معبد برگزار شود. در میان کسانی که این عنوان را دریافت کردند و در معبد ثبت شدند، یی سون شین، چوی یوندئوک، یی وونیک و کیم دوکهام بودند، اما اولچی موندئوک تنها کسی بود که از قبل از سلسله چوسون به این مقام رسیده بود.
ارزیابی کیم بوسیک
[ویرایش]کیم بوسیک، نویسنده سامگوک ساگی، نیز در زندگینامههای خود از اولجی موندوک، از ستایش اولجی موندوک که کشور را از بحران نجات داد، دریغ نکرده است. زندگینامههای اولجی موندوک ابتدا در سامگوک ساگی فهرست شدهاند و پس از آن زندگینامههای کیم یوشین آمده است.
اولجی موندوک شخصیتی آرام، مصمم و مدبر داشت و همچنین قادر به تألیف و تفسیر متون ادبی بود.
مقیاس ارتشی که توسط امپراتور یانگ در جنگ لیائودونگ بسیج شد، بیسابقه بود.
گوگوریو نه تنها از خود دفاع کرد، بلکه عملاً ارتش سویی را نیز نابود کرد. همه اینها تنها به لطف قدرت اولجی موندوک بود. در سالنامههای بهار و پاییز، زو ژوان، آمده است: "بدون یک بزرگ مانند اولجی، یک ملت چگونه میتوانست وجود داشته باشد؟"
— کیم بوسیک
علاوه بر این، میتوان مشاهده کرد که تدوینکنندگان سامگوک ساگی به دلیل عدم وجود سوابق، سوابق مربوط به اولجی موندوک را مستقیماً از سویی شو کپی کردهاند، اما آنها را در تلاشی برای ارائه ارزیابی مثبت از اولجی موندوک، دستهبندی کردهاند.[۳۴]
ارزیابی شین چههو
[ویرایش]«گوگوریو، با مساحتی کمتر از یک دهم وسعت و جمعیتی کمتر از یک صدم وسعتش، با سلسله سویی مخالفت میکرد. در حالی که روحیهاش قابل تحسین بود، تاکتیکهایش عمیقاً متزلزل بود. در آن زمان، اجتناب از انتقاد بیگانگان که میگفتند «یک مگس میازاکی که سعی دارد درختی تنومند را تکان دهد» باید دشوار بوده باشد، با این حال اولجیگونگ به تنهایی، قاطعانه وانمود کرد که چنین انتقادی را نمیشنود و با دشمن مقابله کرد. او دقیقاً به چه چیزی اعتقاد داشت؟ به عبارت ساده، این روح واحد استقلال بود.» — شین چههو
او اولچی موندوک را به عنوان نمادی از خودآگاهی متکی به خود توصیف کرد. شین چه هو در ادامه مینویسد:
«اگر نسلهای آینده میتوانستند تنها یک تار مو به او شباهت داشته باشند، میتوانستند استقلال کشور خود را حفظ کنند، و اگر میتوانستند تنها یک یا دو کلمه از سخنان او را گرامی بدارند، میتوانستند تاریخ کشور خود را پر کنند. بنابراین، اولچی موندوک نه تنها یک مرد بزرگ بینظیر در تاریخ ۴۰۰۰ ساله پادشاهی بزرگ شرقی ما است، بلکه در تمام کشورهای جهان نیز نادر است.» — شین چههو
او ضمن ستایش از او، خاطرنشان کرد که اساسیترین دلیل ناتوانی امپراتوری کره در آن زمان در حفظ نظام ملی خود به دلیل تهاجم نیروهای امپریالیستی ژاپن، ایدئولوژی سلسله چوسون مبنی بر پرستش قدرتهای بزرگ بود. برای شین چه هو، شخصیت تاریخی اولجی موندوک نمادی از «غرور ملی» و «روحیه استقلال» بود و او به الگویی برای رد نظریه وابستگی دگرآیینی کرهایها تبدیل شد که ژاپنیها برای توجیه سیاست استعماری خود نسبت به کره مطرح میکردند.[۳۵]
ارزیابی چانگهو
[ویرایش]«وقتی به کشورهای مختلف خارجی سفر کردم، متوجه شدم هر جا که یک قهرمان ملی شمشیرش را به اهتزاز درمیآورد، صدها هزار نفر در وصف او آواز میخواندند و هر جا که خون میریخت، دهها میلیون نفر میرقصیدند.
کسانی که بدن داشتند، بدن خود را به قهرمان تقدیم میکردند، کسانی که استعداد داشتند، استعدادهای خود را به قهرمان تقدیم میکردند و کسانی که دانش داشتند، دانش خود را به قهرمان تقدیم میکردند.
همچنان که یک ملت قهرمان را فرا میخواند و با هم به پیش میرفتند، قهرمانانی به وجود میآمدند. پس از واشنگتن، واشنگتنهای زیادی وجود داشتند و پس از ناپلئون، ناپلئونهای زیادی وجود داشتند.»
میتوان گفت که این آرزوی قلبی او بود که افراد زیادی از اولجی موندوک تقلید کنند و قهرمانان بسیار بیشتری مانند او ظهور کنند. به طور خلاصه، برای آن چانگهو، اولجی موندوک نمونهی بارز قهرمانی بود که همه باید به او نگاه کنند.[۳۶]
یادبود و گرامیداشت
[ویرایش]در مورد نام خانوادگی «اولجی، تفسیری وجود دارد که به معنای بزرگتر یا پدرسالار است، مانند ووتائه، یکی از عناوین رسمی گوگوریو. همچنین دیدگاهی وجود دارد که فقط «اِوُل» یک نام خانوادگی است و «جی» پسوندی برای عناوین افتخاری است. همچنین دیدگاهی وجود دارد که اولجی موندوک فردی تابع از تبار شیانبی بوده است، زیرا این نام خانوادگی شبیه به نام خانوادگی «اولجی» است که از تبار ژیانبی است و این موضوع بحث برانگیز است. از سوی دیگر، با توجه به سطح درک ادبیات چینی که در شعر پنج حرفی که او برای وو جونگ مون فرستاده بود، نشان داده شده است، دیدگاهی نیز وجود دارد که او یک قدرت اشرافی جدید بود که در آن دوره به عنوان یک طایفه قدرتمند محلی در مناطق ناکرانگ و دایفانگ ظهور کرد.[۳۷]
آثاری با نام او
[ویرایش]- اولجیرو: یک جاده و محله ای در سئول ناحیه جونگ
- مدال خدمت سربازی اولجی: مدال خدمت سربازی درجه ۲
- DDH-۹۷۲ اولجی موندوک: ناوشکن کلاس گوانگ گهتو بزرگ، دومین کشتی از این کلاس
- یگان اولجی: نام مستعار برای لشکر ۱۲ پیادهنظام کره جنوبی
در سینما و تلویزیون
[ویرایش]- «یون گهسومون (مجموعه تلویزیونی)»، اسبیاس، ۲۰۰۶ ~ ۲۰۰۷، بازیگر: لی جونگگیل
- «تهجویونگ (مجموعه تلویزیونی)»، کیبیاس، ۲۰۰۶ ~ ۲۰۰۷، بازیگر: ناشناخته
منابع
[ویرایش]- ↑ "을지문덕(乙支文德)". 네이버 블로그 | East Moon (به کرهای). Retrieved 2025-12-12.
- ↑ «삼국사기 < 한국 고대 사료 DB». db.history.go.kr. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۲.
- ↑ "창세역사 성인열전 | 수나라 100만 대군을 전멸시킨 살수대첩薩水大捷의 영웅, 을지문덕乙支文德 (下) :: 증산도 월간개벽". www.greatopen.net (به کرهای). Retrieved 2025-12-12.
- ↑ https://dh.aks.ac.kr/Encyves/wiki/index.php/%EC%9D%84%EC%A7%80%EB%AC%B8%EB%8D%95_%ED%91%9C%EC%A4%80%EC%98%81%EC%A0%95
- ↑ "을지문덕 (乙支文德)". 한국민족문화대백과사전 [Encyclopedia of Korean Culture] (به کرهای). Academy of Korean Studies.
- ↑ 홍양호, 《해동명장전》, 1794
- ↑ 조준, 〈안주회고〉, 《송당집》1권 칠언절구. 오광운, 〈살수첩〉, 《약산만고》5권 해동악부. 김수민, 〈을지문덕가〉, 《명은집》기동악부 등
- ↑ Kim Won-yong (1979). 전해종박사화갑기념 사학논총편집위원회 (ed.). 을지문덕의 출자에 대한 의론. 전해종박사화갑기념 사학논총. 일조각.
- ↑ "을지문덕". Korea Creative Content Agency. Archived from the original on 2021-09-20.
- ↑ "을지문덕 乙支文德". National Institute of Korean History. Archived from the original on 2022-09-07.
- ↑ "을지문덕(乙支文德)". Encyclopedia of Korean Culture. Retrieved 2022-02-02.
- ↑ "을지문덕 乙支文德,?~?". Doosan Encyclopedia. Retrieved 2022-02-02.
- ↑ «을지문덕».
- ↑ "을지문덕". www.doopedia.co.kr (به کرهای). Retrieved 2024-12-10.
- ↑ «우리역사넷». web.archive.org. ۲۰۲۲-۰۹-۰۷. بایگانیشده از اصلی در ۷ سپتامبر ۲۰۲۲. دریافتشده در ۲۰۲۴-۱۲-۱۰.
- ↑ "을지문덕 (r533 판)". 나무위키 (به کرهای). 2021-12-16. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ لی جونگ بین، 〈نعوظ و معنی بنای یادبود اولجی موندئوک در منطقه آنجو، پیونگان-دو در سال 1847، 《تاریخ و سیلهک》جلد 51، تاریخ و جامعه سیلاک، 2013
- ↑ هدف، 〈یادآوری Anju، 《Songdangjip》 جلد 1، هفت کلمه. اوه گوانگ وون، 〈سال یادداشت〉, 《Yaksan Mango》 جلد 5, Haedongakbu. Kim Soo-min، 〈Euljimundeokga〉, 《Myeongeunijip》 باند موبایل و غیره
- ↑ "Eulji Mundeok Biography | Pantheon". pantheon.world (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
- ↑ «jan 1, 612 - Ŭlchi Mundŏk's victory in the battle of Salsu (Timeline)». time.graphics. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۱.
- ↑ «Ulchi Hundok KoreanHistory.info». koreanhistory.info. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۱.
- ↑ Da-sol, Kim (2018-07-06). "[Weekender] Walking down the history of Euljiro". The Korea Herald (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
- ↑ "Order of Military Merit (South Korea)". Grokipedia (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
- ↑ «Gwanggaeto the Great Class / KDX-I Class Destroyer». Naval Technology (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۱.
- ↑ Pike, John. "Ulchi-Freedom Guardian". www.globalsecurity.org (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-11.
- ↑ "을지문덕 (r578 판)". 나무위키 (به کرهای). 2022-07-29. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "을지문덕 (r496 판)". 나무위키 (به کرهای). 2021-04-30. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "신증동국여지승람". 나무위키 (به کرهای). 2025-11-12. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "을지문덕 (r496 판)". 나무위키 (به کرهای). 2021-04-30. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "을지문덕 (r565 판)". 나무위키 (به کرهای). 2022-05-20. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "고구려를 지켜낸 구국의 명장 을지문덕(乙支文德 )". m.cafe.daum.net (به کرهای). Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "을지문덕". 나무위키 (به کرهای). 2025-12-11. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ «우리역사넷». contents.history.go.kr. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۲.
- ↑ "을지문덕". 나무위키 (به کرهای). 2025-12-11. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "을지문덕". 나무위키 (به کرهای). 2025-12-11. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "을지문덕". 나무위키 (به کرهای). 2025-12-11. Retrieved 2025-12-12.
- ↑ "을지문덕 (乙支文德)". 한국민족문화대백과사전 [Encyclopedia of Korean Culture] (به کرهای). Academy of Korean Studies.
| پیشین: یون تهجو |
نخستوزیر گوگوریو نامشخص |
پسین: یون گهسومون |