چاه زهید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
چاه زهید
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان کرمان
شهرستان قلعه‌گنج
بخش بخش مرکزی
دهستان قلعه‌گنج
مردم
جمعیت ۲۳۵ نفر
کد آماری ۱۱۵۷۶۴

چاه زهید، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قلعه‌گنج در استان کرمان ایران است. فاصله این روستا تا مرکز شهرستان قلعه گنج ۳۰ کیلومتر می‌باشد.

جمعیت[ویرایش]

این روستا در دهستان قلعه گنج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۵ نفر (۴۷خانوار) بوده‌است.

بیشتر جمعیت این روستا از فامیل‌های میرکی، احمدی و چمنی هستند.[۱]

از افراد مهم و معتمد این روستا می‌توان به سید مجمد علی حسینی، غلامجسین چمنی، ابراهیم میرکی و رضا میرکی نام برد

اولین قبرستان چاه زیهد در کنار تپه باستانی تم گبران

فرهنگ و هنر[ویرایش]

فرهنگ و هنر در این روستا جایگاه بالایی دارد بطوری که نه تنها دانش اموزان این روستا همه ساله رتبه‌های بالایی کسب می‌کنند بلکه از افراد موفقی همچون دکتر سپهر صدیقی نیز می‌توان نام برد

شعر[ویرایش]

شعر و شاعری همچنان در این روستا و سایر روستاهای سطح شهرستان از اهمیت بالایی برخوردار است.

یکی از معروف تزین شاعران این روستا صابر میرکی است که نه تنها در شعر و شاعری دستی توانا دارد بلکه به ۴ زبان زنده دنیا همچون انگلیسی، عربی، اردو و تا مقداری فرانسویی به راحتی تکلم می‌کند

زندگی نامه صابر میرکی[ویرایش]

زندگی نامه صابر میرکی از زبان خودش اینجانب صابر میرکی از عشایر و دامدار ساکن تمگران که در سن شش یا هفت سالگی به مکتب رفته و در آن زمان مدرسه ای وجود نداشت و مردم هم در یکجا سکونت نداشتند بلکه هر جا چرا یا علوفه ای بود مردم به آنجا مهاجرت می‌کردند و برای نگهداری دام کوشش داشتند و در محلی که چرا بود بیش از ۱۵ روز باقی نمی‌ماندند؛ و درس خواندن بسیار مشکل بود. من هم عموی پیری به نام مشهدی حسین میرکی داشتم که ۵ یا ۶ نفر را جمع می‌کرد و درس قرآن می‌داد. من هم الفبای زبان قرآن را با چند سورهٔ کوچک از وی آموختم. پس از آن مرحوم پدرم که از نظر سواد و املا مانند میرزا محمد دوراندیش منوجانی بود خط و املا به من آموخت. پس از آن من هم که چشم‌هایم به نور قرآن روشن گردید این گوهر گرانبها را ترک نکرده برای فراگیری علوم به آن دل دادم؛ و کتابهی دینی و مذهبی مانند خلاصهٔ مطالبی از دین اسلام خواندم و در آن کتاب حدیثی زیبا از حضرت علی (ع) خواندم که کمیل بن زیاد از حضرت سؤال کرد علم فضیلت تر است یا مال؟ حضرت در جواب فرمود یا کمیل العلم خیرٌ من المال. العلمٌ یحرسک و انت حرس المال. ترجمه:یا کمیل علم از مال بهتر است برای اینکه علم صاحب خود را نگهداری می‌کند مال صاحب باید او را نگهداری کند چون دیدم حضرت علی علم را دوست دارد دنبال علم رفتم و از مال گذشتم؛ و تاکنون چیزی هم یادنگرفته ام بلکه دنبال رو آن حدیث هستم. حضرت رسول اکرم فرمود خیرالدنیا والاخرت مع العلم. خیر دنیا وآخرت با علم است. صابر میرکی ۹۲/۴/۷ [۱]

شعرتریاک از صابر میرکی[ویرایش]

۱. منم تریاک یک ماری گزنده / بود در سینه ام سمی کشنده

۲. هر آنکس بو کند معتاد گردد / به پیش جملگی هم خوار گردد

۳. شود اندر زمانه سست اندام / تمام گفته‌هایش می‌شد خام

۴. برم از سر همی هوشش تمامی / کنم در گردنش بند غلامی

۵. گهی نایاب گردم گاه پیدا / گه دادند دوستانم جمله غوغا

۶. گهی در شهر باشم گه بیابان / گهی با پیرمرد گه با جوانان

۷. گهی با کودکان گه با زنانم / به پیش طالبان شیرین زبانم

۸. نصیحت بشنوید ای دوستانم / یقین می دان که من از دشمنانم

۹. بسی ثروت بسی باغ وبسی پول/ گرفتم از جوانان با یکی گول

۱۰. بسی سرها که من بر دار کردم/ بسی تجارها را خوار کردم

۱۱. جوانان را بسی کردم ناکام / بگردند گرد من از صبح تا شام

۱۲. ندارند با خدا راز و نیازی / ندارند غسل و نه خوانند نمازی

۱۳. عروسی جوانان گشت تعطیل / مثال پشه کردم گر بدند پیل

۱۴. بجای نو عروس رفتم در آغوش/ ربودم از سر این دوستان هوش

۱۵. اگر داری خرد بنما رهایم / مده دیگر تو پولی در بهایم

۱۶. که دادم خانه ات اکنون به دوشت / بکن این پند من دائم به گوشت

۱۷. مخور دیگر تو این زهر هلاهل / مشو از کار خود دیگر تو غافل

۱۸. به فکر آخرت باش و حسابت / ببین چه ثبت کردی در کتابت

۱۹. اگر خواهی دگر از من رهایی /بزن در روز وشب طبل جدایی

۲۰. ز قید و بند من آزاد گردی / گه بی من در جهان تو شاد گردی

شعر صاحب الزمان به زبان محلی[ویرایش]

السلام ای مهدی صاحب زمان مولای ما / السلام ای یاور مستضعفان یوسف زهرا بیا

بیچه روتهی تو پرده ای عزیز فاطمه / عاشقون مشتاق دیدارت یوسف زهرا بیا

پرده دور کَن ای روی ماهِت ای امام / شاد کن یِه دوستانِت یوسف زهرا بیا

گشته دنیا حالا پر ای جور و ستم / ما ندارین یاری غیرِت یوسف زهرا بیا

هیچ دینی ما نموندیسته ای اهل کتاب / کُل شون هستن حیوان یوسف زهرا بیا

آ مسیحی و کلیمی و یهودی و دغا / سوهشونه قران جدت یوسف زهرا بیا

می‌گساری و قمار روز و شو کارشان / کنن بر مسلمین همیشه ستم یوسف زهرا بیا

ساختهی آمریکا و همرنگی بمب اتم / تو نابود کن یه اسلحه یوسف زهرا بیا

بر کمربند ذوالفقار تو فاسقون نابد کَن/ شک کَن ریشه ظلم وستم یوسف زهرا بیا

یه حکایت دل تمام دوستانت سوهتهی / ما همه هستین عزادار یوسف زهرا بیا

مادرت زهرا به دست دشمنان بوده شهید / آن لعینان اصحاب یوسف زهرا بیا

یه جهان پر کَن تو ای عدل وداد / جان ببو به قربانت یوسف زهرا بیا

ما همه موریکین تو سلیمان پادشاه ای راه لطف نگاه کن به مور یوسف زهرا بیا

شیعیان در هر کجا هستِن منتظر میرکی در روستای تمگران یوسف زهرا بیا

شعر اقتصاد[ویرایش]

یک حکایت انویسم مختصر ای یاوران قصه بدبختی و گرونی در جهان / وضع دنیا ادیدی هر جا گشته خراب هچ کسی ناکن دگه کار ثواب

قلعه گنج و تا منوجان رودبار مردمون هستن کشاورز دامدار/ آدمی چند فقیر و مؤمن دوستدار آ رسول و اهلبتی هشت و چهار

کارشون اصلاً نداره فایده نه کشاورزی نه دامداری نه رمه / کیسهٔ کودی جهاد بوده سی هزار آ کرایهٔ تراکتورو بذر هم در کنار

آ حقوق عمله و کامبا و درو ای کجا بیارن پا بهرن جلو / دست خالی هم نداره قدرتی تا کشاورزی بکن با عزتی

گر جهاد یاری نکن ای ناتوان یه فقیر مردم و کشاورز زمان / احتمال داره دو تا سه سال دگه یه خطر پیش بیا ای مردم همه

یک موتور روشن نابو یه سرزمین خشک ابو مگ وکشاورزی یقین / یه کمی بشنو ز وضع اقتصاد ناله‌ها دارن پیرزالون ومردم زیاد

کیسه یارتی رسیده چل هزار مردمان گشتن به بدبختی دچار / پول یارانه نارسه به هیچ چیز قیمت یه کیسه یارتین ای عزیز

آ برنج و گوشت روگن هم کجا آ لباس و قند و چایی ای برا / یه رئیس جمهور روحانی جدید دادهی بر ملت ایران نوید

یه گرونی دور اکن یه دغدغه تا ببو ارزون هر چیزی دگه / وعدهٔ سید بوده تا سه ماه منتظر مردم نشته و اکن نگاه

موسیقی[ویرایش]

تصویر فوق، حضورگروه هنری آوای چنگ قلعه گنج با هنرمندی ابراهیم میرکی در کاریز کیش

از موسیقی پردازان این روستا می‌توان به دو برادر ابراهیم میرکی و ایمان میرکی نام برد که در مراسمات سنتی و عروسی‌ها با ساز مجلی جنوبی به نام قیچک به هنرمندی و خوانندگی می‌پردازند

آداب و رسوم[ویرایش]

آداب تولد[ویرایش]

زندگی ساده و روستایی در شرایط زمانی گذشته علاقه فرزند خواهی خصوصاً پسر را بوجود آورده است. از این جهت زن و مرد از بدو زندگی مشترک با گرفتن دعا چل بر به فکر راحتی زاد و ولد بده‌اند اگر چه این مسایل غیر علمی بوده اما برای امید زندگی مؤثر بوده است. بعد از تولد نوزاد اگر زنی تازه ازدواج کرده به دیدار او بیاید، اول باید دعای چل بر بگیرد و بعد به دیدار نوزاد بیاید. از شب اول تا ششم تولد نوزاد اطرافیان و نزدیکان او شب‌ها برای شب نشینی و خوشگذرانی دور هم جمع می‌شوند و به بازیهای سنتی، مجلسی و قصه گویی می‌پردازند. هنگامی که بچه دندان درمی‌آورد آش نذری درست می‌کند. برای تهیه مواد آن مادر یا خواهر بزرگتر بچه وسایلی مانند سرمه دادن، آینه دادن، مسواک (گیاهی بریا زیبایی دندان استفاده می‌کند) را داخل کتری و بر در خانه‌ها می‌زنند، آنها مقداری از آن وسایل را استفاده می‌کنند بجای مواد لازم آش می‌دهند خانواده نوزاد در طول شب به حالت شب زندهداری آش را می‌پزند و نزدیک صبح آنها را بر در خانه‌ها توزیع می‌کنند

آداب ازدواج[ویرایش]

ازدواج‌های مناطق قلعه گنج در گذشته بیشتر درون فامیلی یا درون طایفه ای بودند برای بیان این مطلب ضرب‌المثلی رایج است که می‌گویند وصلت با خودی؛ سودا (معامله) با غریب چند شب قبل از شب حنا بندان و عروسی همسایگان و فامیل در خانواده داماد دور هم جمع می‌شوند در آنجا زنان ترانه‌های سنتی می‌خوانند و دست می‌زنند و «شیلی» می‌کنند. مردان به پایکوبی و چوب بازی می‌پردازند که به شبهای سورانی معروف است

خواستگاری

ازدواج این مناطق در گذشته بیشتر درون فامیلی یا درون طایفه ای بودند بریا بیان این مفهوم هنگامی وصلت ایجاد شد که آن دو طایفه باید در یک طبقه اجتماعی بودند در مورد انتخاب همسر گاهی دیده می‌شد که والدین نقش عمده ای ایفا می‌کردند و آن به چند گونه است هنگامی دختری متولد می‌شد کسی که پسر چند ساله ای داشت او را برای پسر خود ناف بش می‌کردند که در گویش محلی به این وصلت «نمی داکی» می‌گویند و دیگر هنگامی که پسر به سن بلوغ می‌رسد والدین یکی از دختران فامیل یا همسایه را برای ازدواج با او انتخاب می‌کردند اگر ازدواج با غریبه یا مرد بزرگ‌سال باشد مقداری مالی بریا رضایت پدر دختر می‌داند که آن بدل گو گفتند اگر ما در هدیه ای بگیرد شیر بها می‌گویند امروز در بیشتر ازدواج‌ها دختر و پسر نقش عمده ای در انتخاب همدیگر دارند.

دوران نامزدی

به دلیل پایین بودن سن ازدواج در گذشته دختران در اکثر موارد هنگامی که نامرد خود را می‌دیدند یا فرار می‌کردند یا قایم می‌شدند که به این مسئله رو گرفتن می‌گویند اگر دوران نامزدی خانواده پسر پارچه یا مقداری لباس به عروس خود هدیه می‌دهند می‌گویند جل پل شده است. مدت نامزدی معمولاً چندین ماه تا یکسال بیشتر نبود و اگر طول کشید به علت سوگواری بوده و اما اخیراً دوران نامزدی که از خواستگاری تا شب عروسی می‌باشد به چندین سال هم می‌رسد که این دوران دختر و پسر به فکر خانه و وسایل رفاهی هستند.

عقد کنان

در گذشته در بیشتر موارد هنگام قرائت صیغه عقد زوجین حضور نداشتند و والدین در طی مشخصات زوجین را بروی کاغذی نوشته و به نیابت آنها به نزد روحانی عاقد می‌رفتند و صیغه عقد می‌خواندند که به جای عقد بستن می‌گفتند کاغذ گرفتن و اگر کار به جایی می‌کشید می‌گفتند کاغذ را شسته‌ایم گاهی در مناطق دور دست که مراسم عقد و عروسی در یک شبانه روز انجام می‌گرفت به دلیل تأخیر کسانی که برای قرائت عقد و نکاح به نزد عاقد می‌رفتند مجبور بودند شب زفاف را به تأخیر بندازند در شب عقد کنان هر دو خانواده عروس و داماد در خانه پدر عروس جمع می‌شدند گوسفندی را می‌کشتند یا شربت و شیرینی می‌دادند و هدیه‌های مختلفی به یکدیگر می‌دادند.

مراسم جل برن

یک روز قبل از جشن عروسی خانواده و فامیل داماد که بیشتر زن هستند لباس‌ها، پارچه‌ها و طلاها را در صندوق می‌گذارند و با هلهله و شادی به خانه عروس می‌برند و با ترانه‌هایی می‌گویند «گل برآورده، گل برآورده – ماشاءالله داماد سیم زر آورده» و در آنجا خیاط چادر و لباسهای عروس را می‌دوزند. در شب عروسی هنگامیکه داماد را به خانه عروس می‌برند، کنیز دربان خانه عروس تا هدیه ای نگیرد در را به روی او باز نمی‌کند. به این رسم «ذهن لحر گرونی» می‌گویند. عروس که از روزها و ساعت‌ها قبل چشمان خود را بسته برای باز کردن آن هدیه ای از داماد به نام «رو گشونی» می‌گیرد. پدر داماد قبل از اینکه عروس و داماد به منزل خود بروند ف گوسفند را جلو خانه آنها می‌کشد و آنها پای راست خود را به خون ان آغشته می‌کنند تا از هر گزندی در امان باشند هنگامیکه روی تخت نشستند یکی از نزدیکان سر آنها را به هم می‌زند زیرا بر این باورند وقتی سر دو زوج را به هم می‌کوبند محبتشان بیشتر می‌شود و در برابر سختی‌ها مقاوم می‌شوند. دهل زدن، گوسفند ذبح کردن و مراسمی که صبح روز بعد انجام می‌شود «پا تختی» می‌گویند هنگامی که عروس را به طرف تخت می‌برند همه با هم می‌خوانند

ورخیز و رخیز ای صنم حالا مجال رفتن است

حالا که بردن دختر تنها نشسته مادر

و با این طریق مراسم عروسی به پایان می‌رسد

اعتقادات رایج[ویرایش]

چشم زخم[ویرایش]

اعتقاد دارند که چشم زخم یا شوری چشمی قدرتی دارد که می‌تواند بسیاری از کارها را از حالت عادی خارج کند و برای از بین بردن قدرت آن باریختن آب دهان بر روی فرد یا شی ء مورد نظر از قدرت چشم زخم می‌کاهند برای این که چشم زخم زنان بر روی نوزاد اثر نکند نزدیکان آن نوزاد مقداری از موهای خود را برروی آتش می‌سوزانند

- در کتاب گرفتن" و دعا گرفتن برای بیشتر بیماریها مانند چشم زخم و غیره مفید است.

ماسگ یا ماسه بندی[ویرایش]

با استفاده از پشم گوسفند و گاهی بصورت تجملاتی با استفاده از پشم شتر بصورت ۷ رشته باریک بافته می‌شود که افراد خاصی که در این فن تبحر دارند اقدام به پیش گویی می‌کنند. این پیش گویی می‌تواند برای پیدا کردن شی گمشده باشد یا پیش بینی نتیجه کاری که شخص ثالثی قصد انجام آن را دارد. افراد بومی و محلی این تارهای بافته شده را ماسگ می‌نامند، نکته قابل توجه این است که نتیجه ماسگ بندی هنگام اذان مغرب صحیح نیست. از جمله افراد حرفه ای ماسگ بندی در این روستا می‌توان به پیربخش میرکی نام برد

اعتقادات منسوخ[ویرایش]

در شب نمک و شیر از خانه بیرون نمیبرنددزیراباعث کم شدن رزق می‌شود. هنگامی که خشکسالی بود و باران نمی‌آمد رسمی بدین طریق بود که تکه سنگی را داخل خمیر آرد می‌کردند و به آن خمیر نام می‌پختند و آن نان‌ها را بین مردم توزیع می‌کردند اگر نانی که سنگ در آن است قرار گرفته به هر کس می‌رسد او را می‌گرفتند و با دست مشتی به پشتش می‌زدند، می‌گفتند بگو کی باران می‌آید هنگامی که نانها را بر در خانه‌ها توزیع می‌کرد این شعر می‌خواندند.

ای خدا یوربده بارون بده جوجه جوکارون بده / ارزن به مسکینن بده گندم به سالارن بده

جای سالارن کجاست زیر تخت مصطفی است / مصطفی در منبر است منبر پیغمبر است.

می‌روم پیش علی می‌کشم قوچ و نری / هر هر میش لاغری دنبه بشون بپروری

ورزش[ویرایش]

جوانان روستای چاه زیهد به فعالیت‌های ورزشی علاقه زیادی دارند به طوری که همه ساله مسابقات ورزشی به میزبانی چاه زیهد صورت می‌گیرد و مقام‌های بالایی نیز در این مسابقات کسب می‌کنند

مشکلات[ویرایش]

مسکن[ویرایش]

از مشکلات روستای چاه زیهد خانه‌هایی است که کمیته امداد برای مستضعفان بنا کرده. این خانه‌ها که تقریباً ۵سال پیش پی ریزی شده‌اند هنوز که هنوز است کامل نشده‌اند فقط چند اسکلت فلزی بالا برده‌اند که نه سقفی دارن و نه در و پیکری. تعجب اینجاست که با خبر شدیم کمیته امداد این خانه‌ها را قسط بندی کرده مستضعفان باید بپردازند.

آب قابل شرب[ویرایش]

چاه زیهد مثل بیشتر روستاهای قلعه گنج مشکلات زیادی دارد که از مشکلات حیاتی آن می‌توان به نداشتن آب شیرین و عدم تأمین برق آن اشاره کرد. آب آشامیدنی و لوله کشی شده بسیار شور و غیرقابل خوردن است و تاکنون هیچ اقدامی از طرف مسئولین برای رفع این مشکل صورت نگرفته است

اینترنت[ویرایش]

ار دیگر مشکلات این روستا تک اپراتوری آن است. در این دنیای پیشرفته کمتر جایی پیدا می‌شود که شبکه‌های موبایل در آنجا نباشد ولی این روستای با فرهنگ و دارنده پیشینه چند صد ساله به دلیل بی ملاحظگی مسوولین فاقد شبکه 3g است.

منابع[ویرایش]