چهارمحال

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
استان چهارمحال و بختیاری.jpg

چهارمحال یکی از مناطق جغرافیایی ایالت سابق عراق عجم بوده‌است که هم اکنون در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده‌است. یکی از شعرای محلی در مورد محل‌های چهارمحال این چنین سروده‌است:

خواهی ار دانی محال اربعه باشد کجا

هست آن لار و کیار و میزدج با گندمان

منطقه چهارمحال، امروزه در شهرستان‌های شهرکرد، فارسان، کیار، بروجن و کوهرنگ واقع شده‌است.

موقعیت[ویرایش]

مؤلف کتاب «مرآت البلدان» در توضیح واژه «چهارمحال» می‌نویسد:از مضافات اصفهان و چهار ناحیه است معروف به محال اربعه و شرح هر ناحیه از قرار ذیل است:

۱- ناحیه رار: حدود این ناحیه جنوبی به شیراز، شمالی به فریدن، شرقی به اصفهان، غربی به میزدج.

۲- ناحیه کیار: حدود آن شمالی به میزدج، جنوبی به کندمان، مغربی پشتکوه بختیاری، شرقی به لنجان.

۳- ناحیه میزدج: درجرگه واقع است اطرافش از هر سمت کوه است چمنی وسط این دشت هست مسمی به چمن «کران» تخمیناً یک فرسخ زمین چمن است. حدود ناحیه میزدج از اینقرار است: جنوبی به بلوک کیار، شرقی به رار، غربی به بختیاری، شمالی به فریدن.

۴- ناحیه کندمان :حدود آن شمالی به میزدج، جنوبی به خاک شیراز، شرقی به سمیرم، غربی به پشتکوه.[۱]

تاریخچه[ویرایش]

چهارمحال حداقل از قرن ششم هجری قمری بدین نام شهرت داشته‌است؛ بعد از تشکیل حکومت اتابکان لُر در سال ۵۵۰ ه‍. ق، چهارمحال تا زمان صفویه جزء قلمرو این حکومت بوده‌است. در دوره صفویه و به خصوص پس از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان در زمان حکومت شاه عباس اول و پیگیری طرح انتقال آب کوهرنگ به زاینده رود توسط این پادشاه، بر اهمیت این منطقه بیش از بیش افزوده شده. بر اساس مطالعات انجام شده بخشی از نقاط استان در این دوره جزِء املاک و متصرفات طوایف کوچ نشین قشقایی بوده‌است.[۲] در همین دوره گروه‌های ترک، ارمنی در چهارمحال ساکن می‌شوند.[۳]

در دوره افشاریه حکومت چهارمحال بر عهده محب علی بیک قلچه ای از سرداران نادر شاه افشار بوده‌است. در دوران وی ابنیه و مساجد فراوانی در چهارمحال ساخته شد از جمله می‌توان به مسجد جامع شهرک اشاره نمود.[۴] در دوره قاجار، منطقه چهارمحال همواره از بلوکات اصفهان محسوب می‌شده‌است؛ مسعود میرزا ظل السلطان، در دوسفر پی در پی خود به چهارمحال، آن را بلوکی سرد، بسیار آباد، پر نعمت و پر جمعیت، با مراتع سبز و خرم و چمن‌های زیاد و آب فراوان وصف کرده و افزوده چهارمحال مشهور به هند کوچک است و بهترین بلوک اصفهان بعد از لنجان می‌باشد.[۵] اهالی این منطقه در طول تاریخ و همسایگی با ایل بختیاری، لطمات و صدمات بسیاری دیده و اموال و احشام و املاک بسیاری را از دست داده‌اند و بالاخره در عهد ناصری خوانین بختیاری مالک بعضی از قریه‌ها ی چهارمحال شدند.[۶]هفشجان مرکز سابق چهارمحال تا پایان عصر صفوی، شهر کیان مرکز چهارمحال در دوره افشاریه، چالشتر مرکز چهارمحال در دوره زندیه و اواسط قاجاریه و شهرکرد یا دهکرد سابق مرکز استان از دوره پهلوی و بطور رسمی از سال ۱۳۵۲۲ مرکز استان چهارمحال و بختیاری می‌باشد.[۷]

زبان و گویش[ویرایش]

زبان مردم استان چهار محال و بختیاری از دست نخورده‌ترین زبان‌های فارسی است؛ زیرا به دلایل مختلف به ویژه کوهستانی بودن منطقهٔ بیگانگان کمتر توانسته‌اند به این منطقه وارد شوند. این زبان از ریشهٔ فارسی پهلوی است که در آن لغات ترکی و عربی زیادی وجود ندارد. از دیگر زبان‌هایی که مورداستفاده قرار می‌گیرد، زبان ترکی با ریشهٔ آذری و قشقایی است که مردم برخی مناطق چهار محال با آن زبان صحبت می‌کنند.[۸] بر پایه تحقیقات پروفسور گرهارد دوئرفر گویش‌های ترکی رایج در چهارمحال در گروه زبانی اوغوزی میانه و جنوبی قراردارد، همچنین زبان ترکی رایج در فرادنبه و شهرکیان، از بکرترین لهجه‌های زبان ترکی در ایران می‌باشد.[۹]

پانویس و منابع[ویرایش]

  1. اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی. مرآت البلدان. 
  2. استان شناسی چهار محال و بختیاری. تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران. 73و74. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۰۵۲۰۱۴۷. 
  3. «مهاجر نشین های ارمنی در ایران». فصلنامه فرهنگی پیمان، زمستان 1394. 
  4. امین مقدسی قهفرخی. «مسجد شهر کیان». سایت استان چهارمحال و بختیاری. 
  5. «استان چهارمحال و بختیاری». دانشنامه جهان اسلام. 
  6. [www.ensani.ir/fa/content/197655/default.aspx «فرامین صادره به حکام چهارمحال»]. مجله وحید، 1356. 
  7. سیر تحولات تقسیمات کشوری. ۱۳۷۰. 
  8. استان شناسی چهارمحال و بختیاری. شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران. 
  9. «İran daki Türk Dilleri». Dil Araştırmaları Dergisi.